15دسامبر2017

06 مهر 1396 نوشته شده توسط 

سیاستمداران روبه‌روی مردم

مجمع عمومی سازمان ملل متحد 2017
پوریا ناظمی
P28-united-nations-flags
هرسال در نخستین روزهای پاییز، حجم حضور نیروهای امنیتی و محدودیت‌های تردد و حراست در فاصله خیابان‌های ۴۰ تا ۴۹ شرقی نیویورک به‌طور چشمگیری افزایش می‌یابد. سران کشورهای جهان و یا هیئت‌های عالی‌رتبه به نمایندگی از آن‌ها در بازه‌ای چندهفته‌ای به بزرگ‌ترین اجتماع سالانه ملل متحد می‌آیند تا درباره جهانی که در آن زندگی می‌کنیم و نقش کشورهای خود در آن باهم به گفتگو بنشینند. نیویورک شلوغ، این روزها شلوغ‌تر از همیشه می‌شود و تمام داستان هم در ساختمان ملل متحد رخ نمی‌دهد. خیابان‌های اطراف شاهد کارناوال‌هایی از موافقان و مخالفان رنگارنگ هستند. از مخالفان جهانی‌شدن گرفته تا هواداران و مخالفان سران کشورهای مختلف تا گروه‌های اپوزیسیون سیاسی که حضور در برابر ساختمان سازمان ملل و یا هتل محل اقامت هیئت‌های سیاسی را فرصتی برای بیان ایده‌های خود می‌بینند.
مهم‌ترین و اصلی‌ترین برنامه مجمع عمومی، سخنرانی‌های هیئت‌های نمایندگی در مجمع است. به‌طور سنتی این سخنرانی‌ها با سخنرانی نماینده برزیل آغاز می‌شود. چرا؟ چون درزمانی که ترتیب سخنران‌ها مشخص نبود و کشورها برای سخنرانی اول داوطلب نمی‌شدند همیشه برزیل داوطلب ارائه اولین سخنرانی بود و این تبدیل به سنتی برای مجمع عمومی شد. بعد از برزیل آمریکا که کشور میزبان است به ارائه سخنرانی می‌پردازد و معمولا رئیس‌جمهور این کشور سخنرانی میزبان را ارائه می‌دهد که یکی از مهم‌ترین سخنرانی‌های عمومی رئیس‌جمهور ایالات متحده در تبیین برنامه سیاست خارجی آن کشور است. بعد از ایالات‌متحده داستان به هم می‌ریزد و انتخاب ترتیب سخنرانی‌ها بسته به سطح دیپلماتیک هیئت‌ها، برنامه زمان‌بندی حضور آن‌ها و عوامل دیگری بستگی دارد که معمولا چندان روشن هم نیست.
همه ۱۹۳ کشور عضو سازمان ملل به‌طور طبیعی عضو این مجمع هستند و نمایندگان آن‌ها به ارائه سخنرانی در این مجمع می‌پردازند و همین‌طور نماینده‌هایی از برخی نهادهای غیر عضو مانند واتیکان، دولت خودمختار فلسطین و اتحادیه اروپا.P28-main
اگرچه این سخنرانی‌ها در قالب و عنوان مناظره درباره موضوعات مهم برگزار می‌شود اما به‌طورمعمول هرکدام از سران یا نماینده‌ها سخنرانی خودش را انجام می‌دهد. به‌طور طبیعی تنها سه یا چهار سخنرانی در هر دوره است که اهمیت و ارزش خبری پیدا می‌کند و بقیه اوقات مجمع عمومی صرف سخنرانی‌هایی می‌شود که معمولا کسی آن‌ها را گوش نمی‌کند یا صرف جلسات جنبی زیرمجموعه مجمع عمومی می شود. جلساتی که از کمیته‌های مختلف مجمع گرفته تا حضور هنرمندان و ستاره‌ها و چهره‌های مختلف را شامل می‌شود. در این ایام در فضایی که بی‌شباهت به یک نمایشگاه بزرگ نیست، شما می‌تواند جرج کلونی را در کنار سران کشورهای آفریقایی، بونو را در کنار سازمان پزشکان بدون مرز، اما واتسون را در حال ارائه خطابه درباره اهمیت نقش زنان به سران کشورهای جهان و یا لئوناردو دی کاپریو را در حال ارائه سخنرانی در مجمع عمومی ببینید. گاه‌گداری سوپراستارها به جلسات مهم‌تر هم راه پیدا می‌کنند و برای مثال آنجلینا جولی به شورای امنیت می‌رود تا به آن‌ها درباره مسئله پناه‌جویان گزارش دهد. پناه‌جویانی که او به همراه نماینده‌های همین شورا از حال آن‌ها باخبر شده است.
مجمع عمومی در هر دوره، تعدادی از قطعنامه‌های مختلف را نیز صادر می‌کند که به‌طور طبیعی فاقد هر نوع اعتبار و ارزش اجرایی هستند و بیشتر در قالب توصیه‌نامه باید به آن‌ها نگاه کرد. بخش اصلی قانون‌گذاری سازمان ملل که قوانینش لازم‌الاجرا است شورای امنیت است که نه بر اساس آرای همه اعضا که بر اساس آرای ۵ عضو دائم (آمریکا، چین، روسیه، فرانسه، انگلستان) و ۱۰ عضو غیر دائم تصویب می‌شود و البته ۵ عضو دائم دارای حق وتو هستند و می‌توانند قطعنامه‌هایی که مخالف نظرشان باشد حتی درصورتی‌که رأی ۱۴ عضو دیگر را به همراه داشته باشند، وتو کرده و از تصویب آن جلوگیری کنند.
شاید مهم‌ترین دست آورد و اهمیت مجمع عمومی نه در سالن اجلاس که در اتاق‌های کوچک ملاقات دو و چندجانبه است که اتفاق می‌افتد و خود را نشان می‌دهد. در این اتاق‌ها است که مذاکرات اصلی جریان دارد. حضور هم‌زمان نماینده‌های عالی‌رتبه و سران کشورها فرصت ملاقات متعدد را برای آن‌ها فراهم می‌کند. این ملاقات و تصمیم‌های مشترکی که از دل آن بیرون می‌آید نقش مهم و اصلی را در بازی سیاست بین‌الملل ایفا می‌کند. دریکی از همین دیدارها بود که ایران و انگلستان تصمیم گرفتند روابط خود که پس از حکم ارتداد سلمان رشدی و فتوای قتل او قطع‌شده بود از سر بگیرند. در یکی از همین اتاق‌ها بود که برای اولین بار پس از انقلاب وزرای خارجه ایران و آمریکا با یکدیگر ملاقات کردند و زمینه را برای یکی از مهم‌ترین مذاکرات تاریخ معاصر سیاسی فراهم آوردند.
بااین‌وجود صحنه اصلی نمایش و جایی که نورافکن‌ها آن را روشن می‌کنند همان صحن علنی است و در هرسال چند سخنرانی هست که ارزش دیدن دارد.
اولین‌ها
به‌طور طبیعی اولین حضور روسای جمهور یا سران کشورها در مجمع عمومی فوق‌العاده مهم ارزیابی می‌شود به‌خصوص اگر آن کشور یا دارای قدرتی بزرگ در جهان باشد و یا شاهد تغییری جدی در رویکردهای خود بوده و یا بازیگری دریکی از چالش‌های جهانی باشد.
به همین دلیل بود که وقتی سید محمد خاتمی برای نخستین بار به مجمع عمومی رفت و سخنرانی معروف خود درباره گفتگوی تمدن‌ها را ارائه داد حضورش با توجه روبرو شد. بسیاری آن را نشانه‌ای از آغاز دوران تازه در سیاست‌های ایران می‌دانستند. همین اتفاق زمانی که محمود احمدی‌نژاد و حسن روحانی نیز به قدرت رسیدند تکرار شد. اگرچه همیشه سخنرانی‌های روسای جمهور آمریکا با استقبال روبرو می‌شود اما اولین سخنرانی باراک اوباما یا نخستین سخنرانی ترامپ که به‌نوعی نشان‌دهنده چشم‌انداز تغییرات در سیاست‌های کلان این کشور است اهمیت دوچندانی می‌یابد.
اگر در سال‌های اخیر اخبار مجمع عمومی را دنبال کرده باشید، تنها نام چند کشور است که به‌طور منظم در خبرهای مجمع عمومی تکرار می‌شود. ایالات‌متحده، اسراییل، ایران و گاه‌گداری سخنرانی‌های پرحاشیه برخی از سران دیگر.
امسال اما روند رایج و عادی و تکراری در سازمان ملل عوض شد. ترامپ ساختارشکن به سازمان ملل رفت تا نخستین سخنرانی خود را در این مجمع ارائه دهد. مردی که از دل یک شو تلویزیونی و با استفاده از مهارتش در بازی با رسانه‌ها از دفتر شرکت املاک خود به کاخ سفید راه پیداکرده است، بی‌توجه و بی‌اعتنا به همه عرف‌ها و سنت‌های رایج سیاسی آمریکا با همان لحن تندوتیز و گاه زننده خود عازم مجمع عمومی شد تا از چهره تازه ایالات‌متحده رونمایی کند.
اگر در هرسال رهبران آمریکا سعی می‌کردند تا حداقل در این نطق‌ها، از کشور متبوعشان چهره‌ای جهانی و منطقی نشان دهند و بر اهمیت نقش این کشور در ایجاد تعادل در جهان و اعمال ارزش‌های خود به دیگر نقاط جهان تأکید کنند، این بار ترامپ نه‌تنها ظاهر که محتوای بازی را عوض کرد.
ترامپ از حضور در پشت میز خطابه سازمان ملل استفاده کرد تا بار دیگر برخی از ایده‌های تبلیغاتی‌اش را بازگو کند. او بر ایده ملی‌گرایانه خود با عنوان اولویت آمریکا تأکید کرد. او به سازمان ملل و اعضای آن اعلام کرد که او رئیس‌جمهور امریکا است و برای او این کشور اهمیت دارد و به دیگر سران توصیه کرد که آن‌ها نیز باید مصالح خود را بر منافع دیگران ترجیح دهند. او اعلام کرد به دنبال توسعه ارزش‌های آمریکایی در جهان نیست اما فقط چند دقیقه لازم بود که ترامپ به تناقض‌گویی بیفتد. کسی که از اولویت حفظ و حراست از کشورها صحبت می‌کرد کره شمالی را تهدید به نابودی کرد، رهبر آن را مرد موشکی (با الهام از یکی از ترانه‌های التون جان) نامید، برجام را بدترین توافق آمریکا تاکنون دانست و به خروج از آن تهدید کرد و درنهایت کاری کرد که منتقدان آمریکا سال‌های طولانی در تلاش انجام آن بودند؛ نشان دادن چهره‌ای ناپایدار و غیرقابل‌دفاع از آمریکا.
سخنرانی ترامپ در مجمع عمومی بلافاصله با واکنش‌های منفی از سوی کشورهای مختلف جهان و رسانه‌های آمریکایی روبرو شد. تضادهای سخنرانی ترامپ، ادبیات توهین‌آمیز و سردرگمی نطق او نگرانی عظیم را در بین متحدان آمریکا ایجاد کرد به‌خصوص این نگرانی که ترامپ که تاکنون از یکی از پیمان‌های جهانی مهم که خود آمریکا در طراحی آن نقش اساسی داشته است (توافق اقلیمی پاریس) بیرون آمده اکنون تهدید به خروج از پیمان بین‌المللی دیگری می‌کند که خود این کشور آن را ساخته است (برجام). این مسئله به‌خصوص زیر سایه بحران کره شمالی برای متحدان امریکا نگران‌کننده است. اگر آمریکا به همین سادگی از تعهدات و توافق‌هایی که خود در تنظیم آن‌ها نقش داشته است بیرون بیاید چطور می‌توان به کشوری مانند کره شمالی، چین، روسیه یا هر جای دیگری تضمین داد که اگر وارد توافق تازه‌ای با آمریکا شوند این توافق قابل‌اطمینان و پایدار خواهد بود.
بازی آشوبناک ترامپ در صحن علنی مجمع عمومی فضای بی‌نظیری برای یکی دیگر از بازیگران مهم این سال‌ها ایجاد کرد. حسن روحانی رئیس‌جمهور ایران که رأی مجدد مردم در انتخابات را به همراه دارد، از این فرصت استفاده کرد تا سازمان ملل شاهد بازی عجیب و طنزآلودی باشد اگر سال ۲۰۱۰ این سخنرانی باراک اوباما بود که لحن آرام و منطقی داشت و در مقابل اتهام‌ها و ادبیات توهین‌آمیز محمود احمدی‌نژاد تضادی از ادبیات حرفه‌ای سیاست‌گران و بازی ناکارآمدان را به نمایش می‌گذاشت، امسال ورق برگشته بود.
روحانی و مشاورانش توانستند از فضایی که ترامپ علیه خود به وجود آورده بود به‌خوبی استفاده کرده و با ارائه سخنرانی آرام و منطقی چهره ظاهری بازی را تغییر دهند. این سخنرانی‌ها البته درنهایت در تصمیم‌گیری‌های کلان نقشی ندارد اما در چهره‌ای که در رسانه‌ها از کشورها ترسیم می‌شود نقش مهمی بازی می‌کند.
بعد از سخنرانی روحانی یکی از خبرنگاران مستقر در مجمع عمومی در توییتی نوشت، امسال ترامپ مشابه احمدی نزاد ۲۰۱۰ بود درحالی‌که روحانی صدایش مشابه اوبامای آن سال‌ها به گوش می‌رسید.
اما همان‌طور که گفته شد، خط‌‌ و نشان‌ها و وعده‌های صحن علنی را نباید چندان جدی گرفت. برای همین دیدارهای حاشیه‌ای از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است یکی از این دیدارها بار دیگر خبرساز شد. زمانی که کشورهای عضو گروه ۵+1 وزرای خارجه خود را به دیدار جواد ظریف فرستادند تا درباره پیشرفت روند اجرایی برجام مذاکره کنند. این اولین باری بود که وزیر خارجه تازه آمریکا ریک تلرسون، فرصت ملاقات مستقیم با ظریف را پیدا می‌کرد. اگر جان کری و ظریف در طول مذاکرات توانسته بودند، رابطه دوستانه و حرفه‌ای برقرار کنند، باروی کار آمدن دولت تازه خبری از آن پیشینه به گوش نمی‌رسید. برخی حتی در امکان‌پذیر بودن ملاقات این دو باهم شک داشتند. از جزییات این ملاقات خبری به بیرون درز نکرده است اما وزیر خارجه آمریکا در پایان آن ضمن تأکید بر اختلاف‌های اساسی که میان دو کشور ایران و آمریکا وجود دارد، ظریف چون عموم مردم ایران شخصیتی فرهیخته ارزیابی کرد و تأکید داشت که گفتگوهای آن‌ها حرفه‌ای و برمبنای واقعیات موجود و در فضایی محترمانه رخ داده است. او به شوخی افزود در این گفتگوها به‌سوی هم کفش پرتاب نکردیم. اگرچه بعدازاین همه‌سال گفتگو و مذاکره شاید انتظار اینکه عدم پرت کردن کفش به‌سوی یکدیگر نشانه‌ای از موفقیت باشد اندکی تأسف‌آور است اما این جهانی است که در آن زندگی می‌کنیم. رهبران قوی‌ترین کشورهای جهان یکدیگر را با لقب‌های تحقیرآمیز خطاب می‌کنند و توییت‌های پراشتباه جای متن‌های ویراسته و دقیق رهبران را گرفته است و شاید در این دنیای غریب و شگفت‌انگیز واقعا همین حد از مدنیت هم برای خودش دستاوردی باشد.
سخنرانی همه رهبران جهان البته بازتاب بین‌المللی نداشت. برخی از رهبران به چالش‌های جهان امروز اشاره کردند و سعی کردند نگاه و دیدگاه خود برای حل معضلات جهان را یادآور شوند. در این میان کانادا سعی کرد مسیر دیگری را در پیش بگیرد. جاستین ترودو که این روزها به ستاره محبوبی در میان شخصیت‌های سیاسی جهان بدل شده است، سعی کرد از فرصت سخنرانی‌اش در سازمان ملل برای بیان نکاتی استفاده کند که بسیاری آن را مسیری متفاوت درروند سخنرانی‌های سازمان ملل می‌دانند.
او سعی کرد به‌جای نصیحت جهان به خود نهیب بزند. او بخش عمده‌ای از سخنانش را به تاریخ پراشتباه و تأسف‌بار رفتار غیراخلاقی کانادا با بومیان این کشور اختصاص داد و بابیان اینکه هنوز در بخش‌هایی از سرزمین‌های بومیان کانادا، این مردمان دسترسی به آب سالم آموزش و خدمات درمانی ندارند اعلام کرد ما در حال اصلاح خود و تلاش برای درست کردن اشتباه‌هایی هستیم که انجام داده‌ایم او کانادا را فرآیند و مفهومی در حال تحول نامید.
در کنار سخنرانی در مجمع عمومی ترودو تلاش خود برای پیش بردن نامزدی کانادا برای عضویت در شورای امنیت به‌عنوان عضو غیر دائم دنبال کرد. او و گروه همراهش استدلال می‌کنند حضور کانادا در شورای امنیت برای جهان امروز ضروری است و دنیا می‌تواند از نگاه کانادایی در این شورا استفاده کند.
نیویورک در هفته گذشته در کانون سیاست جهانی قرار داشت اما آنچه جهان ما را شکل می‌دهد نیروهایی است که بسیاری از آن‌ها در فراسوی این شهر در حال اعمال قدرت خود هستند. بااین‌وجود صحنه رویدادهای مجمع عمومی سازمان ملل متحد شاید یکی از معیارهایی از جهان پرآشوب و درهم‌ریخته امروز باشد. آشفتگی این اجلاس نشان از پیچیدگی دنیای امروز ما دارد و تلنگری به ما که سرنوشت جهان و جان ما در اختیار چه افراد و نهادهایی است.

بخش‌هایی از سخنرانی ترامپ درباره ایران
وقتش رسیده که ملت‌های دنیا با یک حکومت بی‌پروای دیگر مقابله کنند. حکومتی که فقط از کشتارهای دسته‌جمعی حرف میزند و وعده نابودی امریکا و اسراییل را می‌دهد ... و وعده دردسر و مشکلات دیگر برای خیلی از رهبران و ملت‌های دیگری که اینجا حضور دارند.
دولت ایران با سرپوش دروغین دمکراسی، بر چهره یک دیکتاتوری فاسد نقاب می‌زند. این دولت یک کشور ثروتمند را با تاریخ و فرهنگی غنی به یک کشور منزوی و به لحاظ اقتصادی تهی شده از سرمایه بدل کرده که تنها صادراتش خشونت و خونریزی و هرج‌ومرج است.P28-170919 WARSTORIES Trump-at-UN.jpg.CROP.promo-xlarge2
قدیمی‌ترین قربانیان حکومت ایران مردم ایران هستند. این حکومت به‌جای بهره‌گیری از منابع خودش برای بهبود زندگی ایرانی‌ها، درآمدهای نفتی خود را صرف تأمین حزب‌الله و تروریست‌های دیگری کرده که مسلمانان بی‌گناه را می‌کشند و به همسایگان صلح‌جوی عرب و اسرائیل خود حمله می‌کنند.
این ثروت که به‌حق متعلق به مردم ایران است برای کمک به دیکتاتوری بشار اسد و دامن زدن به جنگ یمن و تضعیف صلح در سراسر خاورمیانه بکار گرفته می‌شود. ما نمی‌توانیم اجازه بدهیم چنین رژیم جنایتکاری به چنین فعالیت‌های تنش‌زایی ادامه دهد و دست به ساخت موشک‌های خطرناک بزند. ما نمی‌توانیم به توافقی پایبند باشیم که نهایتا منجر به توسعه یک برنامه هسته‌ای بشود.
توافق هسته‌ای با ایران یکی از بدترین معاملاتی بود که ایالات‌متحده وارد آن شده. صریح بگویم: این توافق مایه شرمندگی امریکاست ولی این حکایت هنوز به پایان نرسیده. وقتان فرارسیده تا دنیا هم‌صدا با ما از دولت ایران بخواهد که این‌گونه به دنبال مرگ و نابودی نرود.
وقت آن فرارسیده که حکومت ایران همه آمریکایی‌ها و شهروندان دیگری را آزاد کند که به‌ناحق زندانی کرده؛ اما مهم‌تر از همه، دولت ایران باید دست از حمایت از تروریست‌ها بردارد و به مردم خودش خدمت کند و به‌حق حاکمیت ملی همسایگانش احترام بگذارد.
دنیا این را می‌فهمد که مردم شریف ایران به دنبال تغییر هستند چراکه این حکومت بعد از نیروی عظیم ارتش امریکا از مردم خودش می‌ترسد. برای همین دسترسی به اینترنت را محدود کرده، ماهواره‌ها را ساقط می‌کند، به‌سوی دانشجویان معترض آتش می‌گشاید و اصلاح‌طلبان را به زندان می‌اندازد.

برخی از نکات خطابه حسن روحانی در سازمان ملل متحد
چهار ماه پیش در دوازدهمین دوره از انتخابات ریاست‌جمهوری در ایران، بیش از 41 میلیون ایرانی یعنی ۷۳ درصد واجدان شرایط، با حضور خود در پای صندوق‌های رأی، یک‌بار دیگر به برنامه اینجانب برای اعتدال و احترام به «حقوق بشر و حقوق شهروندی» در سیاست داخلی و اتخاذ خط مشی «تعامل سازنده» در سیاست‌خارجی و پیشرفت در مسیر تحول اقتصادی اطمینان کردند. این رأی حاصل بلوغ سیاسی اجتماعی در جامعه‌ای بود که تنها چهار دهه است حکومتی مردم‌سالار و آزاد را تجربه می‌کند. این رأی صرفا انتخاب یک رئیس‌جمهور نبود، بلکه یک سرمایه‌گذاری بزرگ سیاسی، از سوی مردمی بود که بزرگ‌ترین پشتوانه نظام جمهوری اسلامی به شمار می‌روند.P28-Iran 734130 GA

در این بزرگ‌ترین تریبون بین‌المللی، با صدای بلند اعلام می‌کنم که اعتدال منش و روش ملت بزرگ ایران است. اعتدال نه انزواطلبی است و نه استیلاجویی؛ اعتدال نه بی‌تفاوتی است و نه پرخاشگری.
اعتدال، هم‌افزایی اندیشه‌هاست و نه رقص شمشیرها و بالاخره مشی اعتدال، زیبایی‌آفرین است. سلاح‌های مرگ‌بار صادراتی زیبا نیست؛ صلح زیباست، تحریم‌های ظالمانه زیبا نیست، عدالت زیباست.
رویکرد ما صلح‌خواهی و حمایت از حقوق ملت‌هاست. ما ظلم را نمی‌پسندیم و از مظلوم دفاع می‌کنیم. ما تهدید نمی‌کنیم و تهدید را از جانب هیچ‌کس نمی‌پذیریم. زبان ما زبان کرامت است و زبان تهدید را برنمی‌تابیم. ما اهل مذاکره‌ایم، اما از موضع برابر و احترام متقابل و با رویکرد برد برد.

ایران از گذشته، پرچم‌دار تسامح در حق ادیان و اقوام مختلف بوده است. ما همان ملتی هستیم که یهودیان را از رنج اسارت بابلی نجات دادیم؛ ارمنیان مسیحی را با آغوش باز در میان خویش پذیرفتیم و در میان خود یک «قاره فرهنگی» و تنوعی کم‌نظیر از اقوام و ادیان را جای داده‌ایم. این همان ایران است که همواره از مظلومان دفاع کرده است؛ قرن‌ها پیش مدافع حقوق یهودیان و اکنون مدافع حقوق فلسطینیان است. ایران همان ایران حق‌جو و آرامش‌طلب است.
ما امروز در صف مقدم مبارزه با تروریزم و تندروی مذهبی در خاورمیانه قرار داریم نه از موضع فرقه‌ای و قومی که از موضعی انسانی، اخلاقی و استراتژیک.
ایران نه می‌خواهد، امپراتوری تاریخی‌اش را احیا کند و نه می‌خواهد، مذهب رسمی‌اش را حاکم کند و نه می‌خواهد انقلابش را با زور سرنیزه صادر کند. ما به استواری فرهنگمان، حقیقت مذهبمان و اصالت انقلابمان آن‌قدر باور داریم که هرگز نمی‌خواهیم آن‌ها را چونان اهداف استعماری جدید بر کوله سربازان صادر کنیم. ما برای ترویج فرهنگ و تمدن و مذهب و انقلابمان، در قلب‌ها وارد می‌شویم و با عقل‌ها سخن می‌گوییم. شعر می‌خوانیم و با حکمت سخن می‌گوییم. سفیران ما، شاعران و عارفان و حکیمانمان هستند. ما با مولوی تا این‌سوی اقیانوس اطلس را درنوردیده‌ایم. ما با سعدی در دل آسیا نفوذ کرده‌ایم. ما با حافظ جهان را فتح کرده‌ایم پس چه نیازی دیگر، به فتح جدید داریم؟!
برجام حاصل بیش از دو سال مذاکرات فشرده است که نتیجه آن، موردحمایت شورای امنیت ملل متحد، و جامعه جهانی قرار گرفت و به‌صورت بخشی از قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت در آمد. برجام متعلق به یک یا دو کشور نیست، برجام سند شورای امنیت، و متعلق به کل جامعه بین‌المللی است.
برجام ایجاد یک تعامل نو در مناسبات جدید جهانی است. تعاملی مبتنی بر مشارکت و سازندگی دوجانبه، میان ما و جهان. ما درهای تعامل و همکاری را گشودیم. ما ده‌ها قرارداد توسعه با دولت‌های توسعه‌یافته شرق و غرب بستیم. متاسفانه برخی خود را از این امکان تازه محروم کردند. به خود تحریمی دست زدند و حال با احساس غبن، فکر می‌کنند فریب‌خورده‌اند. درحالی‌که ما نه فریب‌خورده‌ایم و نه کسی را فریب داده‌ایم. ما سطح برنامه هسته‌ای خود را، خود تعیین کرده‌ایم. ما بازدارندگی هسته‌ای را نه از سلاح هسته‌ای که از دانش و مهم‌تر از آن از مقاومت ملت خود به دست آورده‌ایم. این هنر و تکنیک ماست. آن‌ها می‌خواستند سلاح نداشته اتمی را از ایران، سلب کنند و البته ما از سلب چیزی که نداشتیم و مدعی آن هم نبودیم، ابایی نداشتیم و نداریم. نمی‌توان پذیرفت رژیم غاصب صهیونیستی که با سلاح هسته‌ای‌اش منطقه و جهان را تهدید می‌کند و متعهد به هیچ مقررات و نظارت بین‌المللی نیست، ملت‌های صلح‌طلب را نصیحت کند.
تنها یک‌لحظه تصور کنید که منطقه خاورمیانه بدون برجام، در چه وضعیتی قرار داشت. تصور کنید اگر در کنار جنگ‌های داخلی، تروریسم تکفیری، بحران‌های انسانی، و وضعیت‌های پیچیده سیاسی ـ اجتماعی در غرب آسیا، یک بحران ساختگی هسته‌ای نیز در این منطقه وجود می‌داشت؛ چه می‌شد؟
به‌صراحت اعلام می‌کنم که جمهوری اسلامی ایران اولین کشوری نخواهد بود که برجام را نقض کند ولی در مواجهه با نقض آن عکس‌العمل متناسب و قاطع خواهد داشت. اگر این توافق به دست «نااهلان عرصه سیاست» از بین برود، مایه تأسف خواهد بود و دنیا فرصت بزرگی را از دست خواهد داد؛ اما چنین اقدامی هرگز قادر نخواهد بود جمهوری اسلامی ایران را در مسیر پیشرفت و تعالی خود متوقف نماید.
دولت جدید آمریکا با پیمان‌شکنی و نقض تعهدات بین‌المللی، فقط اعتبار جهانی خود را می‌شکند و اعتماد دولت‌ها و ملت‌ها نسبت به هرگونه مذاکره و تعهدات آینده خود را از دست می‌دهد.
ادبیات جاهلانه، زشت، کینه‌توزانه و مشحون از اطلاعات غلط و اتهامات بی‌پایه‌ای که از زبان رئیس‌جمهور آمریکا علیه ملت ایران دیروز در این مجمع محترم شنیده شد، نه‌تنها در شأن سازمان ملل نبود بلکه در تقابل با خواسته امروز ملت‌ها از این اجلاس -یعنی اتحاد دولت‌ها برای مقابله با جنگ و تروریسم - قرار داشت.
در همین‌جا اعلام می‌کنم که توان دفاعی جمهوری اسلامی ایران، ازجمله توانمندی‌های موشکی، تنها جنبه دفاعی و بازدارندگی داشته و برای حفظ صلح و ثبات در منطقه، و جلوگیری از ماجراجویی بی‌خردان هدف‌گذاری شده است. مردم شهرهای مختلف ما در جنگ تحمیلی هشت‌ساله قربانی موشک‌های دوربرد رژیم صدام بودند و ما هرگز اجازه تکرار چنین جاه‌طلبی‌های فاجعه‌بار را نخواهیم داد.
دولت آمریکا باید برای مردم خود توضیح دهد که چرا با صرف صدها میلیارد دلار از دارایی‌های ملت خود و ملت‌های منطقه به‌جای آن‌که به ثبات و امنیت کمک کند موجب قتل و فقر و ویرانی و رشد تروریسم و افراطی‌گری شده است.
عزم ملت ایران بر ساختن ایرانی آزاد و پیشرو، و مشارکت در توسعه منطقه‌ای امن و آرام، بر مبنای اخلاق و احترام به حقوق بین‌الملل جدی است و در این راه، از مشارکت و همکاری همه سرمایه‌گذاران و صاحبان اندیشه و ابتکار در سراسر جهان استقبال می‌کند. من در این جایگاه جهانی، به سخنگویی از ملت مهمان‌نواز ایران، از همه آن‌ها که صلح و امنیت و پیشرفت را در سایه مشارکت و همکاری ملتها جستجو می‌کنند، برای سفر به ایران و مشارکت در این آینده پرامید، دعوت می‌کنم.
ما می‌توانیم با باور به تصمیم چهار سال قبل خود در این مجمع عمومی، برای ایجاد جهانی عاری از خشونت و افراط، گفتمان تحمیل، یک‌جانبه‌گرایی، ارعاب و جنگ را به منطق گفتگو، هم‌افزایی و صلح تبدیل کنیم؛ تا صدای اعتدال، تنها صدای غالب در جهان باشد.

نطق‌هایی که به خاطر حاشیه‌هایش تاریخی شدند

برخی از نطق‌های سازمان ملل متحد به دلیل رویدادها جنبی خود تاریخی شدند. آنچه این سخنرانی‌ها را در تاریخ ثبت کرد نه محتوا که حاشیه بزرگی بود که به همراه داشت. نمونه‌های زیر بخشی از این نطق‌های تاریخی پرحاشیه است.P28-40542172 401
۱۹۶۰ – کفش‌های خورشچوف: در سال ۱۹۶۰ و زمانی که نماینده فیلیپین در حال اعتراض به سیاست‌های اتحاد جماهیر شوروی بود، نیکیتا خورشچوف، کفش راست خود را از پای در آورد و بعد از تکان دادن آن به‌سوی نمایندگان فیلیپین با عصبانیت آن را روی میز کوبید.P28-castro 3455536k
۱۹۶۰ – ۲۶۹ دقیقه خطابه فیدل کاسترو: اگرچه قانونی درباره مدت سخنرانی‌های سازمان ملل وجود ندارد اما عرف پذیرفته‌شده این است که رهبران در حدود ۱۵ دقیقه سخن بگویند. در سال ۱۹۶۰ فیدل کاسترو که به سخنرانی‌های طولانی خود شهره بود به سازمان ملل رفت و ۲۶۹ دقیقه بدون وقفه به سخنرانی پرداخت. این رکورد طولانی‌ترین سخنرانی در مجمع عمومی است.P28-no title  930x510 q85 box- crop subsampling-2 upscale
۱۹۸۰ – پاهای آقای رجایی: در سال ۱۹۸۰ رئیس‌جمهور وقت ایران عازم نیویورک شد تا زبان و صدای ایران انقلابی باشد. او در بخشی از سخنرانی‌اش برای نشان دادن شکنجه‌های خود کفش و جورابش را در آورد و کف پایش را از پشت میز خطابه به حضار نشان داد. P28-gaddafi-speech 1488175i
۲۰۰۹ – قذافی و گارد مه‌رویان: معمر قذافی در آخرین حضورش در سازمان ملل که با حاشیه‌های زیاد ازجمله همراهی گردان دختران محافظش و برپا کردن چادر به‌جای اقامت در هتل همراه بود در سخنرانی ۹۶ دقیقه‌ای و آشفته ده‌ها موضوع بی‌ربط را مورداشاره قرار داد و پس از خواندن هر بخشی از سخنانش کاغذها و نوشته‌هایش را به اطراف پرت می‌کرد.P28-0923-AIRANSPEAKS-UN-General-Assembly-Iran-Ahmadinejad
۲۰۱۰ – احمدی نژاد متهم می‌کند: در سال ۲۰۱۰ سخنرانی محمود احمدی‌نژاد در سازمان ملل به‌خصوص زمانی که آمریکا را متهم به دست داشتن در حملات یازده سپتامبر کرد با واکنش منفی هیئت‌های حاضر مواجه شدند و آن‌ها به‌طور دسته‌جمعی شروع به ترک سالن کردند و درنهایت او سخنرانی‌اش را برای یکی از کم‌تعدادترین حاضران در سالن به اتمام رساند.P28-5602a4aec3618893558b45fc
۲۰۱۲ – خط قرمز آقای نتانیاهو: سال ۲۰۱۲ زمانی که نتانیاهو تمام تلاشش برای متوقف کردن برنامه اتمی ایران را به کار گرفته بود و حتی بر اساس برخی از گزارش‌ها آماده می‌شد تا حملاتی نظامی را علیه ایران سامان دهد، تقریبا تمام فرصت سخنرانی‌اش را به ایران اختصاص داد و زمانی که برای ترسیم خط قرمز علیه ایران نمادی کارتونی از یک بمب را به نمایش گذاشت سخنرانی جدی او ناگهان به موضوع طنزهای شبانه بدل شد.