11دسامبر2017

11 خرداد 1396 نوشته شده توسط 

احمد اکبرپور، نویسنده کودک و نوجوان در گفتگو با هفته


نگذارید سوسوی ادبیات در غوغای ثروت و قدرت خاموش شود
فرشید سادات‌شریفی

اشاره:
احمد اکبرپور زاده‌ی ۹ مرداد ۱۳۴۹ خورشیدی در چاه‌وَرز لامرد فارس است. او تحصیلات خود را در شهرهای جهرم، شیراز و تهران تا مقطع کارشناسی در رشته روان‌شناسی به پایان رساند. عمده شهرت وی بابت نگارش داستان‌های کودک و نوجوان است که برای وی جوایز متعددی ازجمله کتاب سال را به ارمغان آورده‌است. اکبرپور عضو «شورای کتاب کودک» و نیز «انجمن نویسندگان کودک و نوجوان» است. P44-61963IMG 20161210 113438
کتاب‌شناسی اکبرپور پربرگ و بار است و از مجموعه‌شعر «مردمان عصر پنج‌شنبه» (۱۳۷۲، انتشارات روشنگران و مطالعات زنان) و مجموعه داستان بزرگ‌سالِ «آگهی نشر الف» (۱۳۸۰، نیم‌نگاه) تا رمان‌ها و مجموعه داستانهای کودک و نوجوان متعددی چون «دنیای گوشه و کنار دفترم» (۱۳۷۶، خیام)، «شب‌بخیر فرمانده» (۱۳۸۲، یونیسف)، تا کارهای تازهترش چون «هفت‌خان و خرده‌ای» (۱۳۹۲، نشر افق)، «مادربزرگ جادویی» (نشر پیدایش، ۱۳۹۴)، «واژه‌های نفهم» (۱۳۹۴، نشر هوپا)، «به چاچالک سقوط کنید» (۱۳۹۵، نشر هوپا) و تازه‌ترین کارش: غولماز (نشر هوپا، ۱۳۹۶)، که بیش از ۴۰ اثز می‌شود.
این کارنامه‌ی موفقِ کمّی و کیفی، جوایز و افتخارات متعددی را نیز برای اکبرپور به همراه داشته است که از جمله‌ی آن‌ها می‌توان به این موارد اشاره کرد: جایزه‌ی کتاب‌سال وزارت فرهنگ و ارشاد؛ دیپلم افتخار IBBY در پکن؛ برگزیده کتابخانه بین‌المللی مونیخ و برگزیده یونیسف برای کتاب شب‌بخیر فرمانده و نامزد کتاب سال جمهوری اسلامی ایران برای کتاب هفتخوان خرده‌ای، در سال ۱۳۹۲.
گفتگویی که درپی می‌‌آید را به‌مناسبت این موفقیت‌ها و برای شناخت بهتر آثار تازه‌ی ‌این دوست قدیمی و صمیمی، به‌ویژه ترجمه‌های آثار او به زبان‌های دیگر انجام داده‌ام که تقدیم می‌شود:
P44-احمد اکبرپور 7
کتاب هفت‌خوان و خرده‌ای، نامزد کتاب سال شد. لطفا کمی این اثر را معرفی کن.
عنوان کتاب در آغاز این بود: «هیچ کس خیلی شجاع نیست» که ناشرم آن را به این نام فعلی تغییر داد البته با مشورت من هر چند حالا پشیمانم.
یکی از مسایلی که در نوجوانی همیشه ذهنم را مشغول کرده بود ترس و شجاعت بود. تعریف کلمه‌ی شجاع و ترسو به گونه‌ای دلمشغولی خیلی از نوجوانان،لااقل نوجوانان پسر است. فکر می‌کنم مرز این دو تا خیلی به هم نزدیک است و باعث آزار و اذیت‌های روحی روانی برای نوجوان می‌شود. این کتاب با قلدری بچه‌ها در این سن و همین طور تو سری خور بودن بعضی‌ها سر و کار دارد و سعی شده است با نگاهی داستانی به آن پرداخت شود. حتی در آمریکا کتابی چاپ شده با عنوان نوجوانان قلدر... این مسئله واقعا مهم است و نگاه داستانی به آن مهم‌تر. هویت یابی نوجوان چون غالبا در گروه‌های همسال است نوع ارتباط آنها و نقشی که می‌توانند به عهده بگیرند در ارائه‌ی شخصیتی سالم یا ناسالم بسیار تاثیر گذار است.
نامزدی هفت خوان و خرده‌ای در جایزه‌ی کتاب سال برایم هم خوشحال‌کننده و هم ناراحت‌کننده بود. چون می‌دانستم که در نود در صد موارد حوزه‌ی ادبیات را جدی نمی‌گیرند و جایزه نهایی را نمی‌دهند. همین طور هم شد و مثل خیلی از سال‌های گذشته نه به شعر و نه به داستان چه نوجوان و چه بزرگسال هیچ جایزه‌ای ندادند. یک جورهایی تراژدی ادبیات است در جهان سوم. حاضرند به همه‌ی حوزه‌ها جایزه‌ی نهایی را بدهند ولی در حوزه‌ی ادبیات معمولا تا مرحله‌ی کاندیدا یا نامزدی می‌رسند و بعد هیچ کدام از نامزدها به وصال نمی‌رسند.
P44-photo 2016-10-28 07-39-02
لطفا از تجربه‌ی ترجمه‌شدن کارهایت و نقش ناشر کانادایی در این مسیر برایمان بگو؛ چطور تو را پیدا کردند؟
شورای کتاب کودک نقش موثری در این قضیه داشت. ابتدا که مسابقه‌ای با همکاری دفتر یونیسف در تهران عنوان کودکان معلول برگزار کرد و کتاب شب به خیر فرمانده برگزیده شد. چون شورای کتاب کودک بسیار ریشه دار است و از سال 1341 فعال است اعضای بسیار فعالی دارد و خیلی از آنها در کشورهای دیگر سکونت دارند یا رفت و آمدی می‌کنند. به هر حال با چاپ آن اثر پیشنهادات زیادی برای ترجمه اش به من رسید که با مشورت خانم دکتر انصاری کسی به نام شادی اسکندانی که ساکن کاناداست برای این کار انتخاب شد. ایشان هم با همکاری پتسی آلدانا این اثر را ترجمه کردند و نشر گراند وود آن را به چاپ رساند. تجربه‌ی فوق العاده‌ای بود از این لحاظ که سرویراستار من در نشر گراندوود در هر موردی با من مشورت داشت و با همکاری هم توانستیم کتاب را برای بچه‌های غربی آداپته کنیم تا آنها هم لذتی مانند مخاطبان مبدا از این آثار داشته باشند.

و نتیجه کار ناشر ترک و کانادایی چه بود.
علاوه‌بر ترکیِ استانبولی، تاکنون ترجمه‌ی آثارم به زبان‌های انگلیسی، آلمانی، ایتالیایی و چینی و کره‌ای در آمده‌اند و نقد و نظرهایی در آن جا درآمده است که برایم هیجان‌انگیز است. به هر حال ما داستان به مفهوم امروزی اش‌را از غربی‌ها داریم و وقتی کاری در آن طرف پذیرفته می‌شود برای چاپ ،یک جورهایی زیره جانب کرمان بردن است. حتی مخاطبین معمولی غربی هم در good read به ارزیابی اثر پرداخته‌اند و هم نقد و نظرهای کوتاهی نوشته‌اند و هم در پایان از مجموعِ پنج‌ستاره، چهار ستاره به کتاب‌هایم «شب‌به‌خیر فرمانده» و «قطار آن شب» داده‌اند.
نقد و نظرها بسیار عالی بوده است و ناشرم «شیلا بری» در مصاحبه‌ای که روی اینترنت موجود است گفته است که ما افتخار می‌کنیم که کارهای اکبرپور را چاپ می‌کنیم چون از منتقدان ادبی نمره‌ی بسیار خوبی گرفته است هر چند این دو کتاب، شب به خیر فرمانده و قطار آن شب، «بِست سِلِر» نیستند.
P44-photo 2016-11-04 05-53-08
جدیدا هم با چند ناشر ترک که در استانبول ساکن هستند مذاکرات برای ترجمه‌ی آثارم داشته ام که احتمال دارد با نشر بائوباب به تفاهم برسیم. آنها از لحاظ فرهنگی به ما نزدیک ترند ولی این روزها بوی خوبی از اوضاع سیاسی آنها نمی‌آید و دیکتاتورها انگار می‌خواهند اداره‌ی حکومت را به شیوه‌ی قرن‌ها پیش برگردانند که امیدوارم چنین نشود.

آیا از ترجمه‌ها راضی هستی؟
بله؛ ترجمه واقعا یک کار خلاقه است و کسانی که دست به این کار می‌زنند باید پل مناسبی بین دو فرهنگ برقرار کنند. سابقه‌ی زیادی از ترجمه‌ی فارسی به زبان‌های دیگر نداریم و هنوز مترجمان خوبی شکل نگرفته‌اند. ما زیادی واردکننده‌ی کتاب‌ها بوده‌ایم و حالا وقت‌اش است که مترجمان باانگیزه بیایند و کتاب‌های خلاقه را پیدا کنند و به اقصی‌نقاط صادر کنند. واقعاً ادبیات ما پتانسیل ترجمه‌شدن را دارد. بی اغراق سالی چهار الی پنج اثر داریم که شایسته است تمام کودکان جهان آنها را بخوانند.
P44-photo 2017-05-21 11-17-19چرا در آثارت این همه طنز و شوخی هست؟
من از سال 1385 و با انتشار رمان: «من نوکر بابا نیستم» به گونه‌ای طنز را در آثارم شرکت دادم. تا قبل از این انگار می‌ترسیده ام که از این گوهر خاص و ویژه استفاده کنم. البته همیشه طنز تیغه دو لبه است لااقل در این مملکت. گاهی فکر می‌کنیم چقدر شکوهمند و تاثیر گذار است و گاهی عکس آن. بعضی وقت‌ها که انگار به حس و حالمان بستگی دارد طنز را خفیف و بی‌مقدار می‌کنیم یا فقط ذهنیتی کاربردی و سیاست‌زده از آن داریم. با نگاهی به آثاری که ویژگی‌های پست‌مدرنیستی دارند می‌بینیم که شوخ‌بودن و طنز یکی از ویژگی‌های عمده‌ی این نوع آثار است. حتی مثلث جادویی آغازگران رمان در جهان هر سه طنز است، «دون کیشوت»، «تریسترام شندی» و «ژاک قضا‌وقدری و اربابش».
به هر حال طنز در آثار من چندان آگاهانه نبود؛ اما قطعا از این به بعد سعی می‌کنم حضور پر رنگ‌تر و آگاهانه‌تری داشته باشد. این که چگونه حال‌وهوای اثری به جد می‌رود یا به طنز، برای من تا حدود زیادی ناخودآگاه است.
طنز در ذات خود اقتدارشکن است و اگر کودک و نوجوان با این ژانر مانوس شود می‌تواند فرق بین آدم‌های دیکتاتور و حتی متن‌های دیکتاتور و غیر از آن را تشخیص دهد. متنی که او را مشارکت می‌دهد و با شوخ و شنگی او را به همکاری دعوت می‌کند و متنی که می‌خواهد از قبل برای او تصمیم بگیرد و با پند و نصیحت کارش را به جلو ببرد.
P44-photo 2017-05-21 11-17-36
از کارهای اخیر و زیرچاپت بگو لطفاً
آخرین کار چاپ شده‌ام «واژه‌های نفهم» است که ادامه‌ی طنزهایم، در «کشکول تحت‌ویندوز» و «کشک‌های خفن» است.
طنز نوشتن علاوه‌بر اینکه دردسرهای ممیزی بیشتری نسبت به کارهای غیرطنز دارد، از دید جامعه نیز کار چندان سترگی به حساب نمی‌آید و هنوز ذهنیت از طنز یک ذهنیت سیاسی و نقد اجتماعی است و کارکردهای دیگرش را چندان به رسمیت نمی‌شناسند. طنز هنوز از کارکردهای اجتماعی صرف رهایی نیافته است.
کار دیگرم مجموعه‌ی «اگرهای جادویی» است که شامل چندین است و به وسیله نشر چکه، تازه در آمده است. سلسله‌کارهای کودکانه‌ای است با عناوینی مثل: ایست، خلبان دم‌دراز، احتیاط، گاو مسلح است و ساسی‌مانکن. P44-photo 2017-05-09 03-22-49
جدیدترین هم رمانی است به نام غولماز که نشر هوپا آن را به چاپ رسانده است. رمانی با مایه‌های فانتزی و کمی طنز. نشر هوپا چند سالی است که در عرصه‌ی ناشران کودک و نوجوان وارد شده و بسیار خوش درخشیده است.
P44-Untitled-16
و سخنِ پایانی
سخن آخر این که باید دست مریزاد گفت به شما و هر کسی که نمی‌گذارد سوسوی ادبیات در این وانفسای ثروت و قدرت رو به خاموشی برود. اگر حمایت‌های شخصی و عشق‌های فردی دوستان به حیطه‌ی نوشتن نبود و چشم‌شان به دنبال حمایت‌های دولتی بود، قطعاً آثار خلاقه‌ای شکل نمی‌گرفت. معمولا همه‌ی دولت‌ها از آثاری حمایت می‌کنند که موجودیت آنها را بدون هیچ‌گونه نقد و نظری به رسمیت می‌شناسند که در تاریخ درباری ما سلاطین بسیاری به این گونه دریوزگی هنری، سکه، نان، مقام و... داده‌اند.
امیدوارم شرایطی فراهم شود که در کانادا بتوانم مخاطبان ایرانی و کانادایی ام را از نزدیک ببینم و نقد و نظراتشان را بشنوم.