18آگوست2017

10 مرداد 1396 نوشته شده توسط 

فلسفه و دین در دوسوی دیوار حریم زندگی شخصی

یادداشت‌های یک ذهن خطرناک
لو رفتن عکس بی‌حجاب مجری تلویزیونی ایران، حریم شخصی و باقی قضایا
سجاد صاحبان زند
فکر می‌کنم نخستین باری که عکس‌های شخصی یک سلبریتی در ایران دست به دست شد، به عکس‌ها یا ویدیویی مربوط باشد که از محمود شهریاری پخش شد تا این مجری محبوب تلویزیونی، کارش را برای مدتی از دست بدهد. فیلم‌ و عکس‌ها به مراسم عروسی این مجری معروف آن روزهای تلویزیون ایران برمی‌گردد. من هیچ وقت سعادت دیدن این تصاویر نصیبم نشد، اما گویا آقای شهریاری در آن‌ها به حرکات موزون مشغول بوده است. این حرکات و احتمالا حضور زنان بی‌حجاب در بک‌گراند و فورگراند باعث شد تا شهریاری مدتی بیکار شود و بعد هم که به تلویزیون برگشت، همیشه در حاشیه بود. P54-a   اینترنت و رسانه‌های مجازی حریم شخصی ما را بیش از همیشه تهدید می‌کنند
در سال‌های بعد از ماجرای شهریاری، فیلم‌ها و ویدیوهای دیگری دست به دست شد تا عده‌ای دیگر را از نان خوردن بیاندازد. مثلا ویدیوی کوتاه منتسب به زهرا میرابراهیمی، که رابطه او با شریک جنسی‌اش را نشان می‌داد، این بازیگر را تا انزوای کامل پیش برد و او حتی مجبور شد ایران را ترک کند. آیا داشتن رابطه جنسی یک جرم محسوب می‌شود و حتی در صورت درست بودن ویدیو، میرابراهیمی تنها کسی بود که در عمرش چنین کرده بود؟
در همین یکی دو سال اخیر تصاویر سوشا مکانی و امیر تتلو برایشان دردسر درست کرد. لباس باب اسنفجی‌وار سوشا مکانی که دروازه بان اول پرسپولیس بود باعث شد تا کمیته انضباطی فوتبال ایران او را چند جلسه از همراهی تیم‌اش محروم کند و حاشیه‌های بعدی باعث شد تا مکانی فوتبال ایران را رها کند و به یک تیم درجه چندم اروپایی برود. کمی بعد او از تیم ملی هم کنار گذاشته شد چون در تیم جدیدش خوب کار نمی‌کرد. ماجرای تتلو کمی متفاوت بود. او چند روزی بازداشت بود و بعد از آزادی، رویه متفاوتی در پیش گرفت. حضور تتلو در کمپین انتخاباتی ابراهیم رییسی برای کسی که خواننده زیر زمینی محسوب می‌شد و هنوز با عکس‌ها و خالکوبی‌هایش مشهور است، عجیب بود. تجلیل از او در برنامه یک‌سالگی فارس پلاس برگ دیگری از تغییرات بود. اما ماجرای نقد تتلو به حجاب آتنا، همان دختر هفت ساله‌ای که بعد از هتک حرمت کشته شد، اوج ماجرا بود. کاری که البته با انتقادهای بسیاری همراه بود، به طوری که حتی صدای بعضی از علمای دین را هم در آورد. تتلو کاسه داغ‌تر از آش شده بود.
مجری تلویزیونی چادری با عکس‌های بدون حجابP54-b
ماجرای هفته گذشته آزاده نامداری اما از جنسی دیگر بود، کاری که او انجام داده بود و دست به دست شد، فروریختن یک دیوار بود. همه تتلو را به عنوان خواننده زیر زمینی می‌شناختند و عجیب نبود او با دختران نیمه برهنه عکس بگیرد. یا سوشا مکانی، شخصیتی منزه نبود و قبلا هم کلی کار منکراتی انجام داده بود. حتی شهریاری به عنوان مجری برنامه‌های طنز شهرت داشت و از یک مجری استندآپ کمدی بعید نیست قری هم به کمرش بدهد، اما عجیب و نامتعارف بود که آزاده نامداری، مجری چادری تلویزیون حجاب را کشف کند و حتی بطری تگری آبجو به دست بگیرد. او کسی است که در برنامه متعدد تلویزیونی‌اش از فواید حجاب نوشته بود و حتی معتقد بود که حجاب کامل یعنی چادر مشکی و نه مثلا رنگی. به عنوان کسی که مرتبا از فواید حجاب می‌گوید، عجیب بود نامداری چادر و روسری از سر برکند و آبجویی احتمالا تگری به دست بگیرد. این‌که چقدر به جامه دریدن ادامه داده است، بر ما روشن نیست، همین که چادر و روسری سرش نبوده، حجت را بر ما تمام می‌کند.
ریا کاری ما ایرانیان
نمی‌دانم در کجای تاریخ ما ایرانیان مردمانی ریاکار شدیم. آیا حملات متعدد اقوام خارجی به سرزمین ما سبب شد تا ما پنهان و نهانی متفاوتی داشته باشیم؟ آیا وجود مساله‌ای مثل «تقیه» در فقه شیعی دلیل این مساله است؟ همان‌طور که می‌دانیم هر گاه یک مومن شیعی احساس کند بیان عقایدش باعث می‌شود تا جانش به خطر بیافتد، می‌تواند تقیه کند. یعنی مثلا بگوید من شیعه نیستم. بعضی‌ها می‌گویند بعد از انقلاب سال ۱۳۵۷ مردم ایران ریاکار شدند که سندهای زیادی بر رد آن وجود دارد. مثلا نگاهی به کتاب «خلقیات ما ایرانیان» نوشته محمدعلی جمالزاده که سال‌های قبل از انقلاب منتشر شد نشان می‌دهد که سال‌هاست با این مشکل مواجهیم.
آیا آزاده نامداری می‌خواسته با نشان دادن ظاهری مطابق خواسته مدیران تلویزیون به شهرت و پول برسد؟ آیا او هیچ اعتقادی به چادر و حجاب نداشته است؟ احتمال این قضیه وجود دارد.
من تا یک سال قبل نمی‌دانستم آزاده نامداری کیست. خیلی اهل تلویزیون دیدن و دنبال کردن برنامه‌هایش نیستم. اعتراف می‌کنم حتی یکی از برنامه‌های این مجری نامدار را ندیده بودم و هنوز هم ندیده‌ام. یک سال پیش خواندم و دیدم که صورت او مثل بوکسورهای زخم‌خورده، آسیب دیده است. به همان شدت. ضارب فرزاد حسنی، شوهر سابق اوست که پیش از این در مسابقات قوی‌ترین مورچه‌های ایران سوم شده بود. کمی بعد خانمی که همسرش او را به دلیل ازدواج با نامداری رها کرده بود، شاکی شده که قبل از ازدواج هم سر و سری بین این دو بوده است. اما این ماجرا زیاد سر و صدا نکرد. بعد عکس‌های سوییس و آبجو منتشر شد. حتی بعد از انتشار این عکس‌ها، در میان کامنت‌ها خواندم که نامداری خودش این عکس‌ها را لو داده تا هر جور که شده خودش را خبر یک و مطرح کند. یک سری هم معتقد بودند که فرزاد حسنی در قالب پدر خوانده کسانی را اجیر کرده تا از نامداری عکس بگیرند و منتشر کنند و او بگوید دیدید من نبودم. یکی از دوستان از چهره و اندام خانم نامداری نوشته بود. به هر حال قدرت کشف دوستان چنان است از زیر چادر برزنتی هم اندام را حدس می‌زنند.
تجاوز به حریم شخصی
به عنوان کسی که در استان کبک عکاسی می‌کند می‌دانم که ما مجاز نیستم چهره افراد را بدون اجازه آن‌ها منتشر کنیم. یعنی عکاس‌ها حق ورود به حریم شخصی افراد را ندارند. اما دو استثنا وجود دارد. یکی این‌که عکس در یک مراسم عمومی گرفته شده باشد و دیگر این‌که به یک شخصیت مهم متعلق باشد. مثلا اگر کسی دید که جاستین ترودو در حال خوردن کلوچه و نوشابه است می‌تواند عکس‌اش را بگیرد و پخش جهانی کند. اما اگر شما من را در حین شماره دادن به دختر همسایه (که شب‌های تابستان معمولا می‌آید روی بام) دیدید، باید بی‌خیال شوید. یعنی می‌توانید عکس بگیرید و یواشکی در لپ‌تاپ‌تان ببنید، اما اگر عکس را خودتان و هر کس دیگری منتشر کرد، باید زندگی‌تان را بفروشید و جریمه بدهید.P54-c   
جان مک‌کافی، سازنده اولین آنتی‌ویروس در جهان، دیکتاتوری آینده بشر را دیکتاتوری انفورماتیک می‌داند.
آزادی نامداری یک سلبریتی محسوب می‌شود و حتی مطابق قوانین سخت‌گیرانه کبک می‌شود عکس‌اش را گرفت و منتشر کرد. اما من شخصا مخالف این کار هستم. درست است که رفتار ریاکارانه نامداری را نمی‌پسندم، اما می‌دانم که پخش عکس‌های غیرمتعارف او نفع چندانی برای کسی ندارد. آیا او از تلویزیون کنار گذاشته می‌شود؟ آیا تلاش می‌کند با امتیاز‌های بسیاری که می‌دهد همچنان باقی بماند؟ آیا نامداری را باید به زودی در یکی از شبکه‌های تلویزیونی فارسی زبان خارج از کشور ببنیم؟ آیا او صدف طاهریانی دیگر خواهد شد؟
فردیت، حریم شخصی و فلسفه
هرچند در سال‌های اخیر و بعد رواج گسترده اینترنت ( دقیقا رسانه‌های اجتماعی مثل فیس‌بوک و توییتر) حریم خصوصی ما ظاهرا بیش از هر زمان دیگری در خطر است، اما بحث حریم زندگی خصوصی قدمتی طولانی دارد و در همیشه تاریخ در خطر بوده است. در ابتدای تاریخ، روسای قوم‌ها و طایفه‌ها، هیچ گونه حریمی را برای مردم قایل نبودند. این حریم بعدها توسط شاهان تهدید شد. حتی در جمهوری افلاطون، حکومت برای رسیدن به دموکراسی باید در زندگی شخصی افراد دخالت کند. شرح این ماجرا بحث را به درازا می‌کشاند.
اوج دخالت در زندگی شخصی به دوران قرون وسطا برمی‌گردد. در این دوره‌ همه باید بابت عقاید خود جواب پس می‌دادند. کشیشان از مردم اعتراف می‌گرفتند و حق دخالت در کوچکترین امور شخصی‌شان را به خود می‌دادند. سوال احمقانه‌ای در آن دوره وجود داشت که از همه پرسیده می‌شد: آیا همه فرشتگان سر یک سوزن جا می‌شوند؟ یا اگر جا نمی‌شوند، چند تایشان سر سوزن جا می‌شوند؟ نخندید. این‌ها جوک نیستند. افراد بسیاری جان خود را بر سر این سوال باختند.P54-D  
نیچه مسیحیت را بزرگترین دشمن حریم شخصی انسان‌ها عنوان می‌کند، چرا که با بایدها و نباید‌هایش می‌خواهد در همه چیز دخالت کند.
بحث حریم شخصی زندگی و فردیت با مدرنیته جدی‌تر شد. البته این‌که مدرنیته از کی شروع شده محل اختلاف است بین علما. اما منظور من دوران بعد از دکارت است. او نخستین فردی است که درباره حریم شخصی زندگی افراد نوشته است. کانت، که به بحث‌های اخلاقی‌اش مشهور است، بحث او را ادامه می‌دهد و به ظاهر موافق استقلال فکری و حریم خصوصی است، اما چنان‌چه نیچه بعدها او و تفکرش را به شدت نقد می‌کند، خیلی به زندگی شخصی بها نمی‌دهد، دست‌کم در مقایسه با نیچه. نیچه، مسحیت و هر گونه ایدئولوژی دینی را با زندگی شخصی در تضاد می‌داند. او معتقد است انسان تا زمانی که از دست بایدها و نبایدهای دینی رها نشود، حریم زندگی خصوصی نخواهد داشت و به خلاقیت نخواهد رسید.
هگل، به ویژه در کتاب‌های اولیه‌اش، جامعه سرمایه‌داری را جامعه‌ای می‌داند که مردمش رعیت‌های ارباب بزرگ هستند و این دولت است که باید فضای شخصی آن‌ها تامین کند. شاید دولت‌های غربی، در همین مسیر گام بر می‌دارند. مثلا اگر در یک درمانگاه و در مقابل باجه پذیرش ایستاده باشید می‌دانید که باید فاصله لازم را رعایت کنید تا اطلاعات شخصی بیمار در حال گفتگو حفظ شود. یا همین مساله عکس گرفتن در فضای عمومی در کبک.
اما بعد از ظهور اینترنت و رسانه‌های اجتماعی، حفظ حریم خصوصی دشوارتر شده است. صحبت‌های آقای مک‌کافی، کسی که نخستین آنتی‌ویروس را ساخت، خیلی جالب است. جان مک‌‌‏آفی می‌گوید که مردم درحال از دست دادن حقیقت بنیادی حریم خصوصی‌‌‏شان هستند و دولت‌‌‏ها، شرکت‌‌‏های تلفن همراه و گوگل می‌‌‏خواهند که باور کنیم، اگر چیزی برای پنهان کردن نداشته باشیم، دلیلی برای ترسیدن نخواهیم داشت؛ که درکی بی‌‌‏نهایت ساده انگارانه از حریم خصوصی است. او حریم خصوصی را مثل چسبی می‌داند که جامعه را کنار هم نگه می‌‌‏دارد. مک‌کافی می‌گوید: « بسیاری از مردم نتایج حاصل از جستجو در گوگل را کاملا درست می‌دانند، اما از مساله منابع این اطلاعات و این که گوگل برخی از اطلاعات را در بالای فهرست قرار می‌‌‏دهد و بسیاری در پایین فهرست مدفون می‌‌‏شوند، چشم‌‌‏پوشی می‌‌‏کنند. دیکتاتور بعدی، سیاسی یا رئیس یک دولت نخواهد بود، بلکه دیکتاتور اطلاعات خواهد بود. »