18نوامبر2017

03 آبان 1396 نوشته شده توسط 

با ژابیز شریفیان، کاندیدای انتخابات شورای شهر مونترال

حجت صالحی
ویل‌ماری، شهردار مستقل می‌خواهدP21-IMG 8450
خانم ژابیز شریفیان در 12 سالگی به همراه مادرش به مونترال آمده و تحصیلات دبیرستان، کالج و دانشگاه را در مونترال به اتمام رسانده است. فارغ‌التحصیل مهندسی مکانیک از دانشگاه مگ گیل و فوق‌لیسانس در معماری و شهرسازی با گرایش مدیرت پروژه از دانشگاه مونترال است. بعد از اتمام تحصیلات، به مدت یک سال با بانک جهانی مشغول به کارشده و سپس به ایران رفته و مدت شش سال در ایران کار و زندگی کرده است. بعدازآن به همراه همسرش به ترینیدادوتوباگو رفته و دو سال و نیم هم در آنجا مشغول به فعالیت بوده و نهایتاً در اواخر سال 2010 به کانادا بازگشته است. پس از بازگشت به کانادا به فعالیت در بخش خصوصی درزمینهٔ مدیریت پروژه و مدیریت دپارتمان روی آورده و در پروژه‌های مختلفی درزمینهٔ ساخت‌وساز و معدن مشغول بوده است. وی بعد از تولد دومین فرزندش، تصمیم گرفته به کار با بخش خصوصی پایان داده و وارد حوزه کارهایی شود که بتواند بیشتر به جامعه خدمت کند. به همین خاطر وقتی به او پیشنهاد شد برای انتخابات شورای شهر، کاندید شود، قدم به میدان گذاشت.
با توجه به تحصیلات و تجربه شما طبیعی است که وارد مدیریت شهری بشوید، اما چرا «پروژه مونترال» را به‌عنوان حزب سیاسی متبوع خود انتخاب کردید؟
خب به این دلیل که من در کنار ساخت‌وساز شهری مطابق با نیازهای مردم، به مشارکت مردم هم اعتقاددارم. پروژه مونترال تنها حزبی است که شهروندان می‌توانند در آن عضو شوند و در تدوین برنامه‌های حزب برای شهرشان شرکت داشته باشند. این حزب حدود پنج هزار عضو دارد و صدای مردم است.
در اینکه مشارکت مردم مهم است هیچ شکی نیست ولی آیا فکر می‌کنید مشارکت همه در یک کار تخصصی مثل تدوین برنامه درست است و آیا در بقیه احزاب امکان اظهارنظر وجود ندارد؟
من فکر می‌کنم مشارکت همه کار درستی است و این اصل دموکراسی است که هرکسی با هر تفکری می‌تواند شرکت کند و نهایتاً هم اکثریت می‌برد، وقتی هم که کار خیلی تخصصی می‌شود بر اساس آمار و واقعیت‌ها تصمیم گرفته می‌شود.
در مورد بقیه احزاب هم در این انتخابات فقط گروه آقای کودر هست که خیلی فعال است. آن‌ها فقط دیدگاه شخص آقای کودر را در مورد مسائل شهری دنبال می‌کنند و این امکان که شهروندی بتواند حرفش را بزند نیست. حتی خیلی وقت‌ها دیدیم که نظر شهروندان علیرغم انجام نظرسنجی عمومی نادیده گرفته‌شده است. مثلاً نظرسنجی که در منطقه پیترمک‌گیل انجام‌شده در مورد تعیین کاربری برای زمینی متعلق به گروه مذهبی فرانسیس کن که قصد فروش آن را داشتند و در نظرسنجی مردم خواستار احداث پارک و زمین بازی بودند که در این منطقه کمبودش احساس می‌شود و فضای باز محدودی هم به علت واقع‌شدن در مرکز شهر در دسترس هست. شهرداری نه‌تنها نتایج نظرسنجی را نادیده گرفت بلکه امکان رفراندوم را هم به استناد به قانون پروژه‌های استراتژیک از مردم گرفت و خرید این زمین خودداری کرد. نهایتاً یک شرکت خصوصی فعال درزمینهٔ ساخت‌وساز این زمین را برای احداث آسمان‌خراش خرید.
چه کسی تعیین می‌کند پروژه استراتژیک است؟
خود شهردار، ولی باید به روح قانون هم توجه شود پروژه استراتژیک باید مدرسه، بیمارستان و یا پروژه‌های مشابه باشد.
شما از یکی از مناطق واقع در مرکز شهر مونترال کاندید شدید، بفرمایید اهمیت این منطقه در چیست؟
این منطقه قلب مونترال و مرکز اقتصادی و بازرگانی شهر است، روزانه چیزی حدود سیصد هزار نفر برای کار به مرکز شهر می‌آیند و چیزی حدود صد هزار نفر هم در این مرکز شهر زندگی می‌کنند بعلاوه دو تا از بهترین دانشگاه‌های کانادا یعنی دانشگاه مک گیل و کنکوردیا در این منطقه واقع‌شده‌اند و بخش عمده‌ای از دانشجویان هم در همین منطقه زندگی می‌کنند؛ بنابراین به لحاظ اجتماعی و اقتصادی بسیار مهم است. یکی دیگر از ویژگی‌های این منطقه شکاف طبقاتی بالای آن است.
به نظر شما مشکلات اصلی مرکز شهر به‌طورکلی و منطقه پیتر مک گیل به‌طور ویژه چیست؟
یکی از مشکلات مرکز شهر یعنی منطقه ویل‌ماری و ناحیه پیتر مک گیل به‌عنوان یکی از سه ناحیه ویل‌ماری عدم وجود شهردار مستقل است یعنی شهردار مونترال به‌طور هم‌زمان شهردار ویل‌ماری هم هست و این باعث می‌شود که منافع این منطقه از شهر تحت‌الشعاع منافع مونترال قرار می‌گیرد. برنامه ما این است که برای ویل -ماری شهردار مستقل تعریف کنیم که پیگیر منافع ساکنین این منطقه باشد.
مشکل بعدی در پیتر مک گیل این است که شاید تنها منطقه‌ای در تمام شهر باشد که یک دبستان و یا دبیرستان دولتی ندارد و خدمات بسیار کمی برای خانواده‌ها وجود دارد، به همین دلیل خانواده‌هایی که بچه کوچک دارند از این منطقه می‌روند. تازه همین هفته پیش کتابخانه بسیار کوچکی برای بچه‌ها در این محله افتتاح شد.
برنامه شما برای این محله چیست؟
من چهار بحث کلی دارم:
اول بهبود کیفیت زندگی که خود شامل برنامه‌های مختلفی مثل مذاکره با وزارت آموزش برای احداث یک مدرسه، افزایش دسترسی عمومی به فضای سبز، زمین بازی برای بچه‌ها و امثال این هست.
قبل از ادامه بحث اجازه بدید بپرسم آیا به نظر شما فضای کافی برای احداث این پروژه‌ها وجود دارد؟
فضای سبز خصوصی وجود دارد و باید مذاکره بشود و شهرداری هزینه‌ای متقبل شود که این فضاها قابل‌دسترس برای عموم باشد.
برگردیم به ادامه برنامه‌های شما:
بله! مسئله دوم سامان دادن به افراد بی‌خانمان است که بیشتر شامل بومیان در منطقه اتواتر و جوانان در خیابان سن کاترین است. البته کارهایی انجام‌شده اما کافی نیست و باید شهرداری نقش تسهیلگر بین گروه‌های فعال در این زمینه را داشته باشد که سازمان‌های فعال در این زمینه به‌طور مؤثرتری با هم و با شهرداری تعامل کنند.
بحث بعدی این است که شرایط اجتماعی و اقتصادی را طوری فراهم کنیم که مهاجران، دانشجویان بین‌المللی و پناهندگان در اینجا بمانند و به استان‌های دیگر مهاجرت نکنند. به‌عنوان‌مثال کم کردن بروکراسی برای حمایت از کسب‌و‌کارهای کوچکی که در منطقه سرمایه‌گذاری و ایجاد اشتغال می‌کنند. یا مثلاً دانشگاه مک گیل با مشارکت فیس‌بوک یک مرکز هوش مصنوعی احداث کرده که باید شهرداری حمایت کند که به اشتغال متخصصین کمک بشود. بعلاوه شهرداری در سطح شهر مونترال حدود صد ساختمان بدون مصرف دارد و برنامه ما این است که حداقل ده تا از آن‌ها را در اختیار استارت‌آپ‌ها بگذاریم. همچنین کاهش مالیات کسب‌وکارهای کوچک هم می‌تواند به بهبود شرایط کمک کند.
بحث سوم برای مرکز شهر بهبود وضعیت حمل‌ونقل عمومی و قابل‌دسترس کردن آن برای همه افراد ازجمله کاربران با محدودیت حرکتی، خانواده‌های با بچه کوچک و حتی مسافرانی است که از مترو استفاده می‌کنند. تقریباً در هیچ‌کدام از ایستگاه‌های مترو مرکز شهر آسانسور وجود ندارد. برنامه ما افزایش خطوط مترو (خط صورتی) و وسایل حمل‌ونقل عمومی است و بعلاوه در نظر داریم تا سال 2030 اکثر متروها آسانسور داشته باشند و منطقه مرکز شهر در این برنامه در اولویت قرار دارد.
بحث آخر که خیلی هم در حوزه تخصصی من است، مدیریت بهتر کارهای ساخت‌وساز در شهر است چون در چند سال آینده مرکز شهر شاهد تعداد زیادی پروژه‌های ساخت‌وساز خواهد بود که تأثیر منفی زیادی روی زندگی شهروندان و همچنین کسب‌وکارهای فعال در منطقه می‌تواند داشته باشد و ما نمی‌خواهیم شبیه اتفاقی که برای کسب‌وکارهای سن دنی در امسال افتاد که مجبور به تعطیلی شدند، در آینده در خیابان سن کاترین تکرار شود.
حالا که صحبت ا ز ساخت‌وساز شد، شفافیت قراردادها همیشه یک مسئله بوده، شما فکر می‌کنید شهرداری مونترال چقدر قراردادهایش شفاف است؟
این بحث بسیار مهمی است که آن را به سه بخش تقسیم می‌کنم، شفافیت در مذاکره‌های قبل از عقد قرارداد که فعلاً پشت درهای بسته انجام می‌شود و هیچ شفافیتی وجود ندارد. بخش دوم خود قرارداد است که در این بخش اتفاقات خوبی افتاده و الان یک کمیسیون قراردادها است که تشکیل‌شده از تعدادی کارمندان شهرداری و اعضای شورای شهر. بحث سوم شفافیت در اجرای پروژه است که هنوز خیلی جای کار دارد مثلاً در مورد پروژه‌ها و مخصوصاً پروژه‌های بزرگ، قبل از اینکه هزینه‌ها از بودجه تصویب‌شده بگذرد بررسی صورت بگیرد و ببینیم چرا درخواست افزایش بودجه داده‌شده است. چون امکان پیش‌بینی اینکه پروژه با بودجه تعیین‌شده به اتمام می‌رسد یا نیاز به بودجه اضافه دارد قابل پیش‌بینی است. بحث دیگر نظارت بخش خصوصی بر پروژه‌های عمرانی و ساخت‌وساز است که باید تعداد بازرس‌های شهرداری را زیاد کنیم و شهرداری به‌طور مقطعی از روند پیشرفت کارها بازدید کند.