17اکتبر2017

27 ارديبهشت 1396 نوشته شده توسط 

طغیان آب، خانه‌های بسیاری را ویران کرد وبیمه شانه خالی می‌کند

مینا طیرانی، یک شهروند آسیب دیده از سیل:
P28-Montreal Flood-18
«وقتی احساس کردم در حال از دست دادن خانه‌ام هستم تمام تلاشم را برای حفاظت از آن انجام دادم. یک آن به خودم آمدم و متوجه شدم که وسط خیابان در حالی که آب تا نزدیکی‌های قفسه سینه‌ام بالا آمده، ایستاده‌ام و تلاش می‌کنم جلوی یک لیفتراک را که حامل کیسه‌های شن بود را بگیرم. باید هر طور شده بود جلوی حجوم آب به داخل خانه‌ام را می‌گرفتم. اما شکست خوردم!» مینا طیرانی، یکی از قربانیان سیل اخیر رودخانه اتاوا با صدایی بغض آلود این جملات را از پشت تلفن به من می‌گفت، مکالمه‌ای که تمام تحریره هفته را احساساتی کرد.
از اوایل هفته گذشته و در پی بارش‌ سنگین باران در غرب استان کبک، رودخانه اتاوا طغیان کرد و سر خود شهرهای زیادی را مشکل‌دار کرد تا اینکه به جزیره مونترال و محل تلاقی خود با رودخانه بزرگ سنت لوران رسید. آنجا بود که آب بالا آمد و خانه‌های همشهریان زیادی را در ایل بیزق و پیرفوندز در غرب جزیره مونترال فراگرفت و بعد از شکسته شدن سه سیل بند موقت، به سمت شمال رفت. خانه‌های این منطقه همچنین خانه های جزیره بیزار و هریسه نخستین مناطقی بودند که تخلیه شدند، چون همان گونه که شهردار مونترال گفته بود، «حفظ جان مردم» از هر چیزی مهم‌تر بود. اما موضوع اصلی در این حادثه این بود که به خاطر بارندگی زیاد و اشباع شدن زمین از آب که باعث پر شدن چاه‌های فاضلاب شده بود، خیلی از خانه‌ها قبل از سیل توسط فاضلاب مورد هجوم قرار گرفته بود. در این بین ایرانیان ساکن جزیره بیزار و بلوار پی‌یرفوندز نیز از ماجرای سیل و سیل‌زدگی در امان نماندند. خسارات وارده خیلی متفاوت است و از آب گرفتگی باغچه خانه تا خراب شدن کامل فونداسیون خانه را در بر می‌گرفته است.
P28-Montreal Flood-24
مینا طیرانی:
خانه‌مان قبل از این که ارتش وارد عمل شود از بین رفت
مینا و فرزین طیرانی، نام آشنایی در جامعه ایرانی مونترال هستند. آنها هر ساله با برگزاری جشن «نیکو» در شهر مونترال مبالغ قابل توجهی را برای کودکان کار و زنان بی‌سرپرست جمع‌آوری می‌کنند و برای کمک به آن‌ها به ایران می‌فرستند. مینا طیرانی سالهاست که به عنوان معلم، به آموزش فرزندان این جامعه مشغول است و به تازگی موسسه Le Monde de la langue française را در منطقه سنت چارز در غرب مونترال تاسیس کرده است.
این خانواده پرتلاش جامعه ایرانی در حادثه سیل اخیر با مشکل بزرگی روبه‌رو شدند و خانه‌شان را از دست دادند. مینا و همسرش فرزین که در سال 2004 به همراه فرزندانشان به مونترال مهاجرت کرده بودند، این خانه را 11 سال قبل خریدند و به گفته مینا در آن رویاها و خاطرات زیبایی را ساخته بودند. فرزندانشان در آن خانه بزرگ شدند و دانشگاه رفتند. مسیر پیشرفت پس از مهاجرت را در این خانه با همراهی همه اعضای خانواده محکم طی کردند و خانه‌ای از مهر و محبت ساخته بودند. اما همین چند وقت پیش تصمیم گرفتند خانه را بفروشند و به مکان جدیدی برای سکونت در همان منطقه بروند. اما این حادثه تمام برنامه‌های زندگی آنها را به شکل وحشتناکی تغییر داد.P28-download
مینا در تشریح ماجرا و نحوه بالا آمدن آب گفت: از دو هفته قبل باران زیادی در منطقه باریده بود، آب کمی از سطح طبیعی‌اش بالاتر آمده بود تا اینکه روز دوشنبه هفته قبل بود که متوجه شدیم زیرزمین خانه‌مان آب جمع شده است. در آن زمان همسرم قصد رفتن به ایران را داشت اما بعد از این اتفاق بلیت خود را کنسل کرد و در مونترال ماند.
او در حالی که تلاش دارد در پس همه این اتفاقات وحشتناک، دلش را با یک رویداد کوچک خوش کند ادامه می‌دهد: خوشبختانه چند روز قبل از آمدن سیل بود که فرزندانم برای دیدار خانواده به ایران رفتند و من خیلی خوشحالم که آن‌ها این صحنه‌ها را ندیدند. هر چند که از دور با ما همراهی و همدلی داشتند و با صحبت‌ها و تلفن‌هایشان به ما دلگرمی می‌دادند. حتی دختر کوچکم تلفنی از 5 نفر از دوستان و همکلاسی‌هایش که کبکی بودند و خانه‌هایشان از ما خیلی دور بود خواسته بود تا به کمک ما بیایند. در یکی از همین روزهای سخت بود که متوجه حضور این 5 پسر جوان شدیم که به ما خیلی خیلی کمک کردند.P28-Montreal Flood-26-Edit
او در حالی که نفس عمیقی می‌کشید ادامه داد: من تمام وسایل زندگی‌ام را به خاطر فروش خانه و اسباب‌کشی جمع کرده بودم و در کارتن‌های کوچک و بزرگ داخل زیرزمین خانه گذاشته بودم. در نتیجه در پی سیلی که آمد تمام وسایلم همزمان به زیر آب رفت. از کتاب و وسایل شخصی گرفته تا تمام وسایل آشپزخانه‌ام.
مینا ادامه داد: ششم می اما حادثه شکل دیگری رقم خورد. آب از فاضلات بالا می‌آمد و همین وضعیت باعث شد که ما دیگر نتوانیم هجوم آن را کنترل کنیم. فاضلاب تمام خانه را فرا گرفته بود. ما دیگر توان انجام هیچ کار دیگری را نداشتیم. تا این که نیمه شب هفتم می یعنی روز یک‌شنبه سدی را که با کیسه‌های شن در دورتا دور خانه کشیده بودیم، شکسته شد و تمام کسانی که کمک حال ما بودند از جمله آقایان خدیر، مجید جوانی، محمد نامداری، نریمان نامداری، علی رضایی، سلیمان، علی ترابی و خیلی های دیگر که الان در ذهنم نیست، نتوانستند کاری بکنند. این دوستان 5 روز تمام نخوابیدند و نوبتی شیفت می‌دادند تا از خانه‌ ما محافظت کنند. P28-Montreal Flood-137
او که با ناراحتی از این که چطور خانه‌اش جلوی چشمانشان از دست رفته و تمام تلاش آنها برای نجات بی‌نتیجه بوده است، صحبت می‌کرد، ادامه داد: به یاد می‌آورم که وقتی احساس کردم در حال از دست دادن خانه‌ام هستم یک آن به خودم آمدم و متوجه شدم که وسط خیابان در حالی که آب تا نزدیکی‌های قفسه سینه‌ام بالا آمده بود، ایستاده‌ام و تلاش می‌کنم یک لیفتراک را که حامل کیسه‌های شن بود را متوقف کنم تا بتوانم جلوی هجوم آب را که خانه‌ام را تهدید می‌کرد، بگیرم. به این ترتیب توانستم از لیفتراک 70 کیسه شن بگیرم و سد سازی کنم. شرایط خیلی حاد بود اما نهایتا همه چیز بد تمام شد .....
مینا درباره کمک‌های محلی و دولتی اما چنین گفت: آتش‌نشانان فرشته‌هایی هستند که من هرگز آن‌ها را ندیده بودم اما راستش کیسه‌های شن آن‌ها برای حفاظت از خانه من اندازه نبود. مردم و از همه مهمتر هم‌وطنانم هر کاری که توانستند برای کمک به ما انجام دادند اما نتیجه آن چیزی نشد که همه ما برایش جنگیدیم. ارتش هم زمانی وارد عمل شد که خیلی دیر شده بود چون ما روز قبل از آن تسلیم شده بودیم و خانه را ترک کرده بودیم. روز سه‌شنبه هفته قبل ما رفتیم تا چند تکه لباس و عینک همسرم را بیاوریم اما متوجه شدیم که همه چیز از بین رفته حتی خودروهای همسر و دخترم به زیر آب رفته بود وتمام ابزارهای برقی فرزین که برای کارش بود، همه نابود شده‌اند.
او درباره این که الان در چه وضعیتی به سر می‌برد، گفت: چند روز اول را به خانه یکی از بستگانم رفتم و بعد از آن هم خانه یکی از دوستانم. اما خداوند بزرگ است و حتما راه چاره بهتری برایمان باز خواهد شد.
مینا طیرانی اولین باری نیست که گرفتار مشکل آب می‌شود و خانه‌اش در تهدید قرار می‌گیرد. او می‌گوید: این حادثه در سال 2008 نیز اتفاق افتاده بود. در آن سال باز هم بالا آمدن آب باعث اشباع شدن زمین و بالا آمدن فاضلاب شهری به داخل خانه شده بود اما عمق فاجعه به این اندازه نبود و همان زمان بیمه مبلغی را که البته خیلی هم نبود به ما پرداخت کرد. اما اکنون به خاطر وسعت ماجرا و هزینه بالایی که این حادثه داشته است بیمه اصلا زیر بار نمی‌رود و می‌گوید این ماجرا قابل پیش‌بینی بوده و ما مسئولیتی قبول نمی‌کنیم. به هر حال طغیان آب خانه‌های زیادی را ویران کرد، بیمه هم شانه خالی می‌کند.
او در حالی که بسیار متاثر بود یادآوری کرد که دلش با همه کسانی است که مثل خودش حادثه دیده‌اند و در پایان افزود: امیدمان به خداوند است و این نیز بگذرد.

الاهه شکرایی؛ از فعالان زن در جامعه مونترال
آن چه هست قدر بدانیم و حمایت کنیم
الاهه شکرایی از فعالان و موسسان انجمن زنان ایرانی مونترال نیز از جمله شهروندان ایرانی است که در حادثه سیل اخیر دچار سیل زدگی شده است اما گویا وسعت آن خیلی زیاد نبوده و تنها به حیاط خانه‌اش صدمه وارد شده است.
الاهه که 18 سال است در محدوده پی‌یرفوندز زندگی می‌کند، درباره حادثه می‌گوید: هر بار که بارندگی شدید می‌شد معمولا در شرایط بحرانی دیگر آب تا لبه حیاط بالا می‌آمد چرا که از حیاط خانه ما تا کف رودخانه که مقابل خانه‌مان قرار دارد حدود سه متر فاصله است. سه‌شنبه شب دو هفته قبل آب شروع به بالا آمدن کرد و هر روز ما شاهد بالاتر آمدن آب بودیم تا اینکه در چند سانتی‌متری دیوار ساختمان متوقف شد. برای همسایه‌های ما نیز شرایط به همین گونه بود.
تا سه‌شنبه شب که آب تا نزدیکی ساختمان بالا آمد و تمام حیاط خانه را فرا گرفت با شهرداری دائما در تماس بودیم و آنها هر روز به ما سر می زدند اما اولویت را به کسانی داده بودند که در شرایط حادتری قرار داشتند و ما در لیست انتظار بودیم. به هر ترتیب با هر وسیله‌ای که داشتیم از جمله چوب و پلاستیک و .... آب را مهار می‌کردیم.P28-volunteers-in-vaudreuil

الاهه ادامه داد: ما صدمه خاصی ندیدیم اما حیاط کاملا از بین رفت و اطرافیان ما به خصوص کسانی که در جزیره بیزار بودند صدمه‌های زیادی را متحمل شدند و حتی در بعضی موارد خانه‌هایشان دیگر قابل سکونت نیست. این خیلی ناراحت کننده است و امیدوارم که دولت تدبیری را برای این ماجرا بیاندیشد.
الاهه شکرایی با اشاره به این که خدمات در این جا هم شاید عادلانه نباشد ادامه داد: ما در کشوری زندگی می‌کنیم که نمی‌خواهم بگویم همه چیز عادلانه است اما آن چه که هست را باید قدر بدانیم و حمایت کنیم. مثلا یکی از همسایگان ما بیمار است و دائما احتیاج به برق دارد. از طریق سی‌ال‌اس‌سی دائما با وی تماس می‌گیرند و او را چک می‌کنند تا با مشکلی برخورد نکند. وقتی این اتفاقات را در کنار این حادثه می‌بینیم کمی دلگرمی می‌گیریم. این که بالاخره یکی هست که حواسش به شما باشد. همه مردم با هم همکاری کردند و همسایه‌ها برای نیروهای داوطلب غذا درست می‌کردند و کیسه‌های شن را پر می‌کردند. دیدن این صحنه‌ها بسیار قشنگ است هر چند که درد بزرگتری ما را فرا گرفته است.
او درباره بیمه خانه و حوادث این چنینی به ما گفت: می‌دانم که بیمه، این گونه حوادث را پوشش نمی‌دهد مگر این که بیمه اضافی برای حوادث طبیعی خریده باشید. اگر صاعقه خانه را خراب کند بیمه مسئولیتی برعهده نمی‌گیرد. ولی به نظر من باید دولت اقداماتی را انجام دهد که مردم احساس ناامنی نکنند. هر چند که شهرداری و دولت کبک گفته‌اند که کمی کمک مالی خواهند کرد اما آن کمک بسیار محدود است.
الاهه شکرایی در ادامه با بیان این که وضعیت زندگی الان اصلا عادی نیست، در پایان افزود: اصلا وضعیت عادی نیست. دریچه‌های زه کشی شهر قادر به جذب آب نیستند و زمین اشباع شده است. همین مشکل را دو برابر می‌کند. همین باعث شده که آب وسط خیابان ایستاده و تردد را با مشکل روبه رو کرده است. حتی مدارس بسته هستند و در شهر هم خبری نیست تمام فروشگاهها بسته هستند.
امیر خدیر: دولت باید حامی مردم در این حادثه باشد
امیر خدیر؛ نماینده ایرانی‌تبار حزب Quebec solidaire (کبک همبسته) از شهر مونترآل که از اولین ساعات وقوع سیل در غرب مونترال در آنجا حضور داشته و حتی به تعدادی از هموطنان کمک هم کرده است، درباره این حادثه با ابراز تاسف به خبرنگار ما گفت: این اتفاق که همشهریان ما دچار سیل‌زدگی در این ابعاد شده‌اند، بسیار هولناک و دردناک است. وی درباره این که با توجه به وضعیت آب و هوایی منطقه در چند روز گذشته، ماجرای این سیل و حادثه قابل پیش‌بینی بوده، گفت: این نوع بارندگی مداوم در طول چند هفته و درست بعد از ذوب شدن برف، همه قابل پیش بینی بوده است. برای یک کشوری که امکانات وسیعی دارد و برای من هم به عنوان یک قانون‌گذار بسیار باعث تعجب است که چگونه محاسبات لازم و پیش‌بینی انجام نشده بود. با وجود اینکه دولت می‌دانست که زمین‌ها اشباع شده‌اند و برخی از مناطق در معرض خطر هستند، نباید می‌گذاشت کار به جایی برسد که مردم خودشان در لحظات آخر مجبور به چیدن دیوار شنی شوند. دیوارهایی که می‌شد توسط ارتش و یا گروه‌های کمک‌رسانی عمومی به صورت بسیج شدن از قبل انجام شود. جالب این است که چند شهر نزدیک به این جزایر و در سر راه رودخانه اتاوا قبل از این حادثه دچار سیل‌زدگی شده بودند از جمله شهر ریگو. ما سرنوشت این شهرها را طی چند روز قبل دیده بودیم و باید عکس‌العمل نشان می‌دادیم و خود ارتش باید زودتر از این‌ها مداخله می‌کرد و مقامات کبک پیگیری می‌کردند. یعنی وزیر امنیت عمومی آقای «کوآتو» نقش خیلی برجسته‌ای در دولت دارند و نماینده منطقه بیزاز و پی‌یرفوندز هستند.

P28-
نماینده ایرانی‌تبار در ادامه با اشاره به مشغله‌های دولت لیبرال برای خدمت به کمپانی‌های نفتی گفت: منتهی این دولت آن قدر گرفتار بحران‌های خودساخته از جمله داستان و جریانات فساد مالی در دولت و ندانم‌کاری‌ها در وزارت ترابری است یا چندین ماه است که درگیر سرزنش و سوال مطبوعات و اپوزیسیون به خاطر فساد مالی و کمک‌های غیر قانونی برای صندوق انتخابات هست که اصلا حواسشان به مردم و این ماجراها نیست.
به جای این که حواسشان به امور اساسی و زندگی مردم باشد و ارتش را زودتر خبر کنند و تاریخ حادثه را در نظر بگیرند، به کمپانی‌هایی از جمله بمباردیه و کمپانی‌های نفتی می‌رسند. همین یکی از ضعف‌های دولت لیبرال است.
امیر خدیر با اشاره به این که در تمام هفته گذشته در محل حادثه در حال کمک‌رسانی بوده است، گفت: من تمام روز شنبه و یک‌شنبه آن جا بودم و دیدم که بیشترین لطمه را اهالی منطقه جزیره بیزاق خورده‌اند. هر چند درگیر‌و‌دار این ماجرا نمی‌خواهیم دولت را سرزنش کنیم اما متاسفانه در مواردی این چنینی دولت کاملا ضعیف عمل کرده است. مثل ماجرای اتوبان 13 که برف سنگین اتوبان را بست و بسیاری در اتوبان گیر افتادند و جانشان به خطر افتاد.
تا زمانی که دولت سرنوشت میلیونرها و بیلیونرها و رفقایش برایش اهمیت بیشتری دارد و در تلاشند که قوانین را طوری دستکاری کنند که کمپانی‌های نفتی بتوانند لوله نفت‌شان را زودتر بکشند و یا این که به بمباردیه کمک یک و اندی میلیارد دلاری کند، طبیعی است که موضوعات مربوط به زندگی مردم اهمیت و اولویت خود را از دست می‌دهد.P28-Montreal Flood-50
او با تاکید بر این که دولت باید حامی مردم باشد ادامه داد: دولت باید یک برنامه وسیع کمک‌‌رسانی به هزاران خانواری داشته باشد که خانه‌هایشان را از دست داده‌اند و یا به طریقی لطمه خورده‌اند و اموالشان از ارزش افتاده یا از دست رفته است. دوم این که دولت باید یک فکری به حال بیمه بکند. این کمپانی‌های بیمه با بی‌مسئولیتی تمام بهانه می‌آورند و شانه خالی می‌کنند. این جا دولت باید طرف مردم را بگیرد و به صاحبان تجارت‌های بزرگ و بانک‌های بزرگ که معادلات دوطرفه دارند دولت باید به آن‌ها اخطار جدی بدهد و بگوید که باید بخشی از این هزینه‌ها را پرداخت کنند. دولت باید بین مردم و شرکت‌های بیمه، مردم را انتخاب کند.
نماینده حزب سولیدار کبک در ادامه با اشاره به این که رضایت‌مندی مردم در اولویت است و روزهای حادثه بسیار سخت بود گفت: در شرایط سخت مردم احساس ناتوانی می‌کنند و همه فکر می‌کنند که به کمک‌رسانی بیشتر از بقیه احتیاج دارند. نیروهای کمکی هم شرایط را بررسی می‌کردند و اینکه چه خانواده‌ای وضعیتش اسفبارتر است. درست مثل یک میدان جنگ که اول خون را باید به چه کسانی برسانند.
به نظر من مسئولان آتش‌نشانی و مسئولان منطقه‌ای با تمام فداکاری به همسایه‌ها و مردم کمک می‌کردند و الان این مسئولیت دولت است که یک بار دیگر نشان دهد که طرف مردم است. مردمی که خودشان می‌گویند به حزب لیبرال رای داده‌اند.
او در حالی که از عملکرد دولت لیبرال عصبانی بود و به آنها انتقاد شدید می‌کرد، گفت: متاسفانه این حادثه در منطقه‌ای رخ داده که مردم آن انگلیسی زبان هستند و همگی به حزب لیبرال رای داده‌اند. اما دیدگاه دولت این طور نیست آنها می‌گویند که این مردم مهاجر و انگلیسی زبان هر بار به ما رای خواهند داد. اگر این حادثه در منطقه لونگوی رخ داده بود ماجرا مطمئنا فرق می‌کرد، رسیدگی دولت فرق می‌کرد، می‌دانید چرا؟ برای این که در آن منطقه، احزاب برای رای آوردن در منطقه دائما با هم درگیر هستند و دولت برای حفظ منافعش شرایط را بهتر و زودتر هماهنگ می‌کرد. آنها بارها گفته‌اند که وست‌آیلندی‌ها مهاجر و انگلیسی زبان هستند و مجبورند به ما رای بدهند. من اصلا قصد تخریب دولت را ندارم، فقط می‌خواهم مردم بدانند که با چه دولتی روبه‌رو هستند و برای سرنوشت خودشان تصمیم درست بگیرند.
ما کمپانی مثل اوبر را فراموش نمی‌کنیم. تمام تاکسی‌ران‌ها همگی مهاجر هستند و اما دولت اوبر را انتخاب کرد برای این که بتواند رای آنها را داشته باشد. در هر حال اگر بخواهیم این آسیب‌پذیری را در جامعه کم کنیم باید این نکات را به مردم گوشزد کنیم.
امیر خدیر در پایان با اشاره به نقش جامعه ایرانی در این حادثه و همبستگی بیشتر آنها با جامعه کبکی، بیان داشت: به نظر من بعد از اینکه آب پایین آمد، جامعه ایرانی می‌تواند همگام با بقیه نیروهای داوطلب وارد عمل بشود و به مناطق آسیب دیده بروند و به شهروندان این منطقه کمک کنند. شهروندان ایرانی در کبک می‌توانند با همسایه‌هایشان در این حادثه یک سرنوشت و درد مشترک را رقم بزند که انتهای آن یک رابطه عمیق و ماندگار خواهد بود.

لیوسا کیلانی:
عمق حادثه بیش از این حرفها بود ما به همدلی نیاز داریم
لیوسا کیلانی، مدیر گروه مهر و همبستگی ایرانیان مونترال تقریبا همزمان با وقوع حادثه سیل در غرب شهر مونترال وارد عمل شد و فراخوانی برای کمک داوطلبانه به آسیب‌دیدگان روی صفحه فیس‌بوک‌اش قرار داد.
چند نفری اعلام آمادگی کردند و همگی راهی منطقه سیل‌زده شدند و به کمک داوطلبانه به نیازمندان پرداختند. لیوسا در گزارشی که برای مجله هفته ارسال کرده است، اشاره می‌کند:P28-2
«بعد از دیدن صحنه‌های دردناک سیل در فیسبوک و بعد از تماس با چند عزیز در مورد اتفاقات رخ داده، تصمیم گرفتم در خانه ننشینم و قصه بخورم و کمک‌رسانی را شروع کنم. پی‌گیر شدم که آیا از عزیزان ایرانی نیز در این حادثه نیاز به کمک دارند یا خیر؟ بعد از آن با شهرداری تماس گرفتم و به من ۲ منطقه را اعلام کردند که هنور نیاز به کمک داشتند به همین دلیل فراخوانی در گروه گذاشتم که اگر افرادی مایل به کمک داوطلبانه هستند با من تماس بگیرند که خوشبختانه چندین نفر اعلام آمادگی کردند و همین شد که در روز سه شنبه هفته گذشته به همراه ۲ عزیز به جزیره بیزاق رفتیم تا در پر کردن کیسه‌های شن کمک کنیم.
هر چند در طول مسیر کمی برای پیدا کردن محل با مشکل روبه رو شدیم اما بالاخره به محل رسیدیم. در ابتدا آنها لباس‌های مخصوص به ما دادند و ما را به زمین فوتبالی راهنمایی کردند که در آن جا تعداد زیادی داوطلب مشغول جابه‌جا کردن کیسه‌های شن بودند.
چیزی که به من دلگرمی می‌داد این بود که حضور ما سه نفر هم بسیار مورد توجه قرار گرفت. در ابتدا کسی که مدیریت کار را برعهده داشت به ما خوش آمد گفت و از این که برای این کار اعلام آمادگی کرده‌ایم ابراز خوشحالی کرد. نیروهای زیادی از اهالی محلی غذاهای مختلفی درست کرده بودند و برای نیروهای داوطلب آورده بودند.
دیدن این همه انسانیت و دیدن حضور پیر و جوان و حتی خردسالان برای کمک به هم نوع خود بدون چشم‌داشت، دلگرمی بزرگی بود و پیام قشنگی که انسانیت هنوز زنده هست.

مجید جوانی:
آسیب‌دیدگان کامیونیتی به حمایت معنوی احتیاج دارند
مجید جوانی یکی از فعالان جامعه ایرانی است که در روزهای سخت و اتفاقات ناراحت کننده، همراه همشهریان بوده است. جامعه ایرانی به خصوص هیچ‌گاه تلاش او برای پیدا کردن مادری که در مونترال مفقود شده بود را فراموش نمی‌کند. در جریان سیل هفته گذشته هم او در جزیره بیزاق بود.

P28-Montreal Flood-161
مجید جوانی که بعد از زلزله دوم آذربایجان گروه فیس‌بوکی «هماهنگی کمک‌های ایرانیان مونترال» را راه‌اندازی کرده بود، درباره این حادثه و این که چطور در جریان این ماجرا قرار گرفته بود گفت: من و فرزین طیرانی با هم دوست قدیمی هستیم. روز یک‌شنبه به او تلفن کردم و ماجرا را جویا شدم. او گفت که احتیاج به پمپ دارد. من هم پمپی را تهیه کردم و به سمت خانه‌اش رفتم. وقتی به آنجا رسیدم حادثه آنقدرها هم جدی نبود و همگی تلاش کردیم تا آبی را که در زیرزمین خانه جمع شده بود را خارج کنیم.
او افزود: روز دوشنبه ماجرا به جایی کشیده شد که ما متوجه شدیم آب از سطح در ورودی ساختمان در حال وارد شدن است. شروع کردیم آب را با سطل از خانه بیرون ریختیم. و با بچه‌ها تلاش می‌کردیم که جلوی ورود آب را بگیریم. اما با این حساب هنوز ماجرا آنقدرها سنگین نبود تا اینکه روز شنبه دیدیم که آب باز هم بالاتر آمده و از دیواری که ما دورتادور خانه با کیسه‌های شنی درست کرده بودیم هم گذشت و سد ما فروریخت. دیوار داخل ساختمان شکم داده بود و در حال شکستن بود. کاملا احساس خطر کردیم و فورا از آتش نشانی درخواست کمک کردیم. چون دیوار شکم داده بود، همگی رفتیم پشت دیوار ایستادیم تا از نظر ایمنی مشکلی نباشد و آن موقع بود که آتش نشانی از راه رسید. در آن زمان آب تا بالای سینه‌ها بالا آمده بود. خیلی تلاش کردیم تا دیوار دیگری از کیسه‌ای شنی بسازیم اما دیگر خیلی دیر شده بود.P28-ile-blizzard
همان موقع بود که فرزین تصمیم سخت زندگیش گرفت و اعلام کرد که خانه را ترک می‌کنیم. تنها کاری که کردیم این بود که تعدادی از وسایل را از داخل خانه نجات دادیم. او در ادامه درباره خدماتی که دولت و ارتش ارائه داد به خبرنگار هفته گفت: ارتش خیلی دیر آمد. ما قبل از این که ارتش وارد شود، در شرایطی قرار گرفته بودیم که غیر قابل بازگشت بود و مجبور شدیم خانه را ترک کنیم. وقتی ما خانه را ترک کردیم طبقه اول تا بالای زانو آب بود. ماندن در آنجا تنها جان آدم ها را تهدید می‌کرد و واقعا کار دیگری نمی‌شد انجام داد.
او درباره این که الان شهروندان چه کمکی می‌توانند به آسیب‌دیدگان این حادثه بکنند، گفت: قبل از این که به کامیونیتی بگویم، باید دولت کاری برای این مردم انجام دهد. الان بعضی از خانه‌ها هستند که بیمه شرایطشان را قبول کرده‌اند اما خیلی از خانه‌ها هست که بیمه زیر بار نمی‌رود و قبول نمی‌کند که خسارت باید پرداخت شود. کامیونیتی ایرانی اما حداقل می‌تواند از نظر معنوی پشت این افراد بایستد و در این شرایط احوالپرس آنها باشد.

دولت جور شرکت‌های بیمه را می‌کشد؟
سجاد صاحبان زند
کسانی که اخبار کبک را دنبال می‌کنند، حتما این روزها به دفعات در مورد مشکلات ناشی از سیل که باعث خسارت زیاد به بسیاری از همشهری‌های مونترالی ما شده است، مطلب خوانده‌اند. سیل خانه‌های برخی از آن‌ها آسیب جدی زده و بسیاری از آن‌ها را بی‌خانمان کرده است. حتی جسد یک مرد مونترالی که ناپدید شده بود، پیدا شده و هنوز از سرنوشت یک کودک گمشده ، خبری در دست نیست. این روزها دیگر آب در حال فرو نشستن است، خسارت‌ها از برآوردهای اولیه کمتر است و دولت هم اعلام کرده که مطابق یک برنامه از قبل طراحی شده به خسارت‌دیدگان کمک می‌کند.
مطابق آمار اعلام شده، حدود 2 میلیون خانه کانادایی به طور جدی در معرض خطر سیل قرار دارند. خسارت‌های ناشی از سیل هم سالانه در حال زیاد شدن است. گزارش پخش شده از سی‌بی‌سی حاکی از آن است که این خسارت‌ها که در بین سال‌های ۱۹۹۶ تا ۲۰۱۱، به طور متوسط سالانه ۱۱۸ میلیون دلار بوده، در سال‌های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۵ به مقدار تقریبی ۲۸۰ میلیون دلار در سال افزایش یافته است. این یعنی سیل در سالهای اخیر دو برابر بیش از قبل خسارت وارد می‌کند. نگرانی از سیل دیگر فقط مخصوص کسانی که در خانه زندگی می‌کنند نیست و آپارتمان‌نشین‌ها هم از این بلای طبیعی در امان نیستند. فرانسیس لوژو ، مدیر CAQ معتقد است که باید به همان روشی که برای خانه‌ها استاندارد ضد آتش‌سوزی تهیه شده و تجهیزات مبارزه با آتش در همه مراکز اورژانس در دسترس است، برای سیل هم فکری کرد چون به نظر می‌رسد با تغییر شرایط آب و هوایی در جهان، کانادایی‌ها باید منتظر تعداد بیشتری از این‌گونه خسارات باشند.
از حدود 2 سال پیش و بعد از فاجعه سیل سال 2015 در یکی از استانهای مرکزی کانادا، دولت طرحی به منظور جبران خسارت‌های مردم در مقابل سیل را تصویب کرد که بودجه‌ای سالیانه برای آن منظور شده است. طبق این بودجه هر واحد مسکونی در صورت خسارت دیدن در جریان یک بلای طبیعی می‌تواند تا حداکثر 150 هزار دلار درخواست خسارت کند.
اگر شما خواننده محترم از جمله کسانی هستید که در جریان فاجعه سیل اخیر در غرب جزیره مونترال در خانه مانده‌اید و با سیل جنگیده‌اید، حتی می‌توانید برای این کارتان دستمزد ساعتی دریافت ‌کنید. مبلغ پرداختی برای هر ساعت بر اساس حداقل دستمزد قانونی کبک محاسبه شده است که معادل ۱۱/۲۵ دلار در هر ساعت است. برای هر واحد مسکونی می‌توان تا سقف ۳ هزار دلار درخواست دستمزد برای مبارزه با سیل کرد که معادل حدود 250 ساعت کار است. اگر وسایلی هم برای مبارزه با سیل خریده باشید، دولت تا سقف سه هزار دلار به شما کمک می‌کند. کسانی هم که با اخطار پلیس مجبور به ترک خانه‌هایشان شده‌اند روزانه ۲۰ دلار به ازای هر عضو خانواده برای زندگی در مکان موقت دریافت خواهند کرد. حتی برای تمیز کردن خانه پس از فروکش کردن سیل یا هر تعمیر مورد نیاز دیگر که در اثر سیل رخ داده باشد، همان دستمزد حداقلی منظور شده است که سقف نهایی آن بر اساس میزان تعمیر مورد نیاز در خانه شما محاسبه خواهد شد.
اگر مجبورید سیلاب را از خانه‌تان به خارج پمپاژ کنید و یا با کیسه‌های شنی سدی در مقابل سیلاب ایجاد کنید، دولت کبک هزینه‌ها را به شما بازپرداخت خواهد کرد. برای خسارت تاسیسات مهم خانه مثل تعمیر مخرن‌های آب‌گرم، پنجره‌ها و لوله‌کشی ساختمان تا سقف ۸۰ درصد کل برآورد به شما بازپرداخت می‌شود.
همه این خدمات شامل بخش‌هایی از خانه است که روزانه و به طور دایم استفاده می‌شوند. مثلا اگر شما یک خانواده ۵ نفره باشید و خانه‌ای 7 اتاق خوابه داشته باشید، هزینه‌های اتاق‌های اضافی را باید خودتان یا شرکت بیمه‌تان پرداخت کند. در نهایت حداکثر هزینه‌ای که یک خانواده برای خانه آسیب‌دیده‌اش می‌تواند دریافت کند ۱۵۹ هزار و ۲۰۸ دلار است.
هر چند دولت کبک، تنها دولت استانی کاناداست که قانون خسارت‌های ناشی از آب‌های سطحی را امضا نکرده، اما اتفاق‌های اخیر و فشار افکار عمومی باعث شد تا در این مورد خاص تجدیدنظر شود.در حال حاضر دولت بودجه‌ای ۵۰۰ هزار دلاری به سازمان صلیب سرخ اختصاص داده تا به آسیب‌دیدگان کمک شود. کسانی که می‌خواهند از این کمک‌ها برای بازسازی خانه‌هایشان استفاده کنند ، باید با شماره ۲۴۳۳ - ۶۴۳ - ۸۸۸ - ۱ تماس بگیریند.