19آگوست2017

28 ارديبهشت 1396 نوشته شده توسط 

چرا سیل مونترال از کنترل خارج شد؟

یادداشت
شهرام یزدان‌پناه
عکس: از عکسهای هفته
P12- MG 4213
هفته قبل بالا آمدن و طغیان رودخانه اتاوا در مسیر طولانی خود از گاتینو تا مونترال باعث شد تا ده‌ها خانه آنقدر آسیب‌ ببینند که باید از نو ساخته شوند، هزاران نفر مجبور شدند خانه‌های خود را ترک کنند، حداقل 2 نفر کشته شده‌اند و یک کودک مفقود است، مدرسه‌ها و شرکت‌ها برای روزها بسته بودند و میلیون‌ها دلار خسارت به بار آمد. خسارت وارده آنقدر زیاد و وسیع و فراگیر است که برای بازگشت به شرایط نرمال زندگی حداقل باید تا اواخر ماه می صبر کرد.
چه کسی مسئول این همه خسارت است؟
آنچه واضح است به طور مشخص «آب»! ما هر ساله در ماه آوریل و می شاهد بارندگی و ذوب یخ و برف‌های زمستانی هستیم. اما امسال شرایط کمی پیچیده شد. اول اینکه امسال میزان باران نازل شده حداقل 2 برابر میزان نرمال هر ساله بود و دوم اینکه در سال جاری و درست قبل از آغاز فصل بارش باران، شاهد یک برف خیلی سنگین در ماه مارچ بوده‌ایم که غرب استان کبک و شرق انتاریو را حسابی سفیدپوش کرد. ذوب شدن آن حجم عظیم برف و باران فراوان بعد از آن، سطح آب رودخانه‌های کبک از جمله رودخانه اتاوا را در جمعه دو هفته پیش حدود 10 سانتی‌متر افزایش داد.
تا اینجا به نظر می‌رسد طبیعت و مخصوصا آب ناشی از بارش نابهنگام متهم درجه اول این خرابکاری بوده‌اند. اما مگر اداره هواشناسی برای همچین روزهایی ساخته نشده؟ آیا از مالیات من و شما حقوق نمی‌گیرند تا به موقغ و هر چند سال یکبار ما را از پیش آگاه سازند تا بتوان خسارت را کاهش داد؟
برخلاف آنچه فکر می‌کنید، طغیان آب رودخانه، ناگهانی رخ نداد. از حدود یک هفته پیش مشخص بود که سطح آب رودخانه به تدریج در حال بالا آمدن است. آنهایی که در معرض خطر قرار داشتند چند روزی بود که درخواست کمک کرده بودند و کیسه شن درخواست کرده بودند. اما گویا شهرداری محلات و حتی شهردار مونترال بزرگ هم چندان این درخواست‌ها و هشدارها را جدی نگرفتند تا اینکه اوضاع آنقدر پیچیده شد که فیلیپ کویارد، شهردار مونترال، وضعیت فوق‌العاده اعلام کرد. اما دیگر خیلی دیر شده بود و نیروهای ارتش که به کمک مردم فرستاده شدند فقط توانستند شاهد زیر آب رفتن مایملک مردم باشند. دیوارهای کوتاهی که از کیسه‌های شن در اطراف خانه‌ها ساخته شده بود کم‌کم فروریخت و آب وارد خانه‌ها شد.
البته قبل از شکسته شدن دیوارهای کیسه شنی، آب به روشی حتی بدتر میهمان ناخوانده بعضی خانه‌ها شده بود. بالا آمدن تدریجی آب رودخانه طی حدود یک هفته قبل از شب حادثه، باعث اشباع شدن زمین‌ها از آب شده بود. بالا آمدن سطح آب زیرزمینی باعث پر شدن چاه‌های فاضلاب شده بود. آب متعفنی که چند ساعتی قبل از شکسته شدن برخی دیوارهای شنی از راه لوله‌های فاضلاب توالت و حمام، خانه خیلی‌ها را غیر قابل سکونت کرد.
آنهایی که هنوز مقاومت کرده بودند، توانستند با پمپ، آب بالا آمده در زیرزمین خانه‌ها را به پشت سد موقت درست شده از کیسه‌های شن در اطراف خانه‌هاشان پمپ کنند و هرچند خانه دچار خسارت شده اما امیدوارند که بتوانند خانه‌ را تعمیر و خشک کنند و دوباره به زندگی بازگردند.
آنچه مسلم است این موضوع استحقاق یک تحقیق عمیق فدرال را دارد و انتظار می‌رود نمایندگان مردم از دولت‌های فدرال و ایالتی و همچنین شهرداری‌ها بخواهند توضیح دهند چرا کمک‌ها دیر ارسال شد و چرا وقتی مردم برای گرفتن کمک تلفن می‌کردند به آنها گفته می‌شد فقط وقتی کمک ارسال خواهد شد که خانه را آب فرا گیرد؟
در این میان آنچه خود را به شکل وحشیانه‌ای نشان داد، بی فایده بودن شرکت های بیمه برای بار چندم بود. به نظر می‌رسد شرکتهای بیمه با زرنگی خاصی هرگونه بلایای طبیعی را از بیمه خانه استثناء کرده‌اند و آن را به عنوان یک گزینه جانبی ارائه می‌دهند. موضوعی که توسط خیلی از مشتریان به صرف گزینه اضافی بودن، کاملا ندیده گرفته شده تا اینکه فاجعه رخ داد. حالا مردمی که تا دیروز فکر می‌کردند سال ها پول داده‌اند تا در چنین روزهایی خیالشان راحت باشد، همه زندگی خود را از دست رفته می‌دیدند. و این موضوع خیلی‌ها را عصبانی کرد. شرکت‌های بیمه هم مدعی‌اند این گزینه اضافه نه چندان گران قیمت را پیشنهاد داده‌اند اما مشتری‌ها خودشان از خرید آن امتناع کرده‌اند.
در این میان البته کور سوی امیدی هست. دولت از حدود 2 سال پیش با توجه به افزایش تعداد سیل‌ها و خسارت ناشی از آن، بود‌جه‌ای برای کمک به آسیب‌دیدگان در نظر گرفته که تا سقف مشخصی، بخشی از خسارت وارده را جبران می‌کند. در مورد سیل اخیر هم اعلام شده که محدودیت زمانی برای درخواست کمک دولتی وجود ندارد و مردم می‌توانند سر فرصت خسارت را ارزیابی و فرم درخواست کمک دولتی در غالب طرح NDMP را به مسئولان محلی تسلیم کنند.
اگر بازی را باختی، لااقل درسی بیاموز!
امروز خیلی‌ها با حسرت به آنچه در 2 هفته گذشته رخ داده و همچنان ادامه دارد، نگاه می‌کنند. مسئولان دولتی که حسرت عکس‌العمل سریع را می‌خورند، مردمی که حسرت داشتن چند صد کیسه شن انبار شده در خانه را دارند، دولتی که حسرت نادیده گرفتن هشدارها را می خورد و مشتریانی که حسرت خرید یک بیمه حوادث طبیعی نه چندان گران را می‌خوردند.
شرکت‌های بیمه به نظر نمی‌رسد مشکل چندانی داشته باشند تا بخواهند برایش حسرت بخورند چون آنها به تجربه یاد گرفته‌اند که به جای حسرت خوردن بعد از یک اتفاق، قبل از حادثه به فکرش باشند تا کمترین خسارت را پرداخت کنند. معمولا در چنین مواردی، شرکت‌های بیمه خوشحال‌ترین بازیگر صحنه هستند اما یادمان نرود که این خوشحالی میوه آینده‌اندیشی آنهاست.
آنچه از این حادثه می‌توان آموخت این است که در اولین فرصت ممکن با شرکت بیمه خود تماس بگیرید و از آنها بخواهید به دقت همه نکات ریز و درشت بیمه خانه یا خودرویی که از آنها خریده‌اید را برایتان توضیح دهند. مطمئن شوید که در هر دو بیمه بلایای طبیعی منظور شده باشد اگرچه هر چند سال یکبار به سراغ آدم می‌آیند.