10دسامبر2017

17 مرداد 1396 نوشته شده توسط 

همجنس‌گرایی حیوانات حقیقی یا نمادین؟

مریم ایرانی
P48-02
همجنس‌گرایی صرفا یک پدیده انسانی نیست
تا مدت‌ها، بسیاری از کارکنان در باغ وحش‌های مختلف بر تظاهر پدیده همجنس‌گرایی در بین حیوانات باغ وحش خود اعتراف کرده‌اند اما وقت، هزینه و فرصت‌هایی که برای تحقیق و مطالعه جدی و عمقی حول پدیده همجنس‌گرایی در بین حیوانات در طبیعت شده بسیار ناچیز بوده است. در نتیجه اطلاعات تاکنون به دست آمده هم محدودند. با این همه دانشمندان و زیست‌شناسانی که به مطالعه حول موضوع جنسیت در طبیعت و در بین حیوانات پرداخته‌اند، ادعا می‌کنند که با این پدیده در بیش از 450 نوع از حیوانات، جانوران و پرندگان برخورد کرده‌اند و نتیجه می‌گیرند که همجنس‌گرایی یک پدیده صرفا انسانی نیست بلکه در حیوانات هم هست و بنابراین با قاموس طبیعت همخوانی دارد. از جمله انواع حیواناتی که پدیده همجنس‌گرایی در آن‌ها مشاهده شده از این قرارند: دلفین، شمپانزه، شیر جنگل، گرگ، خوک آبی، آهو، بعضی از مرغان دریایی، گاومیش کوهان‌دار آمریکایی، بز کوهی، بوقلمون، شترمرغ، باقرقره و همین‌طور نوعی از ماکیان‌. بروس بژمیل که خود یک زیست‌شناس آمریکایی است، 9 سال تمام از وقت خود را به مطالعه حول پدیده همجنس‌گرایی در طبیعت و در بین حیوانات اختصاص داده است. او در سال 1999 نتیجه مطالعات خود را در کتابی به نام:
Biological Exuberance, Animal Homosexuality and Natural Diversity
منتشر کرد که سر و صدای زیادی به راه انداخت.
او در کتاب خود عنوان می‌کند که هر گونه رفتار جنسی که در بین انسان‌ها رایج است، در بین حیوانات نیز دیده می‌شود. با این تفاوت که چون حیوانات امکان تکلم ندارند و از قدرت اسباب‌سازی محروم هستند، امکان مطالعه حول وضعیت‌های متنوعی که در اشکال و تظاهر جنسی بعضی انسان‌ها مشاهده می‌شود، مشکل است.
بعضی از زیست‌شناسان ادعا می‌کنند که نه تنها همجنس‌گرایی در بین حیوانات در طبیعت یافت می‌شود بلکه درجه تظاهر آن بسیار بیشتر از موارد جوامع انسانی است. نکته قابل توجه اینکه تحقیقات تا کنون صورت گرفته دال بر آن دارند که‌ درصد همجنس‌گرایی، دوجنس‌گرایی و دگرجنس‌گرایی در بین حیوانات مختلف یکی نیست و نسبتا متفاوت است. برای مثال در بین شترمرغ‌ها، همجنس‌گرایی خیلی بیشتر دیده می‌شود تا در بین آهوان که دوجنس‌گرایی در بین آن‌ها شایع‌تر از همجنس‌گرایی است. همین‌طور در جامعه نزدیک‌تر حیوانات به انسان یعنی شامپانزه‌ها، کلا همجنس‌گرایی مطلق و همینطور دگرجنس‌گرایی مطلق نادر است و عمدتا دوجنس‌گرا هستند و با هر دوجنس مخالف و موافق به انجام عمل سکس مبادرت می‌ورزند.
آیا نظریه داروین به اثبات همجنس‌گرایی حیوانی کمک می‌کند؟
نظریه تکاملی داروین درباره انتخاب‌های طبیعت می‌گوید که ژن‌ها باید از یک نسل به نسل‌های بعدی انتقال پیدا کنند یا از بین بروند. در میان حیوانات، ژن‌هایی که انتقال‌دهنده رفتار همجنس‌گرایی بوده‌اند خیلی کمتر از ژن‌هایی که انتقال‌دهنده رفتار دوجنس‌گرایی هستند انتقال پیدا کرده‌اند و در نتیجه رفتار متداول در بین حیوانات همجنس‌گرایی نیست. اما در واقعیت نظریه داروین جور در نمی‌آید زیرا برای بعضی از گونه‌های حیوانی رفتار همجنس‌گرایی متداول‌تر از دوجنس‌گرایی است.
دکتر واسای در این باره می‌گوید که میمون‌های برفی ماده فقط و فقط به دلیل لذت جنسی این کارها را انجام می‌دهند. در چنین لحظاتی میمون‌های نر در کناری می‌نشینند و در این اعمال جنسی هیچ نوع دخالتی نمی‌کنند. این یعنی که از نظر تکاملی توضیحی برای مساله همجنس‌گرایی وجود ندارد. میمون‌های ماده حتی در انجام عملیات جنسی و رفتارهای مربوط به آن از نرها بسیار متنوع‌تر عمل می‌کنند. در واقع در کلام ساده‌تر این میمون‌ها به دنبال لذت جنسی بیشتری از رابطه خود با جنس موافق هستند. اما جالب‌تر می‌شود که بدانید، میمون‌های برفی ماده هرگز به میمون نر بی‌تفاوت نمی‌شوند و در خیلی اوقات با ایجاد رابطه جنسی با میمون‌های نر می‌کوشند تا او را به جفت‌گیری ترغیب کنند.
البته مثال‌هایی هم در بین حشرات از همجنس‌گرایی وجود دارد که می‌تواند با نظریه تکامل داروین کاملا توجیه شود. برای مثلا مگس میوه‌خوار نر در 30 دقیقه اول زندگی، با هر نوع مگسی اعم از نر یا ماده آمیزش می‌کند. بعد از مدتی نوع نر این مگس می‌تواند بوی حشرات ماده را احساس کرده و با آن‌ها نزدیکی کند. در واقع رفتار همجنس‌گرایانه مگس نر برای این است که گونه‌های ماده را سریع‌تر شناسایی کرده و عمل باروری را تسریع ببخشد. عین این رفتار در سوسک‌ها دیده می‌شود. آن‌ها برای اینکه اسپرم را سریع‌تر در میان سوسک‌های ماده پراکنده کنند با سوسک‌های نر آمیزش می‌کنند و از طریق ریختن اسپرم روی بدن سوسک‌های نر می‌توانند عملیات تولید مثل را سرعت بالاتری ببخشند. حتی بسیاری از اوقات این رفتار، سوسک‌های نر را از آمیزش مستقیم با جنس ماده بی‌نیاز می‌کند.
پس همیشه هم رفتار همجنس‌گرایانه در جانداران صرفا به مفهوم لذت بردن نیست و یک عمل تکامل در راستای ازدیاد نسل محسوب می‌شود.
یک نوع آمیزش جنسی خیلی خاصی هم بین دو جنس موافق در نمونه‌های پرندگان آلباتروس در آمریکا و هاوایی دیده می‌شود. در این پرندگان، گاهی یک مثلث متشکل از دو ماده و یک نر وجود دارند که هر دو ماده با نر آمیزش جنسی دارند و با یکدیگر هم در نگهداری از جوجه‌هایشان در فصل‌های مشخصی همکاری می‌کنند. این ارتباط همجنس‌گرایانه از نوع غیر آمیزشی به ابقای نسل این پرندگان کمک زیادی می‌کند زیرا به تنهایی از پس غذا دادن و بزرگ کردن جوجه‌ها بر نمی‌آیند. البته این مدل از ارتباطات مثلثی در زمان‌هایی در این پرندگان دیده می‌شود که جنس نر کمتر از ماده باشد. در این حالت برای ازدیاد نسل، یک پرنده نر باید با تعداد ماده‌های بیشتری ارتباط داشته باشد و در نتیجه پرندگان ماده ناگزیر به زندگی و تمایل به جنس موافق می‌شوند.
شامپانزه‌ها و گوسفندها و تشابهات انسانی در مساله همجنس‌گرایی
در این گونه از حیوانات، که به‌طور گروهی هم زندگی می‌کنند، مساله همجنس‌گرایی به شدت زیادی در میان نر و ماده‌ها دیده می‌شود. آن‌ها واقعا از این آمیزش‌های همجنس‌گرایانه شان لذت می‌برند. به گفته دانشمندان آن‌ها حتی در این ارتباطات اوج ارگاسم را هم تجربه می‌کنند. اما به جز این رفتارهای لذت جویانه، هدف بزرگتری هم پشت این ارتباطات هست و آن تشکیل جامعه شامپانزه‌ها است.
شامپانزه‌های بزرگتر از ارتباطات جنسی برای ارتباط اجتماعی با اعضای کوچکتر و جوان‌تر استفاده می‌کنند و راه را برای پیشرفت آن‌ها در اجتماع شامپانزه‌ها تسهیل می‌کنند. گاهی حتی در جنگ‌های بین گونه‌های نر با یکدیگر، برای کاهش تنش رفتاری مشاهده می‌شود که آن‌ها آلت‌های تناسلی شان را به یکدیگر می‌مالند و حتی یکدیگر را بوسیده و نوازش می‌کنند.
مانند انسان‌ها، حیوانات نیز از روابط جنسی برای به دست آوردن یک سری منافع استفاده می‌کنند. مثلا در میان دلفین‌ها، رفتار همجنس‌گرایانه هم بین نرها و هم ماده‌ها دیده می‌شود. دلفین‌ها هم این کار را برای بزرگتر کردن روابط اجتماعی خود انجام می‌دهند ولی برای تولید مثل به جنس مخالف خود نیاز پیدا می‌کنند.
اما شاید جالب‌ترین مورد در حیوانات، گوسفندها باشند. به جز انسان که گاهی روابط همجنس‌گرایانه را بر تولید مثل از طریق نزدیکی با جنس مخالف ترجیح می‌دهد، 8‌ درصد از گوسفندهای نر هم حتی در فصل جفت‌گیری به گوسفندهای ماده نزدیک نمی‌شوند و ترجیح می‌دهند که با گوسفندهای نر باقی بمانند. روانشناسان با مطالعه این گوسفندها دریافتند که ساختار مغز این گوسفندها با بقیه فرق دارد. قسمت هیپوتالاموس مغز آن‌ها که مسئولیت آزاد کردن هورمون‌های جنسی را بعهده دارد، از بقیه گوسفندهای نری که به روابط با همجنس خود تمایلی ندارند، کوچکتر است. این مساله یکی از مناقشه برانگیزترین مسایلی است که تا کنون درباره تفاوت همجنس‌گرایان در مردها هم نسبت به افراد عادی ادعا شده است. یعنی گوسفندها هم به دلیل مشابهی همجنس‌گرا هستند.
بنابراین به نظر می‌رسد که حیوانات به‌طور کلی و با تشابه کمرنگی مانند حیوانات به همجنس‌گرایی گاهی تمایل پیدا می‌کنند اما دلایل آن‌ها در بسیاری از موارد با انان متفاوت بوده و یا کاملا آن‌ها را از رابطه با جنس مخالف باز نمی‌دارد.
اگرچه پژوهش‌های گوناگون تلاش کرده‌اند تا علت پدید آمدن این رفتارها را از این منظر توضیح دهند، اما تاکنون هیچ نظریه فراگیری که بتواند کارکرد تکاملی چنین رفتارهایی را در گروه گسترده‌ای از جانوران توضیح دهد، بیان نشده است. چنین چیزی عده‌ای از دانش‌مندان را بر این باور رسانده است که پدید آمدن این رفتارها، نه به خاطر کارکرد ویژه‌شان، بلکه محصول جانبی دیگر سازوکارهای مرتبط با تکامل و نیز تنوع زیستی موجود در زمین است. در بسیاری از کنش‌های همجنس‌گرایانه، می‌توان ردپای تعاملات جنسی‌اجتماعی گروه‌های جانوری را، به ویژه در میان گروه‌های از دیدگاه تکاملی پیشرفته‌تری که ساختارهای اجتماعی پیچیده دارند، مشاهده کرد. این مشاهدات در بیشترین میزان خود در میان گروه‌های نخستی دیده می‌شوند؛ گروهی که نزدیک‌ترین ارتباط را با انسان دارا هستند.