17اکتبر2017

05 مهر 1396 نوشته شده توسط 

با علی یزدان‌فر، استاد موسیقی دانشگاه مک‌گیل

3 پردیس

موسیقیدان یک فیزیکدان هنرمند است

محمد کرم زاده

از وقتی قرار شد به سراغ پروژه گفتگو با اساتید دانشگاه‌های مونترال برویم اسم علی یزدان‌فر به خاطر اتفاقات عجیبی که در زندگی پشت‌سر گذاشته تا بشود استاد موسیقی دانشگاه مک‌گیل، در لیست ما قرار داشت. اما ناآشنایی او با زبان فارسی مانعمان می‌شد تا اینکه دل به دریا زدیم و به سراغ فیزیکدانی که دنیای موسیقی را برگزیده رفتیم تا پای حرف‌های او بنشینیم. 

علی یزدان‌فر، استاد موسیقی دانشگاه مک‌گیل و عضو ثابت ارکستر‌سمفونی مونترال، لیسانس خود را در رشته فیزیک از دانشگاه جآن‌هاپکینز به‌عنوان شاگرد ممتاز گرفته و تحصیلات دانشگاهی در موسیقی ندارد. قبل از مونترالی شدن چند سالی عضو ارکستر سمفونی واشنگتن و هیوستون در ایالات متحده بوده است. ساز تخصصی او کنترباس است و تا به امروز در فستیوال‌های بزرگی اجرا داشته که در سال 2005 منجر به کسب جایزه تک‌نوازی کنترباس از انجمن بین‌المللی باس شد. او اکنون ده سالی می‌شود که در مک‌گیل تدریس می‌کند و قبل از آن هم مدتی در دانشگاه مریلند تدریس کرده است. او از نسل دوم مهاجران ایرانی است و در خارج از کشور زادگاهش بزرگ‌شده است، به همین دلیل از ما خواست مصاحبه به انگلیسی باشد اما تأکید کرد که در حال بهتر کردن زبان فارسی خود و ارتباط با جامعه ایرانی مونترال است! آنچه می‌خوانید درواقع ترجمه گفتگوی ما با این فیزیکدان موسیقی‌دوست است

P48-AliYazdanfar1چه شد که شما از زمینه فیزیک که در آن درس‌خوانده‌اید وارد زمینه موسیقی شده‌اید؟
من خیلی خوش‌شانس بودم، در ریاضی و فیزیک عملکرد بسیار خوبی داشتم و تصمیم به ادامه تحصیل تا دکترا داشتم، در دانشگاه جآن‌هاپکینز فیزیک خواندم و همه‌چیز طبق روال پیش می‌رفت.درعین‌حال چون من از شش‌سالگی شروع به نواختن کنترباس کرده بودم عضو ارکستر هنرستان موسیقی دانشگاه جآن‌هاپکینز نیز شدم و فعالیت می‌کردم اما مدرکی از موسیقی نگرفتم. بنابراین تصمیم گرفتم که دوره ارشد را در موسیقی ادامه بدهم و درصورتی‌که تا سن بیست‌وپنج‌سالگی شغل مناسبی را در موسیقی پیدا نکنم به فیزیک برگردم. ولی در همان هفته اول شروع دوره ارشدم کاری در زمینه موسیقی به من پیشنهاد شد و دوره ارشدم را در موسیقی ناتمام گذاشتم و به واشنگتن برای این کار نقل‌مکان کردم. مدتی بعدازآن به مونترال آمدم. همه این‌ها به‌واسطه موسیقی اتفاق افتاد. شما وقتی‌که جایگاهی در ارکستر پیدا کنید کم‌کم موقعیت‌های تدریس هم برایتان ایجاد می‌شود و این برای خود من بسیار جالب است که من بدون داشتن مدرک موسیقی به آموزش موسیقی مشغول هستم.
تغییر رشته همواره با ریسک همراه است، شما چطور با این ریسک کنار آمدید؟
همان‌طور که گفتم من خیلی خوش‌شانس بودم، معمولاً یافتن کار در موسیقی بسیار سخت است. ولی من به این دلیل که در فیزیک خیلی خوب بودم همیشه می‌دانستم درصورتی‌که در موسیقی موفق نشوم، می‌توانم به فیزیک برگردم.جالب است بدانید همسر من هم استاد موسیقی در دانشگاه مونترال بود ولی اکنون در حال تحصیل در علوم پزشکی است!
این کار را به کس دیگری هم پیشنهاد می‌کنید؟
خب من خیلی خوشحالم هستم که تحصیلات دانشگاهی در فیزیک دارم. فیزیک به من در موسیقی بسیار کمک کرده است. به نحوه درس دادن من، به نحوه فکر کردن در مورد خیلی از مسائل. اینکه من به‌طور تکنیکی چطور می‌نوازم به این ارتباط دارد که چطور یاد گرفته‌ام در فیزیک فکر کنم و اگر فیزیک نخوانده بودم موزیسین فعلی نبودم.
چه چیزی در موسیقی هست که در فیزیک نیافتید؟
یکی از نکات جالب درباره موسیقی این است که نواختن آن ذهن شما را تمرین می‌دهد و باعث می‌شود دنیا را طور دیگر ببینید. مطالعات نشان می‌دهد که موسیقی به یادگیری علوم و دیگر زمینه‌ها کمک زیادی می‌کند. به نظر من موسیقی هیچ‌وقت تمام نمی‌شود. شما هیچ‌وقت نمی‌توانید تمرین کردن را کنار بگذارید، من اگر یک هفته تمرین نکنم برایم دوباره شروع کردن سخت خواهد بود. اما بزرگ‌ترین دستاورد من هنوز اتفاق نیافته است. اتفاقات بسیاری افتاده که من در رابطه با آن‌ها خوشحال هستم. به‌طور مثال من از دانشجوهایم بسیار خرسند هستم.شش دانشجو دارم که اخیراً دانشجویی داشته‌ام که یک کار در گروه ما پیداکرده است.
P48-AliYazdanfar2
عضویت در ارکسترسمفونی مونترال کار ساده‌ای نیست، داستان عضویت شما چه بود؟
من در آن زمان در واشنگتن عضو ارکستر سمفونی بودم . همسرم اهل کبک است و این موقعیت بسیار مناسبی برای ما بود که به مونترال بیاییم. برای هر سمفونی به‌طورمعمول یک آزمون گزینش وجود دارد، بدین‌صورت که علاقه‌مندان قطعه‌ای می‌نوازند و یک نفر از شرکت‌کنندگان برای این ساز انتخاب می‌شود. همه‌چیز خیلی خوب پیش رفت که به مونترال نقل‌مکان کنیم. برای بیشتر نوازندگان کار در سمفونی یک کار تمام‌وقت است، در این کار نیازی به حضور فیزیکی چهل ساعت در هفته در سمفونی نیست اما خارج از آن باید به‌اندازه کافی وقت صرف تمرین کنیم. ما حدود چهل هفته در سال کنسرت داریم که معمولاً هفته‌ای دو تا سه کنسرت است.
آیا شما به‌جز کنترباس، ساز دیگری نیز می‌نوازید؟
به‌طور خاص در مک گیل من استاد کنترباس هستم. اما خودم را بیشتر به‌عنوان یک نوازنده در نظر می‌گیرم و در سمفونی مونترال نیز نوازنده کنترباس هستم.
بزرگ‌ترین اجراهای شما کجا بوده‌اند؟
همه سمفونی‌های برای من ارزشمند هستند. برای سمفونی معمولاً سفر زیاد می‌کنید. به اروپا، ژاپن، آمریکا و... به همین دلیل اینکه بخواهم بزرگ‌ترین اجرای خود را انتخاب بنمایم کار سختی است.
چه کسی شما را در وهله اول به موسیقی تشویق کرد؟
پدرم همیشه حامی من بود ولی آگاهی زیادی از موسیقی نداشت، اما مادر و خواهرم هر دو موسیقی کار کرده بودند و من هم شروع به یادگیری موسیقی نمودم باوجوداینکه هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم که بتوانم شغلی در زمینه موسیقی داشته باشم.
آیا در دنیای موسیقی کسی الگوی شما است؟
افراد زیادی هستند که من در موسیقی برای آن‌ها احترام زیادی قائل هستم. اما از یک‌زمان به بعد شما باید به این فکر باشید که شخصیت خود را در موسیقی پیدا کنید. اگر بیش‌ازاندازه یک نفر را برای خود الگو قرار دهید، شاید درنهایت به کپی‌برداری از او بیانجامد.
شما موسیقی ایرانی را هم دنبال می‌کنید؟
کمی. چند سالی از جامعه ایرانی دور بودم اما سال پیش تلاش بسیاری برای ارتباط با کامیونیتی ایرانی داشتم، و دوباره شروع به گذراندن آموزش‌های زبان فارسی کرده‌ام، اما غذای ایرانی را همیشه می‌پخته‌ام! اما من خیلی خوش‌شانس هستم چراکه رهبر ارکستر من در مونترال احساس نزدیکی خوبی با کامیونیتی ایرانی دارد، نه‌فقط در مونترال. ایشان دوست دارد که بتواند کنسرتی هم در ایران برگزار کند ولی کمی پیچیده است. من ارتباطاتی با اساتید ایران برای نوازندگی در کنسرت در ایران داشته‌ام ولی به‌عنوان نوازنده کنترباس این خیلی سخت است.
فکر می‌کنید چه چیز موسیقی ایرانی خاص است؟
من بعد آواز موسیقی ایرانی را بسیار دوست ‌دارم و این نکته که فرهنگ و شعر بسیار با موسیقی آن گره خورده است. شما به‌عنوان موزیسین می‌خواهید خودتان را بیان کنید. من موسیقی را برای این می‌نوازم که ارتباط با مردم و نوعی قصه‌سرایی را دوست دارم. جالب است بدانید چند سال پیش کنسرتی داشتیم که به‌نوعی از فرهنگ ایرانی الهام گرفته بود و یک خواننده آمریکایی چند قطعه سنتی در آن خواند.
پس همکاری با گروه‌های موسیقی ایرانی نداشته‌اید؟
یک پروژه در حال حاضر در جریان است که توسط آقای بهزاد رنجبران در نیویورک آهنگ‌سازی شده است. ایشان برای موزیسین‌های معروفی تابه‌حال قطعه نوشته‌اند. ما او را متقاعد نمودیم که برای ارکستر ما هم قطعه‌ای بنویسد و نکته جالب در اینجاست که الهام گرفته از فرهنگ ایرانی است. ابتدا من از او درخواست کردم که از داستان‌های شاهنامه الهام بگیرید ولی او آن را تمام کرده بود و اجرای آن برای فوریه برنامه‌ریزی‌شده است. من فکر می‌کنم که برای جامعه ایرانی جالب باشد.
به نظر شما چه زمانی دیگر برای آموختن موسیقی دیر است؟
عوامل مختلفی در موسیقی دخیل است. فقط جنبه فکری و هوشی آن نیست،جنبه احساسی و همچنین فیزیکی هم هست. به‌طورقطع اگر در جوانی آن را شروع کنید یادگرفتن ساده‌تر خواهد بود و این به خاطر این است که شما ترسی از اشتباه کردن ندارید و تدریجاً موسیقی را یاد می‌گیرید. یادگرفتن در سنین بالاتر کمی سخت‌تر می‌شود. بااین‌وجود اگر کسی در سن بالاتر شروع به یادگیری کند فوق‌العاده خواهد بود چه برای ذهن شما و چه لذت از زندگی. اما کلید یادگیری این است که خیلی صبور باشید و درواقع اگر مایلید دوباره مثل دوران کودکی یاد بگیرید فراگرفتن موسیقی حتماً در سن بالاتر امکان‌پذیر است.
آیا تاکنون دانشجوی ایرانی هم داشته‌اید که کنترباس را انتخاب کرده باشد؟
من در مک گیل دانشجوی ایرانی برای کنترباس ندیده‌ام. بیشتر در سازهای دیگر مثل پیانو یا ویولن دیده‌ام. کنترباس ساز سختی برای حمل کردن است و دانشجویان زیادی آن را به‌عنوان ساز اولشان انتخاب نمی‌کنند!
آیا استادی در دانشکده موسیقی برای تدریس سازهای ایرانی هم وجود دارد؟
به‌طور خاص برای سازهای ایرانی خیر. اما استاد داریم که روی سازهای کوبه‌ای ازجمله طبل کار می‌کند.
برای تحصیل دانشگاهی افراد کم سن و سال‌تری که به موسیقی علاقه دارند چه پیشنهادی دارید؟
در کبک سیستم کنسرواتواری وجود دارد که شما قبل از ورود به دانشگاه می‌توانید از هفت‌سالگی در آن ثبت‌نام کنید و رایگان است. این راهی است که بفهمید آیا به موسیقی واقعاً علاقه دارید یا خیر. نواختن موسیقی عالی است اما این با فراگیری موسیقی به‌صورت دانشگاهی تفاوت دارد و به نظرم مطالعه موسیقی برای هرکس که سازی می‌نوازد مناسب نباشد. به‌طور مثال من امیدوارم پسرم بتواند یک ساز را خوب یاد بگیرد اما مطمئن نیستم که دوست داشته باشم در دانشگاه هم موسیقی بخواند.
و حرف آخر؟
مرسی از این فرصتی که در اختیار من گذاشتید. من وقتی به اینجا آمدم ارتباطی با جامعه ایرانی نداشتم و الان خوشحالم که با این گفتگو به‌نوعی دوباره به جامعه ایرانی وصل شدم.