14آگوست2018

01 تیر 1396 نوشته شده توسط 

کبکی‌ها مردمان مهربانی هستند

نگاه اول
وقتی زبان سبب همدلی نمی‌شود
هدا امینی
از لحظه‌ اولی که وارد مونترال شدم، دلم گرفت. إحساس می‌کردم وارد شهری دو زبانه می‌شوم، در صورتی که این‌گونه نبود. همه‌چیز به فرانسوی نوشته شده بود. روز سوم، فرانسوی دانستن ناقصم باعث شد که ۶۳ دلار جریمه شویم. ماجرا از این قرار بود که ما می‌خواستیم کارهای اداری‌مان را انجام دهیم. مثلا فرم‌های مربوط به کارت ملادی را پرکنیم، در نتیجه به پیشنهاد یکی از دوستان، برای یک روز ماشین کرایه کردیم. با زحمت‌های فراوانی که خودتان هم احتمالا تجربه کرده‌اید، با کمک گوگل مپ به ساختمان مورد نظر رسیدیم. بعد از کمی گشتن، ماشین‌مان را پارک کردیم و رفتیم سراغ کارمان. وقتی برگشتیم متوجه شدیم که «مغدی» و «مغکودی» را با هم اشتباه کرده بودیم. به این ترتیب برای یاد گرفتن یک کلمه، ۶۳ دلار پرداختیم.
اما ماجرا فقط ضرر مالی نیست. همان روزی که برای پر کردن فرم‌های مَلَدی رفته بودیم، خانمی با ما صحبت کرد که کلی حال‌مان را گرفت. او مدام ایراد می‌گرفت که چرا فرانسوی ما خوب نیست. در انتها متوجه شدیم که خودش هم رومانیایی‌الاصل است و کاسه داغ‌تر از آش شده است.
از همان روزهای اول ورودمان دنبال کار بودیم. نتیجه خیلی مثبت نبود. جاهای گوناگونی CV و نامه درخواست خود را فرستادیم، اما جوابی نمی‌آد. در میان تعداد درخواست‌های بسیار زیاد ما، سه موسسه از ما دعوت کردند که برای مصاحبه برویم. در مصاحبه اول، فکر می‌کنم همان هنگام ورود رد شدیم. چون وقتی گفتیم «بون ژوغ»، طرف لبخندی زد و وقتی دید نمی‌توانیم فرانسوی حرف بزنیم، ما رد شده بودیم. در مصاحبه‌های دیگر هم دانستن زبان فرانسوی واجب بود.
این بود که رفتیم سراغ یادگیری بیشتر فرانسوی. دانشگاه یوکم را انتخاب کردیم، چون یک دانشگاه فرانسوی‌زبان بود. درصف ایستادیم که ثبت نام شویم، اما وقتی سوپر وایزر با ما صبحت کرد، به دلیل نداستن زبان فرانسوی ما را در کورس یادگیری فرانسوی ثبت‌نام نکرد. می‌گفت دست کم باید اینترمدیت باشیم. ما نبودیم.
در سال‌های بعد دیدیم یکی از دوستان فیلمساز ما به دلیل نداستن فرانسوی همیشه با مشکل روبروست، دوست دیگری چند بار برای گرفتن گواهی‌نامه تلاش کرده اما چون موقع امتحان هول می‌کرده و فرانسوی را به‌عنوان زبان دومش از یاد می‌برده، کلی پول و وقت صرف کرده. نکات بسیاری را دیده‌ایم و شاید گفتن‌شان مجال بیشتری بخواهد، کما این‌که همه کبکی‌ها هم نگاهی متعصبانه به زبان ندارند.

نگاه دوم
کبکی‌ها مردمان مهربانی هستند
پریسا کوکلان
زمانی که به مونترال پا گذاشتم، با جوی صمیمی و انسان‌هایی شاد و خندان مواجه و از همان اول در خانه‌ی یک دوست کبکی مستقر شدم. مطمئناً اگر حمایت‌های او در بدو ورود نبود هیچگاه به چیزهایی که امروز دارم نمی‌رسیدم. من فکر می‌کنم که زبان مشترک ما نه فرانسه بود و نه انگلیسی؛ ما به زبانی مشترک که انسانیت و احترام متقابل نام دارد با هم حرف می‌زنیم.
ورود من به جامعه‌ی کبکی کم‌تر از 2 هفته طول کشید. از همان اول در میانشان شروع به‌کار کردم و این را مدیون تلاش و احترامی می‌دانم که برای جامعه‌ای که میزبان من بوده و به من اعتماد کرده، قائل شدم. همه‌ی کبکی‌ها، به غیر از بومیان، ریشه‌هایی در جاهای مختلف دنیا دارند. این مردم سعی کرده‌اند که در کنار هم جامعه‌ی سالمی بسازند و بستری را برای ورود تازه‌واردان دیگر به کشورشان باز کنند.
در محیطی که در بدو ورودم در مونترال کار می‌کردم از همه‌ی ملیت‌ها و اقوام وجود داشت. کسانی که انگلیسی را به فرانسه ترجیح می‌دادند یا زبان اولشان فرانسه بود یا به سختی با استفاده از هر دو زبان گلیم خود را از آب بیرون می‌کشیدند. نقطه‌ی اشتراک ما و اولین قانونی که در محیط کار حکمفرما بود انسانیت، شاد زیستن و توجه متقابل و هرکسی برای رشد دیگری ارزش قائل بود. زیرا که مردم کبک قویاً به جامعه‌ی چندفرهنگی و ثروتی که از آن نصیب همه می‌شود پایبندند. مونترال زیبا آغوشش را تماماً برای من باز کرد و جامعه‌ی کبکی با مردم مهربانش، در لحظه‌ی ورود باری که از سفر بر دوشم سنگینی می‌کرد را برداشتند. کاری که نزدیک‌ترین افراد و هموطنم برای من نکرد و این خیلی دردآور است.
تنها دلیلی که امکان دارد ورود کسی را به جامعه‌ی کبکی متوقف کند، حبس کردن خود در فرهنگی است که از آن می‌آییم. ما نمی‌خواهیم قبول کنیم که انتخاب کرده‌ایم که در کشور دیگری زندگی کنیم. معیارهای اجتماعی ما با جامعه‌ی میزبان متفاوت است، قضاوت برمبنای فرهنگ ایرانی کار درستی نیست و شاید می‌بایستی اطلاعاتمان را کمی گسترده‌تر کنیم.
این فقط فرانسه صحبت کردن نیست که تازه‌واردان را از جامعه‌ی مونترالی دور می‌سازد، چرا که تقریباً بیشتر کبکی‌ها انگلیسی را بلد هستند. زبان چه فارسی باشد، چه انگلیسی و چه فرانسوی وسیله‌ی ارتباط است. خیلی از دوستان من فرانسه بلد نیستند و با زبان انگلیسی به‌خوبی و راحتی وارد جامعه شده‌، کار و زندگی می‌کنند. کبکی‌ها هم مثل هر ملیتی به فرهنگ و زبان خود اهمیت می‌دهند و اگر این احترام آنها به ریشه‌هایشان آزارمان می‌دهد بهتر است محل دیگری را برای زندگی انتخاب کنیم.