23می2018

21 شهریور 1396 نوشته شده توسط 

به نوروززمین خوش آمدید

کمال و جمیله عزیز به نوروززمین خوش آمدید
هفته گذشته دو همکار جدید به گروه داوطلبان کتابخانه پیوستند و هر کدام کلی انرژی مثبت با خود به ارمغان آوردند.
راستی اگر این انرژی و همراهی در جامعه نبود چه می‌شد؟ نمی‌دانم با این نظر موافقید اما به باور من نیروی پاک و گرما‌بخش انسان‌هایی که در امور فرهنگی و اجتماعی پیشگام می‌شوند و کار را پیش می‌برند بی تردید تاثیری ورای همان محل و موضوع انجام آن امر خاص دارد.
وقتی که شما در یک کتابخانه، خانه سالمندان، پرورش‌گاه و .... داوطلب می‌شوید و بدون چشم‌داشت به درج در سی.وی و دریافت رکامندیشن و.... کار می‌کنید به انسان‌ها و به اجتماع خودتان خدمت می‌کنید. این خدمت برای من مثلِ کاشتن و‌آبیاری درخت و گل در بیابان است. تصورش را بکنید که در این دنیا هیچ کس گل و درخت نمی‌کاشت... چه دنیای خشک و بی آب و علفی می‌شد.
کار این گروه از انسان‌ها که در «مزرعه جامعه» گل و درخت می‌کارند و با انرژی زیبای خود این کاشته‌ها را آبیاری می‌کنند در واقع جامعه انسانی از خشک و برهوت شدن نجات می‌دهد.
به کمال عزیز و جمیله گرامی در نوروززمین خوش آمد می‌‌گوییم و با استفاده از این فرصت از مهتاب و سحر سپاسگزاری می‌کنیم که برای مدتی سرگرم درس و مشق و دور از کتابخانه خواهند بود اما هفته‌ها و هفته‌ها با مهر فراوان در راه‌اندازی و پیش‌برد کتابخانه کمک کردند.

کتابِ هفته
رونمایی «روزی در تاریکی» با حضور مترجم در نوروززمین

60-Roozi-Dar-Tariki-M-Hosseini
«درست است. بردن گل‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رز، هرگز فکر دایی‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نبود. او مرا مامور کرده بود تا به هر ترتیبی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌که خود صلاح می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دانستم خوش ظاهر و با ابهت به نظر برسم و من وقتی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ که داشتم گل‌ها را از پیچک باغچه جدا می‌کردم، با خود فکر کردم آن گل‌ها کمک می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنند سر و ظاهر بهتری‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌داشته باشم. نه تنها نیاز به چاپلوسی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بود، بلکه حتی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ لازم بود آنها را دلداری ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دهم. چون جای ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌انگشتان روغنی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دایی روی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ حاشیه نسخه بلک وودز که برای ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آنها بر می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گرداند، باقی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ مانده بود و روی جلد آن، جایی که دایی لیوان خود را گذاشته بود، یک برآمدگی ایجاد شده بود. او پیش‌بینی کرده بود که دوشیزه باندری دیوانه خواهد شد و پیشنهاد کرد: بهتر است بگویی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ که تو مقصر بوده‌ای.» نوشته بالا بریده‌ای است از داستان کوتاه «روزی در تاریکی» که در عین حال عنوان یک مجموعه داستان است.
مجموعه داستان «روزی درتاریکی» اثر الیزابت بوون است که توسط مریم حسینی، مترجم ساکن مونترال ترجمه شده و زاگرس مونترال مدتی پیش آن را منتشر کرد. این کتاب در نوروززمین موجود است و روز 22 سپتامبر ساعت 6 غروب رونمایی آن با حضور مترجم در نوروززمین برگزار می‌شود.
شما می‌توانید این کتاب را از کتابخانه نوروززمین بخرید یا به امانت بگیرید.

نوروززمین در روزهای آینده:

ماه سپتامبر
کافه لیت پنج‌شنبه،14 سپتامبر ساعت 19:00) کافه لیت
جمعه، 15 سپتامبر ساعت 16:30) کارگاه خرید خانه
شنبه، 16 سپتامبر ساعت 16:30) با مانا نیستانی، «دیدار با عنکبوت»
پنج‌شنبه،21 سپتامبر ساعت 19:00) کافه لیت
جمعه، 22 سپتامبر ساعت 18:00) معرفی کتاب: روزی در تاریکی؛ مریم حسینی
جمعه، 29 سپتامبر ساعت 18:00) «کمدی کتاب: شب بی‌شعوری» با محمود فرجامی، مترجم «بی‌شعوری»
شنبه، 30 سپتامبر ساعت 18:00) سخنرانی: سی مرغ دمکراسی، حسین قاضیان

دیگر برنامه‌‌ها در نوروززمین
دوشنبه‌ها: دوره‌های کشش‌درمانی با خانم شیرین بهرام
دوشنبه‌ها و پنج‌شنبه‌ها: کلاس‌های خوشنویسی با آقای علی فدایی
دوشنبه‌ها: کلاس‌های آواز با آقای سعید خزایی
چهارشنبه‌ها: یوگا با خانم الهام رسمی

ساعات کار کتابخانه
سه‌شنبه تا پنج‌شنبه: 12 ظهر تا 7 شب
جمعه و شنبه: 10 صبح تا 4 بعدازظهر