21اکتبر2017

22 شهریور 1396 نوشته شده توسط 

یازده سپتامبر؛ هنوز در مه

سجاد صاحبانزند
54-Sajad- 9 11          
ویرانه های برجهای دوقلو، جمله معروف مارکس را به یاد میآورد که هر آنچه سخت است و استوار، دود میشود و به هوا میرود.
وزارتخانه های امور خارجه و سازمانهای اطلاعاتی، بعد از گذشت چند سال اطلاعات مربوط به ماجراها و رویدادها را رو میکنند؛ البته زمانی که این رویدادهای تاریخی، زنده نباشند و بیان این اطلاعات تأثیری بر سیاستهای روز نداشته باشد. با این فرض، میتوانیم اهمیت رویدادها و زندهبودنشان را ارزیابی کنیم؛ یعنی هرگاه سازمان سی.آی.ای و ام.آی.سیکس اطلاعات مربوط به حادثهای را افشا کردند باید پرونده آن را بسته دانست، اما هرگاه از دادن اطلاعات سرباز زدند بهسادگی میتوان دانست که کاسهای زیر نیمکاسه است. البته میدانیم که سازمانهای اطلاعاتی بهطورکلی درخور اعتماد نیستند و همیشه باید با شک به آنها نگریست.
با این استدلال رویداد ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ رویدادی زنده است. آمریکا در دوران وزارت خارجه مادلین آلبرایت، بخشی از سندهای مربوط به این رویداد را منتشر کرد و بعد از ثابتشدن نقش اساسی سی.آی.ای، وزیر خارجه آمریکا از مردم ایران عذرخواهی کرد. پیشازاین، بسیاری میدانستند که سازمان اطلاعات آمریکا عامل اصلی برکناری مصدق بود؛ اما فاش کردن سندها به آن رسمیت بخشید. بااینهمه دولتهای آمریکا و انگلیس، تمام سندها را رو نکردند، چون رویداد ۲۸ مرداد یک واقعه زنده است. هنوز برخی از چهرههایی که در این رویداد نقش داشتند زندهاند و تأثیراتی که این رویداد بر سیاست ایران (شما بخوانید خاورمیانه و جهان) داشته هنوز برجاست. اگر رویداد ۲۸ مرداد روی نمیداند، شاید ما شاهد تغییر حکومت پهلوی نمیبودیم. این رویداد، دکترین دموکراسی خواهی در ایران و دستکم در خاورمیانه را دچار تغییر کرد و نشان داد کسانی که با دولتهای بزرگ گلاویز میشوند، سرنوشتی شوم خواهند داشت. میگویند مصدق با ملی کردن صنعت ملی نفت ایران، قدرت دولت بریتانیای کبیر را زیر سؤال برد. آیا برکناری او هشداری برای دیگران نبود؟ طرح همین سؤالها، و تأثیرات پایداری که واقعه ۲۸ مرداد بر سیاست جهانی داشته باشد، سبب شده تا این رویداد همچنان زنده باشد و درست به همین دلیل است که خواسته و ناخواسته هرسال به آن میپردازیم.
درست به همین دلیل، حادثه تروریستی یازده سپتامبر و فروریختن برجهای دوقلو به شدت زنده است، چون هنوز اسنادش رو هنوز نشده است. قدرت آمریکا بعد از این واقعه زیر سؤال رفت، آنهم در روزهایی که شوروی سابق فروریخته بود و آمریکاییهای سرمست پیروزی بودند. این رویداد چنان باورناپذیر و تلخ بود که باعث شد مردم شایعاتی را باور کنند که سی.آی.ای خود عامل اصلی این حادثه بوده است. انگار کسی نمیخواهد باور کند که امنیت آمریکا تا این اندازه میتواند آسیبپذیر باشد. شاید هم راست بگویند و خود آمریکاییها، عامل اصلی یازدهم سپتامبر بودند تا تحولی دیگر را در جهان به نفع خودشان ایجاد کنند. کسی چه میداند.
اهمیت این واقعه چنان است که بسیاری از جامعه شناسان و روشنفکران، جهان را به دو بخش قبل و بعد از یازده سپتامبر تقسیم میکنند. بعد از یازده سپتامبر، آمریکا دو جنگ بزرگ در افغانستان و عراق ترتیب داد. آیا همین جنگها و تضعیف حکومت ملی، زمینه را برای حضور داعش فراهم نکرد؟ تغییر در حکومتهای مصر و لیبی قطعاً متأثر از این اتفاق بود و حمام خونی که در سوریه راه افتاد بدون روی دادن یازده سپتامبر قطعاً روی نمیداد. موج پناهجویانی که بهسوی اروپا و آمریکا آمدند نتیجه مستقیم حمله به برجهای دوقلو بود و درنهایت، انتخاب دونالد ترامپ را باید روی کمیک رویداد یازده سپتامبر دانست.
در میان چهره های بسیاری که رویداد یازده سپتامبر را تحلیل کردهاند، ژان بودریار بهترین تفسیر را ارائه کرده است. این فیلسوف پستمدرن فرانسوی، با کتاب «جنگ خلیجفارس روی نداده است» نشان داد که شناخت خوبی از دنیا دارد. تحلیل او از یازده سپتامبر، بعد از گذشت پانزده سال هنوز تازه است. او اعتقاد داشت که رویداد یازده سپتامبر، بیش از آن وابسته به حرکتهای تندرویهای اسلامی باشد، به فیلمهای سینمایی مدیون است، چون جهان واقعی میخواست یک تجربه سینمایی داشته باشد.
بودریار معتقد بود که جنگ جهانی اول، به سلطه اروپا و دوران استعمار خاتمه داد و جنگ جهانی دوم منجر به سقوط فاشیسم شد. او جنگ سرد میان شوروی و آمریکا را جنگ سوم نامید که با پایان کمونیسم همراه بود. بهاینترتیب و طی یک نگاه که میتوان رگههای مارکسیستی را در آن دید، بودریار هر اتفاق را گامی برای رسیدن به یک نظم جهانی قلمداد میکند. او هشدار میدهد که اگر یازده سپتامبر بهدرستی تحلیل نشود، ما شاهد رویدادهای بدتری خواهیم بود. شاید تمام حملاتی که داعش در چندساله اخیر انجام داده، درخور مقایسه با یازده سپتامبر نباشد، اما آنها این حس را ایجاد کردهاند که هیچکس در هیچ کجای جهان احساس امنیت نمیکند. پس هنوز اتفاقهای بدتری هم میتواند در راه باشد.
با توجه به تحلیل ژان بودریار (که در سال ۲۰۰۷ درگذشت)، میتوان به این سؤال پاسخ داد که چرا دونالد ترامپ به قدرت رسید. شعارهای انتخاباتی ترامپ دقیقاً همان چیزهایی بود که بعد از یازده سپتامبر در آمریکا مطرح شد. او اسلام هراسی را عنوان کرد و مسئله مهاجران را. مسئله اسلام هراسی نیازی به شرح ندارد، اما به یاد بیاوریم که یازده سپتامبر توسط مهاجرانی روی داد که قدرشناس نبودند و دست به کشتار زدند. ترامپ از «آمریکا را دوباره قدرتمند خواهم کرد» سخن گفت و ادعایش موردتوجه قرار گرفت چون آمریکا هیبتش را از دست داده بود و مردمش در جستجوی ازدسترفتهها بودند. به قول بودریار، حمله به برجهای دوقلو، از حمله به پنتاگون نمادینتر بود و بیشتر سکه آمریکا را از رونق انداخت.
شاید هیچوقت ابعاد واقعی یازده سپتامبر روشن نشود، اما در آینده قطعاً بیشتر دربارهاش خواهیم دانست.