18آگوست2017

17 مرداد 1396 نوشته شده توسط 

همه چیز در حال تغییر است

یادداشت‌های یک ذهن خطرناک
جنسیت، همجنسگرایی، قدرت و مدرنیسم از دید فلسفه
سجاد صاحبان زند

میشل فوکو دو بار به ایران آمد، یک بار در شهریور و بار دیگر در آبان سال ۱۳۵۷. روزهایی که مردم ایران در حال حرکتی بزرگ بودند. فیلسوف فرانسوی از آن دسته از روشنفکرهای معاصر بود که نمی‌توانست چشم بر واقعیت‌های اطراف‌اش ببندد. او به ایران آمد چون گفتمان ضدسرمایه‌داری آن روزهای انقلابی‌ها برایش جالب بود. فوکو در دو سفرش به ایران با مهندس بازرگان و آیت‌الله خمینی دیدار کرد و در چند مهمانی شرکت داشت که میزبانانش مردان سیاسی سال‌های بعد ایران بودند. البته فوکو با چپ‌گراها و دانشجوها هم دیدارهایی داشت. شرح یکی از میهمانی‌های او بارها و بارها تکرار شده است. فوکو شبی میهمان احسان نراقی بود. در آن شب، غلامعلی حدادعادل و نصرالله پورجوادی هم میهمان نراقی بودند. اهمیت این دیدار شاید به حضور حداد عادل برگردد که بعدها نقشی مهم در حیات سیاسی جمهوری اسلامی پیدا کرد. او همان کسی است که شاگرد سید حسین نصر بود و به ادعای دکتر سروش حتی در بنیاد فلسفه فرح هم حضور داشت، چیزی که البته خود عادل آن را رد می‌کند. در آن شب، پسر جوانی همراه فوکو بود که فیلسوف فرانسوی او را منشی خودش معرفی کرد. همین ماجرای منشی مرد، میزبانان و البته باقی انقلابی‌ها را خوش آمد چون معمولا در آن زمان دختران زیبا رو را به عنوان منشی انتخاب می‌کردند.
اما کمی بعد متوجه شدیم که پسر، شریک جنسی فوکوست. او در آن شب معروف، بارها و بارها درباره نظر انقلابی‌ها درباره اقلیت‌ها پرسید و میزبانان فکر می‌کردند منظورش اقلیت‌های دینی است، در صورتیکه شاید در ذهن مرد فرانسوی چیزی دیگر بود. او در آن سال‌ها که گی بودن، حتی در غرب تابو بود و پنهان نگه داشته می‌شد، نمی‌توانست عریان بگوید و احتمالا منظورش از اقلیت‌ها، اقلیت‌هایی همچون همجنسگرایان بودند.
فوکو پنج سال بعد از سفرش به ایران درگذشت، هر چند در طول همین مدت نه چندان بلند موضع‌گیری‌های کاملا متضاد روزهای اولش داشت و نظرش چندان در مورد انقلاب ایران مثبت نبود. اما همان نظرات روزهای اولش، بارها و بارها تکرار شد، بی‌آن‌که به نظرات متاخرش اشاره شود، همجنسگرایی‌اش مطرح شود و حتی بیان شود که او یکی از اولین قربانیان مشهور ویروس اچ‌آی‌وی است. به هر حال یکی ویروس سرماخوردگی می‌گیرد، یکی هم اچ‌آی‌وی.
فوکو، سیاست و جنسیت
نکته‌ای که میشل فوکو درباره مسایل جنسی می‌گوید شاید ماجرا را برای ما روشن کند که چرا فیلسوفان بزرگی مثل هگل، کانت، دکارت، اسپینوزا، کی‌یرکه‌گارد و نیچه درباره مسایل جنسی سکوت کرده‌اند، گرچه نسبت به این ماجرا بی‌نظر نبوده‌اند. مطابق زندگینامه‌هایی که از نیچه و کی‌یرکه‌گارد در دست داریم می‌دانیم که هر دو فیلسوف خاطره بدی از مسایل جنسی داشته‌اند. نیچه وقتی با واگنر، دوست گرمابه و گلستانش به یک فاحشه‌خانه رفت، نتوانست تحمل کند و فرار کرد. رابطه او با زنان چندان خوب نبود و زندگی‌نویسانش به خودارضایی‌های او اشاره کرده‌اند و برخی حتی همین ماجرا را علت سردردهای مهلک‌اش می‌دانسته‌اند. کی‌یرکه‌گارد هم تجربه‌ای مشابه نیچه در فاحشه‌خانه داشت. او نامزدش را به بهانه این‌که می‌خواهد ادامه تحصیل بدهد رها کرد. اما این دو فیلسوف، اشاره چندانی به مسایل جنسی ندارند، با این‌که احتمالا دغدغه‌اش را داشته‌اند.P52-01  میشل فوکو یکی از مشهورترین فلاسفه معاصر است که قربانی ویروس اچ آی وی شد. او یک همجنسگرا بود
فوکو می‌گوید تا قرن هفدهم، منعی برای صحبت کردن در مورد مسایل جنسی وجود نداشت، اما یک‌دفعه این ماجرا تابو شد. نگاهی به تاریخ نشان می‌دهد که صحبت کردن درباره مسایل جنسی در یونان و روم باستان به هیچ وجه بد نبوده است. حتی همجنسگرایی هم ناپسند نبود. مردان میانسال آتی، پسرانی جوان را همبستر خود می‌کردند و در جایی متفاوت، عشق دو مرد نه تنها بد نبود، که ستایش هم می‌شد. یکی از دلایل این ماجرا، نگاهی بود که به زنان وجود داشت و آن‌ها را موجوداتی ضعیف و ناقص می‌دانستند. میشل فوکو یکی از نخستین افرادی بود که نشان داد یونانیان هرگز به خواهش جنسی به عنوان یک مسأله نگاه نمی‌کردند، در حالیکه مسیحیت همواره با تمنای جنسی همچون یک معضل برخورد کرده است، با این‌همه، عشق به همجنس در فرهنگ غربی در سال‌های بعد از مسحیت هم وجود داشته است. کسانی که شکسپیر خوانده‌اند می‌دانند که در نمایشنامه‌های او، مردان لب‌های همدیگر را می‌بوسند و همدیگر را دوست دارند.
فوکو معتقد است که قدرت سیاسی در دنیای مدرن، با منع کردن صحبت در مورد مسایل جنسی، می‌خواسته جامعه را سرکوب کند. او معتقد است مدرنیته در جستجوی راه‌های جدید تسلط بر مردم بود و چیزی قوی‌تر از مسایل جنسی نمی‌توان پیدا کرد که مردم را زیر سایه داشته باشد. اما به باور او حاکمان در اشتباه بودند، هر چقدر چیزی را بپوشانی، مردم بیشتر به سراغش‌ می‌روند.
اما همین محدودیت صبحت کردن درباره مسایل جنسی باعث شد تا ما گفتاری مثلا از کانت، هگل و شوپنهاور درباره مسایل جنسی نداشته باشیم، اما فیلسوفان معاصر سعی کرده‌اند تا حد امکان، جنس روی زمین نماند.
همجنسگرایی و فلسفه
سالی هسلانگر، یکی از فیلسوف‌های فمنیست است که نظرات جالبی در مورد تغییرات اجتماعی دارد. به نظر او، رفتار و قضاوت ما بر أساس آیین‌ها، سنت‌ها، دیدگاه و ارزش‌گذاری‌های اخلاقی است و این‌ها بر أساس قراردادهایی است که شکل می‌گیرند و ثابت هم نیستند. یعنی با نسل‌ها و نوع نگاه متفاوت قابل تغییر هستند. مثلا مساله اعتیاد. تا چند سال قبل، اگر در خانواده‌ای یک معتاد وجود داشت، تلاش می‌کردند او را پنهان کنند. اعتیاد یک مصیب و آبروبری بزرگ بود. اما این روزها به معتاد می‌گویند بیمار. در دستشویی گراند بیلیوتک، سطل زباله ویژه تزریق مواد مخدر می‌گذارند. در ایران هم قرار شده تا داروخانه‌ها، تریاک بسته بندی بفروشند، در صورتی‌که سی‌سال قبل اگر کسی تریاک در دست داشت، ممکن بود اعدام شود. نگاه به همجسگرایی هم از همین دست است. P52-03    همجنسگرایی در همه دین‌ها، ملت‌ها و نژادها وجود دارد
فوکو از تغییر نگاه به رابطه جنسی بین دو همجنس می‌گوید. در سالیان گذشته از واژه لواط (buggery) به‌کار گرفته می‌شد، در حالی که در این‌سال‌ها ما از همجنس‌خواهی (Homosexuality) حرف می‌زنیم. به نظر شما، واژه‌ای مثل لواط، بار سنگینی ندارد؟ آیا یک گناه بزرگ تلقی نمی‌شود؟ در صورتی‌که همجنس‌گرایی فارغ از یک پیش‌زمینه دینی است و انگار آن‌قدرها بار منفی ندارد.
بحث تاریخی و تفاوت همجسگرایی زنان و مردان
درست از سال‌هایی که مدرنیته در حال افول فلسفی بود، همجنسگرایی کم‌کم خودی نشان داد. امیل دورکیم، اشاره مستقیمی به همجنس‌گرایی‌ ندارد، اما معتقد است در دنیای مدرن باید تخصص و قانون را جایگزین اخلاق کرد. شاید این جمله ساده، راه را برای همجنس‌گرایان بیش از پیش باز کرد. در پایان سال‌های قرن هجدهم، بارها و مکان‌هایی بود که پذیرای همجنس‌گرایان بودند و شواهدی داریم که مونترال در این عرصه پیشتاز بوده است.
بعد از دو جنگ جهانی، بار دیگر بحث همجنس‌خواهی مطرح شد، در میانه دهه ۱۹۶۰. آدریان ریچ، که یکی از فیلسوفان و مردم‌شناسان مطرح معاصر است نظریه جالبی در این مورد دارد. او معتقد است، مردان به این دلیل همجنس‌گرا شدند چون می‌خواستند تسلط خود را بر زنان حفظ کنند. شاید اشاره تاریخی به نهضت‌های فمینستی ماجرا را کمی روشن کند. در سال‌های دهه ۱۹۶۰، نهضت‌های فمینستی راه افتاد که می‌خواست حق زنان را بگیرد. شاید اشاره ریچ به همین ماجرا باشد که مردها می‌خواسته‌اند نشان بدهند که به زن‌ها احتیاجی ندارند.
مری مکینتاش، که خودش هم همجنس‌گرا بود، رابطه جنسی را یک امر سیال می‌دانست و به نظرش محدودیت دوگانه همجنس‌گرایی/ دگرجنس‌گرایی اصلا درست نبود. احتمالا منظورش به طور مودبانه این بوده که به کسی رحم نکن. اما آیا گی بودن و لزبین بودن یک معنی دارد؟P52-02    ازدواج همجنسگرایان یکی از مسایلی است که جامعه معاصر درگیر آن است. آیا نهاد سنتی خانواده در خطر اس
آدریان ریچ، می‌گوید همجنس‌گرایی زنان برای مقاومت در مقابل مردان است. یعنی وقتی مردها می‌خواستند نشان بدهند به زن‌ها احتیاجی ندارد، زن‌ها هم خواستند نشان بدهند که به مردها احتیاجی ندارند. به این ترتیب، همجنس‌گرایی زنان تنها برای مقاومت است نه انتخاب شخصی زنان برای ارتباط جنسی. جان دمیلیو، در مقاله «کاپیتالیسم و هویت گی»، جهان‌شمول و تاریخی بودن همجنس‌گرایی را رد کرده و آن را پدیده‌ای متعلق به سیستم سرمایه‌داری، به عنوان یک سیستم اقصادی مدرن می‌داند. به اعتقاد او، توسعه سرمایه‌داری و کار آزاد مترادف با تغییرات اجتماعی از جمله توسعه خانواده پراکنده و کم جمعیت، معنای روابط دگرجنس‌گرایی، و ایدئولوژی خانواده بود.‬ یعنی هر چه می‌کشیم سر این سرمایه‌داری است.
چهره‌های مشهور همجنسگرا
• التون جان: کسانی که ترانه‌های عاشقانه التون جان را شنیده‌اند به سختی باور می‌کنند که او همجنسگراست. او با شریک مردش، دیوید فرنیش، زندگی می‌کند.
• آلن تورینگ: تورینگ به عنوان پدر علم محاسبهٔ نوین و هوش مصنوعی شناخته شده ‌است و مهم‌ترین جایزهٔ علمی رایانه به افتخار وی جایزهٔ تورینگ نام گرفته ‌است. او دارای نشان ویژهٔ سلطنتی انگلستان و نیز عضو پیوستهٔ کالج سلطنتی بود. بعد از مشخص شدن همجنسگرایی او در سال۱۹۵۲( وقتی که فقط ۴۰ سال داشت)، دادگاه او را آزاد گذاشت بین زندان و اختگی شیمیایی یکی را انتخاب کند و او دومی را انتخاب کرد. مواد شیمیایی سبب تغییرات وحشتناکی در او شد و در نهایت او با سیانور مسموم شد. پلیس علت مرگش را خودکشی دانست.
• ریکی مارتین: ریکی مارتین همجنسگراست، اما دو پسر دوقلو دارد. او رحم یک زن را اجاره کرد تا بچه‌هایش را داشته باشد و در عین حال همجنسگرا باقی بماند. ریکی گفته که دلش یک دختر هم می‌خواهد تا خانواده‌اش تکمیل شود.
• جورج مایکل: او در جوانی‌اش با دختران زیادی ارتباط داشت، اما ناگهان در ابتدای دهه ۱۹۹۰ اعلام کرد همجنسگراست. شریک زندگی هم مبتلا به ایدز بود و بسیاری، دلیل مرگ او را همین ماجرا می‌دانند.
• اسقف جین رابینسون: این کشیش، مراسم دعای افتتاحیه دومین دوره ریاست‌جمهوری باراک اوباما را هم اجرا کرده است. او همسر و فرزندانش را به دلیل زندگی با یک مرد، ترک کرد.
• تیم کوک: تیم کوک بعد از استیو جابز، رهبری کمپانی بزرگ اپل را به عهده گرفت. او می‌گوید که بیشتر همکارانش می‌دانستند که او یک گی است و این، راه را برای نوآوری‌اش باز می‌کند. این‌که چگونه، کسی باید از خودش بپرسد.
• مارلون براندو: براندو که یکی از بزرگترین بازیگران سینماست، دست کم با هفت زن رابطه طولانی مدت داشته است، با این همه گفته است که رابطه همجنسگرایانه همه داشته و بابت این قضیه شرمگین نیست.
• ترومن کاپوتی: کاپوتی یکی از مشهورترین نویسندگان گی معاصر است که هیچگاه گرایش اخلاقی‌اش را لاپوشانی نکرده است.
• ادوارد آلبی: او هم یکی از نویسندگان مشهور آمریکایی است. وقتی آلبی اعلام کرد که همجنسگراست، کتاب « چه کسی از ویرجینیا وولف می‌ترسد» او پرفروش‌تر شد.