17نوامبر2017

12 ارديبهشت 1396 نوشته شده توسط 

صد روز اول ریاست‌جمهوری آقای ترامپ

آموزش سیاسی از راه آزمون و خطا

حجت صالحی
P28-1
صد روزه شدن ریاست‌جمهوری مردی که سال گذشته در چنین موقعی هیچکس نمی‌توانست باور کند که ریاست جمهور بعدی آمریکاست در صدر اخبار جهان نشست. اهمیت این موضوع نه فقط به دلیل سمبلیک بودن صد روز اول هر دولت جدیدی در هر کشوری است، بلکه به این دلیل است که صد روز اول ریاست‌جمهوری آقای ترامپ بیش از هر رییس‌جمهور دیگری خبر ساز بوده است. در واقع این صد روز آن قدر پرماجرا بود که انسان را به یاد سریال‌های تلویزیونی می‌اندازد که طوری طراحی شده اند که آدرنالین خون ببیننده را بالا ببرند و درست زمانی که ببیننده تصور می‌کند می‌تواند ادامه داستان را پیش بینی کند یک ماجرای پلییسی جنایی عشقی تازه سر بر می‌آورد و بیننده را که می‌خواست تلویزیون را خاموش کرده و به رختخواب برود، سرجایش میخکوب می‌نماید.
اگر چه بررسی همه اتفاقات این صد روز نیاز به چندین کتاب دارد و در این مختصر نمی‌گنجد، سعی کردم در این یادداشت مهمترین نکات این دوران را به طور خلاصه یاد آور شوم.
آقای ترامپ به عنوان کسی که در همه عمر خارج از گود سیاست نشسته بود در دوران مبارزات انتخاباتیش با اطمینان از همه سیاستمداران آمریکایی خرده می‌گرفت و به قول قدیمی‌ها می‌گفت لنگش کن. او که در زمینه کاری خودش فرد موفقی بود گمان می‌کرد اداره کشوری به بزرگی آمریکا اگر آسانتر از اداره کردن یک کسب و کار خانوادگی نباشد سخت تر هم نیست. امری که در مصاحبه اش با خبرگزاری رویترز به اشتباه بودن آن اعتراف کرد و گفت من گمان می‌کردم که ریاست‌جمهوری کار کمتری خواهد برد اما اشتباه می‌کردم. این اما تنها اشتباه او نبود. اولین فرمان جنجال بر انگیز او که از قضا دامن ایرانی‌ها را هم گرفت، نشان داد که تصور او از قدرت واقعی قدرتمندترین فرد آمریکا هم اشتباه بوده است. او که در دوران مبارزه انتخاباتیش وعده داده بود از ورود مسلمانان به آمریکا جلوگیری می‌کند، با این واقعیت رو به رو شد که ظاهرا این امر از توان ریاست‌جمهوری آمریکا خارج است. کسی چه می‌داند شاید پیش خودش آرزو کرده باشد ای کاش به جای رییس‌جمهور آمریکا رییس‌جمهور روسیه شده بود! ممنوعیت ورود مسلمانان به آمریکا طرحی بود که از همان اول شکست خورده بود، نه تنها به این دلیل که اگر چنین محدودیتی وضع شود عربهای خلیج فارس دلارهایشان را به جاهای دیگر خواهند برد، بلکه به این دلیل که مخالف قانون اساسی آمریکاست و سیستم قضایی مستقل آمریکا برایش اهمیتی ندارد که چه کسی خلاف قانون اساسی رفتار کرده است.
موضوع دیگری که در مبارزات انتخاباتی از سوی آقای ترامپ بسیار مورد توجه قرار گرفت قانون بیمه درمانی همگانی آمریکا موسوم به اوباما کر بود. او قول داده بود سیستم بیمه درمانی اوباما را از میان برداشته و سیستم بسیار بهتری را جایگزین آن کند، در عمل اما این کار امکان پذیر نشد. از یک طرف دموکراتها به اوباما کر به شدت وفادار بودند و از طرف دیگر جمهوریخواهان دچار دو دستگی شدند. عده ای از آنان نگران از دست دادن جایگاه نمایندگی خود با تغییرات رادیکال در این قانون مخالف بودند و عده ای دیگر که چنین نگرانی نداشتند به تغییرات حداقلی راضی نمی‌شدند. نتیجه آن شد که رییس‌جمهور جدید ناکامی جدیدی را تجربه کند و با محدودیت قدرت خود بیشتر آشنا شود.
مساله دیگری که سایه سنگین خود را از همان روز اول تا روز صدم بر سر کابینه آقای ترامپ حفظ کرده و نگذاشت آب خنک از گلوی او پایین برود، مساله تحقیقات در مورد رابطه احتمالی تیم انتخاباتی آقای ترامپ با روسیه بود. قربانی بزرگ این ماجرا اما ژنرال بازنشسته مایکل فلین مشاور امنیت ملی آقای ترامپ بود که اخراج او از سمتش برای آبروداری شکل استعفا به خود گرفت. تحقیقات در این باره همچنان ادامه دارد و هیچ بعید نیست که دولت آقای ترامپ را به سرنوشت دولت نیکسون دچار کند. این تحقیقات از جمله عواملی بوده است که تاکنون مانع از آن شده که دولت آقای ترامپ علی رغم وعده‌های انتخاباتی نتواند به برقراری رابطه صمیمانه با روسیه اقدام کند.
در زمینه سیاست خارجی و مبارزه با تروریسم هم آقای ترامپ در صد روز اول کار خود هنوز طرح و برنامه مشخصی که به گونه ای معنا دار با سیاست‌های دولت اوباما در تضاد باشد، ارایه نکرده است و اقداماتی مانند حمله موشکی به سوریه و یا حمله به داعش در افغانستان با استفاده از بمب مادربیشتر جنبه سمبلیک دارند. البته موضوع کره شمالی به نظر می‌رسد که در این میان یک استثنا باشد. چرا که با سلسله اقدامات مشخصی همراه است و به نظر می‌رسد استراتژیست‌های وزارت دفاع و خارجه آمریکا هدایت کار را برعهده دارند هر چند در این مورد خاص هم آقای ترامپ از توییتر بازیش دست برنداشته و هر از گاهی سر و صدایی به پا می‌کند. اعلام این که صبر استراتژیک آمریکا در برابر کره شمالی به پایان رسیده همراه شد با استقرار سیستم دفاع موشکی تاد در کره جنوبی و اعزام یک ناو گروه ضربت به سواحل کره شمالی و البته آماده باش نیروهای آمریکایی مستقر در کره جنوبی و ارتش این کشورکه نشان از جدیت آمریکا برای حل موضوع کره شمالی دارد. از سوی دیگر اگر چه چین با بی میلی به همکاری با آمریکا پرداخته اما همزمان نیروی هواییش را در نزدیکی مرزهای کره تقویت کرده است. روسها هم به جابجایی گسترده نیروها و تجهیزات سنگین در اطراف مرزهای کره شمالی پرداخته و با فعالیت دیپلماتیک شدید سعی دارند جلو اقدام یکجانبه آمریکا را بگیرند. در واقع پیچیدگی اوضاع در شبه جزیره کره چنان بالاست که هیچ تضمینی وجود ندارد اوضاع آن طور که آقای ترامپ می‌خواهد پیش برود و ممکن است قبل از آن که فشارهای دیپلماتیک و نمایش قدرت نظامی آمریکا به همراه فشارهای اقتصادی چین، رهبر جوان کره شمالی را به پای میز مذاکره بکشاند اوضاع از کنترل خارج شده و فاجعه به بار آید.
این صد روز اول اگر چه دست آورد خارق العاده ای برای آقای ترامپ نداشته است اما حداقل او را با دنیای واقعی سیاست آشناتر کرده و این امیدواری را به وجود آورده است که در ادامه مسیر رفتارهای حساب شده تری را از او شاهد باشیم.