15دسامبر2017

06 مهر 1396 نوشته شده توسط 

گفت‌وگو با لیلی آذری، پژوهشگر طرح بیمه درمانی برای مهاجران فاقد مدارک

در کانادا دسترسی به خدمات درمانی اساسی، حق همه است
شهرام یزدان‌پناه
P23-1-Lili-Azari
زندگی‌اش از همان دورانی که در ایران بوده با تلاش برای دفاع از حقوق کودکان و زنان عجین شده است. مدتی با یونیسف، بعد با مرکز پناهندگان سازمان ملل همکاری می‌کرده است. با آن سابقه به کانادا آمد تا مددکاری اجتماعی بخواند. لیلی آذری، دانشجوی فوق‌لیسانس مددکاری اجتماعی دانشگاه مک‌گیل بیشتر روی جامعه مهاجران و پناهنده‌ها متمرکز است، جایی که انسان‌ها به‌شدت آسیب‌پذیر می‌شوند. او که علاوه بر درس خواندن و تحقیق کردن، در ارگان‌هایی که مستقیماً با پناهنده‌ها و مهاجران سروکار دارند هم کار می‌کند. در طول گفتگو وقتی به‌رسم خبرنگار بودن حق‌وحقوق مهاجران غیرقانونی ازنظر خودم که لیلی آذری آن‌ها را مهاجران فاقد مدارک می‌خواند را زیر سؤال بردم، خیلی جدی شد و نشان داد در دفاع از آن‌ها کوچک‌ترین شکی در دل ندارد. او اکنون یکی از چند پژوهشگر طرحی است که به دنبال دسترسی مهاجران فاقد مدارک قانونی به خدمات بهداشتی درمانی رایگان دولتی هستند. این طرح توسط دو دانشگاه مونترال و مک‌گیل دنبال می‌شود.
چطور می‌شود که در کبک یا عام‌تر بگویم کانادا زندگی کرد اما فاقد بیمه خدمات بهداشتی بود؟
بیمه عمومی کانادا درواقع شامل حال تمامی مهاجران چه کسانی که اقامت دائم یا چه کسانی که شهروندی دارند، می‌شود. ولی حتی برای این افراد هم که شهروند یا اقامت دائم دارند مثل خود ما، مواقعی پیش می‌آید که بدون بیمه می‌مانند. اگر مدتی کشور را ترک کنیم و یک بازه زمانی طولانی‌تری را در خارج از کانادا بگذرانیم و برگردیم، احتمال دارد که در جریان کارهای اداری وارد یک سیکل‌ معیوبی شویم که باعث شود برای مدتی بدون بیمه بمانیم.
بازه زمانی طولانی‌ یعنی چه مدتی؟
اگر بیشتر از شش ماه باشد. ولی اجازه بدهید آن موضوع را فراموش کنیم چون درواقع تمرکز اصلی پروژه ما روی این افراد نیست. تمرکز ما بیشتر روی کسانی است که با ویزای توریستی یا ویزیتوری می‌آیند اما طولانی‌مدت تر اقامت می‌کنند، دانشجوهای خارجی، کسانی که با ویزای کار می‌آیند اما بعد از انقضای ویزا اینجا مانده‌‌اند و کار می‌کنند، کسانی که از داخل کانادا برای پرونده اسپانسرشیپی آن‌ها اقدام شده است و در انتها کسانی که درخواست پناهندگی آن‌ها رد شده اما هنوز از کشور اخراج نشده‌اند. ما بیشتر روی این گروه‌ از مهاجران تمرکز داریم.
به نظر می‌رسد که همه این گروه‌ها غیرقانونی در کشور هستند و به همین خاطر می‌ترسند دستگیر و دیپورت شوند؟
بله دقیقاً و خب مسائلی که همه‌ی این گروه‌های مهاجر با آن روبرو می‌شوند خیلی حاد و پیچیده می‌شود؛ حتی مسائل ساده تبدیل به مسائل خیلی بزرگ می‌شوند زیرا آن‌ها در زمان نیاز، امکان دسترسی ندارند تا زمانی که مشکل حاد بشود و قضیه آن‌قدر جدی شود که شخص ناچار باشد به بیمارستان رجوع کند. بماند که یک ویزیت ساده‌ی دکتر صد و خورده‌ای دلار برای کسی که هیچ درآمدی ندارد هزینه بر‌می‌دارد ولی وقتی‌که به بیمارستان می‌رسند مسئله هزاران هزار دلار خواهد بود. اولاً که پذیرش بیمارستان معمولاً در مقابلشان مقاومت می‌کند حتی در مواقع خاص و اغلب این افراد به حقوقشان واقف نیستند زیرا خود قانون می‌گوید وقتی‌که شما مسئله‌ی پزشکی اورژانسی دارید باید از جان شما حفاظت و حمایت شود.
ولی همین قانون از طرف دیگر می‌گوید کسی که پناهنده است و درخواستش رد می‌شود باید برگردد، اگر پدر و مادری برای دیدن بچه‌هایش به اینجا می‌آید، باید بیمه خصوصی خریداری کند، کارگری که دوره ویزای کارش تمام‌شده باید مراجعت کند به وطنش؛ چرا ما باید به کسی که قانون را رعایت نمی‌کند، کمک کنیم؟
مشکل اصلی من با این حرف این است که قانون، حق نیست. یک‌جوری از قانون حرف می‌زنیم که انگار قانون نمی‌تواند اشتباه کند. در قانون اشتباه وجود دارد و به همین دلیل است که قانون‌گذاران در مجلس هستند. برای اینکه مدام مرور کند و بهبود بدهد. انسان‌ها قانون را وضع می‌کنند. تازه در آن دیدگاه‌ها و منافع سیاسی هم وجود دارد که مسائل زیادی را وارد می‌کند. برای اینکه ما یک جامعه‌ی پویای رو به رشد باشیم، همیشه باید خواهان این باشیم که روی قانون بازبینی بشود. نه اینکه بگوییم قانون این را گفته پس تمام. اگر شما به کانادا آمدید و یا کانادایی هستید و به کانادایی بودنتان می‌نازید، باید از خودتان بپرسید این کانادا چگونه به اینجا رسیده؟
در کانادا هر فردی صرف‌نظر از اینکه کجا به دنیا آمده، چه رنگی است و با چه زبانی حرف می‌زند، یک سری حقوق انسانی دارد. حق دسترسی به خدمات درمانی اساسی دارد، ما نمی‌گوییم خدمات درمانی پیشرفته، نمی‌گوییم بهترین خدمات، می‌گوییم اساسی، بنیادین، یعنی قرص و داروی اولیه، یعنی معاینه ساده. اگر انسانی این را انسان دیگری که شانس او را در زندگی نداشته، دریغ کند، آدم ناآگاهی هست که خوشی امروزش به او لگد می‌زند چون یادش می‌رود که به‌سادگی می‌تواند در شرایط مشابهی قرار گیرید.
ولی اگر ما قانون را فراموش کنیم، دولت دیگر نخواهد توانست اوضاع را کنترل کند.
ما میگوییم حق دسترسی به خدمات اساسی امکان دارد که با قانون مطابقت نداشته باشد اما مگر دولت کانادا این‌طرف و آن‌طرف دنیا باافتخار از سیستم جامع بهداشتی‌اش حرف نمی‌زند، مگر به آن نمی‌نازد؟ خب دولت و حزب متبوعش باید پاسخگوی این آدم‌هایی باشند که اینجا و در داخل خاک کانادا دارند زجر می‌کشند. دولت راه را بازکرده، مسیر را بازکرده و به‌عنوان کشور مهاجرپذیر خودش را به تمام دنیا می‌فروشد ولی شرایط ساده زندگی را برای این افراد فراهم نکرده است. کانادا از پوشش بیمه فراگیر صحبت می‌کند درحالی‌که در عمل فقط در مونترال بیش از 50 هزار نفر هیچ‌گونه دسترسی به خدمات پوششی بیمه درمانی ندارند.
پس قانون می‌گوید در چنین مواقعی گذشته از شرایط اقامتی باید به افراد خدمات پزشکی ارائه داد؟
بله درسته. باید در این شرایط خدمات درمانی بگیرند تا بعد پول را دریافت کنند یا اتفاقات بعدی ولی اغلب برای اینکه برایشان سودآور نیست در مقابل پذیرش ایشان مقاومت می‌کنند و معمولاً افراد این مجموعه از این حقوق بی‌خبرند و هیچ آگاهی ندارند. حتی بماند که نداشتن کارت بیمه درمانی کسی نمی‌داند ولی خوب کسی که وضعیت اقامتی نامشخصی دارد، هیچ‌وقت به کسی چیزی نمی‌گوید و به بیمارستان هم نمی‌رود و یا اگر می‌رود برایش خیلی هزینه برمی‌دارد یعنی خیلی از زندگی‌ها ناگهان از هم می‌پاشد به خاطر همین مسئله کوچک. حالا ما داریم سعی می‌کنیم روی سیاست‌گذاری‌ها تأثیر بگذاریم برای اینکه ...
P23-2-Insurance
منظورتان از ما کیست؟
درواقع ما یک گروه تحقیقاتی در دانشگاه مونترال هستیم که باهدف شناسایی مشکل، قرار است از 900 مهاجر مصاحبه کنیم که تا اکنون 800 نفر انجام‌شده است. این‌یک پروژه تحقیقاتی بسیار بزرگ است که توسط دانشگاه مونترال انجام می‌شود؛ توسط دپارتمان بهداشت عمومی. پروژه تحقیقاتی ما بین‌رشته‌ای است یعنی از پزشکی، علوم سیاسی، مددکاری اجتماعی و... تمامی اعضای این مجموعه از افراد تحصیل‌کرده و محقق تشکیل‌شده و بودجه آن توسط انستیتو تحقیقاتی دپارتمان بهداشت عمومی تأمین می‌شود. کار در جهت بهبود دسترسی مهاجرینی که پوشش بیمه خدمات درمانی ندارند است.
شما در مک‌گیل هستید ولی پروژه در دانشگاه مونترال انجام می‌شود؟
بله. البته چون اساتید ازجمله استاد من در مک‌گیل هم شرکت دارد ولی کار اصلی من دانشگاه مونترال هست.
این پروژه از کجا نشاءت گرفته و گروه تحقیقاتی شما چطور شکل‌گرفته است؟
این گروه تحقیقاتی کسانی هستند که بیشتر روی بهداشت و سلامت مهاجرین تمرکز دارند. از سال 2013 این گروه تشکیل‌شده ولی از ماه ژوئن 2016 مصاحبه‌ها مستقیماً با مردم شروع‌شده است. تا اکنون 800 مصاحبه انجام‌شده و قرار هست که تا آخر سپتامبر 2017 مصاحبه‌ها تمام شود. در این فرآیند با تمام ارگان‌هایی که برای مهاجرین کار می‌کنند در ارتباط تنگاتنگ هستیم. مثل سازمان بین‌المللی پزشکان؛ این‌ها تنها کلینیکی هستند که به مهاجرینی که در این وضعیت هستند یعنی پوشش خدمات درمانی ندارند، خدمات درمانی می‌دهند.
مصاحبه برای چیست؟ من فکر کردم قرار است خدمات درمانی بدهید؟
درواقع ما با تعداد زیادی مصاحبه با مهاجران فاقد مدارک که روی طراحی آن‌ها خیلی کارشده، مشکلات سیستم را پیدا می‌کنیم و بعد با داشتن این شواهد و قرائن، روی آن نکات و برای سیاست‌گذاری تمرکز می‌کنیم تا سیستم را بهبود بخشیم. در حال حاضر ما مشغول جمع‌کردن اطلاعات هستیم و کار مهمی که انجام‌شده اینکه ما داریم سعی می‌کنیم به کسانی که در این طرح مشارکت می‌کنند، کمک هم کنیم. این کار را با کمک افرادی که در ارگان‌ها، دانشگاه‌ها و بیمارستان‌ها هستند و مایل به کمک به این افراد هستند، انجام می‌دهیم. این‌ها کسانی هستند که دغدغه‌شان تغییر شرایط است. به‌این‌ترتیب اگر من باکسی مصاحبه ‌کنم که به من بگوید غذا ندارد یا برای اجاره با صاحب‌خانه‌اش مشکل دارد یا همسرش باردار است که در این مورد خاص برای وضع حمل چیزی بین 15 تا 35 هزار دلار هزینه دربر خواهد داشت، به مصاحبه‌شونده می‌گوییم به منابع همیار ما مراجعه کنند، مثلاً برای کار حقوقی که نیاز به وکیل هست تا وضعیت اقامتش را درست کند، به این شخص رجوع کن. برحسب میزان آسیب‌پذیر بودن آن فرد ممکن هست حتی همراه آن‌ها برویم. از تماس گرفتن و پل ساختن بین آن فرد و آن ارگان تا حتی همراهی کردنشان سعی می‌کنیم از مشارکت آن‌ها در گفتگو‌ها قدردانی کنیم و وظیفه انسانی خودمان را نیز انجام دهیم.
پس شما دنبال این هستید که اگر کسی در کانادا زندگی می‌کند و شرایط اقامتی مشخصی ندارد، از طریق این گفتگو شمارا شناسایی و به شما مراجعه کند.
دقیقاً! در وهله‌ی اول ما می‌خواهیم افرادی که در این شرایط قرار دارند مطلع شوند، جلو بیایند و با مشارکتشان از طریق شرکت در مصاحبه‌ها به پیشبرد اهداف پروژه کمک کنند و ضمناً ما بتونیم فرصت پیدا کنیم که به آن‌ها کمک کنیم چون در طی مصاحبه با مشکلاتشان دقیقاً آشنا می‌شویم ضمن اینکه کاملاً محرمانه می‌ماند و شناسایی نمی‌شوند و در شرایطی هستیم که می‌توانیم به آن‌ها راهکار ارائه بدهیم. لزوماً حتماً نباید این جریان مشکل خودش باشد، می‌تواند یک وسیله‌ای باشد برای آگاهی دادن به افرادی که این شرایط را دارند و می‌گوید من فلان مقاله را در مجله خواندم به این‌ها مراجعه کند. با این حساب قصدمان از این گفتگو این است که در جامعه‌ی ایرانی و افغان اگر کسانی هستند تشویقشان کنیم که مراجعه کنند و با مصاحبه‌ای که می‌کنند نه‌تنها مشکل خودشان را حل می‌کنند بلکه زمینه را در آینده برای آدم‌های مشابه خودشان آسان‌تر می‌کنند. از طرف دیگر ما منابع را در اختیارشان قرار می‌دهیم. اطلاعات را می‌دهیم و هر کاری که لازم باشد برای اینکه دسترسی پیدا کنند به آن خدمات برایشان فراهم می‌کنیم.
راه‌های دسترسی به شما چیست؟
وب‌سایت، شماره تماس و فیس‌بوک داریم. تلفن ما 5143493098، آدرس ایمیلمان هم این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید و روی فیس‌بوک هم می‌توانند ما را از طریق صفحه Sante des Migrants تعقیب کنند.