18نوامبر2017

04 آبان 1396 نوشته شده توسط 

گزیده ای از گفتگو با راسل کاپمن، شهردار ان.دی.جی کت دنژ

گزیده ای از گفتگو با راسل کاپمن، شهردار ان.دی.جی کت دنژ

222

آقای کاپمن شما به اندازه کافی مشهور هستید که نیاز به سوال از پیشینه کاریتان نباشد، فقط کنجکاوم بدانم چرا در سال 2009 تصمیم گرفتید از نمایندگی پارلمان کبک استعفا داده و سمت معاونت دانشگاه کنکوردیا را بپذیرید؟

من اولین بار سال 1995 به نمایندگی انتخاب شدم وحدود چهارده سال عضو پارلمان بودم، 9 سال در جناح مخالف و پنج سال هم عضو دولت بودم. دلیل تصمیم به استعفا مجموعه ای از عوامل بود از جمله هزینه هایی که عضو پارلمان بودن به خانواده ام تحمیل میکرد. من حدود یک سوم سال را در کبک سیتی و دور از خانواده میگذراندم  و دوری از خانواده به طور روز افزونی سخت شده بود. در اولین دوره نمایندگی من در 1995، دخترم به دنیا آمد و تنها سبک زندگی که می شناخت این بود که پدری دارد که عضو پارلمان است. من یک روز نشستم حساب کردم و متوجه شدم که تا آن روز، من در حدود یک سوم روزهای زندگی دخترم حضور نداشتم و در کبک سیتی بودم. دلیل بعدی این بود که یک مختصر مشکل سلامتی در آن زمان داشتم که الان رفع شده است. دلیل سوم اینکه در زمانی که من استعفا دادم، بعد از پانزده سال نمایندگی، انرژی و شوق کمتری برای این کار احساس می کردم  و به این نتیجه رسیدم که باید فرد جدیدی که انرژی و شوق بیشتری دارد این کار را بر عهده بگیرد و بنابراین داوطلبانه استعفا دادم. معمولا گفته می شود که وارد شدن به سیاست آسانتر از خارج شدن از آن است اما من تصمیم گرفتم که خارج شوم و پشیمان نیستم چون نیاز داشتم کار دیگری را انجام بدهم و وقتی که این فرصت در کنکوردیا پیش آمد، قبول کردم چون به تدریس هم علاقه داشتم. البته این تغییر خیلی بزرگی بود که معتقدم تصمیم درستی برای من و خانواده ام و برای حوزه انتخابیه من بوده که شاید به فرد جدیدی با انرژی جدید نیاز داشتند.

 

تا چه حد با جامعه ایرانی و افغان مونترال و منطقه کت دنژ ان دی جی آشنا هستید؟

نه به اندازه کافی، ما آنقدرها با کامیونیتی ایران و افغان در ارتباط نبودیم. در چهار سال گذشته یکی از روشهایی که ما برای آشنایی با کامیونیتی ها بکار بردیم استفاده از آمار بوده است مثلا آماری که Stat Canada در رابطه با زبان یا اصلیت ساکنان هر منطقه می دهد. بر اساس آمار 2016 ساکنین ایرانی کانادا  رشد زیادی داشته اند. ولی ارتباط زیادی تا به حال بین کامیونیتی ویا سازمان هایی که معرف جامعه ایرانی هستند و شهرداری وجود نداشته است. و من مایل هستم که این مساله در آینده اصلاح بشود.

 

تا آنجایی که من اطلاع دارم درصد عمده ای از ایرانی ها و افغان های ان.دی.جی تازه مهاجرانی هستند که چالش هایی مثل یادگیری دو زبان جدید و پیدا کردن کار دارند. فکر می کنید شهرداری چه کمکی می تواند به کاهش این مشکلات بکند؟

این مساله جدی است و من وقتی که عضو پارلمان بودم از این مشکلات تازه مهاجران اطلاع داشتم و اهمیت این مساله را می دانم. حل این مشکل تا حد زیادی برعهده دولت استانی است و قدم اول در این زمینه این است که این مشکل به رسمیت شناخته شود و انکار نگردد. شهر مونترآل تحت ریاست دنی کودر خیلی در این زمینه فعال بوده  و ما دفتر تازه واردان به مونترآل Bureau d'intégration des nouveaux arrivants à Montréal (BINAM)  را ایجاد کردیم. این دفتر در زمان ورود تعداد قابل توجهی از مهاجران سوری به مونترآل بوجود آمد تا سازمان های مختلفی را که به مهاجران کمک می کنند را سازماندهی نماید. همه مهاجران می توانند از خدمات این دفتر که حدود یکسال است تاسیس شده بهره ببرند. به عنوان مثال این دفتر با گروههایی که در زمینه اسکان مهاجران یا گروههایی که در زمینه آموزش زبان فرانسه فعالیت دارند، همکاری می کند. شهرداری همین طور به طور مرتب به دولت کبک درباره مسایلی مانند معادل سازی مدارک و غیره گزارش می دهد چون ما واقف هستیم به این واقعیت که اکثر قریب به اتفاق مهاجران به استثنای پناهندگان، داری تحصیلات  عالیه و تجربه کاری مناسب هستند و ما باید با سازمان های مختلفی مثل نظام پزشکی یا نظام مهندسی کار کنیم تا در آن ها حساسیت بیشتری ایجاد بشود نسبت به این که این مدارک باید معادل سازی بشود آن هم در زمان کمتری.

به این دلیل که می دانیم این مهاجران می خواهند وارد جامعه بشوند و برای این منظور باید کار مناسب و مرتبط با سابقه کاری خود داشته باشند.

 

یکی از دلایلی که مهاجران بعد از مدتی ان دی جی را ترک می کنند این است که کارمناسبی پیدا نمی کنند، فکر می کنید چه کاری می شود کرد که آنها را در ان.دی.جی نگه داشت؟

پاسخ و راه حل آسانی برای این مساله وچود ندارد که اگر وجود داشت تا کنون پیدا شده بود. ما می دانیم که نرخ بیکاری در میان تازه واردان بسیار بالاتر از افرادی است که این جا به دنیا آمده اند. باید با کسب و کارها، موسسات آموزشی، سازمان های تخصصی کار کنیم تا اطمینان حاصل شود که بهترین دستور العمل برای تضمین موفقیت این افراد در دستور کار است، اما این همیشه یک چالش بزرگ خواهد بود. من شخصا افرادی را که از کشورهای دیگر آمده اند که در این جا مستقر بشوند را تحسین می کنم. و از چالش هایی که با آن رو به رو هستند، با اطلاعم، اگر چه شخصا با آن ها دست و پنجه نرم نکرده ام. من از طرف پدری، سومین نسل مهاجر هستم، اما مادر من در باربادوس به دنیا آمده است و چیزی که من به همه می گویم این است که همه ما مهاجرانی هستیم که از جای دیگری به این جا امده ایم، تنها تفاوت در این است که چه زمانی آمده ایم؟ و البته از کجا آمده ایم؟ اجداد من از بریتانیا آمده اند و تجربه مهاجرت از انگلیس با تجربه مهاجرت از آفریقا یا خاورمیانه یا شرق دور یکی نیست چون آن ها مشکل یادگیری یک زبان جدید را نداشتند و از لحاظ نژادی جز اکثریت بودند. البته آن ها هم چالش های خودشان را داشتند چالش زندگی در یک کشور جدید مثل  این که اگر یک کانادایی به آمریکا برود چالش هایی خواهد داشت اما خیلی متفاوت است با این که مثلا بخواهد به تهران برود که باید کاملا همه چیز را از اول شروع کند. این جاست که اهمیت سازمان هایی که به مهاجران کمک می کنند مشخص می شود. 

 

متن کامل این گفتگو را در «هفته» شماره 461 بخوانید