21فوریه2019

14 ارديبهشت 1396 نوشته شده توسط 

هومن خلعتبری، رهبر افتخاری ارکستر جمهوری چک

«دوری» از وطن دیگر مفهوم قدیم را ندارد
اسدالله قربان‌زاده
عکس روی جلد: T. Petrovic
P28-10944634 web

باران از نت بر سر «آن مرد»
موسیقی؛ زبان گویای فرهنگ‌ها است. هنر بلامنازعی که با آن می‌توان ملت‌ها را به صلح و دوستی فرا خواند.
در جایی که بویی از مهر و دوستی به مشام نمی‌رسد، این موسیقی است که نقش خود را در کازار جنگ و خشونت به بهترین هارمونی به تصویر می‌کشد.
موسیقی محدود به مرزها نیست و موسیقیدان همیشه با مردم است. در شادی‌ها و غم‌ها و حتی در جایی که از خود بیگانه می‌شوی و کنج خلوت اختیار می‌کنی به سراغ موسیقی می‌روی.
اهالی این میراث کهن با بهره‌گیری از تجربه‌های ارزنده با حفظ اصالت‌ها و حتی همسو شدن با موسیقی روز جهان توانسته‌اند، نقش مهمی در پیوند بین فرهنگ‌ها داشته باشند و از همه مهمتر در معرفی این مرز و بوم کهن با زبان موسیقی قدم بردارند.
«هومن خلعتبری» نامی آشنا برای دوستداران موسیقی ایران و حتی جهان است که دنیای رنگارنگی در موسیقی دارد.
از تجربه نوازندگی پیانو تا سه تار و اصول رهبری اپرا و آهنگ‌سازی و هارمونی و کنترپوان و خیلی چیزهای دیگر درباره موسیقی حرف دارد که خستگی و گذر زمان از یادت می‌رود. گویی بارانی از نت‌ها دست به دست هم داده‌اند تا هومن را سیراب کنند!
فراگیری پیانو را از۶ سالگی نزد «نیره اسکویی» آغاز می‌کند. بعدها پیانو را نزد «لیلی سرکیسیان» و «ملیک اصلانیان»، هارمونی و کنترپوان را نزد «فریدون ناصری»، آهنگسازی را نزد «احمد پژمان» و اصول رهبری ارکستر را از «توماس کریستین داوید» و «حشمت سنجری» می‌آموزد.
زمان سپری می‌شود تا او در کنار تحصیل علم موسیقی در محضر این اساتید، حضور و تجربه آکومپایمان شاگردان کلاس آواز خانم «آریا زند»، مرحوم «حسین سرشار» و مرحوم« احمد پارسی» و مرحومه« بهجت قصری»، سببورود و آشنایی او به دنیای آواز کلاسیک شد.

حضور در مستر کلاس‌های اساتید پیانو مانند «نوین افروز»، «گرهارد گرت اشلگر» و «هوتزل»، تأثیر به سزایی در ارتقاء دانش و سطح نوازندگی پیانوی او داشت طوری که دریچه‌ای نو در دنیای موسیقی برای او روشن می‌شود.
زمان سپری می‌شود تا اینکه هومن برای تحصیلات آکادمیک موسیقی وارد محیط علمی می‌شود.
او در دوران تحصیلات دانشگاهی، ردیف و دستگاه‌های موسیقی ایرانی را زیر نظر «مهربانو توفیق» (سه تار) و موسیقی جهانی (کلاسیک) را زیر نظر اساتید دیگر همچون «شریف لطفی»، «هوشنگ کامکار»، «دکتر امیر اشرف آریانپور» و «کامبیز روشن روان» می‌آموزد.
ضبط و اجرای پیانو در موزیک متن بسیاری از فیلم‌های سینمایی، آثار تولیدی صدا و سیما و همچنین انتشار ۲ سی دی «بارون بارونه» با ویلن حسین یوسف زمانی و «ای وطن» یا تار کیوان ساکت و آواز فاضل جمشیدی از یادگارهای آن دوره این هنرمند است.
او پیانیست ارکستر سمفونیک تهران، آسیستان «گرگین موسسیان» در گروه کر ارکستر سمفونیک تهران، پیانیست ارکستر و گروه کر فرهنگسرای بهمن زیر نظر «مهدی شمس نیکنام» و « آسیستان توماس کریستین داوید» در ارکستر فیلارمونیک جوانان انستیتوی فرهنگی اتریش در تهران در سال‌های ۱۳۶۷ تا ۱۳۷۵ بوده است.
کسب تجربه نو در موسیقی او را رهسپار اتریش، مهد موسیقی دنیا می‌کند. خلعتبری در سال ۱۳۷۶ برای ادامه تحصیلات دانشگاهی عازم این کشور می‌شود و با گذشتن از سد کنکور ورودی دانشگاه هنر و موسیقی شهر گراتس، رهبری کر را زیر نظر Rupert Huber و Johannes Prinz رهبری ارکستر را با A. Tamayou، R. Armanian و Martin Sighard و رهبری اپرا را نزد Wolfgan Bozic و G. Fruhman آموزش می‌بیند و تحصیلات خود را در دو رشته رهبری کر و رهبری ارکستر؛ با درجه عالی به پایان می‌رساند.
در کنار فعالیت‌های پربار این هنرمند ایرانی با ارکسترهای گوناگون در نقاط مختلف جهان در برخی برنامه‌های پاپ نیز حضور چشمگیر داشته است که از مهمترین آن‌ها «آکادمی موسیقی گوگوش» در تلویزیون «من‌وتو1» است.
او در قامت مربی آواز در این برنامه سعی در آموزش و ترویج صحیح مبانی موسیقی در بین بیننده‌‌های تلویزیونی، ارتقاء مجدد موسیقی پاپ ایرانی در بین افراد مستعد و بالا بردن فرهنگ شنیداری جامعه داشت؛ برنامه‌ای که به نظر بسیاری در سری جدید دیگر آن طعم و حلاوت سابق را ندارد.
اکنون خلعتبری از سال ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۶ رهبر ارکستر فیلارمونیک متروپولین پراگ جمهوری چک بوده و در حال حاضر مدیر هنری فستیوال بین اللملی قصر کیرشتتن در اتریش بوده و از این حیث افتخاری برای این هنرمند و برای ایران است.

سراغ هومن خلعتبری رفتیم تا درباره برنامه‌های امسال، برگزاری کلاس‌های آوازی و نیز اوضاع این روزهای ارکستر سمفونیک ایران مصاحبه داشته باشیم.
سال ۱۳۹۵ سال پرکاری برای هومن خلعتبری در دنیای موسیقی بود. از فعالیت در اپرای گرتس اتریش تا چند کنسرت با ارکسترهای مختلف اروپایی و البته برگزاری کارگاه‌های اجراء و آواز برای خوانندگان ایرانی. چند ماه قبل نیز خلعتبری به‌عنوان رهبر افتخاری ارکستر Vituosi Brunenses در جمهوری چک منصوب شد تا آوازه فعالیت‌هایش گسترده باشد.
او در این گفت‌وگو به جزییات فعالیت‌ها در سالی که گذشت اشاره می‌کند و در ادامه گریزی به سوالات ما درباره وضعیت ارکستر ملی و اجراهای امسال می‌پردازد و جالب این که نقطه نظرات خود را صراحتا بیان می‌کند.

سال گذشته مشغول چه کارهایی در عرصه موسیقی بودید؟
فعالیت‌های موسیقی من، در سالی که گذشت، کماکان زیاد و شاید کمی شلوغ بود. از فعالیت در اپرای گرتس که امسال به هفدهمین سال خودش رسیده تا چند کنسرت (موسیقی کلاسیک) با ارکسترهای مختلف اروپایی و در حیطه موسیقی ایرانی که شاخص‌ترین آن‌ها، برگزاری کارگاه‌های اجراء و آواز برای خواننده‌های جوان ایرانی بود که در کشورهای مختلف برگزار شد.
یک کنسرت ایرانی با همراهی یک گروه و آنسامبل بین‌المللی (ایرانی- سوئدی - بلژیکی) با خوانندگی خانم سارا حمیدی داشتم که تجربه جالبی بود و من به غیر از کار و سرپرستی این گروه، خودم هم در اجراها پیانو می‌نواختم.

فستیوال اتریش در سال ۹۶ چطور خواهد بود؟
در تیر و مرداد ۹۶ در فستیوال قصر کریشتِتِن اتریش Klassikfestival Schloss Kirchstetten دو برنامه خواهم داشت.
برنامه اول که شب افتتاحیه فستیوال است و مثل هرسال، کنسرت مفصلی در فضای باز و حیاط قصر برگزار میشود.
عنوان کنسرت «یک شب روسی» است و شامل قطعات مختلف از آهنگسازان کشور روسیه که در آن شب، ارکستر فیلارمونیک باوارین اُلموتز و من به روی صحنه خواهیم رفت.
برنامه دیگر، اپرای «دختر هنگLa Fille de Règiment» است. این کار اثر آهنگساز ایتالیایی «دونیتزتی-Donizetti» داستان دختر جوانی است که در شیرخوارگی توسط سربازان هنگ دوم ارتش فرانسه در میدان جنگ پیدا شده و چون این دختر همراه سربازها بزرگ می‌شود و رشد می‌کند به «دختر هنگ» معروف می‌شود که داستان جالبی دارد.
بعد از سه روز تست صدا در آذر ماه سال ۹۵ در شهر وین، خواننده‌های خوبی را انتخاب کرده ام، البته گروه کُر مجلسی وین و ارکستر «ویرتئوزی بروننسز Virtuosi Brunenses» هم در این ۸ شب اجرا من را همراهی خواهند کرد.

به‌عنوان رهبر افتخاری ارکستر در کشور جمهوری چک منصوب شده‌اید. با این حال بخشی از فعالیت‌های هنری شما در این کشور متمرکز خواهد شد؟
عادت ندارم، خیلی گزارش فعالیت‌ها و اجراهایم را در بوق و کرنا دنیای مجازی بدمم. در دنیای امروز و دهکده جهان امروزی با کمی جستجو و گوگل همه چیز هویدا است.
درست می‌فرمایید. همین ارکستر Virtuosi Brunenses است که گفتم و در شهر برنوBrno چک فعالیت می‌کنند. بیش از 10 ماه از این اتفاق می‌گذرد. این ارکستر بیشتر در حوزه موسیقی آوازی یا Belcanto و اپرا فعال است و CD‌های بسیاری در بازارهای جهانی دارد. خوشحالم از این اتفاق خوب. بله ... چون رهبر افتخاری این ارکستر شده‌ام و مطمئناً باید بیشتر از قبل به شهر Brno در چک سفر کنم.
فعالیت‌های شما در موسیقی ایرانی برای مخاطبان داخل و خارج کشور ادامه دارد؟
همیشه در کنار فعالیت هایم در موسیقی کلاسیک غربی، به موسیقی کشور خودمان هم علاقه‌مند بوده‌ام. دنبال کرده‌ام، خبردار بودم و برایم ارزش داشته است. از اجرای آوازها و قطعات محلی ایرانی در کنسرت‌ها و رسیتال‌های آواز و پیانو تا آن برنامه معروف آکادمی موسیقی گوگوش و یا پروژه ی '' سیمرغِ '' آقای حمید متبسم.

حالا هم کارگاه‌های پیشرفته اجرای روی صحنه و آواز و همین کنسرت آنسامبل وی WE در سوئد که قطعات ایرانی با تنظیم هنرمند فرهیخته آقای علی اکبر قربانی بود. همه در حوزه موسیقی ایرانی بوده است.
کارگاه‌های آوازی استقبال بسیار خوبی داشت تا جایی که من مجبور بودم، از بین همه علاقه‌مندان، تعدادی افراد مستعد را انتخاب کنم.
کنسرت با آنسامل ویWE خوب برگزار شد؛ به طوری که سالن دانشگاه موسیقی شهر یوتوبری در سوئد Sold out شده بود. این‌ها همه از علاقه ما ایرانی‌ها به موسیقی و یادگیری نشات میگیرد .
ایده اجرای آثار علی‌اکبر قربانی چگونه شکل گرفت؟
مجری برگزاری این پروژه انجمن سه تار در زوریخ و آقای پیمان میرآقاسی نوازنده ویلن و مدیر گروه WE بودند.
من آثار آقای علی اکبر قربانی در ارکستر ملی را همیشه دنبال می‌کردم و به قول معروف از تاچ و فرم آهنگسازی و ارکستراسیون ایشان خوش‌ام می‌آمد. تمیز می‌نویسد و بنا به تجربیاتش با ارکستر ملی و دوره‌هایی که در خارج از کشور دیده، ساده و شیرین و در عین حال قرص و محکم می‌نویسد.

دوست داشتم آثارش را در ایران اجرا کنم که متاسفانه شاید امکان‌اش پیش نیاید ... ، این بود که خودم پیشنهاد سرپرستی این اجرا و گروه رو به آقای میرآقاسی دادم و ایشان هم با روی گشاده پذیرفتند و پروژه به راه افتاد.
آقای قربانی آثاری که با هم انتخاب کرده بودیم را به مرورتنظیم می‌کرد و می‌فرستاد. خانم «بهرخ شورورزی» برای اجرای این آثار به من معرفی شدند که صدای سالم و شیرینی دارند و در موسیقی ایرانی هم با تجربه هستند.

P28-HOOMAN-KHALATBARI-


همه چیز به خوبی و رو به جلو پیش می رفت تا اینکه متاسفانه سفارت سوییس تا آخرین روزها دوستان رو پیچاند ( دقیقاً و به معنی واقعی کلمه پیچوند! من از استفاده کردن این کلمه هیچ ابایی ندارم! ) و ویزا صادر نکرد.

ولی از آن جایی که من بنا به تجربه‌ام، در هر پروژه‌ای یک برنامه ب (Plane B) هم دارم، از خانم '' سارا حمیدی '' خواننده خوش صدا و تحصیل کرده دعوت به همکاری کردم.
ایشان ساکن پاریس هستند و با متانت پذیرفتند که این رپرتوار سنگین را در کمترین زمان یاد بگیرند و تمرین کنند.
خانم حمیدی در آخرین روزها به گروه پیوستند و برنامه با درایت و به نحو خوبی به روی صحنه رفت و خوش درخشید. ایشان در ایران ردیف موسیقی ایرانی کار کرده‌اند و بعد از مهاجرت به فرانسه در حال حاضر دانشجوی یکی از کنسرواتوارهای پاریس هستند و در رشته آواز کلاسیک مشغول به تحصیل هستند.
کار کردن با من کمی برای ایشان سخت بود، بخصوص در یک زمان کوتاه و با حجم کار و همراهی با گروه، ولی خوب از پس پروژه برآمدند و فکر می‌کنم برای ایشان هم تجربه جالبی بود.
از اجرا و به قول معروف تاچ حس نوازندگان اروپایی برای اجرای موسیقی ایرانی رضایت داشتید؟
این قطعات برای ارکستر مجلسی (زهی، پیانو و سازهای ضربی) تنظیم شده بود و خوب هم نوشته شده بود. شاید نوازنده‌های غیرایرانی در شروع کار کمی با هارمونی‌ها و صدای آواز موسیقی ایرانی که اغلب کُرُن و سُری داشت، مشکل داشتند؛ اما به مرور خودشان را تطبیق دادند.
البته باید بگویم نوازنده‌ها فاصله ربع پرده با کُرُن نمی‌زدند! اصلا خوبی اش هم همین بود که طوری هوشمندانه تنظیم شده بود که سازها فاصله کرن اجرا نمی‌کردند، ولی خواننده کرن می‌خواند و آواز کاملا با لحن ایرانی خوانده می‌شد و این‌ها با هم خیلی خوب صدا می‌داد و به قول معروف چفت شده بود.
دوری از وطن بین شما و موسیقی ایرانی فاصله نیانداخته، دلیل آن چیست؟

شاید دیگه مدت‌هاست که کلمه «دوری» مفهوم قدیم را ندارد. امروزه با فیس بوک، تلگرام یا اینستاگرام و اسکایپ شما کاملا نزدیک هستی! در کسری از ثانیه!
آن قدر که من الان با این راه‌های ارتباط جمعی با خانواده و جامعه‌ام در ارتباط‌ هستم و یا در جریان فعالیت‌های هنری - اجتماعی کشورم هستم، شاید اگر در خود ایران بودم به این طور نبود. باید این را قبول کرد.
شاید دلم برای دیدن فلان کوچه یا فلان بازار تنگ شود، ولی مفهوم دوری، خیلی وقت هست که کمرنگ شده است.
من شاید بیشتر از خیلی از همکاران و دوستان‌ام که داخل ایران هستند، از موسیقی ایران و فعالیت‌هاش با خبر هستم. از جریان‌های خوب و مثبت‌اش حمایت می‌کنم، هرازگاهی انتقاد می‌کنم و هشدار می‌دهم (۹۰درصد هم حرف من درست از آب در می‌آید! ) خیلی موارد پیش آمده که از من نظرخواهی شده و همفکری خواسته شده که کاملا دوستانه و منصفانه و بدون در نظر گرفتن دسته بندی‌های سیاسی و جناحی نظر دادم و انجام شده است.
خلاصه می‌خواهم عرض کنم، دیگه هیچ فاصله‌ای نیست!
یک بار گفتم که ممکن است، ایرانی به هر دلیل از ایران بیرون برود، ولی ایران از دل ایرانی بیرون نخواهد رفت!
در چند سال اخیر شاهد تغییر رهبران ارکستر ملی ایران به دلایل مختلف بوده‌ایم. به نظر شما این تغییرات چه تاثیری در فعالیت این ارکستر داشته است؟

در مورد ارکستر ملی یا ارکستر سمفونیک حرف زیاد است. حرف و نقد خیلی زیاد است که نبود مسئول آگاه به موسیقی مهمترین دلیل است.
مسئولان طراز اول فرهنگی کشور از موسیقی هیچ نمی‌دانند و دقیقا سیاست آزمون و خطاست.
مشکل این است که نه می‌دانند، نه اصولا سوال می‌کنند که لااقل یاد بگیرند و بدانند. چون حتما واقف‌اید که ندانستن و پرسیدن کثر شأن به حساب می‌آید !!!!!
از شخص مدیری که حتی اسم یکی از سازهای ارکستر زیر دست اش را به عمرش هم نشنیده و نمیدونه، چه توقعی داریم؟! وقتی مدیری فرق بین یک آهنگساز و یک رهبر ارکستر را نمی‌داند، اوضاع همین می‌شود که بارها و بارهافیلمش رو دست بدست دیدیم و خبرش را خواندیم و سر تکان دادیم.
تا این مسئول جدید بیاید و یاد بگیرد و تجربه کند و تفاوت خوب را از بد درک کند، دوره ی ۲ ساله ی کاری اش تمام شده و نفر بعد ... و روز از نو، روزی از نو.
P28-10981048 web
راهکار شما برای بازگشت ثبات به ارکستر ملی چیست؟
من هیچ راهکاری ندارم. چون این راهکارها و راهکارهای دیگر که بزرگان در موسیقی ارائه داده‌اند، همه حرف و باد هواست و تا زمانی که خواسته نشود، انجام نمی‌شود!

این مقام مسئول می‌رود و دیگری می‌آید و این چرخه همین طور می‌چرخد ! همین ارکستر ملی را می‌بینید؟!
این ارکستر زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی '' خواسته شد '' ... پس بودجه تخصیص داد شد و خواسته شد که نهاد ریاست جمهوری یک ارکستر مخصوص داشته باشد.
دولت وقت '' می‌خواست '' با این ارکستر پز بدهد! اول ارکستر مضرابی به سرپرستی استاد دهلوی شروع به کار کرد، پس از آن با یک سری جریاناتی، به ارکستر ملی تبدیل شد. قبلا هم در جایی گفته‌ام، حتی چند مدتی نام ارکستر «ارکستر ریاست جمهوری» بود و در اکثر کشورها و سفرهای ریاست جمهوری این ارکستر هم همراه بود. خیلی از سفرها و کشور ها ... می‌توانید از نوازنده‌های قدیمی بپرسید!
عرض‌ام این هست که تا «خواسته» نشود، راهکار من و راهکار شما و راهکار دیگری، حرف است!
من هم از حرف زدن بیزارم. من اهل عمل و کار هستم. برای همین علاقه‌مند به رشته رهبر ارکستر و کر بودم و رفتم دنبالش و تحصیلات‌اش رو به پایان رساندم .
اهل فعالیت و کار هستم، وگرنه رشته آهنگسازی می‌خواندم که آرام و ساکت گوشه‌ای بنشینم و موزیک‌ام را روی کاغذ نت بنویسم ! تا « خواسته» نشه، اوضاع به همین روال که می‌بینید، باقی خواهد ماند که دیدیم.
اجرای سطح پایین ارکستر ملی در همین دهه فجر گذشته بعد از ساعت‌ها تمرین و کار را شاهد بودیم.
حالا اینکه بزرگان موسیقی مملکت سعی می‌کردند، به روی خودشان هم نیارند و همه با «هیس! هیس!» موضوع رد شود، داستان دیگری است.
این حرف من نیست. فیلم‌هایی که مردم با موبایل‌ها از اجرا گرفته بودند و دست به دست می‌شد را ببینید. فیلم‌هایی که خود بچه‌های نوازنده از تمرینات شان می‌گرفتند و پخش می‌شد را ببینید.
بازگشت ثبات تا چه‌اندازه در پیوند بین عموم علاقه‌مندان به موسیقی با ارکستر ملی تاثیرگذار خواهد بود؟
اگر روزی شعور موسیقایی بالا و تخصص لازم بر کل این سیستم حاکم شود، مطمئنا این ثبات و این پیوند حاصل می‌شود و جواب می‌دهد، ولی من چنین چیزی نمی‌بینم.

شما مجموعه را مثل یک زنجیر در نظر بگیرید. دربان، مدیر، دستیار، رهبر ارکستر، نوازنده، تدارکات، مسئول کتابخانه، نت، دستگاه پرینت، کامپیوتر و اینترنت و حتی روابط عمومی می‌خواهد. هرکدام این‌ها یک حلقه این زنجیر هستند و هر کدوم که نباشند، پس اون زنجیر ناقص است. دیگر زنجیری در کار نیست. من رهبر ارکستر، فقط یک حلقه از حلقه‌های مختلف آن زنجیر هستم. من رهبر ارکستر نمی‌توانم، هم رهبر باشم، هم به تدارکات گوشزد کنم، روابط عمومی گوشه چشم داشته باشم.
من رهبر از طرفی نابلدی مدیر ناوارد را گوشزد کنم، این وسط دنبال نت موسیقی هم باشم و از طرفی ایراد پوستر مدیر روابط عمومی رو هم تذکر بدم ... اگر هر کدام از این حلقه‌ها نباشند و کارشان را بلد نباشند، ایراد داشته باشند، کل مجموعه به هم می‌ریزد. اگر کارمند تدارکات صندلی و پوپیتر نیارد روی صحنه، می‌شود، موسیقی اجرا کرد؟
متصدی نت اگر دستگاه پرینت نداشته باشد و موفق نشود پرینت بگیرد، می‌تواند ارکستر تمرین کند؟
باید از مدیر بالا تا دربان دم در، هر کس به کارش وارد باشد و آنجا را یک آزمایشگاه و طرح کاد برای یادگیری فرض نکند!
در دوران دبیرستان من، در آموزش و پرورش طرحی اعمال می‌شد به اسم «طرح کاد» که از ترکیب کلمه کار و دانش درست شده بود و فکر کنم 73یا 74 منسوخ شد. شما در کنار درس و دبیرستان، موظف بودی که هفته‌ای یک روز کار عملی- مثل مکانیکی، نجاری، خیاطی، عکاسی و خلاصه یک حرفه‌ای یاد بگیری.
اگر به آن رشته آگاه نبودی، ادامه می‌دادی که تجربی و حضوری، زیر دست استادکار یاد بگیری تا علاقه‌مند شوی.
مدیریت و سازماندهی ارکستر ملی و ارکستر سمفونیک همین طرح «کاد» شده است!
مدیران ما برای یاد گرفتن کار می‌آیند! آدم کار بلد و با تجربه نمی‌آید که این چرخ جلو بره؛ بلکه افراد بی تجربه می‌آیند و تازه مدیریت یاد می‌گیرند، برنامه ریزی یاد میگیرند، رهبری یاد می‌گیرند و آنقدر خراب می‌کنند و می‌سازند، خراب میشه و درست میشه و تجربه جمع می‌کنند تا دوره مدیریت شان تمام شود و بعد از مدتی دوباره نفر بعدی می‌آید.
من ۱۸ ساله بودم که استخدام روزمزد گروه کُر تالار رودکی شدم. یک حساب سر انگشتی بکنید و ببنید چقدر آدم دیده ام! چه کسانی آمده‌اند و رفته‌اند ...
جایی از «آندره ژید» نویسنده فرانسوی و برنده جایزه نوبل خواندم که « تا لب ساحل قدم نزنی و ماسه‌ها را زیر پایت احساس نکنی، نمی‌توانی درباره دریا صحبت کنی! » من سال هاست که در آن ساحل قدم زده‌ام وموجها دیده ام.
در کل فایده‌ای ندارد. همه اش تکرار است و به قول احمد شاملو: «و ما دوره می‌کنیم، شب را و روز را»
از تجربه نوازندگی پیانو به همراه آنسامبل برای مخاطبان بگویید؟
تجربه جالبی بود. عرض کردم که خود من این ایده رو به آقای میرآقاسی دادم. پیشنهاد اول ایشان رهبری گروه توسط من بود که من گفتم آنسامبل کوچک احتیاج به رهبر ندارد و البته سرپرست می‌خواهد، ولی رهبر به معنی شخصی که در جلو بایسته و گروه را هدایت کند، اضافی است..
با همین ساز پیانو و دادن سر ضرب با دست راست، می‌شود گروه را به خوبی و اصولی هدایت کرد.
من این تجربه رو با اجرای قطعه «چهار فصل» اثر ویوالدی داشتم که خودم در ارکستر هم رهبری می‌کردم و هم هارپسیکورد می‌نواختم. هارپسیکورد یا کلاوسن، سازی است، ظریف و بسیار شبیه به پیانو که به «مادر پیانو» معروف است.
همان تجربه رو این بار با آنسامبل وی WE پیاده کردم. خوب بود. هم برای بییننده‌های ایرانی جدید بود و هم سوئدی‌ها لذت بردند.
چند ماه قبل کارگاه‌های آموزش آواز ایرانی در کشور سوئیس از سوی شما با فراخوان از علاقه‌مندان به آواز ایرانی برگزار شد. این کارگاه‌ها با چه هدفی برگزار شد؟

کارگاه‌ها در سوئيس، سوئد و بلژیک برگزار شد و بعدی نیز در لندن خواهد بود و همین طور هم ادامه خواهد داشت. اشاره کردم که حفظ کردن ارتباط با هنرجویان آواز موسیقی ایرانی و همچنین، آگاه کردن علامندان به اصول درست اجرا و آواز مد نظرم بودم و از بس که متقاضی زیاد بود، مجبور بودم تعداد محدودی رو انتخاب کنم.
باید توضیح بدهم که مستر کلاس یا کارگاه پیشرفته، اصولا برای افراد با کمی تجربه و البته مستعد برگزار می‌شود.
مستر کلاس با کلاس‌های معمولی موسیقی که از مبتدی تا پیشرفته کاملا فرق دارد. کلاس‌های معمولی موسیقی ادامه دار هستند، ولی کارگاه آموزشی از سه روز تا یک هفته بیشتر نیست.
شما تجربه آوازی دارید و معلم فقط نکات خیلی ریز، ایرادات اجرایی و یا موزیکالیته‌ها اشاره و تصحیح می‌کند. برای همین هم افرادی انتخاب می‌شنود که کمی تجربه دارند و فقط احتیاج به راهنمایی و برطرف کردن اشکالاتشان دارند.
آیا از برگزاری این دوره رضایت داشتید؟

بله! بعد از اتمام برنامه آکادمی، علاقه داشتم که شروع کنم که متاسفانه موقعیت‌اش پیش نمی‌آمد. با برنامه‌های سالیانه من هماهنگ نبود و به ناچار به تأخیر می‌افتاد که خوشبختانه این بار از سال گذشته این ایده و کلاسها رو مدنظر گرفتم و امسال به انجام رسید.
این دوره‌ها تداوم می‌یابد؟
حتما!
خبر خوش برای دوستداران موسیقی در سال جدید؟

خبر خوش اینکه بنا دارم این دوره‌ها را در کشورهای نزدیک ایران که ویزا لازم ندارند برگزار کنم تا علاقه‌مندان از داخل ایران هم بتوانند شرکت کنند. فکر می‌کنم پروژه خوب و پرثمری باشد و مشغول به برنامه ریزی هستند. بعلاوه به تازگی وبسایت من، برای انجام جلسات مشاوره مستقیم از طریق اسکایپ با خود من، راه اندازی شده که علاقمندان میتونند با ثبت نام و گرفتن وقت مشاوره از طریق اسکایپ آثار و قطعات یا اجراهاشون رو بفرستند تا من نظر خودم رو بگم و با هم نقد و برسی کنیم.

یعنی تدریس ازطریق اسکایپ ؟
نه ! نه ! من از طریق اسکایپ موسیقی تدریس نمیکنم ! فقط همون مسترکلاسها هست ... ! در وبسایت فقط مشاوره - سوال برای دانشگاه و رشته های موسیقی - نقد برسی آهنگ یا 1111ترانه - نقد و برسی پارتیتور و قطعه ساخته شده ... خلاصه مشاوره است ! تدریس و درس دادن نیست!
حرف آخر؟
حرف آخر؟ باقی، بقای شما!
هومن خلعتبری گرامی از شما سپاسگزاریم

من هم از شما متشکرم. خوش باشید و صد البته سلامت. خیر پیش!

www.facebook.com/khalatbari.Hooman
www.hoomankhalatbari.com
www.schloss-kirchstetten.at
www.Virtuosibrunenses.com
instagram:Hooman_Khalatbari
Twiter:Hkhalatbari