22اکتبر2017

28 ارديبهشت 1396 نوشته شده توسط 

امیدهایی که زیر آب رفتند

حامد تابعین
P26 MG 4070
              مجید جوان من را با قایق خود در خیابان‌های آب‌گرفته پیرفوند چرخاند
وقتی به محدوده خیابان پیرفوند و سنت جان در وست آیلند رسیدم بیشتر خیابان‌های منتهی به این دو منطقه توسط پلیس مسدود شده بود. پس از پرس‌وجو از اهالی محل در مورد چگونگی رسیدن به مناطق آب‌گرفته، راهی را پیدا کردم و خود را به مناطق بحران‌زده رساندم. بعد از مدتی، راه رفتن در آب غیر ممکن شد و اگر مجید جوان من را سوار قایقش نکرده بود، ادامه مسیر غیر ممکن می‌شد. با همراهی و کمک او جلوتر رفتم و آنچه را که دیدم باور نکردم. در خیابان‌هایی که تا چند روز قدم می‌زدی و صدای بازی کودکان، فضا را پر می‌کرد، امروز باید سوار بر قایق پارو می‌زدی.
با اینکه چند روزی از فروکش کردن سیل گذشته بود، سر و صدای پمپ‌هایی که به منظور تخلیه آب از برخی منازل به کار گرفته شده بودند، همچنان به گوش می‌رسید. خانه‌هایی که هنوز از داخلشان صدای پمپ به گوش می‌رسید، منازلی بودند که یا در سطحی بالاتر از دیگر خانه‌ها قرار داشتند و یا فرصتی بیشتری یافته بودند تا از امکانات نیروهای امداد و به خصوص کیسه‌های شن استفاده کنند و تا حدودی زندگی خود را حفظ کنند. خانه‌هایی که در ساعات اولیه بالا آمدن رودخانه اتاوا در معرض آب‌گرفتگی قرار گرفته بودند، متاسفانه این شانس را نداشتند و بیشتر مالکان‌شان پس از تلاش فراوان، تسلیم شده و آب خانه و زندگی و اتوموبیل‌شان را بلعیده بود.
افراد محلی برای تردد از قایق و یا لباسهای بلند و ضدآب ماهیگیری استفاده می‌کردند تا به خانه‌های خود سرکشی کنند و از امنیت و کارکرد پمپ‌های آب اطمینان حاصل کنند. نیروهای امدادی بر سر برخی معابر حضور داشتند و کیسه‌های بزرگ و کوچک شن در بیشتر گذرگاه‌ها و حتی در نقاط دورتر از سیلاب دیده می‌شد تا در صورت بالا آمدن مجدد و شدیدتر آب به سرعت قابل استفاده باشند و غافلگیری هفته پیش تکرار نشود. گرچه برخی معتقد بودند اگر در روزهای اول، سیلاب و خطر آن از سوی نیروهای امدادی جدی‌تر گرفته می‌شد و کیسه‌های شن به شکل امروز در منطقه به شکل وسیع پخش شده بود، امکان داشت بسیاری از خانه‌ها نجات پیدا کنند و یا حداقل آسیب کمتری متحمل شوند.