18آگوست2017

18 مرداد 1396 نوشته شده توسط 

فلسفه و همجنس‌گرایی

P42-foucault
کافیست موضوعی جدید برای ما و یا موضوعی بیگانه در فرهنگ ما پیش روی ما قرار گیرد تا تصمیم‌گیری در مورد آن را برای ما سخت کند. اما اگر ابزار تفکری مانند فلسفه و منطق در اختیار آدمی باشد تا به ما استدلال کردن را بیاموزد، بهتر می‌توان در مورد آن به تفکر پرداخت و آن را تحلیل کرد. منطق به ما شیوه صحیح استدلال را می‌آموزد و فلسفه اخلاق و سیاست به انسان کمک می‌کند تا قوانینی جهان‌شمول و کلی در باب تعامل با دیگری در درون جامعه تدوین کند. یکی از موضوعاتی که در بسیاری از جوامع حتی جوامع غربی تابو محسوب می‌‌شود مسئله ارتباط جنسی با جنس موافق است. بسیاری از ادیان این کار را ناشایست و مذموم می‌دانند.
مخالفت‌های زیادی با مسئله همجنس‌گرایی می‌شود و برخی این نکته را مطرح می‌کنند که همجنس‌گرایی باعث توقف زاد و ولد می‌شود و باید به همین واسطه ممنوع شود، اما آیا باید تجرد را نیز که همین نتیجه را در پی دارد ممنوع کرد؟ برخی دیگر می‌گویند که همجنس‌گرایی امری طبیعی نیست، اما در اینجا نیز باید گفت که آیا چیزی که طبیعی نیست باید ممنوع شود؟ آیا خود امر ازدواج چیزی طبیعی است؟ انسان از زمانی که فرهنگ و تمدن را ایجاد کرد، از طبیعت فاصله گرفت و بنابراین انتظار اینکه همه چیز در جامعه طبیعی باشد، انتظاری دور از منطق است. آیا ترس از بین رفتن الگوی خانواده متشکل از مرد و زن و فرزندان دلیلی مشروع برای ممنوع کردن ایجاد خانواده‌های متشکل از یک زوج همجنس‌گراست؟ در دنیای فلسفه، برخی فیلسوفان همجنس‌گرا بودند و برخی دیگر نیز در این مورد به تفکر پرداخته‌اند.P42-01
از ۷۵۰ تا ۵۰۰ قبل از میلاد در یونان باستان، همجنس‌گرایی به‌عنوان انحراف تلقی نمی‌‌شد، بلکه یکی از مشخصات فرهنگی مردم یونان باستان بود. پسران جوان با معاشرت با افراد مسن‌تر از خود میراث سنتی، آیین‌ها و آداب دینی و نظامی را می‌آموختند. مرد بالغ با آموزش این نکات به پسران جوان یونانی از او فردی شبیه به خود و خودی دیگر می‌ساخت. جامعه یونان باستان جامعه‌ای مردسالار بود و زنان جایگاه بالایی در جامعه نداشتند. آن‌ها فقط به‌عنوان ابزاری برای تولید مثل مورد استفاده مردان قرار می‌گرفتند. عشق واقعی عشق مرد به مرد بود و مردان معمولا عاشق پسرکان نوجوانی می‌شدند که هنوز مویی به صورت نداشتند. رابطه عشقی و عاطفی آن‌ها با این نوجوانان بود، مانند شاهدبازی که در ادبیات فارسی نیز وجود دارد؛ اما معمولا، همیشه به رابطه جنسی با این پسران ختم نمی‌شد.
از جمله آثار فلسفی که در یونان باستان این فضا را تشریح می‌کند، برخی گفت‌وگوهای سقراطی نوشته افلاتون است که در آن‌ها سقراط فردی همجنس‌گرا معرفی می‌شود و به پسران جوانی مانند آلسیبیادس و اِفبِس تمایل دارد. از جمله این گفت‌وگوها می‌توان به کتاب فدر و کتاب ضیافت افلاتون اشاره کرد، که در قرن چهارم قبل از میلاد به رشته تحریر درآمده و گفت‌وگوهایی در باب عشق است که در آن‌ها سقراط شخصیت اصلی این داستان است.
یکی دیگر از فیلسوفان که در مورد مسئله جنسیت به تفکر پرداخته، میشل فوکو، فیلسوف فرانسوی قرن بیستم است. او در کتاب «تاریخ جنسیت» به تحلیل شکل‌های تاریخی ظهور و اِعمال جنسیت می‌پردازد و از سرکوب اخلاقی جنسیت انتقاد می‌کند. او یادآور می‌شود که وفاداری در میان مردم یونان و مصر باستان رواج می‌یابد، قبل از آن تفکر غالب همه نوع عمل جنسی حتی غلامبارگی را مجاز می‌دانست و در آن دوران زن ارزشی نداشت. در دوران یونانی‌مآبی بود که فیلسوفان رواقی تک‌همسری را در محافل روشنفکری خود باب کردند. مسیحیت فقط آنچه که قبلا وجود داشت را مورد پذیرش قرار داد و در ادامه آن کوشید. در دیرها، راهبان مسیحی همجنس‌گرایی را آن‌چنان که در میان مردان در شهرهای باستان بود، ادامه دادند و ارتباط جنسی میان راهبان مسن‌‌تر با راهبان جوان وجود داشت. شیوه‌های ظهور ارتباطات جنسی در طول ادوار مختلف تغییر می‌کند و مغایرت با طبیعت جایگاهی ندارد، چون در نزد انسان هیچ چیز طبیعی دیده نمی‌شود چون‌که بشریت همیشه مغایر با طبیعت رفتار کرده است.
معرفی دو کتاب در این زمینه:
«ضیافت»، نوشته افلاتون؛ و «تاریخ جنسیت»، نوشته میشل فوکو.