22اکتبر2017

17 مرداد 1396 نوشته شده توسط 

کریک برای کمک به دگرباشان آماده است

P54-01-1
وارد خیابان Dufresne که می‌شوید هنوز بلاک اول را تمام نکرده‌اید ساختمان 1851 مرکزCRIC را می‌بینید که همانند بسیاری مکان‌های دیگر خدمات رایگان به مهاجران می‌دهند اما خصوصیتی که آن را از بقیه مراکز جدا می‌کند این است که در این مرکز تنها زنان هستند که به خانواده‌های مهاجر خدمات می‌دهند. سرویس‌دهی شامل بخش‌های مختلفی است و وظیفه اصلی مرکز اتصال و همراهی مهاجران به سازمان‌ها و ارگان‌های مختلف بنا به درخواست آن‌هاست.
هما پاپیان که مترجم زبان فرانسه و داوطلب کار در ترجمه شفاهی است و فرناز فرنیا نیز که مهندسی صنایع شاخه تجارت بین‌الملل را دارد به‌طور داوطلبانه در این مرکز مشغول به کار هستند. همین بهانه‌ای بود برای رفتن به کریک و پرسشگری درباره خدمات این مرکز.
هما در معرفی این مرکز به خبرنگار ما گفت: ما یک گروه از زنان داوطلب مهاجر هستیم که به زبان‌های مختلف سخن می‌گوییم و به مهاجران در جهت دستیابی بهتر به اطلاعات مرتبط با مراکز اجتماعی واقع در منطقه کمک می‌کنیم. سرویس ترجمه شفاهی بنا به درخواست آن‌ها، کمک به مهاجران جهت شرکت در برنامه‌های سازمان‌های اجتماعی واقع در منطقه، شناسایی نیازهای مهاجران و ارائه خدمات جهت برآورده کردن آن‌ها، ترجمه مدارک و کمک به فهم مستندات به زبان فرانسه، اطلاع رسانی به خانواده‌های مهاجران در رابطه با فعالیت‌های موجود و مطابق با نیاز آن‌ها.
هدف ما برقرار ارتباط میان خانواده‌های مهاجر ساکن در منطقه با سرویس‌های مختلف متناسب با نیاز آن‌هاست. هما که به دنبال کار داوطلبانه این مرکز را پیدا کرده است درباره دوره‌های خاصی که در این مرکز دیده است، بیان داشت: ما این جا یک آموزش 10 ماهه دیدیم که هر دوشنبه از ساعت 2 تا 4 بود و در طول هفته هم اگر کمکی از دستمان برمی آمد در این مرکز انجام می‌دادیم. ما در زمینه‌های مختلف از جمله برخورد با افراد در پارک، خشونت خانگی و حتی مدرسه از سوی متخصصان همین کار آموزش دیده‌ایم.
ما در برنامه‌های مختلف این مرکز را معرفی می‌کنیم و به مردم درباره خدماتمان صحبت می‌کنیم به این ترتیب اگر کسی از ایرانیان با این مرکز تماس بگیرد، برای ارتباط بهتر و راحت‌تر بودن فرد، از طرف مرکز با ما تماس گرفته می‌شود تا به کمک فرد مورد نظر بشتابیم. P54-01
او درباره سهم دخالت در امور مراجعه‌کنندگان به خبرنگار ما گفت: ما تنها مرکزی هستیم که به هیچ عنوان به کسی مثلا خشونت خانگی یا هر موضوع دیگری مشاوره نمی‌دهیم؛ بلکه تنها آن‌ها را به مراکز مورد نظر معرفی می‌کنیم و یا این که اگر احتیاج به همراهی داشته باشند آن‌ها را همراهی می‌کنیم.
فرناز، همکار فارسی‌زبان دیگر این مرکز توضیحات شفاف‌تری را بیان کرد و گفت: به‌طور شخصی ما اجازه صحبت نداریم. اگر یک زن ایرانی بیاید این جا و ما ببینیم که آثار خشونت دارد خودم حق سوال کردن ندارم مگر این که خودش بگوید که من مشکل دارم باز هم ما تنها باید شماره‌ای که مربوط به یک کمیته است را به آن‌ها بدهیم یا این زن‌ها را به این کمیته وصل کنیم تا به آن‌ها کمک کنند. مثلا چند وقت قبل یک پلیس آمد و آموزش‌هایی را در این زمینه به ما داد که چه مواردی مربوط به خشونت خانگی است و ما باید چه واکنشی را در برابر این افراد انجام دهیم. بعضی از مسائل را هم خود شخص باید برود و گزارش بدهد. یعنی حتی اگر خود شما شاهد آن هم باشید نمی‌توانید کاری انجام دهید.
فرناز درباره موضوع دگرباشان جنسی، همجنس‌گرایان و ... و این که اگر خانواده یا فردی در این زمینه احتیاج به کمک و همراهی داشته باشد با اطمینان از این که هر پرونده‌ای برای خودش محرمانه خواهد بود گفت: کلا سیستم آموزشی این جا، در سن نوجوانی کلاس‌هایی را ارائه می‌دهد که دانش آموزان با موضوع جنسی خودشان آشنا شوند و اگر متوجه شوند که دانش آموزی دگرباش جنسی است به آن‌ها کمک می‌کنند و آن را ریشه‌یابی می‌کنند تا مطمئن شوند که مقطعی است یا تقلید از دوستان است یا نه واقعا این گرایش را دارند. اما بعد از اطمینان از این ماجرا و انجام مشاوره‌های مقدماتی آن را با خانواده در میان می‌گذارند و اطلاعات و آگاهی کامل را به خانواده می‌دهند که چگونه با این نوجوانشان برخورد کنند که دچار بحران عاطفی و اجتماعی نشود. اعتماد به نفسش از دست نرود و بتواند ارتباط با جامعه را حفظ کند.
او در ادامه گفت: در ارتباط با مسئله فرهنگی نه فقط جامعه ایرانی بلکه خود کبک هم درگیر پذیرش است. یک زن یا مرد که همجنس‌گرا هست شاید برایش خیلی سخت باشد که حتی به نزدیکترین فرد زندگی‌اش بگوید.
فرناز در ادامه در برخورد با این مشکل بیان داشت: به نظر من اولین چیزی که برای فرد باید مهم باشد این که چقدر این موضوع را باور دارد. جامعه ایرانی چقدر از زندگی‌اش را تشکیل خواهد داد و به این که یک چیز جدید در خودش پیدا کرده است باور داشته باشد.
ما تا به حال مورد این گونه نداشتیم چون فکر می‌کنم که خود این افراد در ابتدا در حالت انکار هستند و نمی‌خواهند این ماجرا را قبول کنند.
هما در تکمیل صحبت‌های همکارش می‌گوید: اما اگر کسی بیاید ما این افراد را به مرکز EJBLITI معرفی می‌کنیم و کل کارهایش را برای مراجعه انجام می‌دهیم. البته بستگی دارد که در چه زمینه‌ای نیاز داشته باشند ضمن این که ما آموزش‌های لازم را برای برخورد با این افراد دیده‌ایم.
فرناز در ادامه با اشاره به مشکلاتی که جامعه ایرانی در این زمینه دارد گفت: یکی از مشکلات مهمی که جامعه ایرانی ما دارد این است که خیلی تودار است و از مطرح کردن آن خودداری می‌کند. از سوی دیگر از برخورد با فرهنگ‌های دیگر و آشنایی با آن‌ها ترس دارند.
او با اشاره به این که جامعه ایرانی نسبت به دیگر مهاجران متعصب‌تر هستند گفت: با وجود این که جامعه ایرانی خیلی متخصص‌تر است. ما قشر تحصیل‌کرده داریم اما از نظر این که چقدر متعصب هستیم فرد با فرد متفاوت است. فکر می‌کنم که جامعه ما متعصب‌تر است.
هما نیز در تکمیل صحبت‌های فرناز گفت: یک ویژگی که ایرانی‌ها دارند و در پرسش‌نامه و تلفن‌ها کاملا آشکار است این که از دادن اطلاعات خودداری می‌کنند و کمی بسته‌تر از بقیه جوامع هستند. از زندگی و مسائل روزمره زندگی خودشان اطلاعاتی به کسی ندهند و عادت نداریم که آمار بدهیم.
فرناز در پاسخ به این سوال که بچه‌ها در یک جامعه آزاد زندگی می‌کنند انتخاب جنسیتی بر عهده خودشان است شما به‌عنوان کسی که آموزش هم دیدید چه پیشنهادی به خانواده‌ها دارید گفت: ما اجازه مشاوره دادن نداریم اما اگر کسی بیاید حتما به او پیشنهاد می‌دهم که مشاوره برود. به نظرم این ماجرا در کشوری مثل کانادا کاملا حل‌شدنی است و ما در این مراکز به‌طور داوطلبانه به این افراد کمک می‌کنیم.
هما و فرناز در پایان با اشاره به این که متاسفانه ایرانی زیادی به این مرکز مراجعه نکرده است گفتند: به نظر ما شاید ایرانیان جرات نمی‌کنند وارد این مراکز شوند و شاید هم به این خاطر است که فکر می‌کنند احتیاجی به اطلاعات زیادی ندارند.