18آگوست2017

27 تیر 1396 نوشته شده توسط 

وقتی اسیر پول می‌شویم

یادداشت‌های یک ذهن خطرناک
فمنیسم، مسابقات فرمول وان مونترال، اعتراض زنان و باقی قضایا
سجاد صاحبان‌زند
همین چند هفته قبل، خیابان «پیل» جای سوزن انداختن نبود، خودروهای لوکس در دو طرف این خیابان نسبتا باریک پارک بودند و زنانی که به جنسی‌ترین شکلی آرایش شده بودند، در کنار این اتومبیل‌ها ایستاده بودند، تا اگر احتمالا خودروها به اندازه کافی جذاب نبودند، بدن زیبای این زنان مشتریان را به سمت خودشان بکشاند. عقل سلیم می‌گوید که باید یک متخصص خودرو در کنار این ماشین‌ها بایستد، اما زنان کنار ماشین‌ها ایستاده بودند چون هدف چیز دیگری بود. قرار بود بدن زیبای این زنان و جذابیت جنسی‌شان توجه مشتریان احتمالا مرد را به سمت کالا بکشاند. P54-maxresdefault
اگر نظرسنجی می‌کردند، بسیاری از مردان که خود را ماشین‌باز نشان می‌دادند، برای دیدن این زنان آمده بودند و نه دیدن ماشین‌ها. این را می‌شد از علاقه‌شان به سلفی گرفتن با مدل‌ها دید. زنان درهنگام گرفتن این عکس‌ها موظف به کش و قوس دادن به بدن‌هایشان بودند و ارائه یک لبخند. آن‌ها برای همین کش و قوس دادن‌های بدنشان پول گرفته بودند.
این اتفاق با اعتراض‌هایی همراه بود. معترضان این رفتار را بهره‌کشی از زنان، استفاده ابزاری و در نهایت فروکاستن بدن زن به عنوان یک کالا می‌دانستند. نشریه «هفته» با یکی از این زنان که در زمان افتتاحیه با عریان شدن در مقابل مردم، اعتراض خود را نشان داده بود، گفت‌وگو کرد. می‌توانید آن را در مجله «هفته» شماره 444 بخوانید. در آن گفت‌وگو، وسعت ماجرا از نمایش اتومبیل‌ها فراتر رفته و پشت پرده آن بررسی شده است. خواندنش را از دست ندهید.P54-Grand-Prix-Montreal-Connected-girls
اما این نخستین باری نبود که زنان در کنار اتومبیل‌ها ایستادند تا به فروش بیشتر آن کمک کنند. حضور زنان در کنار اتومبیل‌های شیک و گران‌قیمت به منظور جلب بیشتر مشتری به دهه ۱۹۵۰ برمی‌گردد. در نگاهی کلان‌تر، استفاده از بدن زنان برای جلب مشتری و پول ساختن با بدن آن‌ها، فقط به حضورشان در کنار ماشین‌های لوکس ختم نمی‌شود. سال‌هاست که زنان مهربانی خود رامی‌فروشند تا نانی سرسفره ببرند. شاید عمر این تجارت به اندازه عمر بشر باشد، اما استفاده قانونی از آن در کنار خیابان چندان قدیمی نیست.
حدود دو دهه قبل، فیلمی با عنوان «محرمانه لس‌آنجلس» در سینماهای جهان اکران شد که می‌گفتند بر اساس داستان واقعی ساخته شده است. داستان فیلم، ترکیبی از جنایت، سکس و خشونت بود، به این ترتیب که یک شرکت بزرگ تجارت جنسی، زنان خود را شبیه بازیگران و مدل‌های معروف گریم کرده بود و افراد به دلیل این‌که با زنانی که شبیه زنان مشهور هستند می‌خوابند، پول هنگفتی می‌پرداختند. مثلا طرف به جای ۱۰۰ دلار (+ تکس)، ده هزار دلار و شاید بیشتر می‌داد که با کسی شبیه مریلین مونرو معاشقه کند. باور کنید که اگر خود مرلین این ماجرا را می‌دانست، شاید هرگز اُور دوز نمی‌کرد. بعضی از مشتریان مرد می‌دانستند که این زنان، آن شخصیت معروف که ادعا می‌کنند، نیستند و برخی نمی‌دانستند، اما شباهت ظاهری، لباس‌ها و حتی رفتار این زنان بدلی طوری بود که بسیاری را به اشتباه می‌انداخت. فیلم فروش نسبتا خوبی در سال‌های پایانی ۱۹۹۰ داشت، غافل از این‌که ابعاد اجتماعی‌فرهنگی ماجرا بسیار عمیق‌تر و البته تاسف بارتر بود. این فیلم بعد از همه جنبش‌های فمنیستی در دهه‌های قبلی ساخته شده بود و موفقیت فیلم و خود داستانش نشان می‌داد که نتیجه آن‌همه تلاش تقریبا هیچ بود. شاید اگر به ماجراهایی شبیه «محرمانه لس‌آنجلس» توجه بیشتری می‌شد، استفاده جنسی از بدن زنان، چنین گستردگی نمی‌یافت. شاید دیگر مثلا در مسابقات فرمول وان، زنان چنین لباس‌هایی نمی‌پوشیدند و در کنار اتومبیل‌ها قرار نمی‌گرفتند.
خرید و فروش زیبایی
حالا بیاییم از زاویه دیگری به ماجرا نگاه کنیم. در فصل تابستان، زنان لباس‌های بازتری می‌پوشند و جذابیت‌هایشان بیشتر در معرض دید است. فرهنگ غربی این قرار را با خودش گذاشته که به دیگران زل نزنیم و اجازه بدهیم حریم خصوص دیگران حفظ شود. یعنی اگر مثلا در فرهنگ اسلامی به مردان توصیه شده مراقب نگاهشان باشند، این‌جا از زاویه دیگری به مردان توصیه می‌شود به بدن زنان خیره نشوند. یادم می‌آید در روزهای اولی که به مونترال آمده بودیم، معلم انگلیسی‌مان که شومن خوبی هم بود، برای جذاب شدن کلاس سعی می‌کرد چیزهایی بگوید که برای بچه‌ها هیجان‌انگیز باشد. مثلا می‌گفت که در کانادا اگر به زنی که از مقابل می‌آید نگاه کنید اشکالی ندارد، اما وقتی از کنارتان رد شد، نباید برگردید و دوباره نگاه کنید. همان «یک نظر، حلال است» خودمان. P54-img 2677-large
اما کافی است شما در همین خیابان سنت‌کاترین خودمان راه بروید. تصاویر بزرگ زنان تقریبا در همه جای خیابان پیدا می‌شود، به هر بهانه‌ای. آیا این سوال در ذهن‌تان ایجاد نشده که چرا این همه تصویر نیمه‌برهنه زنان؟ چطور است که نمی‌توان به زنان در خیابان خیره شد، اما وقتی پول بدهی می‌توانی تصاویر نیمه‌برهنه‌شان را ۱۰ برابر بزرگ کنی و به دیوار بیاویزی؟ منظورم این نیست که باید خیره شدن به بدن زنان در خیابان قانونی شود، بیشتر سوالم متوجه قسمت دوم ماجراست. آیا با پول دادن، هر کاری می‌توان انجام داد؟
بسیاری از مفاهیم در دنیای ما دچار تغییر شده‌اند، برخی از این تغییرها خوبند و برخی دیگر نه. مثلا امروزه بسیاری به جای استفاده از فاحشه (prostitute) از لغت کارگر جنسی (sex worker) استفاده می‌کنند. چرا از لغت دیگری استفاده می‌شود؟ آیا گمان می‌کنند که لغت اولی، بار اخلاقی بدی داشت و می‌خواهند با لغت دومی جنبه شغلی به آن بدهند؟ این‌که این اتفاق چه تاثیری در آینده ما دارد، در تخصص من نیست. اما قطعا این روند چندان جالب نیست.
جنبش‌های حمایت از زنان
برای این میان‌تیتر از کلمه فمنیسم استفاده نکردم چون متاسفانه برخی درک نادرستی از این کلمه دارند. فمینیسم برای بسیاری برابر است با برتری زنان بر مردان یا آن‌که زنان می‌توانند هرچه می‌خواهند، انجام دهند. آیا زنان می‌توانند به مردان زندگیشان زور بگویند؟ آیا دغدغه فمنیست‌ها، زن‌سالاری است؟
پاسخ این سوال‌ها قطعا منفی است. البته همان‌طور که در همه شیوه‌های فکری، افراط‌گرایی وجود دارد، بعضی‌ از فمنیست‌ها هم ممکن است چنین باشند. اما نگاهی به تاریخ جنبش زنان به ما نشان می‌دهد که زنان برای گرفتن حقوق ابتدایی خود دست به تلاش زده‌اند.P54-A A
در اوایل قرن بیستم، ویرجینیا وولف با کتاب «اتاقی از آن خود»، در این باره نوشت که چرا تا آن زمان زنی نتوانسته مثل شکسپیر بنویسد. او تصور کرد که اگر شکسپیر خواهری می‌داشت، آیا این خواهر می‌توانست مثل برادرش به کلاس‌های گرامر و لاتین برود، آیا او اتاقی از آن خود داشت که بتواند در آن بنویسد؟ ویرجینیا اثبات می‌کند که اگر زنان نویسنده موفقی مثل شکسپیر نداشته‌اند به این دلیل است که فرصت این را نداشته‌اند. اما او در فصل آخر این کتاب، به مردان جامعه معاصر هم می‌پردازد، مردانی که کار بیش از حد به آن‌ها فرصت نمی‌دهد خلاقیت ادبی و هنری داشته باشند. وولف به عنوان یکی از زنان فمنیست، نشان می‌دهد که طرفدار حقوق کسانی است که در جایگاه ضعیف قرار دارند، زن و مرد.
موج اول فمینیسم که به «جنبش حق رای» معروف شد، از سال ۱۷۹۲ شروع شد. مار یولستون در این سال کتابی نوشت که در آن خواستار حق رای برای زنان شده بود. در سال‌های بعد زنان و مردانی تلاش کردند تا زمینه آزادی زنان را فراهم کنند، اما در کارشان چندان موفق نبودند، چون در صورت موفقیت نیاز نبود زنی در قرن هجدهم برای انتشار کتاب‌هایش نامی مردانه انتخاب کند. جورج الیوت (George Eliot) نام مستعار زنی است که در سال ۱۸۱۹ متولد شد. نامش ماری آن ایوانز (Mary Anne Evans) بود، اما نام و هویتی مردانه انتخاب کرد تا بنویسد و منتشر کند.
اما شاید همین جنبش‌ها بود که کمی بعد توجه مارکس و دوستش انگلس را متوجه حقوق زنان کرد. انگلس در کتاب «منشاءخانواده، مالکیت خصوصی و دولت‌ها»(The Origin of the Family, Private Property and the State) به این ماجرا می‌پردازد که شرکت‌های خصوصی چطور زنان را برده خود کرده‌اند. زنان حقوق کمتری می‌گرفتند و مجبور بودند سخت‌تر کار کنند. اما او توضیح نمی‌دهد چرا جامعه با نیمی از خود چنین رفتاری دارد و همچنین وارد این ماجرا نمی‌شود که چرا زنان این وضعیت را می‌پذیرند. مارکسیست‌ها، اما در ادامه مسیر خود همواره به مبحث زنان و حقوق آنان توجه ویژه‌ای داشتند. P54
فروید از زاویه‌ای که می‌توان حدس زد به ماجرا نگاه کرده است. به گمان او، زنان به دلیل آن‌چیزی که مردان دارند و آن‌ها ندارند، همیشه حس شکست و سرخوردگی دارند. او فکر می‌کردند پسران به دلیل داشتن این عضو شریف حس غرور دارند، در صورتی‌که بعدها ثابت شد که دلیل غرور مردان مسایل اجتماعی است و نه روانشناسی درونی آن‌ها.
جنبش‌های جدی‌تر فمینیستی در دهه ۱۹۶۰ شکل گرفتند، از همان سال‌هایی که زنان در کنار کار سخت در کارخانه‌ها، در خانه و همه مشکلات دیگری که داشتند به عنوان یک ابزار جنسی در تبلیغات به کار گرفته شدند تا فروش اجناس بیشتر شود. مطابق آماری که در آن سال‌ها منتشر شد، فقط ۵ درصد هنرمندانی که در نمایشگاه‌ها شرکت می‌کردند زن بودند، در حالی که ۷۶ موضوع از موضوعات این نمایشگاه‌ها به بدن زنان اختصاص داشت.
در این شرایط یوکواونو ( همسر جان لنون)، با برهنه شدن در مقابل دوربین خشم خود را به نمایش گذاشت. او در ویدیویی که «جامه دریدن»(cut-me-bitch) نام دارد، از حاضران در جمع می‌خواهد که با قیچی به جان لباس‌هایش بیافتند. یوکواونو به خوبی توانسته خشونت علیه زنان را در این ویدئو نشان دهد. در همین سال‌ها، سیمون دوبوار، کتاب «جنس دوم» خود را نوشت. او نشان داد که جامعه چطور زنان را پس می‌زند و در جایگاه پست قرار می‌دهد.
با این‌همه هنوز وضعیت زنان چندان خوب نیست. درست است که آن‌ها می‌توانند رای بدهند، حق طلاق داشته باشند و آزادی بیشتری دارند، اما بردگیشان مدرن شده است. درباره بردگی مدرن، در آینده باز هم خواهم نوشت.
جملات قصار درباره زنان
من انکار نمی‌‌کنم که زنان احمق هستند. خداوند بزرگ آن‌ها را اینگونه خلق کرد تا همسطح مردان نباشند. (جورج الیوت)
به‌عنوان یک زن، من هیچ کشوری ندارم. کشور من کل جهان است. (ویرجینیا وولف)
اگر زنان می‌توانند کارگر راه آهن در روسیه باشند، پس چرا نتوانند به فضا پرواز کنند؟ (والنتینا ترشکووا)
اگر زنان وجود نداشتند، تمام پول‌های جهان هیچ معنایی نداشتند. (آریستو تلاوناسیس)
هیچ چیز به جز باور این ‌که یک زن زیباست، او را زیباتر نمی‌کند. (سوفیا لورن)
من آرزو دارم که زنان نه بر مردان، بلکه بر خودشان ‌قدرت داشته باشند. (مری شلی)
من ترجیح می‌دهم نسل بشر منقرض شود تا اینکه ما پست‌تر از حیوانات شویم و زنان، باشکوه‌ترین مخلوق خداوند را وسیله شهوت خود کنیم. (مهاتما گاندی)
پیشرفت اجتماع را می‌توان به وسیله موقعیت اجتماعی جنس مونث اندازه‌گیری کرد. (کارل مارکس)
کار زن‌ها این‌است که تا حد ممکن زود ازدواج کنند، و مردها مي‌خواهند تا وقتی که می‌توانند مجرد باقی بمانند. (جرج برنارد شاو)