19جون2019

01 شهریور 1396 نوشته شده توسط 

آب؛ پژوهش در مونترال، توسعه در ایران

شهرام یزدان‌پناه
P28-146051300
صبح اول وقت وقتی داشتم ایمیل‌هایم را چک می‌کردم، دیدن یک عنوان شامل نام دانشگاه کنکوردیا توجه‌ام را جلب می‌کند. مدتی است که در جلسات سیاست‌گزاری مجله دائما به لزوم ارتباط بیشتر با دانشگاه‌های مونترال تاکید می‌کنم و حالا خود دانشگاه به سراغم آمده است. ایمیل را باز می‌کنم و دعوت برای بازدید از یک مرکز نوآوری در کنکوردیا را فورا می‌پذیرم.
چند روز بعد، زمانی که از در دفتر مرکز نوآوری وارد می‌شوم برخلاف انتظارم که دیدن کلی تجهیزات پیشرفته و آزمایشگاه‌های مدرن بود، چند ده جوان را می‌بینم که گوشه و کنار با هم گپ می‌زنند، کار می‌کنند، قهوه می‌نوشتند و گاهی هم در یک اتاق مجزا پینگ‌پنگ بازی می‌کنند. چهره‌ها کاملا مختلط است، چینی، آفریقایی، عرب، بلوند و مکزیکی توجهم را به خود جلب کرده اما هنوز نتوانسته‌ام قیافه‌ای ایرانی تشخیص دهم که ناگهان دربی شیشه‌ای باز می‌شود و دو آقای نسبتا جوان با آن لبخند معروف ایرانی به سمت من می‌آیند. احتمالا گیجی من را دیده‌اند و حدس زده‌اند این باید همان روزنامه‌نگار دعوت شده آن‌ها باشد.
محمدجواد سمیعی و محمد بهنام‌رسولی از مدیران یک مجموعه مهندسی و اجتماعی در حوزه آب و محیط زیست از ایران که به دعوت مرکز نوآوری دانشگاه کنکوردیا به مونترال آمده‌اند تا روی پروژه جدیدشان کار کنند و از نزدیک با تجربه‌های مشابه در آمریکای شمالی آشنا شوند.
هر دو متخصص آب هستند و از سال 2007 مجموعه آبانگاه را در ایران تاسیس کرده‌اند که با یک سری رویکردهای نوآورانه و بین رشته‌ای نسبت به آب، روی بالا بردن سواد آبی عموم مردم کار کرده‌اند چون معتقدند بخش قابل توجهی از مشکلات فعلی آب در ایران به خاطر آموزش ندیدن مردم است.
راستش را بخواهید در ابتدا با خودم فکر کردم مشکل آب در ایران چرا باید موضوع مخاطبان ما در مونترال باشد اما وقتی کمی به حرف‌های این دو مهندس ایرانی گوش دادم، نظرم کاملا عوض شد. شما را دعوت می‌کنم تا خواننده گفتگوی ما باشید هرچند که آنقدر در حرف هم دویده‌ایم که تفکیک گوینده، واقعا دشوار بود. بنابراین من فقط پرسش‌ها را مجزا کرده‌ام اما شما بدانید که پاسخ‌ها از طرف محمدجواد سمیعی و محمد بهنام‌رسولی، هر دو در تعامل با هم داده شده است.P28-Photo-1
ایران و آب داستان جدیدی نیست، اجداد ما قرن‌ها با هوشمندی در آن سرزمین زندگی کرده‌اند.
درست است. ایران از لحاظ منابع آبی کشوری غنی نیست. طبیعت و اقلیم ایران گنجایش مشخصی برای مصارف زندگی روزمره، کشاورزی و صنعتی دارد که مادر ایران مدرن خیلی متناسب با آن پیش نرفته‌ایم. کشور ایران با منابع آبی که در حال حاضر در اختیار دارد پنانسیل هفتاد و پنج میلیون جمعیت را ندارد و ضمن اینکه پراکندگی جمعیت هم خیلی متناسب با پراکندگی منابع آب نیست. یعنی شهرهای بزرگ ما معمولا در جاهایی ایجاد شده‌اند که خیلی با منابع آبی در دسترس تناسب ندارند. لذا برای تامین آب شهر تهران مجبور شدیم که از فاصله بسیار دوری آب را منتقل کنیم. شهر مشهد به همین شکل که از فاصله حدودا 170 کیلومتری از سد دوستی می‌آید که الان در سناریویی که موجود هست می‌خواهند از فاصله 1700 کیلومتری آب را منتقل بکنند. همه این مسائل در کنار اتفاقاتی که بحث‌های سیاسی بحث‌های اقتصادی و صنعتی در داخل ایران در چهار دهه گذشته صورت گرفته باعث شده که الان منابع آب در ایران نسبت به مصارف بسیار کمتر و با محدودیت مواجه باشند. چیزی که ایرانی‌ها خیلی به آن افتخار می‌کنند تکنولوژی قنات و برداشت پایدار از منابع آب زیرزمینی بوده است. قنات خودش را متناسب با میزان آورد سفره‌های آب زیرزمینی تنظیم می‌کند و در یک سطح متعادلی آب را می‌آورد. متاسفانه با ورود تکنولوژی مدرن بدون اینکه فرهنگش در کنار فناوری به ایران بیاید، شاهد افزایش ناگهانی برداشت آب از منابع به گونه‌ای بودیم که ورودی به سفره آب زیرزمینی به مراتب کمتر از میزان استخراج آب هست و به همین خاطر سالانه شاهد افت سطح آب زیرزمینی هستیم. اما مشکل آنجاست که بخاطر پایین رفتن سطح آب و خالی شدن این خلل و فرج شاهد فرونشست زمین هستیم. فرونشست هم یعنس اینکه خلل و فرج زمین پر می‌شود و در آینده حتی اگر باران مناسب هم ببارد، دیگر جایی برای ذخیره آب وجود ندارد.
من در حالی که احتمالا می‌شود وحشت را به راحتی در چهره‌ام خواند، می‌پرسم:‌
مشکل کجاست؟ خشک‌سالی؟ چاره چیست؟
نه! برای مثال بارش امسال در حوزه دریاچه ارومیه خیلی تفاوتی نسبت به پنجاه سال گذشته نداشته که ما شاهد کوچک شدن این‌چنینی دریاچه بوده‌ایم. عمدتا بخاطر مهار آب‌های بوده که ورودیه دریاچه بودند و تعداد بی‌شماری سد که در این حوزه زده شده و این رویکردی است که مدام دارد تقویت می‌شود چه انتقال آب بین حوزه‌ای و چه بحث‌هایی که از شیرین‌سازی می‌شود. همه این مسائل باعث شد در زمانی که ما دانشجو بودیم به این رویکرد برسیم که شاید واقعا چاره کار غیر از چیزی است که ما تا کنون یاد گرفتیم و به ما یاد دادند. ما از مهندسی آب شروع کردیم و درس‌هایی که خواندیم درس‌های فنی بود و ما به این مسئله رسیدیم که پارادایم‌های مدیریت منابع آب ایران که دست مهندسین بوده کشور را به سمتی هدایت می‌کند که نتیجه آن شرایط فعلی و تقویت شرایط فعلی هست. لذا سعی کردیم یک نگاهی ایجاد کنیم تا مباحث اجتماعی و یا مباحث فکری مدیریت منابع آب و مباحث فنی و با این هدف مجموعه آبانگاه شکل گرفت.
آبانگاه، اسم قشنگیه هرچند من معنیش را نمی‌دانم.
آبانگاه لغتی باستانی است به معنی فرشته موکل بر آب هست فرشته‌ای که پاسبان منابع آبی بوده. عمده تمرکزمان مباحث آگاهی بخشی و اطلاع‌رسانی و بحث‌های مدیریت مشارکتی منابع آب بوده است. مشارکتی که نه فقط دولتمردان در آن سهم داشته باشند بلکه بهره‌برداران حالا چه کشاورزی چه شرب و چه صنعت در آن ایفای نقش کنند و نگاه، نگاه تک‌بعدی حاکمیتی نباشد.
بسیار خوب متوجه شدم اما هنوز نمی‌فهمم شما اینجا در مونترال چه می‌کنید؟
ما در مرکز رشد نوآوری دانشگاه کنکوردیا دوره‌ای را سپری می‌کنیم که متفاوت با دوره‌های دیگری است که دانشگاه کنکوردیا برگزار می‌کند. یعنی دوره‌ای که ما هستیم دوره کارشناسی یا کارشناسی ارشد یا دکترا نیست یک دوره نوآوری هست و کاری هم که انجام می‌دهیم باز در ادامه بحث‌هایی هست که در ایران در این حوزه به شکل آب و علوم اجتماعی شکل دادیم. این دوره‌ها توسط مرکز نوآوری دانشگاه کنکوردیا رهبری و هدایت می‌شود.
P28-D3-2
پس تمام کسانی که اینجا نشسته‌اند دارند روی یک پروژه کار می‌کنند؟
بله دقیقا. در واقع هدف اینجا این هست که کسانی که فکر می‌کنند ایده‌ای دارند که توسط آن می‌توانند مشکلی را حل کنند، به شکل نظام‌مند و سیستماتیک مسئله را پیش می‌برند در بزنگاه‌های مختلف طرح را مورد ارزیابی کارشناسان مختلف می‌گذارند که آیا واقعا آن چیزی که فکر می‌کردند نیاز هست، نیاز نیست و بعد اگر اینگونه هست چطور می‌توانند آن را تبدیل به بستری برای اینکه شغل‌شان در آینده این باشد، بکنند. در واقع برنامه و هدف این مرکز شغل‌آفرینی خلاقانه است و برنامه‌های مختلفی دارد. در واقع به کسانی که ایده‌ای دارند یاد می‌دهند چگونه نظام‌مند فکر کنند و با توجه به آنچه در محیط طرحشان رخ می‌دهد برنامه‌ریزی کنند. و بعد اینکه ایده آن‌ها آیا پاسخ مناسبی به یک مسئله هست و آیا آن مسئله را حل می‌کند و اگر حل می‌کند آیا به شکل پایدار این کار را می‌کند. بعد همانطور که طرح جلو می‌رود سوالهایی مطرح می‌شود مثل اینکه بازار این ایده چه خواهد بود؟ چه کسانی حاضرند روی این طرح سرمایه‌گزاری کنند؟ ایده از نظر جنبه‌های فنی چه ملزوماتی نیاز دارد و هزار توی جنبه‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، فنی طرح که تازه وقتی از آن رد شویم باید اولین محصولات ایده را تولید کنید و تست کنید که آیا آن چیزهایی که روی کاغذ بود در دنیای عملی هم همین‌گونه هست؟ و در نهایت بتوانید تولید نهایی را در فاز سوم داشته باشید و به بازار (که معنای خیلی کلی یعنی هر جایی که نیاز متقاضی رفع بشود) که ممکن است دولت، شهرداری و یا مردم عادی باشند؛ عرضه بکنند و آن نیاز را رفع کنند.
خب، به نظرم من هنوز نفهیمدم چرا ما در کشوری مثل کانادا که اصلا مشکل آب نداریم باید بیاییم روی مشکل کم آبی در ایران کار کنیم.
مسئله آب در سطح جهانی هم یک دغدغه بزرگ است. حتی در کشوری مثل کانادا که تا ده برابر جمعیت فعلی هم به مشکل خاصی برنخواهد خورد، جنبه دیگری وجود دارد که بسیار نگران کننده هست و آن مسئله تغییرات اقلیمی است، چه در قطب و چه در مثلا برای همین شهر مونترال بخاطر ارتباطی که با اقیانوس‌ها دارد. مسئله تغییر اقلیمی بسیار مهم هست. لذا آب شاید باید گفت که یک شمشیر دو لبه است، از یک سو در ایران ما تشنه یک قطره آن هستیم و از سوی دیگر در کانادا با خطر سیلاب و بالا آمدن سطح آب‌های زیرزمینی روبرست. اما در همین نزدیکی شما فرضا در ایالت‌هایی در آمریکا مشکلات خیلی جدی کمبود آب وجود دارد. مسئله کالیفرنیا که احتمالا به گوشتان آشناست. هم کیفی هم کمّی. در آن ایالت برداشت زیادی از آب‌های زیرزمینی اتفاق افتاده و افت سطح آب زیرمینی کالیفرنیا که قطب کشاورزی، صنعت و خدمات آمریکا هم هست. بابت این قضایا از نظر مسائل آبی وضعیت وخیمی دارد.

این همه ما را ترساندید حالا آبانگاه چکار می‌تواند بکند؟
همانطور که شما می‌گویید داستان آب این روزها بسیار وحشتناک هست. ولی عمدتا در بین کارشناسان صحبت می‌شود خصوصا .. ما می‌خواهیم تاکید ویژه‌ای روی آب‌های زیرزمینی بکنیم. آب‌های سطحی عموما دیده می‌شوند یعنی تغییرات دریاچه ارومیه را شما می‌بینید. گوگل با حالت موتور زمانی که گذاشته از سال 1990 / 1995 به این طرف شما به شکل بصری می‌بینید که چه اتفاقی دارد می‌افتد. شما زاینده‌رود را با چشم می‌توانید ببینید که خشک شده است، اما آب‌های زیرزمینی چون دیده نمی‌شوند به مراتب وضعیتشان وخیم‌تر هست. از نظر سیاسی هم کاملا توجیه‌پذیر هست. نه فقط در حاکمیت ایران در هر جای دیگری در نظر بگیرید، عرض کردم در کالیفرنیا هم این اتفاق افتاده و تداوم پیدا کرده. البته بعد از سیاست‌های آبی جدید یک کمی بهبود پیدا کرده اما روند آن همچنان روندی منفی هست. هند، پاکستان، ایران و همه کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا هم درگیر این مسئله هستند چون دیده نمی‌شود.
علاقه عجیبی وجود دارد هر اتفاقی که در ایران می‌افتد مهر سیاسی روی آن زده شود. هم آن طرف در ایران و هم این طرف و فورا یک بحران اینچنینی به عدم کفایت سیاسی ربط داده می‌شود. واقعا این بحران چقدرش اتفاقات جهانی هست و چقدرش بی‌برنامگی است؟
برای اینکه با این مسئله سیاسی برخورد نشود باید فنی نگاه کنیم. می‌توانیم بگوییم ناشی از عدم مدیریت مناسب منابع آبی هست که فقط هم اختصاص به جمهوری اسلامی ندارد. راستش را بخواهید اتفاقاتی است که از اصل هشت ترومن از قبل از انقلاب شروع شد. زمانی که کشورهای مشابه آمریکا به شکل ویژه جهت اینکه نفوذ کمونیست را در کشورهایی مثل ایران کاهش دهند، آمدند دست به یک سری اصلاحاتی زدند که معیشت کشاورزان و اقشار ضعیف را بهبود ببخشند و برای کشاورزی مسئله‌ای که خیلی مهم هست در مناطق خشک و نیمه‌خشک، مسئله آب هست. منبع آبی هم که در آن موقع قابل استفاده بود آب زیرزمینی بود لذا شروع بحث احداث چاه و پمپاژ موتورتلمبه به آن زمان برمی‌گردد. این روندی است که مستقل از حکومت‌ها در همه جای دنیا اتفاق ‌افتاد. یعنی ما یک روند افزایش جمعیت در اکثر نقاط دنیا داریم به خصوص کشورهای در حال توسعه، در کنار افزایش جمعیت تغییر الگوی مصرف داریم. یعنی افزایش رفاه خودش نیاز به آب بیشتری را ایجاد می‌کند، نسبت به منطقه‌ای که الگوی مصرفشان قدیمی‌تر هست و مدرنیته کمتر اتفاق افتاده. لذا این دو عامل که عامل جهانی هست یعنی افزایش جمعیت و تغییر الگوی مصرف باعث شده همه کشورها وارد این مسیری بشوند که در حال حاضر با بحران آب مواجه هستند؛ جاهای خشک و کم آب به شدت این بحران پررنگ‌تر هست جاهایی مشابه آلمان هم با این مسئله مواجه بودند و هستند، اول: بخاطر اینکه اقلیم‌شان پرباران‌تر است، کم‌تر به چشم می‌آید. دوم: به خاطر نگاه پایدارتری که نسبت به مسئله دارند، نگاه توسعه یافته‌ای که به مسئله دارند، سعی کردند مدیریت بکنند. شاید از 30 سال پیش مشکل آب زیرزمینی آلمان جدی بوده؛ از سی سال پیش تا الان برنامه‌هایی اجرا کرده که سعی کند به تعادل برساند سفره‌های آب را و تا حدود زیادی موفق بوده است.

طبیعت هم به کمکش آمده؟
قطعا. آن سختگیری که طبیعت با فراهم آوردن آب در مناطق خشک و نیم خشکی که عمدتا این کمربند خشک جهان هست ایجاد کرده در آن قسمت‌ها نیست. ببینید چند دسته مسئله با هم دیگر داریم. پس یک مسئله، رشد جمعیت هست که خوب نمودارهای جهانی آن کاملا مشخص هست. مسئله بعدی تغییر الگو بود که یعنی حتی اگر همین جمعیت را برگردانید به روش زندگی اول قرن بیستم به مراتب میزان آب مصرفی‌شان به طور مستقیم و غیر مستقیم کمتر هست. سوم: تکنولوژی هست. یعنی اینگونه نبوده که پدران ما الزاما خیلی دوستدار محیط زیست بودند، خیر، تکنولوژی در آن زمان حداکثر در همان حد قنات بوده که یک روش پایدار بوده. اما جنگ جهانی دوم و تبعات بعد از آن باعث شد تکنولوژی‌هایی برای حفر چاه‌های عمیق وارد شود و انرژی الکتریسیته و انرژی دیزل هم به کمک آمد که بتوانند آب را از اعماق بسیار زیادی بتوانند بیرون بیاورند . ما الان در مناطقی از ایران حدود عمق 400 متری آب دارد برداشت می‌شود. (استان فارس) الان دارند پروژه آب‌های ژرف می‌زنند که از عمق 1500 متری، آب‌هایی فسیلی (به اصطلاح مهندسی) را بالا بکشند. عرصه اینقدر تنگ شده است.

یک وقت دیدید ماموت هم آمد بالا.
بله اصلا بعید نیست. (شوخی) بله واقعا برمی‌گردد به آن زمان. پس ببینید آن جنبه جمعیتی، تکنولوژیکی، و بعد سیاسی. که اگر اسمش را سیاسی نگذاریم و بگویم جنبه مدیریتی هم آمد در کنار اینها قرار گرفت. شما خیلی از مواقع در کشورهایی مثل کشور ما باید مسئله امروز را حل کنید. باید مسئله این تابستان را یک‌جوری رد کنید به عنوان پیک زمان مصرف. این نگاه که مسئله امروزتان را حل کنید؛ باعث می‌شود که ما تقریبا در اغلب کلان شهرها و شهرهای کوچکی مثل نیشابور و کاشمر و گلپایگان مجبوریم در هر تابستان چاه‌های جدیدی بزنیم، فشارمان را روی منابع بیشتر کنیم که بتوانیم پیک مصرفی را رد بکنیم.

و شما دارید سعی می‌کنید به مردم یادآوری کنید که همه سوار یک کشتی هستند.
دقیقا این می‌شود پایه کار. ما باید به مردم اطلاع بدهیم که در چه شرایطی هستیم، مشکل چیست؟ مشکل متعلق به کیست؟ و ادامه مسیر فعلی به چه چیزی منتهی می‌شود. درست است که منبع آب مشاع و مشترک هست اما داریم دسته جمعی به سمت نابودی پیش می‌رویم. آیا این درست است؟! شما در یک کشتی در یک مسیری هستید که هر کسی دارد جای خودش را سوراخ می‌کند. شما هم می‌توانید گودتر سوراخ کنید و سریع‌تر آب داخل این کشتی وارد می‌شود و از بین می‌رود. پس ما می‌خواهیم آگاهی عمومی را نسبت به وضعیت فعلی و پیامدهای این وضعیت و آینده‌ای که این وضعیت رقم خواهد زد برای ساکنین افزایش بدهیم و حس همدلی و افزایش بدهیم که اگر در یک محدوده مطالعاتی دشت سفره آبش بهم پیوسته است 50 یا 100 نفر بهره‌بردار و چاه‌دار هستند این تعداد به این بینش برسند که حداکثر منافعشان در هماهنگی و مدیریت این آبخوان با همدیگر هست. دور هم جمع بشوند و به یک برنامه‌ریزی برسند که چطور می‌توانند بصورت پایدار برای همیشه نه برای یک سال و دو سال
P28-was23ser
این بحثی که شما می‌کنید رگولاتوری احتیاج دارد یعنی شما در بحث تنظیم قوانین هم وارد شده‌اید؟
ما در آبانگاه در چند بعد در چند سال گذشته کار کردیم. یک بعد این بوده که آگاهی بدهیم که اصلا دارد یک همچین اتفاقی می‌افتد این را هم برای نخبگان انجام دادیم هم برای عموم جامعه برای مدیران و سیاستمداران. چون خیلی از مواقع فرض کنید که مثلا یک نماینده مجلسی که روحانی یا تحصیل کرده ادبیات هست یا یک کاسب است ما از بالا سعی می‌کنیم به او بگوییم که وضعیت اینگونه است چون متاسفانه خیلی از آموزش‌های آبی هم نه فقط در ایران در خیلی جاها محدود به این بوده که شما موقع مسواک زدن شیر آب را ببندید و آموزه‌های اینچنینی. که البته این در جای خودش چیز خوبیست. اما این تاثیر بسیار بسیار کمی دارد آن چیزی که ما نیاز داریم این هست که به یک سواد آبی برسیم. این یک گام هست. گام بعدی خیلی مهم این هست که یک بستر مشارکت ایجاد بشود. ما که نه می‌توانیم نه می‌شود دوباره به نظام ارباب‌رعیتی برگردیم که در آن ارباب چون خودش مالک کل حوزه آبرفت بوده حواسش به بهره‌برداری از چاه بوده، این دفعه باید یک تشکل‌های مردمی، یک نهادهای بهره‌بردار شکل بگیرد که این نهادهای بهره‌بردار جای آن ارباب را بگیرد. آن ارباب اجازه نمی‌داد که کسی یک متر بیشتر چاهش را بکند یا دهانه قناتش را وسیع‌تر بکند چون می‌دانست که چه تبعات وحشتناکی برایش پیش می‌آید. ما نمونه‌های مختلفی را در طول تاریخ داریم کسی می‌خواسته کوچکترین دستی به قنات بزند وسط ده شلاق می‌زدند تا درس عبرتی باشد. در جاهای مختلفی از جمله خراسان این نقل شده، مورخی که آنجا بوده گفته که بابت این مثلا میرزا قلی را گرفتیم و فلک کردیم. دیگر به فکر کسی هم خطور نمی‌کرده تا از این کارها بکند. وقتی که آن نظام ارباب رعیتی برداشته شد. فکر کردیم که حالا هر چقدر می‌توانیم باید برداریم. پس دوباره باید برگردیم به یک بستر مشارکتی جدید که این آدم‌ها، بهره‌بردارهایی که هستند نسبت به آن تعلق خاطر داشته باشند. تازه در گام سوم می‌رسیم به مسئله‌ای که شما به آن اشاره کردید.
شما کدام راه را در پیش گرفتید؟
ما دانش‌آموزان و نوجوانان را هدف گرفتیم چون از طرفی هم خیلی اشتیاق به آموختن و یادگیری دارند و هم یک جامعه مخاطب بزرگی پیرامون خودشان دارند، از خانواده گرفته تا مدرسه و معلم و گروه همسن و سال‌های خودشان. از طرفی هم با یک نگاه بلندمدت‌تری شاید خیلی از تفکراتی که من الان داخل ذهنم وجود دارد بینشی که برای من ایجاد شده دیگر رسوب کرده باشد چون بیست، سی سال پشت سرش قطره قطره این بینش شکل گرفته، اما دانش‌آموزی که دارد یک سری چیزهایی را یاد می‌گیرد زمان خیلی بهتری باشد که به آنها آموزش بدهیم و آن بینش شکل بگیرد. پس با یک نگاه بلندمدت‌تری هم دانش‌آموز امروز مدیر و مسئول و مصرف کننده فردا می‌شود. لذا دیدیم دانش‌آموزان خیلی قشر مناسبی بابت این کار هستند. استان خراسان پهناور هست چه در زمانی که سه استان یک استان بودند. چه الان که استان خراسان رضوی شده هسته دو استان دیگری که در کنارش هستند. و این پراکندگی ایجاب می‌کرد که ما یک نت‌وورک گسترده‌ای داشته باشیم. خیلی از طرح‌ها و برنامه‌هایی که برای دانش‌آموزان پیش‌بینی می‌شود نه فقط در ایران چه در سطح بین‌المللی مثل پروژه WET. اگر سرچ کنید می‌بینید که پروژه بسیار بزرگی هست که به همین دانش‌آموزان در زمینه آب دارد سرویس و خدمات می‌دهد.
کجا؟
مرکز این پروژه WET در آمریکا است. الان فکر می‌کنم بیش از 100 کشور دارند آموزش می‌دهند. شبکه همکاران در کانادا هم احتمالا در اتاوا هست. عمدتا می‌آیند روی مراجعات آموزش‌های حضوری به دانش‌آموزان به شکل مربیان خارج از مدرسه کار می‌کنند. الگویی که ما در استان خراسان رضوی پیاده کردیم و بعد بصورت ملی توسعه دادیم به این شکل بود که از یک نت‌وورک شبکه‌ای یا مدل گلوله‌برفی استفاده کردیم به این صورت که یک سری محتوای و برنامه آموزشی تهیه می‌کردیم. از شبکه آموزش و پرورش دعوت به همکاری می‌کردیم. جلساتی می‌گذاشتیم به تفکیک شبکه که آموزش و پرورش داشت. ابتدا مدیران شهرستان‌ها را آموزش می‌دادیم. از هر شهرستان یک نفر. سپس یک سری محتوای آموزشی به او می‌دادیم. او می‌رفت به شهرستان خودش و مناطق آموزش و پرورش را برایشان کارگاه می‌گذاشت و آموزش می‌داد. در هر منطقه هم مدیران مدرسه و معلمان رابطه ایجاد می‌کرد و به این ترتیب ما توانستیم با یک نت‌وورک 30 هزار معلمی با حداقل 3 میلیون دانش‌آموز را در استان خراسان رضوی با مسائل و مشکلات آب و منابع آب در استانشان آشنا کنیم. بارها شنیدیم که یک مسئولی می‌گفت که مثلا پسر 15 ساله‌ام به من می‌گوید: بابا چرا آب را اینطور مصرف می‌کنی؟ بعد با ارائه‌ای که ما از این کار در تهران و در شرکت مدیریت منابع آب ایران داشتیم این علاقه ایجاد شد که این کار بصورت پایلوت در 5 استان دیگر هم در سال بعد پیاده کنیم. نتایج پیلوت نتایج خوبی بود و الان ما در سه سال گذشته در کل کشور 3 میلیون دانش‌آموز مقطع آموزش متوسط و دوره اول که همان راهنمایی گذشته هستند را داریم سالانه با مسائل و مشکلات آب آشنا می‌کنیم. به تفکیک استان یعنی در هر استان محتوایی متناسب با منابع آب آن استان تهیه می‌شود این مسائل تحویل محتوای آموزشی می‌شود. معلمان و مدیران آموزش می‌بینند. و این آموزش‌ها را به دانش‌آموزان منتقل می‌کنند. دانش‌آموزان وارد یک سری مسابقات نظام مشارکتی می‌شوند و بعد بازخوردها جمع‌آوری می‌شود.
شاید برایتان جالب باشد ما اینجا در اتمسفر کاری که مشغول بودیم با مجموعه‌ایی مثل وت و واندرآپ و ... ارتباط گرفتیم. رقم سه میلیون دانش‌آموز برایشان رقم شوکه کننده بود. مجموعه‌ای که در مونترال هست و یک پهنای بین‌المللی کار می‌کند به اسم واندرآپ. شاید با یک هزینه بسیار بیشتر در یک پهنه گسترده‌تر توانسته است یک میلیون نفر را در زمینه آموزش‌های آبی تحت پوشش خودش در 20 و چند کشور قرار بدهد. و این وقتی از ما می‌شنود که ما سه میلیون نفر را سالانه آموزش می‌دهیم برایشان واقعا جالب هست. با یک هزینه‌ای به مراتب کمتر و اثرگذاری (البته شاید این ادعای یک جانبه‌ای باشد) بیشتر.
شاید داستان اینجا بودنمان از اینجا شروع شد که ما این ایده را در تدکس کیش بعنوان ایده مطرح کردیم و تدکس محیط خلاقانه و نوآورانه دارد و بعنوان ایده برتر آنجا انتخاب شد و جایزه این ایده برتر، میزبانی گروه ما توسط مرکز نوآوری دانشگاه کنکوردیا در مونترال بود. و ما الان اینجا هستیم بخاطر جایزه‌ای که در تدکس گرفتیم.

خب خدا را شکر خلاصه فهمیدیم شما چرا اینجا هستید.
ما اینجا هستیم بابت اینکه بتوانیم این کار را توسعه بدهیم. این کار اگر وابسته به دولت باشد. یعنی که بودجه و شبکه از طرف دولت باشد بسیار وابسته به افراد می‌شود. من امروز این کار را مناسب می‌دانم لذا از آن حمایت می‌کنم؛ فردا مناسب نمی‌دانم و حمایتم را قطع می‌کنم. یکی از کارهایی که ما الان دنبال آن هستیم. در ارتباط با مجموعه وت، مجموعه واندرآپ می‌خواهیم حتی ایرانیان خارج از کشور را درگیر کنیم که شاید شما هم بتوانید در این زمینه به ما کمک کنید، این هست که این یک کار مردمی بشود. زمانی که کاری مردمی بشود فرقی هم نمی‌کند در هر عرصه‌ای، فرض کنید که یک کار آیینی سنتی باشد، یک کار علمی باشد، وقتی که وابستگی به دولت دارد خیلی نوسان دارد. آن وقت ممکن هست بعضی جاها حمایت شود و در جاهایی مقاومت شود. اما زمانی که وابسته به مردم هست خوب است، خود آنها این را پیش می‌برند. و آن وقت پایدارتر می‌شود. کاری پایدار هست که به روشی پایدار انجام می‌شود و ما الان دنبال این هستیم که به خود مردم وابسته بشود بعضی از اساتید دانشگاه کنکوردیا از ایرانیانی که اینجا هستند هم خیلی اعلام آمادگی کردند که بیایند و کمک بکنند چه مالی و مهمتر چه علمی به این کار داشته باشند. آقای دکتر علی ناظمی که استاد آب دانشگاه کنکوردیا هستند اعلام کردند که در سفرهایی که به ایران بیایم شما بگویید به کدام مدارس بروم و چه موضوعاتی را برای بچه‌ها صحبت بکنم. خوب این یک پتانسیل خیلی قوی خواهد بود. آقای دکتر سروشیان از آمریکا اعلام آمادگی کردند برای کمک. که حضور خود این افراد که یک نفر نیست و در واقع یک مجموعه هستند.

چرا دانشگاه کنکوردیا به سوژه شما علاقمند هست؟ چه کمک‌هایی به شما کرده؟ چه تجربه‌ای اینجا کردید؟ چه تفاوتی را احساس کردید؟ و فکر می‌کنید چه برداشتی را با خودتان به ایران خواهید برد؟
من فکر می‌کنم آنچه که برایشان جالب بوده، این بوده که یک نگاه بین رشته‌ای ما داشتیم که کمتر اتفاق می‌افتد. از زمانی که آمدیم دو روز در هفته کلاس داشتیم و یک مربی امور اجتماعی داریم که تقریبا 24 ساعته به جز زمان‌هایی که خوابم از طریق ایمیل یا هر وسیله دیگری با هم در ارتباط هستیم. یکی از مهم‌ترین برداشت‌های ما مصاحبه‌هایی بود که اینجا داشتیم. بالغ بر 100 مصاحبه فنی در اینجا با اقشار بسیار مختلفی انجام دادیم، با متخصصان آب که نزدیک به 30 نفر بودند و ما اصلا می‌خواستیم ببینیم که اینها دارند چکار می‌کنند. یکی‌شان مدیر بخش آب شهرداری مونترال بود. خانم موریته. بالاترین سمت مدیریت آب این بخش. که حتی به بعضی بخش‌های خارج از جزیره هم خدمات ارائه می‌دهند بخاطر آن تمرکزی که دارند. حتی کسانی که یک درجه بعد از آب هستند. یعنی مستقیما با آب مرتبط نمی‌شوند. مثلا ما با کسانی در حوزه مکانیک یا برق صحبت کردیم که مستقیما به آب ربط نداشتند. با عمرانی‌ها صحبت کردیم که در حوزه آب کار نمی‌کردند. اما می‌خواستیم ببینیم فضای آنها چیست و چه اتفاق‌هایی دارد می‌افتد. این مصاحبه‌ها مهم‌ترین دیدی بود که به ما داده شد که چه اتفاقی دارد می‌افتد. دارند روی چه چیزهایی کار می‌کنند و اینها چه ربطی بهم دارند. یعنی کار ما و هنر ما در این 100 و خورده‌ای روز که اینجا بودیم این بود که این مصاحبه‌های مختلف را به هم ربط بدهیم. و ببینیم آن حوزه‌ای که آن خانم یا آن آقا دارد کار می‌کند با حوزه‌ای که ما داریم کار می‌کنیم چه ارتباطی می‌تواند برقرار بکند؟ و چه کمکی دستاوردهای علمی آنها می‌تواند به ما بکند؟


امنیت آب در ایران، چالشها و فرصتها 

P28--file
(علی ناظمی، استادیار گروه ساختمان، عمران و محیط زیست، دانشگاه کنکوردیا)

اگرچه جبر جغرافیایی به ایرانیان آموخت که چگونه با منابع آبی قلیل، گذاران کنند، فلات ایران امروز با یکی از حساس ترین دوران تاریخی خود از منظر امنیت آب مواجه است. این پدیده چرا و چگونه به وجود آمده و ایرانیان چگونه می‌توانند از این بحران گذار کنند؟
در وهله اول باید در نظر داشت که زندگی انسانی در فلات ایران دستخوش تغیرات شگرفی در مدت زمان بسیار کوتاهی از حیات خود شده است: جمعیت در مدت کمتر از یک قرن حدود ۵ برابر افزایش پیدا می‌کند و فرم غالب سکونت از زندگی روستایی به شهری تغیر می‌یابد. این امر نه تنها نیاز آبی برای کشاورزی و سایر فعالیتهای اجتماعی-اقتصادی را به شدت افزایش داده، بلکه افزایش رفاه عمومی و مقتضیات زندگی مدرن، سرانه مصرف آب در کشور را به مراتب در طول یک قرن گذشته افزایش داده. امروزه ایرانیان بالاترین سرانه مصرف آب در جهان را داشته و این نیاز لجام گسیخته به طور ناگریز سبب فشار روزافزون به منابع آب در طول قرن گذشته شده است.
متاسفانه این اتفاق تاریخی مصادف می‌شود با عطش سیری‌ناپذیر توسعه و پیمودن ره‌های صدساله بدون توجه به گسترش زیرساختهای لازم برای تامین آب چه برای مصارف کشاورزی و چه برای مصارف شهری. مایه شرمساری است که در کشوری ثروتمند همانند ایران و در قرن بیست و یکم ، راندمان آبرسانی کمتر از ۴۰ درصد باشد. این عدد در کانادا با وجود منابع آبی سرشار حدود ۸۰ درصد است.
چشم‌انداز آینده چندان امیدوار کننده نیست. نتایج آخرین تحقیقات علمی به ما نشان می‌دهد که به احتمال زیاد تغیرات آب و هوایی آبی در ایران سبب کاهش منابع آبی و افزایش نیاز آبی می‌شود. این یعنی ورشکستی آبی بیشتر و تنش آبی بالاتر و امکان مهاجرت گسترده در داخل فلات ایران و سرانجام سکنی‌ناپذیری در قسمت گسترده‌ای از سرزمین ایران.
اما چگونه می‌توان از این برهه عبور کرد؟ از لحاظ سخت‌افزاری ایران به شدت نیازمند برنامه‌ای دقیق و عملی با ضمانت اجرائی بالا برای بهبود مصرف آب به ویژه در بخش کشاورزی است. این انقلاب تکنولوژیکی در ایران به طور ساختاری نیازمند برنامه جامع مدیریت آب و زمین بوده و از لحاظ اقتصادی نیازمند تزریق میلیاردها دلار به چرخه اقتصادی خواهد بود که سودی زود بازده نخواهد داشت. این امر به شدت هزینه سیاسی اصلاح ساختار مصرف آب را افزایش می‌دهد، با این حال این تصمیم باید هر چه زودتر گرفته شود چرا که ادامه شرایط موجود هزینه‌ای به مراتب بیشتر خواهد داشت.
از لحاظ نرم‌افزاری ایران نیازمند انقلابی آموزشی است. نباید فراموش کرد که ریشه بحران آب در ایران توسعه ناپایدار اجتماعی-اقتصادی و جهل محیط زیستی است و در نتیجه بهبود نخواهد یافت به جز با افزایش درک عمومی از الگوی مناسب مصرف آب و ارتباط با محیط زیست پیرامون. در کنار بهبود مدیرت کلان و تغییر الگوی توسعه، این امر همچنین نیازمند حضور سراسری و عزم ملی است. سازمانهای غیردولتی و اشخاص حقیقی تاثیر‌گذار می‌تواند با حمایت از برنامه‌های آموزشی و انتقال تجربیات، نقشی مهم در کنار حکومت‌ها ایفا کنند. در این میان نقش برنامه‌های آموزشی در مدارس بسیار تعیین کننده خواهد بود چرا که می‌تواند عرصه‌ای فراهم آورد که تلاش‌های دولتی و غیر دولتی در راستای آموزش نسل آینده ایران، متمرکز شود.