11دسامبر2017

11 خرداد 1396 نوشته شده توسط 

«ساختار انقلاب‌های علمی»

توماس کوهن
بخش اول از دو بخش
نویسنده مقاله: ونسان فیلیپ گیلن
P42
چگونه می‌توان نفوذ یک اثر علمی را اندازه گیری کرد؟ چند پرسش پیش‌پاافتاده می‌توانند در این کارِ دشوار ما را رهنمون باشند: آیا این اثر در جامعه علمی مخاطب خود، مورد بحث قرار گرفت؟ آیا نظریه‌هایی که از آن دفاع می‌کند برخی بدیهیات دریافت شده در حوزه تحقیق مربوطه را متزلزل کرد یا تحقیقی را که در این حوزه انجام می‌گیرد در مسیرهای جدیدی هدایت کرد؟ آیا به عنوان روشی آموزشی یا تحقیقی‌اکتشافی در «قاموس» رشته‌ای که از آن برخاسته بود، مورد قبول واقع شد؟ به طور گسترده‌تر، ایده‌هایی که در برداشت فراتر از مخاطبان اولیه‌ای خود در زمینه‌های دیگر شناختی گسترش یافت؟ آیا در خارج از جهان علمی، به عنوان مرجع و استدلال در بحث‌های عامه مردم مورد استفاده قرار گرفت؟ در نهایت، آیا واژگان و مفاهیمی که در آن وجود داشت، به عناصری عملیاتی از فرهنگ ما یعنی شیوه تفکر ما در ارتباط با جهان و خودمان تبدیل شدند؟
از بسیاری جهات، سرنوشت کتاب «ساختار انقلاب‌های علمی» (۱۹۶۲) که اخیرا جشن پنجاهمین سال انتشار آن برگزار شد؛ که به همین مناسبت، چاپ چهارم انگلیسی این کتاب با مقدمه‌ای تحریک‌آمیز از ایان هکینگ منتشر شد، امکان ارائه پاسخی مثبت به این مجموعه پرسش‌ها را فراهم می‌کند. در واقع، کتاب کوهن تقریبا بلافاصله مجموعه بحث‌ها و جدل‌هایی را باعث شد که تاملات تاریخ‌نگارانه و فلسفی در مورد ماهیت فعالیت علمی و تحول تاریخی آن را عمیقاً نو کرد، به طوری که امروزه به اثری اجتناب‌ناپذیر برای تمامی کسانی است که دانشجوی تاریخ، جامعه‌شناسی، مردم‌شناسی یا فلسفه هستند و قصد آشنایی با «تحقیقات علمی» را دارند (مطالعات علمی). نکته عجیب‌تر انعکاس گسترده «اجتماعی» است که این اثر در دهه ۱۹۷۰ داشت، تحلیل‌های کوهن، به‌رغم نویسندگان‌شان (نگاه کنید به The Road since Structure «راه از زمان ساختار» انتشارات دانشگاه شیکاگو، ۲۰۱۲، به خصوص صفحات ۳۰۸و۳۰۷)، در خدمت زیر سوال بردن نظام حاکمی قرار گرفت که در «علم» گفتاری ایدئولوژیک می‌دید که در پسِ ادعای به دست آوردن عینیت و حقیقت پنهان شده است. اما شاید بارزترین نشانه تأثیر کتاب کوهن، استقبالی بود که از کلمه پارادایم شد، گویی رستاخیزی بود، این مفهوم در ابتدا در بافتی تخصصی استفاده می‌شد، اما امروزه در بافت رسانه‌ای یا مدیریتی به معنی تصوری از جهان، چارچوب تفکر، فرضیه کار… یا شیوه‌ای ساده برای دیدن است.
اما آیا واقعا باید از تأثیر فرهنگی یک کتاب که که قصد داشت «تصور علمی را که در حال حاضر در ما وجود دارد، به‌طور قطعی تغییر دهد»؟ گذشته از همه چیز، اگر «علم» که به مثابه فعالیتی ضرورتاً نظری و تجربی با هدف تولید شناخت فهمیده می‌شود، به‌درستی یکی از مشخصات بارز مدرنیته است، نشان دادن اینکه تصوری که از علم داریم کاملا اشتباه است، به معنی تحت تأثیر قرار دادن بطن تجربه بشری معاصر است.
تغییر این تصویر غلط از علم در ابتدا نیازمند گسستن از دید ساده‌انگارانه از فعالیت علمی است که همیشه به عنوان میلِ دائم و تجدیدشونده در ارائه نظریات و فرضیه‌های جدید، اصیل و بی‌سابقه تصور می‌شد، و آن را با عجله در ورطه درست آزمایی قرار می‌دادند تا تصمیم بگیرید که آن را قبول یا رد کنند. به عبارت دیگر، ذهنیت علمی، ذهنیتی است که همواره در حال ابداع است. بنابراین، چیزی که کوهن نشان می‌دهد این مسئله است که اقدام عینی دانشمندان با این تصور «قهرمانانه» از شناخت منطبق نیست.
کوهن معتقد است آنچه که یک تحلیل تاریخی دقیق به ما می‌آموزد، این است که فعالیت علمی عادی اساساً شامل تعمیق چارچوبی نظری و تجربی است که مجموعه دانشمندان را در رشته‌ها و زیرشاخه‌های مختلف به هم پیوند می‌دهد. این چارچوب یا این «پارادایم» به قول کوهن، مجموعه‌ای ناهمگون از قوانین، نظریات، کاربردها، تجربیات، ابزارآلات و دستوراتی است که راهنمای فعالیت علمی روزمره هستند. از آنجایی که اینها با حل برخی از مسائل خاص امتحان خود را پس داده اند، این پارادایم‌ها، به مانند دینامیک ارسطویی، نجوم کوپرنیکی، مکانیک نیوتونی، شیمی دالتونی، آغازگر سنت‌های تحقیقی منسجمی هستند که در بطن آنها کار علمی سازمان بعدها سازمان یافت. در چارچوب این «علم عادی»، پارادایم همزمان ماهیت مشکلاتی که باید حل شوند: تعیین حقایق مهم، متناسب‌سازی حقایق و نظریات، ارائه نظریه و توضیح تبعات تجربی آن و شیوه‌های حل آن‌ها را روش‌ها، پروتکل‌های تجربی و تهیه ابزارآلات، تعیین می‌کند. بنابراین، همانطور که کوهن خاطر نشان می‌کند، «بارزترین مشخصه مسائل تحقیقیِ عادی… این است که دغدغه بسیار کمی برای یافتن چیزهای جدید با اهمیتی اساسی چه در زمینه مفاهیم و چه در زمینه پدیده‌ها وجود دارد. بر عکس، «تحقیق در زمینه علمِ عادی متمایل به بیان پدیده‌ها و نظریاتی است که پارادایم از قبل فراهم کرده است».