19جون2018

25 بهمن 1391 نوشته شده توسط 

بلاتکلیفی هزاران متقاضی ایرانی و شکایت بیست ایرانی علیه وزیر مهاجرت کانادا/ شاکیان و معترضان چه می‌گویند؟

 

P4-Ali-Mokhtari

P3-Jason-Kenney

 

چرا کبک از حقوق استانی خود دفاع نمی‌کند؟ 

گفت‌وگو با علی مختاری، مشاور مهاجرت

پرونده‌های مهاجرت هزاران ایرانی در سفارت‌خانه کانادا در آنکارا خاک می‌‌خورد. یک گروه بزرگ از آنها متقاضیان مهاجرت به کبک هستند که توسط استان پذیرفته شده اما در مرحله پذیرش فدرال در صف قرار گرفته‌اند. بنا به داده‌های وازرت مهاجرت کبک در تاریخ 4 اکتبر 2012 تعداد پرونده‌های نیروی متخصص متقاضی پذیرفته شده توسط استان کبک 2220  و آنها که  از طریق برنامه سرمایه گذاری تقاضا کرده و تقاضایشان پذیرفته شده، 825 مورد است.
همین امر سبب شده تا یک گروه بیست‌نفره علیه وزارت مهاجرت فدرال دربرابر دادگاه اقامه دعوی کنند. سازماندهی این شکایت را دفتر مشاوره مهاجرت «کن‌پارس» به عهده داشته که توسط آقای علی مختاری مدیریت می‌شود.
علی مختاری در گفت‌وگو با «هفته» ابراز داشت: «طبق اطلاع من تقریبا نیمی از 3هزار پرونده‌ای که در انکارا در صف انظار هستند، افرادی را شامل می‌شود که بیش از دو سال است پذیرش استانی را دریافت‌کرده و منتظر پذیرش فدرال هستند.» او تاکید می‌کند: «این به هیچ‌وجه درچارچوب روند طبیعی کار نمی‌گنجد.» مختاری معتقد است این تاخیر دلائل سیاسی دارد.
علی مختاری گامی فراتر رفته و ادعا می‌کند دولت کانادا در مورد متقاضیان ایرانی تبعیض قائل می‌شود. وی برای ادعای خود آماری ارائه می‌دهد که شگفت‌انگیز می‌نمایند: «در سال گذشته سهیمه صدور ویزا برای نیروی متخصص در سفارت در آنکارا 750 نفر بوده که بنا به آمار اداره مهاجرت در اکتبر 2012 به تحقیق 2220 نفر منتظر دریافت ویزا بوده‌اند. در همین دوره زمانی اما، سفارت در پاریس تقریبا یک سهمیه 9400 نفری داشته و فقط 2759 نفر در صف انتظار دریافت ویزا بوده‌اند.»
طبق نوشته روزنامه لاپرس سخنگوی وزیر مهاجرتِ فدرال خانم Nancy Caron می‌گوید که دولت کانادا بر اساس ملیّت درخواست کنندگان تبعیضی قائل نمی‌شود و بسته شدن دو سفارت کانادا در ایران و سوریه باعث افزایش حجم کاری دفاتر دیگر ازجمله مراکزی که پذیرای فایل‌های مهاجرت هستند، شده است.
به نظر می‌آید روند ثبت شکایات متقاضیان ایرانی ادامه دارد. علی مختاری می‌گوید: «ما فکر می‌کنیم تعداد شاکیان به بیش از صدنفر و شاید رقمی بسیار بالاتر از آن برسد.»
مختاری در باره اینکه چرا در اقامه این شکایات پیش‌قدم شده است می‌گوید: «ما با توجه به اینکه گروه بزرگی از متقاضیان را نمایندگی می‌کنیم و بنا به ادعاها و قول‌های وزیر با مردم وارد قرارداد شدیم، گرچه در این تاخیرها مقصر نیستیم اما بر خود لازم دانستیم که تلاشی برای حل مشکل داشته باشیم.»
او توضیح می‌دهد: «از سال ۲۰۱۱ برای من مسجل شد وزیر قصد ندارد به قول‌هایی که داده وفا کند پس تلاش‌هایی را شروع کردم در سه عرصه سیاسی، مطبوعاتی و نیز حقوقی. در بعد سیاسی با نامه نگاری‌های متعدد و نیز دریافت ملاقات با روسای احزاب و فعالان حزبی  تلاش کردیم که مخالفین سیاسی دولت را با خود همراه کنیم که با استقبال ان.دی.پی مواجه شدیم و حمایت آقای توماس مولکیر را کسب کردیم که در آن زمان هنوز به ریاست حزب نرسیده بود. در بعد حقوقی هم با در اختیار داشتن توان رسانه‌ای سایت پارس کانادا و نیز دیگر ابزارهای تبلیغاتی افرادی را با خود همراه کردیم و با موسسه حقوقی پارکر در زمینه طرح دعوا به توافق رسیدیم غیر موکلین ما هزینه خود را دادند ولی از موکلین فقط بخشی از دستمزد وکیل دریافت شد.»
برای روشن شدن زوایای این ماجرا که زندگی هزاران ایرانی را تحت تاثیر قرار داده با علی مختاری گفت‌وگو کردیم که مشروح آن در زیر آمده است.  

اقای علی مختاری هفته گذشته شکایت از آقای جیسون کنی، وزیر مهاجرت دولت فدرال به جریان افتاد که شاکیان آن بیست تن از متقاضیان مهاجرت به کبک هستند. لطفا به طور مختصر توضیح بدهید این گروه چه نوع پرونده‌هایی را شامل می‌شود؟
این شکایت در دادگاه فدرال از سوی ده‌ها تن از متقاضیان ایرانی مهاجرت به کانادا از طریق برنامه نیروی کار متخصص کبک و نیز برنامه سرمایه‌گذاری این استان که در سال ۲۰۱۰  قبولی خود را از استان کبک گرفته‌اند، ولی پرونده آنها از سال ۲۰۱۰ تاکنون در مرحله رسیدگی فدرال قرار دارد، مطرح خواهد شد.  تاکنون بیست پرونده توسط موسسه حقوقی رشفور و همکاران و به همت خانم استفانی ریچیو ثبت شده است و در روزها و هفته‌های آینده این تعداد بیشتر خواهد شد.

چرا شکایت حقوقی صورت گرفته است؟
افراد زیادی از هموطنان ما پرونده مهاجرت خود به کانادا را از طریق کبک به جریان انداخته‌اند و با وجود دریافت قبولی از استان کبک، پرونده آنها در مرحله فدرال از سال ۲۰۱۰ مانده است و رسیدگی نشده. برخی از این افراد در گروه سرمایه‌گذاری، سرمایه‌های خود را هم هنگام دریافت پذیرش از کبک به موسسات کانادایی منتقل کرده‌اند و یا رقم قابل توجهی را برای تامین شرایط سرمایه‌گذاری به بانک‌ها و موسسات پرداخته‌اند و هنوز منتظر ویزا هستند، بدون اینکه حرکت قابل توجهی را از سفارت کانادا در آنکارا شاهد باشیم. این تاخیر برای بسیاری از آنها مشکلاتی را ایجاد کرده است عده‌ای از آنها به تصور اینکه در آینده نزدیکی ویزا دریافت می‌کنند، زندگی و کسب و کار خود را معلق کرده‌اند و عده‌ای با شرایط فرزندان خود مشکل دارند. بر اساس قانون، فرزندان تا ۲۲ سالگی می‌توانند همراه متقاضی ویزا بگیرند و کافی است زمان رسیدگی طولانی شود و این فرزندان از آمدن با پدر و مادر باز بمانند، حال آنکه معمولا هدف اصلی مهاجرت خانواده، این فرزندان هستند. ضمن اینکه موضوع سربازی و الزامات قانونی دیگر در ایران هم مشکلاتی را ایجاد می‌کند و این طولانی شدن زمان رسیدگی کل برنامه یک خانواده را به هم می‌ریزد.
از زاویه دیگر موضوع تبعیض سیستماتیکی است که اتاوا در مورد ایرانیان اعمال می‌کند. این تاخیرها عمدی است و حاصل تعیین سقف سهمیه پایین ویزا برای سفارت در آنکارا است. برای مثال، در سال ۲۰۱۲ برای گروه نیروی متخصص کبک سهمیه آنکارا حدود ۷۰۰ ویزا بوده است و این در حالی است که برای سفارت کانادا در پاریس حدود ۹4۰۰ ویزا بوده است و تازه ما هنوز نمی دانیم این تعداد ویزا هم برای متقاضیان صاحب پرونده در آنکارا صادر شده است یا خیر و باید منتظر شد آمارها اعلام شود.
هدف ما از شکایت حقوقی در درجه اول جلب افکار عمومی است که می‌تواند به دولت فدرال برای اصلاح این رویه فشار آورد، هر چند که در این زمینه چندان امیدی نیست. این دولت برای افکار عمومی ارزش چندانی قایل نیست و وزیر مهاجرت نیز بیشتر به دنبال نمایش و شلوغ کاری است. بر آنیم که این رفتار در راستای سیاست‌های کلی حزب محافظه‌کار برای زمین‌گیر کردن برنامه‌های مهاجرتی به بهانه‌هایی با ظاهر زیبا نظیر تامین بهتر نیروی کار و ... است. آقای وزیر از تاریخی که به این وزارتخانه آمده است قول مثبتی نداده است که آنرا نقض نکرده باشد. او با وعده مهاجرت ۶ تا ۱۲ ماهه افراد در قالب برنامه نیروی متخصص فدرال به میدان آمد و اکثر آن افرادی که ۴ سال پیش بر اساس این قول ایشان پرونده باز کردند در چهارمین سال انتظار به سر می‌برند تا ثابت شود برنامه عملی آقای وزیر زیر عنوان «طرح مهاجرت سریع» ادعای توخالی بیش نبوده است. روش کار ایشان برای هموطنان ما بیگانه نیست اما از یک وزیر کانادایی این رفتار پسندیده نیست. ایشان دایم در حال سخن گفتن از پرونده‌های مانده است، حال آنکه بیشتر این پرونده‌های مانده حاصل سوء مدیریت و عدم رسیدگی جدی به آنها از سوی خود اوست. او براحتی خود را از شر پرونده‌های مانده قبل از ۲۰۰۸ که حاصل سوء مدیریت لیبرال‌ها  می‌دانست، راحت کرد و همه آنها را پس از سال‌ها انتظار به متقاضیان باز گرداند و از سوی دیگر با تعطیل کردن ناگهانی دفاتر صدور ویزا در نقاط مختلف جهان بی‌نظمی غیر قابل وصفی را در سیستم اداره مهاجرت حاکم کرده است که صدای همه را در آورده است. از اینرو ما را به خیر این آقای وزیر و دولت محافظه‌کار هارپر واقعا امید نیست و تنها امید ما شر نرساندن آنهاست.
هدف دیگر ما که نسبت به ایجاد تغییر از آن طریق امیدوارتریم ارسال پیام به دولت کبک است و بیدارباش برای آنان. توجه دارید که دولت کبک و فدرال قراردادی در مورد مهاجرت بین خود دارند که حق انحصاری انتخاب مهاجرین کبک به این استان داده شده است. کبک حق دارد به نسبت جمعیتش به کل جمعیت کانادا از مهاجرین سهمیه بگیرد یعنی یک چهارم مهاجرین را کبک انتخاب می‌کند. دولت این استان برنامه‌ریزی می‌کند و تعیین می‌کند که با توجه به وضعیت اقتصادی و نیاز بازار کارش، چه تعداد مهاجر نیاز دارد و برای آن هزینه می‌کند و افراد را پس از گذراندن مراحلی انتخاب می‌کند و در این انتخاب دولت فدرال حق دخالت ندارد. این افراد برای صدور ویزا در فدرال پرونده باز می‌کنند تا مراحل پزشکی و امنیتی را طی کنند. نگهداشتن پرونده این افراد در بلاتکلیفی در این مرحله که به عمد و در راستای سیاست تبعیض‌آمیز دولت فدرال صورت می‌گیرد، در حقیقت نقض حقوق دولت کبک است و ایجاد دست‌انداز در جذب مهاجرین برای این استان.
متاسفانه دولت فعلی کبک آنقدر درگیر این است که بداند من و شما در خیابان و محل کار به چه زبانی صحبت می‌کنیم که فراموش کرده امور دیگری هم هست که باید از سوی این دولت رسیدگی شود. خانم ماروا با ادعای اقتداری که دارد و می‌خواهد کبک استقلال داشته باشد، باید به این موضوع یعنی نقض اختیارات قانونی دولتش از سوی جیسن کنی حساس باشد که البته نبوده است.
طرح بحث در دادگاه و افکار عمومی شاید باعث شود که دولت فعلی کبک از خواب بیدار شود و تکانی بخورد و نمی‌دانیم البته باید چقدر به این اتفاق امیدوار باشیم.

مبنای دعوی حقوقی شما برای این شکایت چیست؟
در حقیقت درخواست این افراد از دادگاه صدور دستور الزام وزیر به ایفای وظیفه قانونی خود در رسیدگی به این پرونده‌ها در زمان منطقی است. این افراد هنگام ارایه تقاضا با شرایط دیگری روبرو بوده‌اند و زمان رسیدگی بسیار کوتاه‌تر بوده و در حقیقت انتظار منطقی این افراد این بوده است که از تاریخ دریافت گواهی انتخاب شدن از سوی کبک ظرف ۶ ماه تا یک سال ویزای خود را دریافت کنند و این طولانی شدن بیش از حد انتظارِ زمان رسیدگی، اصل عادلانه بودن پروسه رسیدگی را زیر سوال می‌برد که در چنین حالتی متقاضی می‌تواند از دادگاه درخواست کند که مقام اجرایی را ملزم به انجام وظیفه کند. تا زمان رسیدگی دادگاه نیز می‌توانیم افراد بیشتری را به این دعوا اضافه کنیم و همه یکجا بررسی خواهد شد.
   
قبل از انجام این شکایت کدام مراحل حقوقی و اداری صورت گرفته؟
 ما به طور مداوم در حال مکاتبه با سفارت در آنکارا هستیم ضمن اینکه مراتب بدعهدی دولت فدرال را به مسوولین اداره مهاجرت کبک در سطوح مختلف ازجمله وزیر مهاجرت کبک منعکس کرده‌ایم و در پاسخ نامه‌های دم‌دستی کلیشه‌ای گرفته‌ایم.
در مورد دولت فدرال البته این قضیه تاخیر سابقه‌دار است و تنها شامل متقاضیان کبک نمی‌شود. سال گذشته برای متقاضیان نیروی متخصص فدرال مربوط به گروه موسوم به ۳۸ گانه تلاش زیادی کردیم و دعوایی با حضور ۳۵۰ تن را به دادگاه فدرال بردیم و همزمان با این پرونده تعداد دیگری را نیز یک وکیل از تورنتو به دادگاه برده بود که قاضی استدلال‌های آنرا پذیرفت و در نوبت رسیدگی ماهوی قرار گرفت و به همین دلیل اداره مهاجرت با توجه به تشابه این دعوا و با اطمینان از موفقیت آن در صورت طرح در برابر قاضی تلاش کرد رضایت ما را جلب کند و در نهایت با وزارت مهاجرت با دریافت قول رسیدگی به پرونده‌ها تا پایان ماه جون ۲۰۱۲ توافق کردیم که رسیدگی به آن متوقف شود و منجر به صدور حکم نشد. اداره مهاجرت در تاریخ ۱۰ جولای اسامی افرادی را که پرونده آنها رسیدگی شده بود را با نتیجه آن به ما اعلام کرد و ۲۷۰ نفر از ۳۵۰ نفر قبول شده بودند ولی متاسفانه وزیر بار دیگر با ما بد عهدی کرد و بیشتر آنها را هنوز در همان مرحله نگه داشته است و مدیکال آنها را صادر نکرده است. فشار همه جانبه ما بر وزارت مهاجرت همچنان ادامه دارد، ولی کو گوش شنوا؟
البته از یک جهت آن دعوا بسیار مفید بود و آن اینکه خطر حذف این پرونده‌ها با توجه به پروسس شدن آنها منتفی است.
 
آیا حضور شما در کمیسیون مهاجرت پارلمان اتاوا هم به این دلیل بود؟
حضور در کمیسیون مهاجرت و شهروندی پارلمان کانادا در تاریخ ۲۷ اکتبر ۲۰۱۱ برای اعتراض به رویه وزارت مهاجرت و عهدشکنی وزیر در مورد همان گروه نیروی متخصص فدرال (مشاغل ۳۸ گانه) بود که به دعوت حزب ان.دی.پی به عنوان شاهد در آن کمیته حاضر شدیم. من بیش از ۶۰۰ نفر را در این گروه نمایندگی می‌کردم که در آن زمان با وجود وعده ۶ ماهه وزیر دو سال بود منتظر بودند و این بهترین دلیل بر بطلان ادعاهای وزیر در سرعت بخشیدن به مهاجرت  بود.
 
آیا آن گام دستاوردهایی هم به دنبال داشت؟
بسته به این است که چگونه به موضوع نگاه کنیم. اگر منظور این است که مشکل همه این دوستان حل شده است و با وجود همه هزینه‌هایی که شد و زحماتی که همه تیم متحمل شدند و کار بسیار ارزنده‌ای که انجام شد، آقای وزیر مهاجرت رضایت دادند ویزاهای آنها صادر شود، خیر. بسیاری از این دوستان هنوز هم منتظرند چون با دولتی طرف هستیم و گروهی حاکمند که ارزشی برای عهد و پیمانشان قایل نیستند و با همه چیز بازی می‌کنند اصولی ندارند و افکار عمومی را به هیچ می‌انگارند. من برای کانادا و ارزش‌های کانادایی‌اش بسیار متاسفم که هر چه پیشینیان در این کشور تلاش کرده‌اند اصولی انسانی و اخلاقی را زیر قالب ارزش‌های کانادایی حاکم کنند، این دولت و بخصوص وزیر مهاجرتش در تلاشند آنها را از محتوی خالی کنند و اصرار دارند اثبات کنند که کانادا دیگر آن کشوری که ما می‌شناختیم نیست.
اگر از این زاویه بنگریم که ما صادقانه تلاش کردیم حرکتی کنیم و نشان دهیم که آقای وزیر و دولت محافظه کار نمی‌تواند براحتی و بدون دردسر پرونده متقاضیان را با  تاخیر مواجه کند و یا از پروسه رسیدگی خارج کند، باید بگویم بله. خوشبختانه ما در همه مقالاتی که هنوز هم در سایت ما هست نگفتیم که به دادگاه می‌رویم و نتیجه قطعی می‌گیریم. شعار ما این بود که به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل / که گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم.  یکی از اهداف ما این بود که برای اداره مهاجرت هزینه تصمیم‌گیری منفی را بالا ببریم و آقای وزیر بداند بدون مشکل و بی‌دردسر نمی‌تواند هر چه بخواهد اعمال کند.
حداقل این است که این پرونده‌ها رسما پروسس شده‌اند و قابل برگرداندن به متقاضیان نیستند. اگر در جریان اخبار این حوزه باشید می‌دانید که همین وزیر امسال چند صد هزار پرونده نیروی متخصص قبل از ۲۰۰۸ را باز پس فرستاد ولی در همان قانونی هم که تصویب کردند آنرا شامل پرونده‌های پروسس نشده تا تاریخ معین کردند. از سوی دیگر زمزمه حذف همین پرونده‌ها هم پیش از این گاه شنیده می‌شد، که تصور می‌کنم با این اقدامات هزینه حذف این گروه برای وزیر بسیار بالا رفته است و تقریبا می‌توان گفت که خطر حذف پرونده‌های این گروه منتفی است.
 
کلا چند نفر (چندپرونده) در وضعیت شاکیان به سر می‌برند؟
اولین سری پرونده‌ها ۲۰ نفر بود و پرونده‌های دیگری در حال آماده سازی است که به محض آماده شدن فرستاده می‌شود. تصور می‌کنم با توجه به ای‌میل‌های دریافتی تا زمان رسیدگی اولیه به این پرونده‌ها که احتمالا با هم خواهد بود، بین  ۸۰ تا ۱۰۰ پرونده داشته باشیم. انتظار نداشتیم که همه افراد همراهی کنند اگر چه هزینه بسیار اندکی دریافت می‌شود، ولی همین هزینه هم با توجه به قیمت دلار در ایران پرداختش آسان نیست.
نکته بسیار مهم این است که گروه حقوقی رشفورت بسیار لطف کردند و بسیار کمتر از هزینه واقعی طرح این دعاوی حاضر شدند با ما همکاری کنند، که من اینجا از آنها تشکر می‌کنم. بخصوص قدردان زحمات خانم استفانی ریچیو هستم.
 
از این حرکت حقوقی چه انتظاری دارید ؟ چه نتیجه‌ای انتظار دارید؟
همانگونه که گفتم انتظار ما از خود این دعوا بالا نیست و می‌دانیم حتی در صورت دریافت رای از دادگاه با وزیری طرف هستیم که بازی دیگری می‌کند و اهداف حزبی خود را بر همه وجوه انسانی و اخلاقی قضیه مقدم می‌دارد.  امید داریم که با طرح این دعوا توجه افکار عمومی را به موضوع تاخیرهای بدون توجیه وزارت مهاجرت جلب کنیم و درمورد پرونده‌های کبک نیز بتوانیم با پشتیبانی دولت کبک فشار بیشتری بر دولت فدرال وارد کنیم.
 
 
اگر دادگاه نتیجه مناسب یا نامناسب بدهد گام بعدی شما چیست؟
در هر صورت به فشارها ادامه می‌دهیم و البته این بار با پوشش رسانه‌ای مناسبی که گرفته ایم، بسیار امیدواریم که بتوانیم تغییری ایجاد کنیم. در صدد ملاقات با مقامات دولت کبک هستیم و تمام تلاش خود را خواهیم کرد که شرایط این متقاضیان تغییر کند
آقای علی مختاری از شما سپاس‌گزاریم

 

 
شاکیان و معترضان وزیر مهاجرت چه می  گویند؟

چند دیدگاه
یکی از شاکیان وزیر:
زندگی ما به شدت تحت تاثیر است و وزارت مهاجرت پاسخ‌گو نیست
فرهاد کهن
متولد ١٩٧٨ و پزشك عمومی هستم و در سال ٢٠٠٦ از دانشگاه علوم پزشكی زاهدان فارغ التحصیل شدم متاهل هستم و همسرم هم پزشك عمومی هستند و دارای دو فرزند دختر كه دو قلو و ٧ ساله هستیم ما در سال ٢٠٠٩ تصمیم به مهاجرت به كانادا گرفتیم و استان كبك به دلیل داشتن جامعه‌ای فرهنگی و اصیل و محیطی مناسب برای پرورش فرزندانم و البته وجود بازار كار برای پزشكان انتخاب شد و ما در نوامبر ٢٠٠٩ جهت مصاحبه به دمشق رفتیم و سی.اس.كیو دریافت نمودیم و مارچ ٢٠١٠ فایل نامبر فدرال را دریافت نمودیم و و در دسامبر ٢٠١١ اپدیت از سفارت كانادا در دمشق دریافت كردیم و مدارك در ٢٠ دسامبر به سفارت رسید اما متاسفانه تا الان هیچ خبری از مراحل پیشرفت پرونده علی رغم پیگیری های متعدد وجود ندارد لذا با كمك كنپارس به مدیریت جناب دكتر مختاری علیه دولت فدرال طرح دعوی شد تا اداره مهاجرت خود را در برابر افرادی كه با هدف كاملاً مشخص و نه از سر تفریح اقدام به مهاجرت گرفته اند پاسخگو ببیند و بداند كه پروسه مهاجرت و برنامه‌ریزی برای آن كاملاً هزینه‌بر است هم از لحاظ مادی و هم احساسی.
زمانی كه تصمیم به مهاجرت گرفتم فرزندانم ٣ ساله بودند و با این امید كه شروع مدرسه انها در جامعه جدید خواهد بود و این باعث انطباق سریعتر با جامعه كانادایی است اما متاسفانه اینگونه نشد و اداره مهاجرت خود را كاملاً مصون از هر گونه پاسخگویی می‌بیند.


زندگی در برزخی وحشتناک
بهزاد احدی  
من متقاضی مهاجرت به کبکِ کانادا از روش سرمایه‌گذاری هستم. فایل نامبر فدرال را در تاریخ 18 نوامبر سال 2010 گرفته‌ام و از آن زمان تا به حال  چیزی نزدیک به 27 ماه از انتظار برای دریافت هرگونه پاسخ و یا نامه‌ای مبنی بر اجازه‌ی انجام معاینات پزشکی (مدیکال) می‌‌گذرد. خانواده ما یک خانواده 4 نفره است. من دو فرزند پسر دارم یکی 26 ساله و دیگری 21 ساله است که در دانشگاه تحصیل می‌کنند. همسرم 43 سال سن دارد و من نیز 52 ساله هستم. و در طول این 27 ماه با توجه به اتفاقات به وقوع پیوسته در دمشق (محل مصاحبه و پیگیری پرونده مهاجرت) مدت زیادی است که در انتظار به ظاهر بی پایان درخواست مدیکال هستیم. ما قبولی کبک یا سی.اس.کیو را در 15 سپتامبر سال 2010 گرفتیم.
این انتظار طولانی باعث شده که زندگی بنده و خانواده ام چه از نظر اجتماعی و چه از نظر اقتصادی در یک برزخ وحشتناک گیر بیفتد و امکان حرکت در هر زمینه ای را از ما بگیرد. این وضعیت خانواده را از اتخاذ هرگونه تصمیمی بازمی‌دارد. از دولت کبک و فدرال کشور کانادا خواهشمندم همچون گذشته با رسیدگی سریع به پرونده‌های بلوکه شده در سفارتخانه آنکارا رسیدگی کنند و بیش از پیش نیت مثبت خود را راجب کسانی که به آنها اعتماد کرده اند تا ادامه ی حیات خود را در آن کشور و در خدمت اجتماع آن کشور بگذرانند، به اثبات برسانند..


سالی که نکوست از بهارش پیداست
زهرا مهران نیکو
من در سال 2009 شروع به اقدام برای مهاجرت ازطریق کبک کردم و در حال حاضر منتظر مدیکال هستم. 29 سال ذارم. با فوق لیسانس حقوق. در جون 2010 پذیرش کبک را گرفتم. بلاتکلیفی و عدم امکان تصمیم‌گیری‌های اساسی در زندگی مثل ازدواج، خرید خانه، تغییر شغل و ...تاثیر منفی شدیدی بر زندگی‌ام گذاشته است. افت شدید توانایی مالی باتوجه به کاهش ارزش پول ایران؛ یعنی تا قبل از اینکه از رفتن مطمین باشم نمیتوانم همه دارایی‌هایم در ایران را به دلار تبدیل کنم و با توجه به کاهش ارزش ریال، این مساله تا الان نتیچه‌اش این بوده که توانایی مالی که می‌توانستم در کانادا داشته باشم فقط تا همین الان یک چهارم شده
از همه مهم‌تر بیشنرشدن سن و کم‌شدن قدرت انطباق با شرایط که از مهم‌ترین فاکتورها برای یک مهاجرت موفق است. و همچنین دلسرد شدن نسبت به کشوری که سعی کرده بودی با چشم باز به عنوان وطن جدیدت پیدا کنی و می‌‌بینی که از همین اول کار چه رفتار غیر مسولانه‌ای با تو می‌کند. به عبارت بهتر: سالی که نکوست از بهارش پبداست!