21نوامبر2017

26 مهر 1396 نوشته شده توسط 

نزول به گذشته

خودداری ترامپ از تائید وفاداری ایران به برجام
پوریا ناظمی
P28-trumpiran-editorial
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات‌متحده آمریکا که توافق هسته‌ای با ایران را یکی از یادگارهای اوباما می‌داند از روز اول از آن به‌عنوان یکی از بدترین توافق‌های تاریخ آمریکا یاد و بر خروج از آن تأکید می‌کرد؛ اما وقتی به کاخ سفید راه یافت متوجه شد خروج از این توافق‌نامه کار چندان ساده‌ای نیست. گزارش‌ رسانه‌های آمریکایی نشان می‌دهد زمانی که نوبت به تائید وفاداری ایران به اجرای برجام رسید ترامپ از اینکه یا باید آن را تائید یا رد کند و گزینه سومی ندارد، برآشفته بود و به همین دلیل روندی را شروع کرد که ایران ازنظر تکنیکی به برجام وفادار است اما به روح آن وفادار نمانده است. سرانجام پس‌ازاینکه ترامپ دو بار اجرای برجام از سوی ایران را تائید کرد و در شرایطی که وزیر دفاع، وزیر خارجه و مشاوران ارشد دولت او بر ضرورت تائید دوباره آن تأکید داشتند و آن را در راستای منافع ملی آمریکا می‌دانستند، در پایان هفته گذشته ترامپ در نطقی تلویزیونی و با استفاده از ادبیاتی تحریک‌آمیز اعلام کرد وفاداری ایران را تائید نمی‌کند. این موضوع بهانه‌ای شد تا ما به بررسی چرایی این موضوع بپردازیم و به سیاست خبری و رسانه‌ای ترامپ نگاهی کوتاه بیندازیم.
هفته گذشته هفته پر خبری برای دونالد ترامپ به شمار می‌رفت. البته در قریب به 9 ماهی که از آغاز ریاست جمهوری او گذشته، کمتر روزی بوده که او به‌دوراز سر خط خبرها باشد و توجه‌ها را به خود جلب نکند. مرور خبرهای دوران او فرساینده است و موج خبرسازی او به‌قدری سریع است که فرصت تحلیل یک خبر و درک ابعاد آن را به هیچ‌کس نمی‌دهد و تا پیش از آنکه فرصتی برای بررسی و موشکافی در یک رویداد یا اظهارنظر پیش بیاید موج خبری بعدی آغازشده است.
برخی از کارشناسان می‌گویند این راهبرد ترامپ و کابینه او است که با چنین خبرسازی‌های پی‌درپی و متوالی، فرصت تمرکز رسانه‌ها و رقبا بر یک موضوع را از آن‌ها سلب کنند؛ اما روند رفتارهای دولت ترامپ و حوزه‌هایی که او برای درگیری و خبرسازی انتخاب می‌کند باعث می‌شود ناظران به این‌که روندی هوشمندانه در پس این داستان قرار داشته باشد، شک کنند.
بیش از هر چیز شاید خلق‌وخوی تند، اطلاعات اندک و بی‌تجربگی و ناآگاهی آمیخته با غرور است که چنین معجون خطرناکی را به دست ترامپ می‌آفریند.

از رقابت بر سر هوش برتر تا حذف بیمه درمانی همگانی
هفته گذشته حتی با توجه به روال تند این ماه‌ها هم هفته گیج‌کننده‌ای به شمار می‌رفت. ترامپ که هنوز از دامنه انتقادها از نحوه واکنش به آسیب دیدگان پورتوریکو به‌طور کامل رها نشده است و در شرایطی که خود را وارد نبردی بی‌سرانجام با بازیگران فوتبال آمریکایی بر سر زانو زدن هنگام پخش سرود ملی، کرده است، وارد کارزاری با وزیر امور خارجه خود شد. رکس تلرسون که بر اساس گزارش ان‌بی‌سی، در جلسه‌ای خصوصی رئیس‌جمهور را احمق خطاب کرده بود مجبور شد با برگزاری کنفرانس مطبوعاتی کم‌سابقه‌ای به تعریف و تمجید از ترامپ بپردازد. ترامپ اما موضوع را رها نکرد و ضمن تاختن به شبکه ان‌بی‌سی، در گفتگو با مجله فوربز گفت، تلرسون چنین چیزی را نگفته است اما اگر هم گفته باشد حاضر است از او و تلرسون آزمون ضریب هوشی گرفته شود تا مردم ببینند چه کسی باهوش‌تر است.
ترامپ نبرد آی‌کیو را پیش‌تر برد و برای نخستین بار در تاریخ معاصر امریکا، با تهدید به لغو مجوز پخش شبکه ان‌بی‌سی، بحث بزرگی را درباره ماهیت اختیارات رئیس‌جمهور درباره محدود کردن آزادی بیان که در متمم اول قانون اساسی این کشور به رسمیت شناخته‌شده و یکی از ستون‌های اصلی ساختار سیاسی و مدنی این کشور را تشکیل می‌دهد، به راه افتاد. البته این نخستین باری نبود که آقای ترامپ رسانه‌ها را هدف قرار می‌داد. حملات متعدد او که با ترجیع‌بند فیک‌نیوز (اخبار جعلی) همراه است، در طول این مدت زمزمه دائم و ورد زبان او بوده است. بااین‌وجود تهدید به لغو مجوز یک رسانه فراتر از گام‌های قبلی او بوده است.P28-trump twitter
هنوز تنش ناشی از این داستان آرام نگرفته بود که درگیری او با سناتور باب کروگر رئیس کمیته روابط خارجی سنا که عضو ارشد حزب جمهوری‌خواه است و هم‌حزبی ترامپ هم به شمار می‌رود، آغاز شد. بعدازاینکه سناتور کروگر در گفتگویی تلویزیونی از چشم‌انداز سیاست‌های خارجی ترامپ ابراز نگرانی کرده بود و در دفاع از وزیر خارجه آمریکا، تلرسون، ژنرال مدیس (وزیر دفاع) و ژنرال کلی (رئیس دفتر ترامپ) را تنها مانع به آشوب کشیده شدن کشور دانسته بود، ترامپ بار دیگر به سراغ توییتر رفت و در مجموعه‌ای از توییت‌ها به سناتور کروگر تاخت. او مدعی شد که سناتور کروکر به او التماس کرده که وزیر خارجه او باشد اما او مخالفت کرده است و از او تقاضا کرده در انتخابات بعدی از او حمایت کند اما وقتی با پاسخ منفی او مواجه شده است از رقابت‌ها انصراف داده است. ترامپ در این مجموعه کروگر را یکی از بازیگران اصلی در جریان طراحی و قبول برجام دانست و گفت به‌زودی دراین‌باره اقدام لازم را انجام می‌دهد. البته در این مورد سناتور کروگر عقب‌نشینی نکرد. دفتر او به‌طور رسمی اظهارات رئیس‌جمهور را دروغ خواند و اعلام کرد کروگر نه‌تنها هیچ‌گاه درخواست حمایت از ترامپ نکرده است که وقتی خبر عدم شرکتش در دوره بعدی انتخابات بعدی به رئیس‌جمهور رسیده است او در تماسی تلفنی با سناتور کروگر از او تقاضا کرده تحت هر شرایطی در انتخابات شرکت کند و سناتور پیشنهاد رئیس‌جمهور را رد کرده است. سناتور کروگر نیز در پاسخ به ترامپ در توییتی نوشت: «شرم‌آور است که کاخ سفید تبدیل به مرکز نگهداری سالخوردگان شده است. به نظر می‌رسد امروز یکی از نگهبانان سر شیفت خود حاضر نبوده است.»
اگر فکر می‌کنید این‌همه جنجال برای یک هفته کافی است، اشتباه می‌کنید. در آخرین روزهای هفته‌ای که گذشت دولت ترامپ نه‌تنها اعلام کرد آماده است از یونسکو (به دلیل به رسمیت شناختن فلسطین) خارج شود بلکه دو اقدام مهم دیگر را نیز به انجام رساند.
در روزهایی که جاستین ترودو به واشنگتن رفته بود تا شاید بتواند در خلال گفتگوهای خود، معاهده تجارت آزاد میان سه کشور آمریکا، کانادا و مکزیک (نفتا) را نجات دهد، خبرها از واشنگتن نشان از آن داشت که ترامپ آماده می‌شود تا آخر هفته خود را با انفجارهای خبری به پایان برساند.
در نخستین اقدام دونالد ترامپ در مقال دوربین‌های تلویزیونی حاضر شد و با امضای دستوری اجرایی اعطای یارانه‌ها به شرکت‌های بیمه که بخش مهمی از برنامه بیمه تأمین اجتماعی اوباما معروف به اوباماکر بود را لغو کند.
لغو طرح برنامه بیمه همگانی اوباما یکی از سرخط‌های برنامه‌های جمهوری‌خواهان در همه این سال‌ها بوده است. بااین‌وجود بعدازاینکه ترامپ به کاخ سفید راه یافت و جمهوری‌خواهان موفق شدند نه‌تنها کاخ سفید که اکثریت دو مجلس سنا و کنگره را نیز بر عهده گیرند، علی‌رغم وعده‌ای هفت‌ساله همه تلاش‌ها برای باطل کردن یا جایگزین کردن طرح درمانی اوباما با شکست مواجه شد.
اختلاف داخلی در میان طیف‌های میانه‌رو و تندرو حزب جمهوری‌خواه به‌قدری وسیع بود که درون خود نمی‌توانستند به توافقی دست پیدا کنند که بتواند همه اعضای حزب را راضی کند. این مشکل به‌خصوص در سنا به چشم می‌آمد. جایی که از یک‌صد صندلی سنا 52 صندلی در اختیار جمهوری‌خواهان، 46 صندلی در اختیار دموکرات‌ها و دو صندلی در اختیار مستقل‌ها است. البته این دو سناتور مستقل یعنی سناتور برنی سندرز و آنگوس کینگ در رأی‌گیری‌های مهم طرف دموکرات‌ها را می‌گیرند. بدین ترتیب جمهوری‌خواهان برای تصویب هر قانونی نیاز به 50 رأی دارند. درصورتی‌که آن‌ها بتوانند پنجاه رأی موافق کسب کنند و 50 عضو دیگر رأی مخالف بدهند و نتیجه رأی‌گیری برابر شود در این صورت معاون اول رئیس‌جمهور، مایک پنس، در قامت رئیس سنا رأی تعیین‌کننده را صادر خواهد کرد.
بدین ترتیب جمهوری‌خواهان برای تصویب هر قانونی در سنا به 50 رأی از 52 عضو خود نیاز داشتند و علی‌رغم چهار بار تلاش هیچ‌گاه نتوانستند بیش از 49 نفر از اعضای حزب خود را راضی به رأی مثبت کنند. در یکی از دراماتیک‌ترین رأی‌گیری‌های سال‌های اخیر برای لغو برنامه درمانی اوباما وقتی بحث‌ها تا نیمه‌شب به طول انجامیده بود در آخرین ساعات رأی‌گیری سناتور جان مک‌کین رقیب سابق اوباما بود که با رأی منفی خود از تصویب طرح لغو جلوگیری کرد.
ترامپ که علی‌رغم خبرسازی‌های فراوانش تاکنون نتوانسته حتی یک طرح، غیر از تصویب یکی از قضات عالی دیوان عالی آمریکا، را به تصویب برساند و بقیه اقدامات خود را با کمک دستورات اجرایی که خود بابت استفاده اوباما از آن‌ها به او انتقاد کرده بود، پیش برده است، بار دیگر به این ابزار متوسل شد. درحالی‌که رایزنی‌ها برای جایگزینی و طرح سلامت دیگری در جریان است با دستوری اجرایی بدون اینکه جایگزینی وجود داشته باشد، اهدای یارانه به شرکت‌های بیمه که بخشی از منبع تأمین هزینه طرح خدمات درمانی اوباما بود را متوقف کرد.
اقدامی که در هر دو بال مجلس و طیف سیاسی آمریکا با واکنش مواجه شد. این اقدام او که در عمل فلج کردن اجرای بخشی از قانون درمانی اوباما است در عمل باعث می‌شود تا جمع کثیری از بیمه‌شدگان عمدتاً کم‌درآمد با افزایش چشمگیر هزینه بیمه مواجه شده و از آن خارج شوند و بدین ترتیب جمعی چندمیلیونی از بیمه‌شدگان بیمه درمانی خود را از دست بدهند.
هنوز یک روز از این داستان نگذشته بود که ترامپ به سراغ یکی دیگر از میراث‌های مهم دوران اوباما رفت و یکی از تاریخی‌ترین دست‌آوردهای سیاسی قرن اخیر را به چالش کشید.
توافقی تاریخی
 برجام (برنامه جامع اقدام مشترک) از یک‌سو ایران را متعهد می‌کرد تا ضمن پذیرش نظارت‌های شدید، ذخیره اورانیوم غنی‌شده خود را کاهش داده، سانتریفوژهای فعالش را محدود کند و رآکتور آب‌سنگین اراک را از کار بیندازد. طرفین دیگر نیز تعهد می‌کردند با برداشتن تحریم‌های مرتبط با برنامه هسته‌ای، تعاملات بانکی را آزاد کرده و به‌مرور بخش‌هایی از درآمد ایران از فروش نفت که در بانک‌های بین‌المللی بلوکه‌شده بود را به ایران بازگردانند. همچنین مجوز تجارت ایران با شرکت‌های اروپایی و آمریکایی در زمینه‌هایی مانند صنایع هوایی و سرمایه‌گذاری در بخش انرژی و هسته‌ای ایران مهیا شود.P28-Trumps-war-on-iran
زمانی که در پایان دوران ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد، رقابت‌ها بر سر انتخاب ریاست جمهوری بعدی ایران آغازشده بود آنچه در کانون مناظرات قرار داشت، مسئله هسته‌ای ایران بود. مسئله که یک بار در دوران محمد خاتمی تا مرحله حل‌وفصل نهایی پیش رفته بود اما عدم‌حمایت آمریکا از نتیجه مذاکرات سعدآباد درنهایت باعث شد تا مذاکراتی که در آن دوران و به سرپرستی حسن روحانی و محمدجواد ظریف و زیر نظر محمد خاتمی شکل‌گرفته بود در آخرین روزهای دولت اصلاحات باطل شود. به قدرت رسیدن محمود احمدی‌نژاد (که بسیاری از کارشناسان سیاسی این روزها، روند به قدرت رسیدن، برنامه‌ها و رفتارهای عوام‌پسندانه او را با دونالد ترامپ مقایسه می‌کنند) گره برنامه هسته‌ای ایران را به گره‌ای کور بدل کرده بود.
خاطراتی که حسن روحانی درباره مذاکرات هسته‌ای خود منتشر کرده است نشان‌دهنده آشفتگی شگفت‌انگیزی است که درنهایت منجر به چندین قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل و تحریم‌های جهانی و ایجاد جبهه‌ای متحد علیه ایران شد.
حسن روحانی در کتاب «امنیت ملی و دیپلماسی هسته‌ای» که به‌نوعی خاطرات او از مذاکرات هسته‌ای تا آغاز دولت احمدی‌نژاد است از اولین مواجه‌اش با محمود احمدی نزاد درباره پرونده هسته‌ای چنین یاد می‌کند:
«در تاریخ ۱۳۸۴/۵/۱۸ قرار بود در آژانس، جلسه اضطراری شورای حکام تشکیل شود؛ آقای احمدی‌نژاد دو روز قبل از آن (۱۳۸۴/۵/۱۶) به من زنگ زدند و خواستند ملاقاتی با هم داشته باشیم و لذا به ریاست جمهوری رفتم.
در آن ملاقات بحث ما عمدتاً پیرامون مسئله هسته‌ای و اجلاس آتی شورای حکام بود. ایشان گفتند چرا آژانس می‌خواهد جلسه فوق‌العاده تشکیل دهد؟ گفتم می‌خواهند مسئله راه‌اندازی اصفهان را بررسی کنند. گفتند آژانس حق ندارد چنین کاری بکند، چون ما کار خلافی نکرده‌ایم، خوب است با البرادعی تلفنی صحبت کنید. گفتم این‌طور نیست که مدیرکل همه‌کاره باشد، اعضای شورای حکام آژانس، سفرای ۳۵ کشور هستند که بر اساس گزارش مدیرکل تصمیم می‌گیرند. بعد بحث شد که آژانس تحت نفوذ غرب است. پرسیدند چرا آژانس تحت نفوذ آن‌هاست؟ گفتم برای اینکه هم بیشتر بودجه آژانس را آن‌ها می‌دهند و هم بر اکثر کشورهای عضو نفوذ دارند.
[آقای احمدی‌نژاد] گفت: هزینه‌های آژانس در سال چقدر است؟ گفتم نمی‌دانم. مثلاً چند صد میلیون دلار. گفتند شما همین حالا به البرادعی زنگ بزنید و بگویید ما کل مخارج آژانس را پرداخت می‌کنیم. گفتم اولاً آژانس نمی‌تواند بپذیرد، چون برای مخارج آژانس و بودجه آن، مقرراتی وجود دارد و ثانیاً ما همچنین اختیاری نداریم، چون اگر به‌جایی بخواهیم کمک بلاعوض کنیم، مجلس باید تصویب کند. [آقای احمدی‌نژاد] گفتند: من به شما می‌گویم، شما چه‌کار دارید! گفتم روش کاری من این‌طور نیست و من چنین کاری نمی‌کنم. اگر اصرار دارید، خودتان با البرادعی صحبت کنید.
در ادامه گفتم شما من را خواستید تا به من چنین توصیه‌ای بکنید یا مسائل مربوط به هسته‌ای را از من بپرسید؟! گفتند من نظرم را به شما می‌گویم. گفتم من فکر کردم من را خواسته‌اید تا به شما مشورت بدهم. اگر می‌خواهید چنین دستوراتی را بدون مشورت و تصویب در جلسه سران بدهید، خوب است زودتر، دبیر جدیدی را منصوب کنید و این دستورات را به او بدهید و با او خداحافظی کردم.»
بعدازآن جلسه علی لاریجانی و اندکی بعد سعید جلیلی دبیری شورای امنیت ملی و مسئولیت پرونده هسته‌ای را بر عهده گرفتند و روزبه‌روز بر پیچیدگی‌های این پرونده افزوده شد.
در پایان دوره احمدی‌نژاد بود که پیچیدگی پرونده و ناتوانی گروه او درنهایت مقام‌های عالی‌رتبه در تهران را راضی کرد که همان‌طور که سال‌ها قبل حسن روحانی گفته بود مذاکرات بدون حضور مستقیم آمریکا به نتیجه نمی‌رسد. مذاکراتی ابتدایی بدون دخالت دولت و از سوی دکتر صالحی وزیر امور خارجه وقت با مقام‌های آمریکایی آغاز شد که درنهایت به دلیل نزدیک شدن به زمان انتخابات معلق شد.
انتخابات سال 1392 در ایران به صحنه‌ای از مناظره‌های داغ بر سر پرونده هسته‌ای بدل شد. حسن روحانی که سابقه رهبری این مذاکرات را داشت بی‌پروا به گروه مذاکره‌کننده جدید که نماینده آن‌ها – دکتر جلیلی – نیز در میان نامزدهای ریاست جمهوری بود می‌تاخت و حتی علی‌اکبر ولایتی – که مشاور رهبر در امور بین‌المللی و نامزد آن دوره ریاست جمهوری بود - در آخرین مناظره تلویزیونی آرامش خود را از دست داد و گروه قدیم مذاکره‌کننده را به ارائه خطابه به‌جای مذاکره متهم کرد و آن‌ها را مسئول وضعیت بد اقتصادی و تحریم‌های کشور دانست.
درحالی‌که تا روزهای آخر پیش از انتخابات و نتایج نظرسنجی‌ها امیدی برای روحانی قائل نبودند اما نقش‌آفرینی سید محمد خاتمی، حمایت هاشمی رفسنجانی که صلاحیت او برای آن دوره از انتخابات رد شده بود – و درنهایت انصراف محمدرضا عارف از رقابت‌ها به درخواست خاتمی باعث شد تا روحانی بتواند با رأیی شکننده به ساختمان ریاست جمهوری خیابان پاستور راه پیدا کند. او همکار قدیمی و یکی از معدود سیاستمداران شناخته‌شده ایرانی در فضای جهانی یعنی محمدجواد ظریف را به وزارت خارجه گمارد و پرونده هسته‌ای ایران را به او سپرد.
بدین ترتیب دو سال گفتگوی فشرده آغاز شد. برای نخستین بار در تاریخ پس از انقلاب ایران وزرای خارجه ایران و آمریکا به‌طور دوطرفه باهم مذاکره کردند و روسای جمهوری دو کشور نیز تلفنی با یکدیگر به گفتگو پرداختند. 14 دور مذاکره فشرده با حضور نمایندگان ارشد و وزرای خارجه آمریکا، روسیه، آلمان، فرانسه، چین، روسیه و ایران درنهایت در سال 2015 به نتیجه رسید و طرفین به توافقی 109 صفحه‌ای به همراه 5 ضمیمه دست پیدا کردند که در قابل سند سازمان ملل منتشر و در قابل قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد بر آن تأکید شد.
این توافق که اصطلاحاً به برجام (برنامه جامع اقدام مشترک) معروف شد از یک‌سو ایران را متعهد می‌کرد تا ضمن پذیرش نظارت‌های شدید، ذخیره اورانیوم غنی‌شده خود را کاهش داده، سانتریفوژهای فعالش را محدود کند و رآکتور آب‌سنگین اراک را از کار بیندازد. طرفین دیگر نیز تعهد می‌کردند با برداشتن تحریم‌های مرتبط با برنامه هسته‌ای، تعاملات بانکی را آزاد کرده و به‌مرور بخش‌هایی از درآمد ایران از فروش نفت که در بانک‌های بین‌المللی بلوکه‌شده بود را به ایران بازگردانند. همچنین مجوز تجارت ایران با شرکت‌های اروپایی و آمریکایی در زمینه‌هایی مانند صنایع هوایی و سرمایه‌گذاری در بخش انرژی و هسته‌ای ایران مهیا شود.P28-
در مکانیسمی فوق‌العاده پیچیده آژانس بین‌المللی انرژی اتمی وظیفه ارزیابی و صحت‌سنجی عملکرد دو طرف و به‌خصوص ایران را بر عهده گرفت. این توافق در آخرین ماه‌های دولت اوباما رخ می‌داد. باوجودی که مذاکرات به‌طور رسمی میان 6 کشور صورت می‌گرفت اما بازیگران اصلی آن وزرای خارجه ایران و آمریکا و وزیر انرژی آمریکا و رئیس سازمان انرژی اتمی ایران (هر دو از دانشمندان فیزیک هسته‌ای) و همچنین فدریکو موگرینی مسئول سیاست خارجی اروپا بودند.
آخرین دور این مذاکرات که پیش از ده روز به طول انجامید برخی از داغ‌ترین و رکوردشکن‌ترین مذاکرات تاریخ معاصر در عرصه سیاست بین‌المللی را به همراه داشت جان کری و جواد ظریف بیش از 10 ساعت بدون توقف با هم مذاکره کردند و درنهایت برجام به دست آمد.
این یکی از معدود پرونده‌های عظیم سیاسی در تاریخ معاصر بود که بدون آنکه منجر به جنگ شود؛ دور میز مذاکره حل‌وفصل می‌شد.
اگرچه هر دو طرف نسبت به صداقت طرف دیگر مشکوک بودند اما نظارت‌های مداوم و گزارش‌های اتحادیه اروپا، آژانس بین‌المللی و مقام‌های آمریکایی تأکیددارند که ایران به‌طور کامل به تعهدات خود عمل کرده است و باوجودی که در مواردی آمریکا به برخی از تعهدات خود به‌ویژه درزمینهٔ تسهیل ارتباطات بین‌المللی بانکی با ایران عمل‌نکرده است اما نقض توافق تاکنون از سوی ایران رخ نداده است.
البته باید تأکید کرد این توافق تنها و تنها متمرکز بر برنامه هسته‌ای ایران بود و ایران و کشورهای اروپایی و آمریکا اختلافات جدی و حل‌وفصل نشده‌ای در زمینه‌های مختلف از حقوق بشر گرفته تا سیاست‌های منطقه‌ای و ازجمله برنامه موشکی ایران دارند و گاه تحریم‌هایی در مورد آن‌ها به‌طور مستقل وضع‌شده یا ادامه یافته است اما طرفین در حوزه برجام و توافق به‌دست‌آمده متعهد مانده‌اند.P28-Trump
زمانی که این توافق به دست آمد آخرین ماه‌های حضور اوباما در کاخ سفید بود و او در آن زمان هم اکثریت مجلسین را در اختیار نداشت. تحریم‌های اعمال‌شده علیه ایران شامل دو بخش می‌شد یکی آن‌هایی که تحت قطعنامه‌های شورای امنیت وضع‌شده بود و با برجام و صدور قطعنامه تازه این شورا بلامحل اعلام شد؛ و دیگر تحریم‌های یک‌جانبه یا چندجانبه. در ایالات‌متحده این تحریم‌های یک‌جانبه فراتر از قطعنامه‌های شورانی نگهبان دو بخش می‌شود، یکی تحریم‌هایی که دولت به‌طور مستقیم اعمال کرده بود و دیگری تحریم‌هایی که کنگره آن‌ها را تائید کرده بود.
دولت آمریکا برای لغو این قطعنامه‌ها که بخشی از تعهد او در حوزه برجام بود با مخالفت شدید کنگره مواجه بود و به همین دلیل هم سازگاری را اندیشید که به آن راستی آزمایی گفته می‌شود مطابق این سازوکار قرار شد تحریم‌های اعمالی کنگره علیه ایران درزمینهٔ برنامه هسته‌ای به‌صورت معلق دربیاید و رئیس‌جمهور آمریکا هر سه ماه یک بار تعهد ایران به مفاد برجام را به اطلاع کنگره برساند و درصورتی‌که این تائید صورت نگرفت کنگره اقدام لازم برای احیای این تحریم‌ها را انجام دهد.
این تائید درواقع سازوکاری فرمالیته است که بر مبنای پارامترهای مشخصی به‌خصوص گزارش آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و ارزیابی وزارت خارجه و دفاع آمریکا صورت می‌گیرد.
ترامپ که این توافق را یکی دیگر از میراث‌های یادگار اوباما می‌دانست، از روز اول از آن به یکی از بدترین توافق‌های تاریخ آمریکا یاد کرد و بر خروج از آن تأکید می‌کرد؛ اما وقتی به کاخ سفید راه یافت متوجه شد خروج از آن چندان کار ساده‌ای نیست. گزارش‌های رسانه‌های آمریکایی نشان می‌دهد زمانی که نوبت به تائید وفاداری ایران به اجرای برجام رسید ترامپ از اینکه یا باید تائید یا رد کند و گزینه سومی ندارد، برآشفته بود و به همین دلیل روندی را شروع کرد که ایران از نظر تکنیکی به برجام وفادار است اما به روح آن وفادار نمانده است. پاسخ ایران این بود که آمریکا حتی به متن توافق وفادار نبوده است.
سرانجام پس‌ازاینکه ترامپ دو بار اجرای برجام از سوی ایران را تائید کرد و در شرایطی که وزیر دفاع، وزیر خارجه و مشاوران ارشد دولت او بر ضرورت تائید دوباره آن تأکید داشتند و آن را در راستای منافع ملی آمریکا می‌دانستند در پایان هفته گذشته ترامپ در نطقی تلویزیونی با استفاده از ادبیاتی تحریک‌آمیز اعلام کرد وفاداری ایران را تائید نمی‌کند.
متن سخنان ترامپ بلافاصله واکنشی جهانی را به همراه داشت. پیش از آنکه وزارت خارجه ایران و رئیس‌جمهور ایران فرصت پاسخگویی پیدا کنند این سران اروپایی بودند که واکنش نشان دادند و ضمن انتقاد از تصمیم ترامپ بر ادامه حضور خود در برجام تأکید کردند. فدریکو موگرینی مسئول روابط خارجه اروپا در مقابل دوربین‌ها حاضر شد و در بیاناتی که کمتر مشابه آن شنیده‌شده است قدرت و توان رئیس‌جمهور آمریکا را به چالش کشید و به او یادآور شد این توافقی چندجانبه و سند شورای امنیت است و او توان خروج یک‌جانبه از آن را ندارد.
موج مخالفت‌ها به درون ایالات‌متحده نیز راه یافت از باراک اوباما تا جان کری تا سناتورهای جمهوری‌خواه این عمل ترامپ را محکوم کردند. لئون پنته‌آ وزیر سابق دفاع آمریکا در این مورد به سی‌ان‌ان گفت: برای نخستین بار مقام‌های ایران شاهدی برای ادعای خود دارند که طرف آمریکایی قابل‌اعتماد نیست و این بدعتی است که جهان دیگر به آمریکا اعتماد نخواهد کرد.»
حسن روحانی نیز در یک نطق تلویزیونی ضمن نکوهش ترامپ در استفاده از ادبیات توهین آمیزش او را به خواندن تاریخ و جغرافی و حقوق دعوت کرد و با یادآوری بخش منفی روابط دو کشور از نگاه ایران اعلام کرد ایران اولین کشوری نخواهد بود که از برجام خارج می‌شود. او در سخنانی کم‌سابقه اما تائید کرد ایران تنها تا زمانی در برجام باقی خواهد ماند مه منافعش مطابق این سند تضمین شود و به‌محض اینکه این منافع تأمین نشود اقدام لازم را خواهد کرد.P28-ac trump twitterattack giff
واکنش‌های وسیعی نیز در میان شبکه‌های اجتماعی ایرانیان به وقوع پیوست. اعتراض کاربران توییتر به عدم استفاده ترامپ از واژه خلیج‌فارس و اشاره به کلمه عربی در این واژه باعث شد تا توفانی توییتری به راه بیفتد و کلمه خلیج‌فارس به ترند جهانی توییتر بدل شود.
البته این پایان داستان برجام نیست. در ایالات‌متحده عدم تأییدیه رئیس‌جمهور به کنگره رفته است و این امید وجود دارد که کنگره اقدام منزوی کننده ترامپ را مهار کند. این داستان درحال‌توسعه است و تا آخرین لحظه‌های نگارش این مطلب (شامگاه شنبه) همچنان زوایای تازه‌ای به آن افزوده می‌شود.
اما فراتر از داستان برجام سؤال مهمی که این روزها ذهن بسیاری را مشغول کرده است به این برمی‌گردد که در سر دونالد ترامپ چه می‌گذرد و او چه سودایی در سر دارد. یکی از ناموفق‌ترین دولت‌های معاصر آمریکا در تصویب قوانین در مجلس، یکی از بی‌سابقه‌ترین شخصیت‌های سیاسی از دیدگاه رفتار و گفتار شخصی نه‌تنها به نظر می‌رسد هیچ هدفی جز ویران کردن میراث پیشینیان خود ندارد که در حال منزوی کردن آمریکا است و این در حالی است که پرونده بزرگی از تخلفات انتخاباتی او در جریان بررسی قرار دارد.
یا بازی‌های ترامپ بخشی فکر شده از یک راهبرد کلان است که قرار است بر اساس الگوی غافلگیری و پیش‌بینی‌ناپذیری مسیر تازه یا پیش روی آمریکا بگذارد یا تنها حاصل رفتار غیرقابل‌کنترل مردی است که از بحرانی شخصیتی رنج می‌برد. جواب هر چه که باشد این مردم جهان هستند که هزینه‌های این رفتارها را خواهند پرداخت.

ترامپ علیه آمریکا
هر رهبر و مقام سیاسی با میراثش در تاریخ ثبت می‌شود. در ایالات‌متحده به‌طور خاص میراث روسای جمهور مسئله‌ای مهم به شمار می‌رود. برای باراک اوباما نیز مانند همه روسای جمهور پیش از او مهم بود که میراثی از خود بر جای بگذارد تا تاریخ از او تنها به دلیل رنگ پوستش و اینکه اولین رئیس‌جمهور رنگین‌پوست ایالات‌متحده بوده است، قضاوت نکند. بیرون آوردن ایالات‌متحده از بحران اقتصادی، تلاش نافرجام برای پایان دادن جنگ در افغانستان و عراق، از بین بردن بن‌لادن و حتی قانونی شدن ازدواج هم‌جنس‌گرایان در ایالات‌متحده، اگرچه نقاط عطفی در کارنامه اوباما بود اما میراث دوران هشت‌ساله رئیس‌جمهوری او عمدتاً بر مبنای سه رویداد مهم ارزیابی می‌شود: طرح بیمه درمانی اوباما، پیمان تغییرات اقلیمی پاریس و توافق هسته‌ای میان ایران و جامعه جهانیP28-download
آمریکا تنها کشور پیشرفته و بزرگ جهان است که دسترسی به بیمه خدمات درمانی در آن برای همگان ممکن نیست و بسیاری از مردم بدون بیمه درمانی هستند. برخلاف کشورهایی مانند کانادا یا کشورهای اروپایی و حتی ایران که عمده شهروندان از بیمه درمانی حداقلی دولتی برخوردار هستند، در ایالات‌متحده و تحت تأثیر بازار رقابتی شرکت‌های بیمه و صنایع درمان و دارو و تأکید بر بازار آزاد و عدم دخالت دولت این اتفاق هیچ‌گاه رخ نداده است. اگرچه روسای جمهور بسیاری تلاش کرده بودند پوشش بیمه درمانی را توسعه‌دهنده و برای مثال بیل کلینتون سال‌ها زمان صرف آن کرد اما هیچ‌گاه این‌چنین طرحی به مرحله اجرایی نزدیک نشد. اوباما اصلاح طرح بیمه درمانی عمومی را در دستور کار خود قرارداد و حتی برخلاف توصیه بسیاری از مشاورانش که معتقد بودند با پیگیری این طرح احتمال بالایی وجود دارد که دور دوم رأی نیاورد، این طرح را دنبال کرد و حاضر به پذیرش ریسک از دست دادن دور دوم ریاست‌جمهوری‌اش به‌شرط پیش برد این طرح کرد. او در طول مذاکرات طولانی خود ناچار شد از برخی از ایده‌های اولیه خود ازجمله بیمه برای همه، عقب‌نشینی کند اما در عوض بازاری را فراهم آورد که باوجود ایرادهای فراوان چندین میلیون نفر از شهروندان آمریکایی را تحت پوشش بیمه قرار می‌داد و جمهوری‌خواهان که به‌طور سنتی با دخالت دولت – حتی در برنامه‌های اجتماعی – مخالف هستند و بر اقتصاد مبتنی بر رقابت حتی در حوزه‌هایی مانند بهداشت و سلامت تأکیددارند به‌طور طبیعی از همان ابتدا همه توان خود را برای مقابله و بی‌اثر کردن این طرح در پیش گرفتند؛ اما تنها دلیل آن‌ها اختلاف‌نظر ایدئولوژیک با اوباما نبود. درنهایت ایده طرح درمانی اوباما بسیار شبیه چیزی بود که میت رامنی در دوران فرمانداری خود آن را پیگیری و اجرا کرده بود، اما ازآنجایی‌که این طرح یکی از ستون‌های ریاست جمهوری اوباما بود حمله به آن هدف مشخص نیروی مخالفش به شمار می‌رفت و درنهایت در رقابت‌های ریاست جمهوری در سال 2012 میت رامنی که نامزد جمهوری‌خواهان بود به‌طور مکرر به این طرح می‌تاخت درحالی‌که خودش پیشگام طرحی مشابه در ایالت ماساچوست بود.
پس از هفت سال تلاش بی‌وقفه جمهوری‌خواهان برای متوقف کردن برنامه بیمه اوباما آن‌ها در برد شگفت‌انگیز انتخابات سال 2016 نه‌تنها خود را صاحب اکثریت کنگره و سنا دیدند که کلید کاخ سفید را در دستان مردی دیدند که بی‌مهابا به اوباما حمله می‌کرد و وعده لغو بیمه درمانی اوباما و جایگزینی آن را در روز اول کاری خود داده بود. از روز اول کاری ترامپ اما 9 ماه گذشت و چهار تلاش با شکست مواجه شد تا اینکه ترامپ با دستوری اجرایی و بدون حمایت کنگره بخش بزرگی از آن را زیر سؤال برد و عملاً آن را فلج کرد. بدین ترتیب ترامپ یک‌تنه و بدون جایگزینی یکی از مهم‌ترین میراث دولت اوباما را پایان داد.
توافقی جهانی بر سر مقابله با خطر تغییرات اقلیمی و گرمایش زمین یکی دیگر از اولویت‌های دولت اوباما بود. دولت او با نگاه حمایتی به انرژی‌های جایگزین و به رسمیت شناختن گرمایش زمین تلاش گسترده‌ای را برای تنظیم پیمانی جهانی در این زمینه انجام داد. یکی از نقاط اوج کنفرانس جهانی تغییرات اقلیم در کپنهاگ بود که اوباما سعی کرد برخلاف نظر مشاورانش با حضوری سرزده آن را به نتیجه برساند. آن تلاش با شکست مواجه شد اما گروه او در طول سال‌های بعد با جدیت موضوع را در رایزنی‌های چندجانبه با چین، هندوستان و دیگر کشورهای اصلی دنبال کردند. نتیجه این تلاش‌ها سرانجام در کنفرانس پاریس به نتیجه رسید. توافقی حداقلی، پیچیده و شکننده که برای نخستین بار همه کشورهای جهان غیر از سوریه که درگیر جنگ داخلی بود و پاراگوئه که این توافق را بسیار ضعیف می‌دانست و خواستار تعهدی قوی‌تر بود، راضی به انجام داوطلبانه و ملی تلاش‌هایی شدند که مانع از گرم شدن سیاره زمین به‌اندازه دو درجه سانتی‌گراد شوند. یکی از ویژگی‌های مهم این توافق که آمریکا نقشی کلیدی در تصویب آن داشت این بود که هر کشوری خود سیاست‌هایش را برای اجرایی کردن این هدف تدوین و اجرا می‌کرد و هیچ فشار و یا مکانیسم بیرونی برای آن وجود نداشت. به‌این‌ترتیب امضاکنندگان مطمئن می‌شدند که هرزمانی می‌توانند بر مبنای وضعیت خود برنامه‌های خود را تغییر دهند و تنها تعهدی غیر الزام‌آور مبنی بر این موضوع داشتند که تلاش کنند تا میزان افزایش دمای کره زمین را کاهش دهند.
ترامپ که سال‌های طولانی است یکی از منکران گرمایش زمین است در یکی از اقدامات اولیه خود با برگزاری کنفرانسی در محوطه کاخ سفید، اعلام کرد از این پیمان خارج می‌شود چون به نفع آمریکا نیست و شاید در عوض برای رسیدن به توافقی دیگر مذاکره کند. نکته مهم در این اعلام این بود که هیچ تعهدی بر دوش آمریکا نبود و خروج از این پیمان تنها با هدف سیاسی و نمایشی صورت می‌گرفت. واکنش جهان برخلاف انتظار یکپارچه و متحد بود: جهان در پیمان پاریس باقی می‌ماند. بسیاری از فرماندارها و شهرداران آمریکایی نیز اعلام کردند که علی‌رغم خروج ترامپ از توافق، آن‌ها بر این تعهد پایدار خواهند ماند. بدین ترتیب آمریکا، سوریه و نیکاراگوئه به تنها کشورهایی در جهان تبدیل شدند که به‌طور رسمی متعهد به نجات زمین نشده‌اند. این دومین میراث مهم اوباما بود که به دست ترامپ ویران شد.