17نوامبر2017

25 مهر 1396 نوشته شده توسط 

خشم آتش است

حبیب عثمان
«خشم ویرانگر است، خشم رابطه‌ها را به تنفر، عشق را به بی‌تفاوتی می‌کشاند.»
خشم احساسی است زشت و مهلک که بنا بر دلیلی اتفاق افتاده سبب آزردگی، اهانت، تنفر و دشمنی‌ها می‌گردد، به‌عبارت‌دیگر خشم احساسی است که باعث می‌شود زبان سریع‌تر از فکر کار کند. خشم به هر دو جناح ضرر می‌رساند و ضررهای ناشی از خشم به شخص خشمگین بیشتر است.
به دو دلیل خشم به وجود می‌آید:
زمانی که شخص به خواسته، هدف، آرزو، احتیاج و حق خود نرسد خشم به وجود می‌آید. در اینجا خشم یک انتظار است که شود یا نشود. دیگر از اثر واکنش‌ها، الفاظ رکیک، رفتار و کردار دیگران با شخص خشم پدید می‌آید.
خشم آتشی است که خوبی‌ها را به بدی می‌کشاند و عالم تباه است. خشم چنگیز جهان را به خاک خون کشید، خشم هیتلر جهان را زیرورو کرد.
هیچ کاری فاضل‌تر از حلم و برده‌باری در وقت خشم نیست.
انسان‌ها خوی و عادت‌های متفاوت دارند. بنآء کسی باشد که دیر خشمگین شود و دیر خشنود. کسی باشد زود خشمگین و زود خشنود شود و بهترین انسان‌ها همان باشد که دیر خشمگین شود و زود خشنود و بدتر آن بود که زود خشمگین شود و دیر خشنود. این‌چنین انسان‌ها کینه‌توز بوده خشم را به کینه، نفرت و دشمنی می‌کشانند. به این نتیجه هم می‌رسیم که کینه و عداوت هم زاده‌ی خشم است.P58-مقابله-با-خشم-در-مذاکره-2
خشم چیست؟
وقتی حرفی می‌زنید و کسی ناراحت می‌شود خشم است. وقتی حرفی می‌زنید و کسی ناراحت می‌شود واکنشی نشان می‌دهد، عصبانیت است. دلیلی که آدم‌ها در یک روز خشمگین می‌شوند نزدشان اصولی دارند؛ می‌گویند زندگی بسیار سخت است یا ساده. البته واقعیت است که در بسیاری موارد تاروپود زندگی درد و رنج است اما سخت نگیریم.
مسآله دیگر اینست که ما با همه اختلاف داریم حتی با خودمان. چرا این حرف را زدم، چرا اینکار را کردم یا نکردم. همچنان با دیگران اختلاف عقیده، سلیقه، اندیشه و باور داریم. اگر صادقانه، عاقلانه، واقع‌بینانه، عالمانه و آگاهانه زندگی را بنگریم آن را سخت و مشکل می‌یابیم. ما باخشم خود می‌توانیم چهار کار بکنیم:
۱. خشم را به عصبانیت تبدیل کنیم
می‌توانیم خشم خود را به عصبانیت تبدیل کنیم. شما حرفی می‌زنید، من مشتی می‌زنم، خشم به عصبانیت تبدیل شد. این طریق هم کار را خراب می‌کند و هم به نتیجه‌ا‌ی نمی‌رسیم.
انسان به دلیل باورهایشان خشمگین می‌شوند و عصبانی نمی‌شوند. بدین معنی که دوستم اگر حرفی زد واکنش نشان می‌دهم اما اگر در مهمانی باشم نشان نمی‌دهم. اگر فرزندم یک کاری کرد عصبانی می‌شوم اگر پولیس باشد واکنش نشان نمی‌دهم، اختیار دست من است. پس مسؤولیت خشم بر باور و اعتقاد فرد است. وقتی ما خشم را به عصبانیت تبدیل می‌کنیم همه کارها را خراب می‌کنیم و معتقدیم که دیگران ما را عصبانی کردند یا اینکه عصبانی شدیم.
۲. خشم خود را فروخوریم و یا کنترل کنیم
خشم خود را فروخوردن و کنترل کردن کار خوب است اما بعد از مدتی به تنفر تبدیل می‌شود؛ یعنی هر کس که خشم خود را فرومی‌خورد، تحمل، گذشت و فداکاری می‌کند به‌تدریج از او موجودی می‌شود که به تنفر می‌رسد و از سه چیز متنفر می‌شود: از خودش، از دیگران و از زندگی. سه نتیجه از آن به دست می‌آید:
نوعی از افسردگی که بسیار معالجه‌اش مشکل است.
نوعی از اضطراب و وحشت که بسیار آزاردهنده است.
نوعی از عصبانیت که خطرناک و منزجرکننده است.
همیشه گفته می‌شود که خشمت را فروببر، خودت را کنترل کن اما این بیماری‌زاست.
۳. خشم‌ات را ابراز کن
خشم‌ات را ابراز کن کار ظریف و لطیف است. در جوامع پیشرفته می‌گویند خشم‌ات را ابراز کن در همان حد بصورت که انتظار داشته باشید که دیگران رفتار درست داشته باشند.
در یکجا که همه در صف ایستاده‌اند کسی بدون توجه در اول صف می‌ایستد، می‌گوییم لطفآ به آخر صف بروید آخر صف آنجاست. یا اینکه به خرید می‌روید و ۵ دالر خرید می‌کنید، ۲۰ دالر می‌دهید اما بقیه پولتان‌ را پس نمی‌دهد. می‌گویید لطفا ۱۵ دالرام را پس دهید. جمله را با آهستگی شروع می‌کنید و مطلب را ابراز می‌دارید. گرچه به این کار درست نمی‌شود. حداقل یک آرامشی را احساس نموده، کمی راحت می‌شویم. جمله را با این الفاظ که آدم نیستی، کوری نمی‌بینی، نمی‌فهمی و امثال آن نباید شروع کنید.
۴. اداره کردن خشم
خشم نیرویی است مثل باران زیاد که باریده حالا می‌تواند سیل شود. ولی پشت سرهم قرار می‌دهیم. این پدیده‌ای است به چند ساعت گفتن و تفکیک احتیاج دارد. مسلٔه مهم اینجا اداره کردن خشم است که مفاهیم را بشناسیم. خشم را با عصبانیت تفکیک کنیم. مسؤولیت عصبانیت را بپذیریم، مسؤولیت خشم را به‌عنوان نظام باورها و اعتقادات ما بپذیریم بااینکه به وجود آمده چه باید کنیم.
راه درست آن در موارد کلی و جزئی ابراز خشم و در موارد اساسی اداره کردن خشم است. خشم رابطه‌ها را به تنفر و عشق را به بی‌تفاوتی می‌کشاند. خشم و عصبانیت ریشه ارثی دارد. از کودکی آموخته می‌شود، از پدر و مادری که خیلی خشمگین باشد و بلاخره اشکالی که ازنظر رشد و تربیت در انسان‌ها وجود دارد.
کبر: متکبر به اندک مایه‌ی سخن یا معاملات که در خلاف تعظیم اوست خشمگین می‌شود. باید کبر را به تواضع بشکند و کبر از اخلاق بد است جز به تواضع کبر باطل نشود.
بی‌باکی، مسخره‌گی و خندیدن نتیجه‌اش به خشم می‌کشاند. شخص باید خود را از آن نگهدارد. عیب جستن و ملامت کردن نیز سبب خشم گردد. هرکسی که عیب خود را بداند، پی عیب دیگران نشود.P58-dsdsdsd
علاج خشم چیست؟
وقتی خشمگین می‌شوید وضعیت و موقعیت خود را تغییر دهید شخص اگر بر پای باشد، بنشیند، اگر نشسته باشد پهلو بر زمین شود یا برخیزد، محل را ترک کند و اگر به این آرام نگرفت با آب سرد به صورت خود بپاشد، چون گفته‌اند که خشم از آتش است و به آب بنشیند.

خشمگین شدن تا چه حد رواست؟
اگر کسی سخن زشت موحش گوید نخست آن بود که خاموش باشد فحش نگوید و جواب ندهد، ولیکن خاموشی واجب نیست جواب آن گفته شود و مقابله دشنام به دشنام غیبت به غیبت و مثل آن روا نبود. کینه زاده خشم است و از آن تنفر و دشمنی خیزد. عقل انسان خشم او را نگاه می‌دارد و گذشتن از تقصیر جلال اوست.
منابع: «برگزیده‌های از کیمیای سعادت و فشرده‌ی از گفتاری دکتر فرهنگ هلاکویی»