20نوامبر2017

30 شهریور 1396 نوشته شده توسط 

کار یا ادامه تحصیل تا...؟

پردیس2

امیر مولایی / محمد کرم‌زاده
P48-sn-overqualified H         تحصیلات تا مقاطع خیلی بالا از دانشجو یک گزینه «بیش از حد خوب» برای کارفرما می‌سازد
بسیاری از دانشجویان با عشق به رشته تحصیلی خود و اینکه با ادامه تحصیلات تا مدارج عالی می‌توانند در رشته و گرایش خود حرفی برای گفتن داشته باشند، به فکر ادامه تحصیل افتاده‌اند. از همان ابتدا این تصور در همه ایجاد شده که آینده خوب در گرو تحصیلات عالیه است تا بتوان در آینده شغل و موقعیت اجتماعی مناسبی دست و پا کرد. البته در کشورهایی مثل سرزمین مادری ما، تحصیلات تکمیلی در خارج از کشور، یکی از راه‌های خروج از کشور نیز تلقی می‌شود و بسیاری از دانشجویان آن را مسیری برای آمدن به کشورهای توسعه‌یافته ازجمله کانادا می‌دانند.
تلاش برای ادامه تحصیل در خارج از سرزمین مادری می‌تواند برای مقطع ارشد یا دکتری باشد که هر یک چالش‌های خاص خود را به همراه می‌آورد. سؤالی که برای خیلی از ما پیش می‌آید این است که آیا بعد از اتمام تحصیلات در کشور مقصد مثل کانادا آیا باید به دنبال وارد شدن به بازار کار باشیم و یا مراحل دانشگاهی بالاتر مثل دکترا و یا فوق‌دکترا را هدف قرار دهیم تا شاید شانسی برای گرفتن کرسی استادی پیدا کنیم.
وارد شدن به بازار کار یعنی کسب درآمد زودتر و ایجاد رفاه برای زندگی و از آن طرف انتخاب مسیر تحصیلات تا سطوح فوق عالی دانشگاهی به معنای ادامه چند سال زندگی دانشجویی است برای یافتن شغلی در سطح بالاتر.
البته انتخاب هر یک از این دو مسیر یک مسئله شخصی است و هر دو چالش‌های مخصوص به خود را دارد، اما باید تمام پارامترهای مختلف در نظر گرفته شود تا انتخاب درستی صورت گیرد. در حال حاضر در کشوری مثل ایران بازار کارشناسی‌ارشد و دکترا بسیار داغ است و صاحبان صنایع نیز ترجیحشان به استخدام افراد با مدارج علمی بالاتر از لیسانس است؛ گرچه شاید سطح کار موردنظر، انتظار یک فارغ‌التحصیل دکترا را برآورده نکند؛ اما آیا واقعاً نیازی به آن تحصیلات عالیه بوده است؟
عواملی همچون نیاز بازار کار و یا حتی پرستیژ اجتماعی باعث ادامه تحصیل شده است و یا شاید تأخیر در رفتن به سربازی! در مقایسه با ایران، در کشور کانادا بسیاری از دانشجویان فارغ‌التحصیل لیسانس به فکر ادامه دوران دانشجویی بلافاصله پس از اتمام تحصیلات خود نیستند. وجود کارآموزی‌های زیادی برای دانشجویان علی‌الخصوص لیسانس یا ارشد که غالباً همراه با حقوق است، علاوه بر آشنا کردن دانشجویان با صنعت و محیط کار، باعث می‌شود آن‌ها بتوانند تصمیمات درست‌تری در رابطه با ادامه تحصیل خود بگیرند. صاحب‌کاران نیز به‌نوعی برخلاف بازار کار ایران فکر می‌کنند، اصطلاحی که اینجا به اسم overqualified می‌شناسند. با جستجویی ساده در قسمت شغل‌های بسیاری از شرکت‌های بزرگ می‌توانیم مشاهده کنیم که ترجیح بازار کار در اینجا به داشتن سابقه کار و تجربه در آن زمینه است تا طی کردن مدارج بالاتر در آن رشته.
پس چه باید کرد؟
اگر دانشجوی لیسانسی یا ارشدی هستید که فکر می‌کنید دانش شما در رشته تحصیلی تا آن مقطع کافی است و به‌نوعی می‌خواهید زودتر به پول برسید شاید برای شما ادامه مقاطع بالاتر مناسب نباشد؛ اما اگر کسی هستید که سودای استاد شدن و کار در زمینه تحقیقات در رشته‌ای که متمرکز شدید را دارید در آن صورت ادامه تا مدرک دکترا منطقی است که البته راه درازی در پیش رو خواهد بود؛ برای دوستانی که در حال تحصیل در مقطعِ دکترا هستند و این راهی برای ورود به کانادا برایشان بوده است اما لزوماً به فکر کرسی استادی نیستند بهترین کار شناسایی و ارتباط پیدا کردن و یا به‌اصطلاح networking با شرکت‌های هست که در رشته تخصصی‌شان کارهای تحقیقاتی انجام می‌دهند که باعث شود بعد از اتمام تحصیلات توسط آن شرکت‌ها شناسایی شوند. بهتر است بگوییم که برای آن‌ها بهینه‌ترین راه این است که با توجه به تخصصشان در رشته خود در شرکت‌های دارای بخش تحقیقات و توسعه مشغول شوند در غیر این صورت از مدرک دکترای خود شاید بهره‌ای نبرند. طبق آمار تنها حدود 81 درصد از فارغ‌التحصیلانِ دکترا در کانادا صاحب کرسی استادی می‌شوند، 20 درصد به دوره فوق دکترا یا کرسی پاره‌وقت استادی راهی می‌شوند و بیشتر از 60 درصد جذب صنعت می‌شوند که ممکن هم هست که در آن شغل‌ها نیاز به مدرک دکترایشان نبوده باشد. طبقه آمار دیگر از دولت کانادا از میان حدود ۲۸ میلیون نیروی مشغول به کار تقریباً ۱۵ درصد لیسانس و ۶ درصد دارای تحصیلات بالاتر از لیسانس هستند. این امر نشان‌دهنده رویکرد یک کشور توسعه‌یافته است که نشان می‌دهد شاید برخلاف آنچه در ایران مدرک‌گرایی می‌نامیدیم در اینجا بیشتر به تجربیات کاری و همچنین توانایی‌ها چه تخصّصی و چه ارتباطی توجه می‌شود.