17نوامبر2017

07 شهریور 1396 نوشته شده توسط 

سفر به شهر هزار سیاره

آیا لوک بسون موفق شده در «والرین»، رویای قدیمی خود را محقق کند؟
پوریا ناظمی
P34-001      پوستر والرین و شهر هزار ستاره 
ساخت فیلم‌های سینمایی بر مبنای داستان‌های مصور و یا کمیک‌بوک‌ها، پدیده تازه‌ای نیست و به‌خصوص در یک دهه اخیر تقریباً همه کمپانی‌های بزرگ فیلم‌سازی به سراغ این ژانر رفته‌اند. هرسال بخش عمده‌ای از فیلم‌های پرفروش جهان از دل داستان‌های مصور و کمیک‌بوک‌ها بیرون می‌آیند. امسال اما سینماهای جهان میزبان فیلمی در این ژانر بودند که با بقیه تفاوت‌های جدی داشت.
لوک بسون کارگردان برجسته فرانسوی که شاید بتوان او را یکی از شاخص‌ترین کارگردان‌های غیر آمریکایی به شمار آورد، سابقه ساخت فیلم‌های پرهزینه و پرفروش را در سابقه خود دارد و به‌نوعی پرهزینه‌ترین فیلم‌های غیر آمریکایی را او ساخته است. این کارگردان بلندپرواز رؤیایی قدیمی برای ساخت فیلمی مبتنی بر یک داستان مصور در سر داشت. لوک بسون را طرفداران سینما با فیلم‌های متعددی می‌شناسند شاید معروف‌ترین آن‌ها در نمایش‌های بین‌المللی، «لئون: حرفه‌ای»، «عنصر پنجم» و «لوسی» باشند.
لوک بسون و البته بسیاری از سینماگران دیگر همچون جیمز کامرون، جرج لوکاس و استیون اسپیلبرگ تحت تأثیر یک اثر کمیک‌بوک یا داستان مصوری بودند که برخلاف نمونه‌های معروف، محصولی فرانسوی به شمار می‌رود. داستان‌هایی به نام والرین که در دهه ۱۹۷۰ میلادی نوشته شد. این داستان‌ها در زمانی در آینده آغاز می‌شوند و ماجراجویی‌های دو مأمور به نام‌های والرین و لورالین را دنبال می‌کند که در فضا و زمان دست به سفر می‌زنند و هر بار با ماجرایی متفاوت روبرو می‌شوند. در این سفر، آن‌ها با تمدن‌ها، موقعیت‌ها و بحران‌های مختلفی مواجه می‌شوند و منبعی غنی برای ذهن خیال‌پردازان را فراهم می‌کنند. در این مجموعه‌ها که در آن انبوهی از تمدن‌های مختلف به نمایش گذاشته می‌شود، داستان‌هایی از پیامدهای گرمایش زمین تا ملاقات با دیگر موجودات و سفر در فضا و زمان روایت‌شده است. داستان‌های جذاب، غنی و سرشار از ایده‌های نو (به‌خصوص برای زمان نگارش آن) منبعی بی‌نظیر برای ذهن هنرمندان خلاق دیگر بوده است.P34-002          لوک بسون کارگردان برجسته فرانسوی 
اولین کتاب از این مجموعه در سال ۱۹۶۷ با داستان‌گویی پیر کریستین منتشر شد و آخرین داستان آن در سال ۲۰۱۰ به چاپ رسید.
لوک بسون یکی از کسانی است که سال‌های طولانی در تلاش برای به تصویر کشیدن این روایت بوده است. او زمانی که اولین بار قصد این کار کرد به دلیل ضعف فناوری موجود، نتوانست آن را پیش ببرد اما تا جایی که می‌توانست ایده‌های آن را در اثر معروف خود «عنصر پنجم» وارد کرد و سعی کرد داستان عنصر پنجم را حتی‌الامکان در آن فضا روایت کند.
سرانجام در سال جاری بالاخره لوک بسون فرصت آن را یافت تا رویای خود را محقق کند. او کارگردانی گران‌ترین فیلم غیر هالیوودی را بر عهده گرفت تا داستانی الهام گرفته از مجموعه کمیک‌های والرین را با نام «والرین و شهر هزار سیاره» روایت کند.
این فیلم اکنون بر پرده سینماهای جهان است اما با وجود آنکه یکی از فیلم‌هایی بود که در سال‌های اخیر بسیاری چشم‌انتظار اکران بودند، نتوانست فروش مناسبی داشته باشد و نظر منتقدان را جذب کند.
شاید یکی از نقاط ضعف داستان فیلم خط اصلی یا ستون فقرات فیلم باشد. داستانی که پیش‌زمینه روایت و ماجراهای فیلم قرار می‌گیرد و بر رابطه مأمور والرین و لورالین قرار دارد، به‌اندازه کافی پرقدرت نیست. از سوی دیگر دو بازیگر اصلی این فیلم شاید چندان باشخصیتی که برای آن‌ها تصویر شده است، سازگاری ندارند. به گفته یکی از منتقدان شاید اگر همین فیلم و بدون هیچ تغییری تنها با جایگزینی دو بازیگر اصلی ساخته می‌شد، موفقیتی خیره‌کننده کسب می‌کرد. مدت‌زمان طولانی فیلم که گاهی سرعت و ریتم آن کاهش هم پیدا می‌کند، شاید دلیل دیگری برای اقبال کمتر به این فیلم بوده باشد.
از سوی دیگر اما دلیل اصلی شاید به زمانه متفاوت ما بازمی‌گردد. داستان‌های والرین زمانی منتشر شدند که چنان روایتی بسیار آینده‌نگرانه و پیش رو به شمار می‌رفت. دنیای قبل از جنگ ستارگان و قبل از دنیای ابرقهرمان‌های مختلف و بیگانه‌ها و سفرهای فضایی گوناگون. ذهن خوانندگان کمیک‌ها با دنیایی متفاوت و تازه روبرو می‌شد. امروز اما ما در دنیای سینما، شاهد روایت‌های مختلفی الهام گرفته از این کمیک‌ها بوده‌ایم. دنیاهای تازه‌ای را دیده‌ایم و از کهکشان جنگ ستارگان با پاندورا به دنیای آواتار سفرکرده‌ایم و در مجموعه پیشتازان فضا صدها دنیای ناشناخته را به تصویر کشیده‌ایم. به همین دلیل اگر داستان والرین بخواهد در زمان ما موفق شود، باید می‌توانست با نوآوری دنیای کمیک‌هایش رقابت کند.
P34-005              امتیاز فیلم برمبنای نظر منتقدان به گزارش Rotten Tomatoes 
این مشکل برای بازسازی بسیاری از داستان‌ها و فیلم‌های قدیمی وجود دارد. قربانی قبلی این روند شاید فیلم «روح در پوسته» یا Ghost in The Shell بود. داستانی که بر مبنای انیمه‌ای بسیار موفق و ژاپنی ساخته شد. این انیمه نیز الهام‌بخش بسیاری از کارگردانان و نویسندگان بعد از خود بوده است. ازجمله مهم‌ترین تأثیرات آن را می‌توان در مجموعه سه‌گانه ماتریس ساخته واچفسکی‌ها دید. اگرچه فیلم تازه «روح در پوسته» با بازی اسکارلت جوهانسون، به دلیل استفاده از بازیگر غیر ژاپنی یا ساده بودن روایت داستان و برخی نکات دیگر مورد نقد قرار گرفت، اما شاید اصلی‌ترین مشکل فیلم این بود که نمی‌توانست تازگی انیمه اصلی را روایت کند. از زمان انتشار آن انیمه تاکنون، این داستان به شکل‌ها و با فناوری‌های مختلف روایت‌شده و آن شگفتی که برای مثال نخستین فیلم ماتریس برای ما به ارمغان می‌آورد را ازدست‌داده است.
با این ‌وجود فیلم والرین فیلم بدی نیست. به‌خصوص اگر آن را بر بزرگ‌ترین پرده ممکن و با بهترین کیفیتی که در دسترس هست، ببینید. طراحی موجودات عجیب و غریب (که به‌هیچ‌وجه در تعدد و تنوع آن‌ها در این دنیا کم گذاشته نشده است) جلوه‌های ویژه‌ و تصویربرداری و پردازش رنگی و صحنه‌سازی خیره‌کننده بصری، اثری چشم‌نواز را فراهم کرده است. تنوع مکان‌ها و چشم‌اندازها و موجودات و همچنین ایده بازارهای میان بعدی و ترکیبی از جلوه‌های رایانه‌ای و مکانیکی، بر جذابیت بصری داستان می‌افزاید و به‌خصوص گاه‌گداری حال و هوای اثر تحسین‌شده پیشین بسون یعنی عنصر پنجم را برای بیننده زنده می‌کند.
لوک بسون کار بر روی دو قسمت دیگر از این داستان‌ها را شروع کرده است. اگرچه بعید است با وجود عدم توفیق مالی درهمین فیلم، بتواند به‌زودی بار دیگر به دنیای خیالی فیلمش سفر کند.
اما اگر از دیدن فیلم راضی نشدید آن را به‌حساب کمیک‌های آن نگذارید. باوجود گذشت چند دهه از آغاز انتشار این آثار، هنوز که هنوز است این داستان‌ها جذاب و خواندنی و خلاقیت به‌کاررفته در آن‌ها ستودنی است.
اگر از دیدن این فیلم لذت برده اید...
اگر از دیدن فیلم «والرین و شهر هزار سیاره» لذت برده‌اید، احتمال زیادی وجود دارد که از دیدن فیلم «عنصر پنجم» لوک بسون نیز هیجان زده شوید. این فیلم را لوک بسون تحت تاثیر همین مجموعه کتابهای مصور والرین ساخت و چون فناوری لازم برای به تصویر کشیدن آن‌ها را در آن زمان در اختیار نداشت، به سراغ داستانی رفت که حال و هوای فضای آن مشابه این کمیک‌ها باشد. بازی‌های خیره کننده بروس ویلس، گری اولدمن و میلا یوکوویچ، به فیلم روایتی دیدنی داده‌اند. در والرین و شهر هزار سیاره، شباهت‌های بسیاری را با حال‌ و ‌هوا و فضای این فیلم مشاهده خواهید کرد.
P34-003            تصویر پوستر عنصر پنجم
چشم‌انداز دنیای آینده در ژانر علمی تخیلی همیشه هم درخشان نیست. گاهی آینده به شکل دنیایی سرشار از فناوری اما آشفته و پر جنجال و همراه با شکاف‌‌های طبقاتی تصویر شده است. معروف‌ترین این تصویر در سبک و زیر‌شاخه‌ای از ادبیات علمی تخیلی به نام ایبر پانک، خود را بروز می‌دهد. یکی از معروف‌ترین و تاثیرگذارترین فیلم‌های علمی تخیلی تاریخ سینما، فیلم «تیغ رو» یا «بلید رانر» است. فیلمی با کارگردانی ریدلی اسکات و بازی هریسون فورد. این فیلم یکی از تحسین شده‌ترین فیلم‌های علمی تخیلی است. اگر این فیلم را ندیده‌اید، الان زمان مناسبی برای تماشای آن است. به زودی قرار است دنباله‌ای بر آن داستان به روی پرده‌های سینما بیاید. کارگردانی فیلم تازه را که تیغ رو 2048 نام دارد، دنیس ویله‌نو بر عهده دارد. کارگردانی که فیلم «ارایوال» او با تحسین بسیاری روبرو شد. برایان گازلیگ، جراد لتو و هریسون فورد در این فیلم به ایفای نقش پرداخته‌اند.
P34-004         تصویر پوستر بلید رانر
منتقدان چه می گویند؟
تلما آدامز، نیویورک آبزرور:
یک ماجراجویی بصری بی حد و مرز که در بستر داستانی ناپخته و قهرمانانی کم مایه اسیر شده است
آلیسون ویلمور، بازفید:
شما «عنصر پنجم» را هم به خاطر داستان‌گویی‌اش تماشا نکردید، آن فیلم را به دلیل اشتیاق و صحنه‌‌های خیره کننده و شاید بی‌توجه به افراد و مکان‌ها دیدید. همین هم برای «والرین» صادق است، فیلمی که به آن اندازه خاطره‌‌انگیز نخواهد شد اما در حد ادای دینی به «عنصر پنجم»، قابل قبول است.
ای. او. اسکات، نیویورک تایمز:
شهر هزار سیاره شاید جای مناسب و دلچسبی برای سپری کردن زمان می‌بود اگر داستانی شلوغ و آشفته به شکلی دائم مزاحمت ایجاد نمی‌کرد و اگر کمی بیشتر زمان با ایتان هاوک و ریحانا سپری می‌کردیم.