18آگوست2017

17 مرداد 1396 نوشته شده توسط 

همیشه پای یک ژن در میان است؟

مریم ایرانی
همه چیز درباره همجنس گرایی از دلایل ژنتیک تا اختلال های ذهنی
دهه 90 سرآغاز ماجرای ژن‌ها
از سال 1993 میلادی، بحث درباره ژن‌هایی که مسئول ایجاد تمایلات همجنس‌گرایی مخصوصا در گِی‌ها هستند، داغ شد. گروهی به سرپرستی «دین هامر» از موسسه ملی سرطان‌شناسی آمریکا در نشریه ساینس اعلام کردند که بخش زیادی از ژن‌هایی که عامل ایجاد مساله همجنس‌گرایی هستند روی کروموزوم‌های X تاثیر می‌گذارند.
گرایش جنسی اصطلاحی است که برای توصیف رفتار جنسی و احساسی افراد مورد استفاده قرار می‌گیرد. امروزه بخش عمده‌ای از نهادهای علمی و آموزشی (و نیز نظام‌های حقوقی و اجتماعی) همجنس‌گرایی را به عنوان یکی از سه گرایش عمده‌ جنسی به رسمیت می‌شناسند. این سه دسته عبارتند از:‌ دگرجنس‌گرا، همجنس‌گرا و دوجنسگرا. در کنار این سه گروه عمده؛ دسته‌ چهارم و درصد کمی از افراد سرد سرشت یا فاقد گرایش جنسی هم هستند.P48 73047356 foetus think624
در حالی که دگرجنس‌گرایان به جنس مخالف خود گرایش دارند، همجنس‌گرایان به جنس موافق و دوجنس‌گرایان به هر دو تمایل نشان می‌دهند. گرایش جنسی خود، بخشی از هویت جنسی افراد است که تحت تاثیر عوامل مختلف محیطی و ارثی شکل می‌گیرد.
تحقیقات جدید روی دوقلوهای مرد نشان داده‌اند که یکی از بزرگترین دلایل گرایشات همجنس‌گرایانه به دلیل تغییرات کدهای اپی ژنتیک (Epigenetic codes) است. در واقع این به مفهوم تغییرات ژنوم‌های انسانی به شیوه‌ای است که بدون تغییر در توالی دی‌ان‌آی‌ها روی گرایشات جنسی اثر مستقیمی دارند. هرچند محققان دانشگاه کالیفرنیا در لس‌آنجلس که این پژوهش را انجام داده‌اند، می‌گویند که این تحقیقات هنوز در ابتدای مسیر هستند.
در واقع تغییراتی که روی ژن‌های مربوط به همجنس‌گراها تاثیر می‌گذارد ساختار کلی دی‌ان‌آی‌ را در ژن تغییر نمی‌دهد ولی باعث می‌شود تا ژن‌ها اصطلاحا خاموش یا روشن شوند. برای توضیح این مساله شاید باید درباره خاموشی و روشنی ژن‌ها بیشتر حرف بزنیم.
همه‌ سلول‌های بدن ما در دی‌ان‌آی‌ هسته خود، تمام کدهای ژنتیکی را برای تکوین و عملکردهای مختلف تمام قسمت‌های بدن حمل می‌کنند. اما در هر نوعی از سلول و در سنین مختلف، ژن‌های گوناگونی روشن یا خاموش می‌شوند. روشن بودن یک ژن به این معنی است که آن ژن در آن سلول بیان می‌شود و محصول تجلی آن ژن بر عملکرد سلول تاثیر می‌گذارد. زمانی که ژن‌ها در سلول بیان نمی‌شوند در اصطلاح خاموش هستند.
کدهای اپی‌ژنتیک تعیین می‌کنند که چه ژن‌های باید خاموش شوند و چه ژن‌هایی باید روشن بمانند. کدهای اپی‌ژنتیک شامل یک دسته از تگ‌ها یا برچسب‌هایی است که به دی‌ان‌آی‌ پیوند یافته و علامت‌گذاری می‌کنند که کدامیک از ژن‌ها باید خاموش باشد یا بیان نشود و کدامیک باید روشن باشد. خاموش و روشن بودن ژن‌ها عامل اصلی ایجاد اختلالات و یا بیماری‌ها و حتی ویژگی‌های منحصر به فرد انسانی می‌شوند. برای مثال، تکوین سلول‌ سرطانی وابسته به رخ دادن خطا در این کد‌های اپی‌ژنتیک است که باعث روشن‌شدن ژن‌هایی که سبب رشد بیش از حد طبیعی و خاموش شدن ژن‌هایی که در حالت طبیعی رشد غیر معمول را متوقف می‌کنند، می‌شود.
در سال 2012، در گزارشی درباره دلیل ایجاد پدیده همجنس‌گرایی اعلام شد که تغییراتی در کدهای اپی ژنتیکی منتقل شده از طرف پدر به دختر و مادر به پسرمسئولیت این پدیده را به عهده دارند. این تغییرات ژنتیکی روی حساسیت جنین نسبت به هورمون تستسترون مستقیما تاثیر می‌گذارند و «مردانگی» در مغز دختران و «زنانگی» در مغز پسران را ایجاد می‌کنند. همین عامل باعث گرایشات همجنس‌گرایانه در زنان و مردان می‌شود.
چالش‌های نظریه تکامل و ژنتیک همجنس‌گرایی
از سال‌های دهه 90 که دانشمندان به طور جدی درگیر این قضیه شدند، یک سوال اساسی همواره ذهن آن‌ها را به خود مشغول کرده است. نظریه انتقال کدهای ژنتیکی، دلیل اصلی تمایل به همجنس‌گرایی در میان افراد یک خانواده و خویشاوندان است. اما نکته اینجاست که همجنس‌گرایان زن و مرد که هیچ کدام تمایلی به ازدواج و بچه‌دار شدن ندارند چگونه می‌توانند ناقل ژنتیکی برای نسل‌های بعدی خود بشوند. این مساله چالش اساسی در نظریه تکاملی پدیده همجنس‌گرایی ایجاد می‌کند. البته توضیحاتی هم در این باره وجود دارند که بیشتر درباره گِی‌ها کاربرد دارد تا در مورد همجنس‌گرایان زن (لِزب) ها.
یکی از این نظریات که تا به حال بیشتر مورد قبول و پذیرش دانشمندان قائل به نظریه تکامل داروینی قرار گرفته است تئوری «تاثیر روی جنسیت مخالف» است. در واقع همان‌طور که اشاره شد، اپی ژنتیک باعث می‌شود که تغییراتی در حساسیت نسبت به انتقال هورمونی از پدر به دختر و از مادر به پسر صورت بگیرد که سبب‌ساز پدیده همجنس‌گرایی است. اما این نکته مهم را هم نباید فراموش کرد که اگر همان پدر بخواهد انتقال ژنتیکی به جنین پسر (جنسیت مخالف جنین دختری که تحت تاثیر تغییرات اپی ژنتیک عامل همجنس‌گرایی قرار می‌گیرد) داشته باشد درست برعکس نتیجه می‌دهد. یعنی جنین پسر از نظر قدرت باروری بسیار قدرتمندتر از نسل‌های قبلی خود می‌شود و می‌تواند تعداد بچه‌های بیشتری ایجاد کند در عین حال که قابلیت انتقالات اپی ژنتیکی منجر به همجنس‌گرایی را هم همراه ژن‌های خود دارد و می‌تواند در نسل بعدی سبب ساز افراد همجنس‌گرایی بیشتری شود. مشابه همین استدلال درباره تاثیر مادر بر جنین دختر وجود دارد. بنابراین به طور غیر‌مستقیم این ژن انتقال پیدا می‌کند و تناقض نظریه تکامل داروینی هم پاسخ داده می‌شود.
آیا به جز ژنتیک، اختلال‌های روحی هم در همجنس‌گرایی موثر هستند؟
عده‌ای معتقدند که بله. آن‌ها دلیل پدیده همجنس‌گرایی را از ناشی از عوامل محیطی همچون روابط خانوادگی، تبلیغات رسانه‌ای، مشکلات دوره‌ بلوغ و محدودیت‌های اجتماعی می‌دانند.
همچنین بخش عمده‌ای از مخالفان طبیعی دانستن همجنس‌گرایی آن را نوعی اختلال روانی می‌دانند که در سال‌های اولیه زندگی فرد حادث می‌شود.
در واقع همجنس‌گرایی سالیان دراز در ردیف جرائم شمرده می‌شد و مرتکبان آن مجازات می‌شدند. این روند با پیشرفت توامان پزشکی و روان‌پزشکی جای خود را به رویه‌ «معالجه به جای مجازات» داد. پس از آن تا دهه‌های پایانی قرن بیستم همجنس‌گرایی در ردیف بیماری‌های روانی- زیستی طبقه‌بندی می‌شد و تلاش‌های روان‌پزشکان بر درمان این «بیماری» متمرکز بود.
با این حال در سال 1973 میلادی بالاخره انجمن بیماری‌های روانی آمریکا به این نتیجه رسید که همجنس‌گرایی یک اختلال روانی نیست و آن را از فهرست بیماری‌های روانی خارج کرد. و بعد قوانینی وضع کرد که برخلاف دهه‌های قبل کسی نمی توانست همجنس‌گرایان را به این اتهام مورد هجمه یا اتهام قرار دهد.P48-01
موثرترین عامل در اتخاد این تصمیم مجموعه تحقیقات دکتر آلفرد کینزی و همکارانش بود. کینزی که از پیشگامان سکسولوژی نوین محسوب می‌شود، طی تحقیقات گسترده‌ای در دهه‌های ۴۰ و ۵۰ میلادی به به این نتیجه رسید که همجنس‌گرایی شکلی طبیعی از رفتار جنسی انسان است.
نتایج تحقیقات وی در دو مقاله‌ جداگانه با عنوان رفتار جنسی انسان مذکر (۱۹۴۸) و رفتار جنسی انسان مونث (۱۹۵۳) منتشر شد که اکنون با نام گزارش‌های کینزی شناخته می‌شوند.
در این مطالعات محققان دریافته بودند که ۳۷ درصد مردان و ۱۳ درصد زنان مورد مطالعه دست کم یک تجربه‌ی جنسی با جنس موافق داشته‌اند.
چهار درصد از افراد بالغ در آمریکا برای تمام عمر منحصراً همجنس‌گرا هستند و حدود ۱۰ درصد نیز در مقاطعی از زندگی رفتارهای همجنس‌گرایانه بروز داده‌اند. کینزی سپس مدل رایج برای توصیف رفتار جنسی یعنی استفاده از برچسب‌های مطلق مانند همجنس‌گرا یا دگرجنس‌گرا را مورد انتقاد قرار داد و عنوان کرد گرایش جنسی بایستی به صورت یک طیف در نظر گرفته شود.
وی به همین منظور مدلی پیشنهاد کرد که امروزه به نام مقیاس کینزی شناخته می‌شود. مقیاسی از صفر تا شش که در آن صفر نماد کاملا دگرجنس‌گرا و شش نماینده‌ی منحصرا همجنس‌گراست.
البته بعدها بسیاری از بیماری های روحی مرتبط با افراد همجنس‌گرا هم به طور مفصل مورد مطالعه و بررسی قرار گرفتند و طبقه‌‌بندی شدند.
این بیماری‌ها عبارتند از:
اختلالات اضطرابی، حملات عصبی
افسردگی و احساس خودکشی
آزاررساندن به خود
مورد تجاوز قرار گرفتن و آزار جنسی
اختلالات دوقطبی و روان پریشی
امروزه بیشتر محققان بر این باورند که بخش عمده‌ای از افراد جامعه رفتارهای دوجنس‌گرایانه دارند. همین طور اکثریت روان‌شناسان بر این باورند که گرایش جنسی در سال‌های اولیه زندگی فرد شکل می‌گیرد؛ یعنی یک فرد نمی‌تواند تصمیم بگیرد که هم‌جنس‌گرا (همین طور دگرجنس‌گرا) باشد یا نباشد.
نظر اکثریت به این معنا نیست که تحقیقاتی صورت نگرفته که نتایج متفاوتی را نشان دهد. برخی روان‌پزشکان بر این باورند که شواهد مطالعات بالینی نشان می‌دهد که همجنس‌گرایی نوعی از اختلال رشد است. اختلالی که در اثر برآورده نشدن نیازها در زمان بلوغ ایجاد می‌شود، در نتیجه می تواند از طریق تقویت حس مردانگی معالجه شود.
بنابراین به نظر می رسد که بخش عمده‌ باورهای رایج در مورد غیرطبیعی بودن همجنس گرایی با نتایج پژوهش‌های علمی تناقض دارد. دیگر آن که امروزه هیچ نهاد و سازمان معتبر در زمینه روان‌پزشکی نیست که همجنس‌گرایی را در فهرست بیماری‌ها قرار دهد.
انجمن روان‌شناسی آمریکا در قطعنامه‌ خودش تاکید می کند: به جای دنبال کردن روش‌های درمانی که همجنس‌گرایی را به عنوان یک بیماری فرض می‌کنند و نیز طرد اقلیت‌های جنسی جوان، والدین، سرپرستان و اعضای جامعه بایستی حمایت اجتماعی و پشتیبانی روحی را تقویت کرده و خدمات آموزشی‌ شامل اطلاعات درست و شایسته در مورد جنسیت و گرایش‌های جنسی در اختیار آن‌ها قرار دهند.
همجنس‌گرایانی که تاریخ علم را متحول کردند
عقیده رایجی در میان فرانسوی‌ها وجود دارد که افرادی با تمایلات همجنس‌گرایانه، غالبا انسان‌های باهوش و یا شاید نابغه‌ای هستند. هر چند هنوز هیچ حقیقت علمی برای اثبات این عقیده وجود ندارد ولی در میان دانشمندان، مخترعان و محققانی که در دنیای علم نقش‌های تاثیرگذاری ایفا کرده‌اند تعداد زیادی وجود دارند که همجنس‌گرا بوده‌اند. البته شاید اگر در گذشته مانند امروز همجنس‌گرایی یک نقطه ضعف محسوب نمی‌شد تعداد بیشتری از این افراد را می‌شناختیم. اگر دوست دارید با برخی از آن‌ها آشنا شوید این مقاله را با دقت بیشتری دنبال کنید.
آلن تورینگ، پدر هوش مصنوعی
زندگی آلن تورینگ، یک مثال بسیار مهم از نحوه مشارکت همجنس‌گرایان در پیشرفت‌های علمی جامعه و نیز نحوه برخوردهای اجتماع با این دسته از افراد است که باعث می‌شود از یک زندگی معمولی محروم شوند. تورینگ درسال 1912 در کشور انگلیس متولد شد. یکی از مهمترین چهره‌های ریاضیات و منطق دنیا که برخی او را پدر علوم کامپیوتر و هوش مصنوعی امروز می‌دانند. تورینگ یکی از پیشگامان طراحی و ساخت کامپیوترهای الکترونیک و برنامه‌ریزی شده امروزی است. همچنین او نخستین کسی بود که موفق به اثبات و توضیح اثر پروانه‌ای در طبیعت شد.P48-Alen-Toring
یکی از مهمترین اقدامات تورینگ، در زمان جنگ جهانی دوم اتفاق افتاد. او با شکستن رمز یک رمزنگار آلمانی به نام انیگما، یکی از کسانی بود که به پایان جنگ در اروپا کمک شایان توجهی کرد. با این حال تورینگ به دلیل تمایلات همجنس‌گرایانه‌اش در زندگی شخص‌اش چندان موفق نبود. در سال 1952 او از طرف دادگاه به جرم همجنس‌گرایی محکوم شد. چاره‌ای نداشت که یا به زندان برود و یا اینکه طبق رای دادگاه تحت درمان هورمونی قرار بگیرد. تورینگ راه دوم را انتخاب کرد و متاسفانه راه دوم برای او ناهنجاری‌های ناخوشایندی به دنبال داشت. مثلا سینه‌هایش بزرگ شدند. این مشکلات جسمی و تحقیر ناشی از آن او را وادار به خودکشی با یک سیب آلوده به سیانور کرد. البته برخی هم می‌گویند که شاید به دلیل تمایلات همجنس‌گرایانه‌اش از طرف سرویس امنیتی انگلستان و به دلایل امنیتی به او سوقصد شده باشد.
سالی راید، فضانورد
او اولین زن فضانورد آمریکایی بود که به فضا رفت. با اینکه همیشه از طرف مطبوعات درباره جنسیت و شغلش مورد سوال بود و همه می‌خواستند بدانند که به‌عنوان یک زن چه احساسی نسبت به فضانوردی دارد ولی هیچ وقت زندگی شخصی‌اش را در مطبوعات رو نکرد. P48-Sali-Radهرگز کسی متوجه نشد که او یک همجنس‌گرا است اما در نهایت در مراسم یادبود مرگش پرده از راز 27 ساله او برداشته شد. سالی در تمام این سال‌ها با یک استاد دانشگاه مشهور زن به نام تمی اوشاگنسی رابطه‌های جنسی برقرار کرده بود.
میچل دیلون، پزشک
او برای کارهایی که در زمینه ارتباط بین پزشکی و اخلاق کرده بسیار شهرت دارد. دیلون، ابتدا زندگی‌اش را در هیات یک زن آغاز کرد. ولی به هنگام تحصیل در دانشگاه مثل مردها لباس می‌پوشید. او نخستین کسی است که هم به‌طور هورمونی و هم با جراحی خودش را به مرد تبدیل کرد. جراحی او توسط یک پزشک بریستولی گمنام انجام شد. با این حال وقتی در 1958 این مساله روشن شد، او توسط مطبوعات به‌طور کامل محکوم گردید.
سارا جوزفین بیکر، پزشک
یک زن فمینیست، دانشمند و بسیار موثر در جامعه بود. شاید کلمات نتوانند ارزش خدمات او به اجتماع را نشان بدهند. به دلیل نوع کار و محیط مردانه‌ای که داشت، او به راحتی مانند مردها لباس می‌پوشید و در نتیجه تمایلات همجنس‌گرایانه‌اش خیلی به ضرر او در زندگی شخصی‌اش تمام نمی‌شدند. P48-Sara-Jouzefاو بیشتر زندگی شغلی‌اش را صرف نجات کودکانی که بر اثر فقر بیمار می‌شدند کرده بود. در اوایل سال‌های 1900 همه سارا را به‌عنوان پزشکی فداکار، با نام مستعار دکتر جو در تمامی محافل دفاع از حقوق زنان و یک فمینیست دو آتشه می‌شناختند.
لین کونوی، دانشمند علوم کامپیوتر
او یک مهندس برق و کارشناس علوم کامپیوتر بود که یکی از پیشگامان صنایع طراحی چیپ‌های میکروالکترونیک هم محسوب می‌شود. کونوی، در بیشتر عمرش به‌عنوان یک مرد زندگی کرد اما بالاخره تصمیم گرفت که با یک جراحی خودش را به زن تبدیل کند. اما به خاطر این عمل از شرکت IBM اخراج شد. در سال 2009 میلادی، انجمن خیریه همجنس‌گرایان آمریکا نام او را در فهرست 40 چهره تاثیرگذار همجنس‌گرایی قرار داد.
سونیا کوالوسکی، ریاضی‌دان
در دهه 1800 میلادی در روسیه متولد شد. در آن هنگام زنان از تحصیل در دانشگاه‌ها منع می‌شدند. سونیا علی‌رغم مخالفت پدرش به آلمان رفت و در آنجا در رشته ریاضی مشغول به تحصیل شد. این زن همجنس‌گرا، نخستین زنی است که در اروپا دکتری ریاضی گرفت و یک قضیه هم به نام کوالوسکی ثبت کرده است.
مانوس هیرشفلد، پزشک
این پزشک و سکسولوژیست آلمانی، یکی از مشهورترین افرادی است که روی قضایای همجنس‌گرایی مطالعه کرده است. او که خود هم همجنس‌گرا بود در زمان آلمان نازی، مورد بی‌مهری فراوان قرار گرفت و بخش زیادی از آثارش سوزانده شدند. متاسفانه بسیاری از مطالعات هرشفلد هرگز در اختیار عموم قرار نگرفتند.
کلاید وارهافتیگ، زمین شناس
بخاطر تلاش هایش در راه حفظ محیط زیست بسیار مشهور است. او بسیار تلاش کرد تا زمین شناسی را در دسترس و قابل فهم کند. وارهافتیگ برای اولین بار نقش صفحات تکتونی را در ایجاد زمین لرزه مورد توجه قرار داد. در این زمان بود که او جایزه مهم انجمن زمین شناسان آمریکا را به دست آورد. او که یک همجنس‌گرا بود در تشویق و پیشرفت دانشجویان و محققان همجنس‌گرا نقش پررنگی را ایفا کرد.