23اکتبر2017

17 مرداد 1396 نوشته شده توسط 

«شاهدبازی، گرایشی برون‌گفتمانی»

معرفی و بررسی کتاب شاهدبازی در ادبیات فارسی
نویسنده کتاب: سیروس شمیسا، انتشارات فردوس
P44-shahed-bazi
گرایش‌های همجنس‌گرایانه موضوعی است که امروزه در فرهنگ مغرب‌زمین برجسته شده است. در این نوع گرایش، فرد به‌صورت خودخواسته گرایش‌های جنسی خود را مشخص می‌کند و از چارچوب‌های ازپیش‌ تعیین‌شده پیروی نمی‌کند. حضور و بروز پارادایم مدرن در بسیاری از جوامع امروزی این قابلیت را برای فرد برجسته می‌کند که به طیفِ نیازهای خود پاسخ دهد. چه‌بسیار افرادی هستند که از جوامع سنتی به جامعه مدرن می‌کوچند و سپس در آن‌جا متوجه گرایش جنسی خود می‌شوند و میل به چگونگی رابطه خود را کشف می‌کنند. مردان و زنانی هستند که با ورود به جوامع مدرن، ساختار خانوادگی مبتنی بر جنس مخالف را رها کرده‌ و با همجنس خود ازدواج کرده‌اند. ازاین‌دید، گرایش همجنس‌گرایانه پدیده‌ای مدرن است؛ اما چنین میلی بسیار پیشینه‌مند است. در یونان مردسالار باستان به‌دلیل در حاشیه‌بودن زنان و نیز ارزشمندی جنسیت مردانه، تمایل به عشق‌ورزی میان مردان پدید می‌آید.
زنان در این جامعه فقط کاربرد تولید مثل را داشته‌اند و یونانیان آنان را شایسته عشق‌ورزی نمی‌دانسته‌اند. افلاطون در رساله ضیافت از این مقوله به‌تفصیل صحبت کرده است و از همین سرچشمه است که «عشق افلاطونی» به ادبیات عرفانی ما راه می‌یابد. «رساله ضیاف یا مهمانیِ (عشق) افلاطون اختصاص به عشق دارد و در آن عشق مرد به مرد با ارجاع به رفتار و پندار سقراط تفسیر فلسفی شده است. مبانی چند آموزه مهم عرفانی ما، ازجمله اصلِ «المجاز قَنْطَرةُ‌الحقیقه» (عشق زمینی نهایتا به عشق آسمانی راه می‌یابد) در این رساله دیده می‌شود» (شمیسا، ۱۳۸۱: ۱۶).
در پیوند با همین نظریه است که شاهدگرایی و جمال‌پرستی از طریق یونانیان وارد چشم‌انداز ادبیات فارسی می‌شود. بین «شاهدبازی» (بچه‌بازی) و «شاهدگرایی» (جمال‌پرستی) تفاوت ظریفی نهفته است. در شاهدبازی حتما رابطه جنسی انجام می‌شود؛ ولی در شاهدگرایی، «شاهد» مظهر زیبایی و جمال هستی تلقی می‌شود. در نگر ش شاهدبازی، شاهدها پسران زیبارویی هستند که مفعول واقع می‌شوند. اما نکته این جاست که این نوع گرایش جنسی با همجنس‌گرایی تفاوت دارد. همان‌گونه که پیشتر توضیح دادم، همجنس‌گرایی با انتخاب خودخواسته فرد انجام می‌گیرد؛ اما در شاهدبازی، بچه‌ای بدون خواست خود مفعول واقع می‌شود. هرچند که ممکن است شاهدی(پسربچه‌ای) در آن زمان تصور می‌کرده است که خودخواسته و با میل خود مفعول واقع می‌شود، اما نکته اینجاست که فضای غالب چنان بوده است که بچه‌ها (غلام‌ها) را با این گرایش تربیت می‌کرده‌اند و آن‌ها را ناخواسته و تحت تأثیر گفتمان حاکم در این وضعیت قرار می‌داده‌اند؛ درنتیجه، شاهد (بچه، غلام) انتخابی در فعل خود نداشته است و اسیر فضای رسمیت‌یافته اجتماع می‌شده است.
با این توضیح باید یادآوری کنم که شاهدبازی و عشق مرد به مرد در طول تاریخ ادبیات ما «با اسم‌ها و اصطلاحات مختلفی مطرح شده است: شاهدبازی، نظربازی، جمال‌پرستی، لواط، لواطة، اِغلام، کار، بچه‌بازی... [و] به شخص مفعول: معشوق، اَمْرَد، مأبون، شاهد، منظور، مفعول، کودک، مُخَنث، نوخط، بی‌ریش، پسر، ساده، ساده‌رخ، اُبنه‌ای... می‌گفته‌اند. به شخص فاعل: غلامباره، جمال‌پرست، صورت‌پرست، بچه‌باز، موزون... گفته شده است» (همان: ۱۳). با این نکته، منظور شاعران ادبیات فارسی و ازجمله حافظ از ترکیب‌هایی مانند «نظربازی» و «شاهد» روشن است: «شاهد» آن نیست که مویی و میانی دارد/ بنده طلعت آن باش که آنی دارد؛ در «نظربازی» ما بی‌خبران حیرانند/ من چنینم که نمودم، دگر ایشان دانند. اما «واسطۀ» انتقال این نوع نگرش جمال‌گرایانه به غلامان و بچگان از یونانیان به ایرانیان، بوعلی سینا و فارابی‌اند. «آرای فلاسفه یونانی مستقیما به عرفان ما راه نیافت؛ بلکه نخست وارد آثار فلاسفه ایران شد و از آن‌جا به‌وسیله عرفا اَخذ شد.
چنانکه در آثار فارابی و ابن‌سینا که مستقیما با فلسفه یونان سروکار داشتند از عشق پاک بین مردان سخن رفته است» (همان: ۲۵). اما بروز و نمود گرایش جنسی بین مردان ایرانی و بچه‌ها (پسرها، غلام‌ها) از زمان ورود غلامان ترک به ایران فرهنگ‌سازی می‌شود. «شاهدبازی یونانیان با حفظ جنبه مثبت و فلسفی در ایران وارد عرفان شد و به عشق الهی و معنوی تفسیر شد؛ اما «بچه‌بازی» مأخوذ از از ترکان جنبه زمینی داشت و با عمل جنسی همراه بود و در اشعار غیرعرفانی ما به وفور از آن یاد شده است» (همان: ۱۶). دراین‌معنا، گرایش به شاهدبازی و جمال‌پرستی و همچنین استفاده ابزاری از غلامان (بچه‌بازی) در گفتمان ادبیات فارسی، دو سرچشمه «برون‌گفتمانی» دارد. گرایش عرفانی به پسران زیبارو را از یونانیان و گرایش جنسی به آنان را از ترکان وام گرفته‌ایم. ازاین‌دید، فرهنگ حاکم بر ادبیات فارسی سرشار از مفاهیمی هستند که نیاز به مفهوم‌پژوهی و نیز بازنگری و بازاندیشی گفتمانی دارند تا هرچه بیشتر به ریشه‌های تفکر حاکم بر ادبیاتمان پی ببریم. کتاب شاهدبازی در ادبیات فارسی، پژوهشی کلی و مختصر در این‌باره است. درنتیجه جای پژوهش‌های بیشتر و عمیق‌تر در این زمینه کاملا احساس می‌شود. زمینه‌ای که نوع نگرش ما ایرانیان را به معشوق‌هایمان رقم زده است.
مسعود هوشیار
6مرداد۱۳۹۶