20نوامبر2017

03 آبان 1396 نوشته شده توسط 

رؤیای جاودانگی

تمام تلاش‌های علم برای رویارویی با مرگ
مریم ایرانیP50-danesh-immortality
امسال قرار است که من اولین جشن هالووین خودم را در کانادا تجربه کنم. جشنی که به‌تازگی متوجه شدم برای کانادایی‌ها ارزش بسیار زیادی دارد. قبلاً هالووین برایم به‌صورت یک کدوتنبل با چراغ درخشانی در وسطش معنی می‌شد اما ظاهراً پشت این کدوتنبل خشن و ترسناک، فرهنگ بزرگی برای رویارویی با مردگانی وجود دارد که از سرزمین ارواح به دنیای ما زنده‌ها پا می‌گذارند. اگر ارواح خبیثه باشند که با دیدن لباس‌های ترسناک و خشن و لب‌ولوچه‌های آویزان و خونین‌ومالین حاضرین در مراسم جشن، باید پا به فرار بگذارند و اگر دوست‌داشتنی باشند که برایشان خوراکی و آجیل می‌گیرند و به آن‌ها خوش‌آمد می‌گویند. مسئله ترس از مرگ و دنیای ارواح یکی از چالش‌برانگیزترین مسائلی است که ذهن انسان‌ها را به خود مشغول کرده است. درواقع کهن‌ترین ترس بشر که منشأ پیدایش بسیاری از دیدگاه‌های فلسفی و اسطوره‌ای شده است. شاید به همین دلیل است که علم تلاش‌های بسیار زیادی کرده است تا مفهوم جاودانگی یا بی‌مرگی را برای انسان قابل‌دسترس کند.
جاودانگی در اساطیر
پس از شکل گرفتن هستی، نخستین چیزی که انسان خواستار آن شد، جاودانگی و بی‌مرگی بود. در ادیان ابراهیمی اعتقاد بر این است که حوا و آدم توسط یک مار اغوا شدند تا میوه ممنوعه را بخورند و جاودانگی ابدی خود را از دست بدهند.
در ادبیات اساطیری ایران، نامیرایی یا انوشگی عبارت است از توانایی زیستن بدون زمان پایان یا مرگ. مفهوم انوشگی به دورانی بازمی‌گردد که انسان خدایان خود را بدون مرگ می‌دانست.
نخستین اشاره به انسان انوشه را در داستانی سومری می‌توان یافت که بعداً به اساطیر بابل هم راه یافت. گیلگمش شاه اساطیری بابل بعدها پس از مرگ دوستش انکیدو، سعی کرد تا راز جاودانگی را دریابد. اشاره قدیمی دیگر داستانی در اساطیر یونان است که در آن زئوس خدای خدایان، کوزه‌ای از آب حیات را به انسان‌ها می‌دهد تا بنوشند و جاودان شوند.
در افسانه‌های ایرانی هم اسطوره‌ای از گیاه هوم به نام گیوکرن وجود دارد که هرگاه خورده می‌شد از طریق احیای جسد مردگان، جاودانگی را به انسان عطا می‌کرد. عصاره این درخت همان اکسیر حیات بود و اهریمن همیشه می‌کوشید تا این جاودانگی را از انسان بگیرد.
رویارویی دنیای علم با مرگ
درست است که دستاوردهای علمی بشر در تمام زمینه‌ها، بسیار شگفت‌انگیز و مهم بوده‌اند، اما هنوز توانایی کنترل مرگ را نمی‌توان بخشی از این پیشرفت‌ها دانست. آیا انسان می‌تواند نامیرا شود و برای همیشه زندگی کند؟ هنوز سخت است که باور کنیم ما می‌توانیم نیروی حیات‌بخش را کنترل کنیم.
برای اینکه بر مفهوم مرگ بتوان غلبه کرد، باید ابتدا یک تعریف مشخص از آن ارائه کرد. چگونگی پیر شدن و درنهایت مرگ موجودات زنده هنوز به‌صورت قطعی مشخص نشده است. به‌صورت نظری سلول‌ها توانایی تقسیم تا بی‌نهایت و نامیرا را دارا هستند؛ اما در دی‌ان‌ای (DNA) زائده‌هایی به نام تلومر وجود دارد که در هر تقسیم سلولی اندازه آن‌ها کوتاه‌تر شده و درنهایت پس از به پایان رسیدن آن تقسیم سلولی متوقف می‌شود. این سیر از ابتدای شکل‌گیری جنین و سلول تخم آغاز می‌شود و تا پایان مرگ موجود زنده ادامه دارد. اندازه تلومر هر فرد بسته به ساختار ژنتیکش متفاوت است؛ و بنابراین طول عمر انسان‌ها با یکدیگر تفاوت پیچیده‌ای دارد. دانشمندان دانشگاه ناتینگهام توانستند در سال 2012 در جریان یک مقاله که در نشریه آکادمی علوم آمریکا چاپ‌شده بود نشان بدهند که گونه خاصی از کرم‌ها و عروس دریایی وجود دارند که می‌توانند سلول‌های بدن خود را مرتباً احیا کرده و به‌نوعی از جاودانگی سلولی برسند. این دانشمندان سعی کردند با انجام تحقیقاتی در این زمینه، امکان وجود این مسئله را در سلول‌های انسانی هم موردبررسی قرار بدهند. درواقع دلیل اصلی جاودانگی سلولی در کرم‌ها را می‌توان در این دانست که تلومرها در سلول‌های این کرم‌ها کوتاه نمی‌شوند.P50-immortality-enzyme
اما به‌هرحال اگر مسئله جاودانگی سلولی برای برخی از موجودات این عالم امکان‌پذیر است احتمالاً باید بتواند برای بقیه موجودات هم باشد. پس اگر تک‌یاخته‌ها مثل میکروب‌ها، یا همین کرم‌ها، می‌توانند میلیون‌ها سال زندگی کنند، چرا انسان نتواند؟
دانشمندان از قرن‌ها قبل و پیش از کشف‌های جدید دراین‌باره همواره به این رؤیا باور داشتند و تلاش‌های بسیار زیادی بر همین مبنا شکل گرفت. در اوایل قرن نوزدهم میلادی بازار ساخت معجون‌های جاودانگی و اکسیر حیات در اروپا حسابی داغ شده بود. یکی از این معجون‌ها که در دهه‌ی ۱۹۲۰ شهرت یافت تو-رادیا نام داشت؛ کرم پوستی که شامل توریوم و رادیوم بود، عناصر رادیواکتیوی که ماری کوری فیزیک‌دان شهیر فرانسوی آن را کشف کرده بود.
تصور می‌شد این ماده‌ی رادیواکتیو بر پوست اثر ضد پیری داشته باشد، اما زمانی که ماری کوری و سایر دانشمندانی که با مواد رادیواکتیو کار می‌کردند دچار مشکلات جسمی جدی شدند، استفاده از آن ممنوع شد. مادام کوری به دلیل قرار گرفتن بیش‌ازحد در معرض مواد رادیواکتیو دچار آب‌مروارید چشم، ازکارافتادگی کلیه و سرطان خون کشنده شد.
کشف آنزیم جاودانگی
در سال 1994 میلادی زمزمه‌هایی در جامعه علمی دنیا به راه افتاد که خبر از انجام حرکت‌هایی بزرگ درزمینهٔ تحقق رؤیای شکستن مفهوم مرگ در سلول‌های بنیادی می‌داد. عده‌ای از دانشمندان آمریکایی روی مفهوم تلومر در سلول‌های بنیادی و ساختار دی‌ان‌ای متمرکز شدند و سعی کردند نشان بدهند که با حفظ دنباله تلومر می‌توان به شکلی که درباره کرم‌های پهن آبی و عروس‌های دریایی گفته شد، جلوی پیری و نابودی سلول‌های بدن انسان را هم بگیریم. این مسیر که از درمان سرطان آغازشده بود درنهایت منجر به کشف آنزیمی شد که نام آن را «آنزیم جاودانگی» گذاشتند و نهایتاً در سال ۲۰۰۹ جایزه نوبل را از آن خود کرد. تیمی از دانشمندان که توسط پروفسور Elizabeth Blackburn استرالیایی رهبری می‌شد فهمیدند که این آنزیم، تأثیر شگفت‌انگیزی بر روند پیر شدن در سلول‌های انسان گذاشته و حتی آن را معکوس می‌کند. درواقع معنی این کشف، آن است که با کنترل و تغییر این آنزیم، می‌توان فرآیند پیر شدن را تغییر داد و مطمئن بود که برای همیشه جوان خواهیم ماند. البته این آنزیم همچون شمشیر دو لبه‌ای است که اگر آن را در جهت اشتباه حرکت دهیم، می‌تواند سلول‌های سرطانی را هم تغذیه و تحریک کند؛ و چالش پیش رو، تحقیق و تلاش برای دانستن این موضوع است که: چگونه می‌توان آنزیم نامیرایی را کنترل کرد و از آن به‌گونه‌ای استفاده کرد که از دل سلول‌های سرطانی مرگ زده، زندگی و عمر جاودان را برای انسان به ارمغان بیاورد.
منجمد کردن مردگان و انتظار برای زندگی در آینده
در سال 1964 میلادی یک معلم فیزیک به نام روبرت اتینگر، کتابی با عنوان «ازنقطه‌نظر جاودانگی» (The Prospect of Immortality) نوشت و در آن برای نخستین بار از واژه کریونیک که واژه‌ای لاتین به معنی سرما است، برای ایده جدید سخن گفت. ایده این بود که جسم انسان‌ها را برای سالی متمادی منجمد کنیم تا روزی که دوباره برای زندگی به دنیای ما بازگردند. این ایده که بیشتر موضوعی برای فیلم‌های سرگرم‌کننده هالیوودی (آسمان وانیلی، ادیسه فضایی و ... در داستان‌هایشان به این پدیده اشاره‌هایی می‌کنند)، به نظر می‌رسید، به ناگهان جدی شد و درنهایت منجر به تشکیل چندین موسسه نگهداری بدن منجمد شده انسانی تا اوایل سال‌های 1970 در آمریکا شد.P50-immortality3
وقتی بدن در شرایط سرما و دمای پایین قرار بگیرد، روند متابولیسم در بدن و سلول‌های مغز کاهش پیداکرده و درنتیجه تخریب سلول‌ها و آهنگ روبه‌زوال رفتن بدن کند می‌شود. درواقع اگر بخواهید در درون این دستگاه‌های منجمدکننده قرار بگیرید تا در آینده زنده و سرحال بیرون بیاید باید ابتدا ضربان قلب شما را به‌وسیله دستگاهی پایین بیاورند و ماده‌ای را برای جلوگیری از لخته شدن خون در رگ‌ها تزریق کنند، سپس آرام‌آرام بدن را در دماهای پایین که با استفاده از نیتروژن مایع ایجاد می‌شود، قرار بدهند. این مسئله منجر به یک نوع مرگ موقتی می‌شود که مغز علائم حیاتی خود را از دست نداده ولی در حالت هوشیاری هم نخواهد بود اما قرار گرفتن در این شرایط باعث می‌شود تا بافت‌ها و اندام‌های بدن از بین نروند.
بیش از ۱۲۰ نفر ماجراجو در بانک انجماد زیستی منجمد شده‌اند و این در حالی است که ۱۰۰۵ نفر دیگر در فهرست انتظار برای تجربه انجماد زیستی هستند. تد ویلیامز، قهرمان مشهور بیس‌بال ازجمله افرادی است که انجماد زیستی را تجربه کرده است. به‌تازگی سه دانشمند از دانشگاه آکسفورد درخواست خود را برای انجماد زیستی مطرح کرده‌اند هزینه انجماد بدن حدود ۱۵۰ هزار دلار آمریکا اعلام‌شده است.
اگر بقای ساختار بدن موجودات زنده به معنی بقای فرد باشد، اگر سرما بتواند ساختار تشکیل‌دهنده بدن موجودات را در شرایط مطمئنی نگهداری کند و اگر فناوری‌های قابل پیش‌بینی بتواند هرگونه صدمه‌ای که درروند سرما زیستی ایجاد می‌شود جبران کند، می‌توان به این نتیجه رسید که سرما زیستی می‌تواند آینده روشنی پیش رو داشته باشد.
تکنولوژی‌های جدید برای رویارویی با مرگ
طرفداران تکنولوژی‌های جدید ایده بسیار متفاوتی برای رویارویی با مرگ را در نظر گرفتند. آن‌ها می‌گویند که باید بتوان راهی برای تعویض بدن افراد انجام داد تا جاودانه شوند. درواقع راه‌حل این افراد بیولوژیک نیست بلکه از اعطای روح انسانی به بدن روبات‌ها سخن می‌گوید.
درواقع، استدلال آن‌ها این است که پیری و روبه‌مرگ رفتن، یک ساختار اجتماعی است نه یک قانون طبیعی و بنابراین ما می‌توانیم آن را به چالش بکشیم. به همین منظور، دانشمندان در حال بررسی ویرایش ژنتیک و پیشرفت در هوش مصنوعی، به‌عنوان وسیله‌ای برای افزایش طول عمر انسان به‌طور نامحدود هستند.
ما می‌توانیم سرورها و حتی جسم‌های مکانیکی را طراحی کنیم که به‌مراتب طولانی‌تر از جسم ما بتوانند زنده بمانند؛ و در نظر بگیرید که این بدنه‌های روباتیک می‌تواند طیف گسترده‌ای از شرایط را تحمل کنند که بدن انسان نمی‌تواند.
درحالی‌که بعضی از ایده حفظ بشریت در خارج از بدن واقعی انسان را رد می‌کنند، رهبرانی مانند ایلان ماسک در حال اقدام به‌سوی ادغام بالقوه انسان و ماشین هستند. ایلان ماسک، بنیان‌گذار شرکت‌هایی همچون تسلا موتورز، پی‌پال (PayPal) و اسپیس‌اکس (SpaceX) است. او هم‌اکنون مدیرعامل و مدیر فنی در اسپیس اکس و مدیرعامل و طراح محصول در تسلا موتورز هم هست. او نشان داده است که در آینده نزدیک او از یک وسیله جدید که به آن «توری عصبی» گفته می‌شود به دنیا ارائه می‌کند که می‌تواند با مغز شما تقویت و رشد کند؛ بنابراین، می‌تواند با ذهن ما ارتباط برقرار کند و به‌نوعی، ممکن است بتواند ذهن ما را نیز ذخیره کند. این دستگاه بعداً می‌تواند روی جسمی مانند یک ربات نصب شود و یک انسان جاودان با هوش و روح انسانی را بسازد.
چشم‌اندازهایی مانند ایلان ماسک و دیگر شرکت‌های تعقیب جاودانگی ما را مجبور می‌کنند که مرگ‌ومیر خودمان را بازبینی کنیم. واقعاً مفهوم زندگی و مرگ برای انسان به چه شکل خواهد بود. ما برای 100 سال دیگر زندگی می‌خواهیم و حاضریم برای این جاودانگی، چه قیمتی بپردازیم؟ و آیا صرفاً زنده‌بودن فیزیکی برای انسان راضی‌کننده خواهد بود یا نه. آیا جاودانگی بدون وجود چیزی که به معنای انسان بودن است هم می‌تواند رؤیای جاودانگی را تحقق ببخشد؟ شاید رسیدن به جواب این سؤال انتهای راهی طولانی باشد که انسان در طی این سال‌ها طی کرده است؛ و در آخر، موضوعی را که فیلم In Time به ما یادآوری می‌کند، این است که آیا وقتی انسانی توانست برای همیشه زندگی کند، ممکن است درنهایت از زنده‌بودن خود احساس خستگی و دل‌زدگی پیدا کند؟ همان‌گونه که می‌توان از حالات فیزیکی پیر شدن جلوگیری کرد، آیا احساسات و افکار ما هم می‌توانند این زندگی بی‌پایان را تاب بیاورند؟ اگر تکنولوژی پیشرفت خود را با نرخ فعلی پیش ببرد، ممکن است روزی به جواب تمام این پرسش‌ها دست پیدا کنیم.