16دسامبر2017

07 ارديبهشت 1396 نوشته شده توسط 

با ایمان رحیمی‌پور؛ بنیانگذار خانه هارمونیکا در ایران

هر اثر هنری مانند یک کلاس درس برای یادگیری نکات جدید است
سعید سالیانی

P22-Iman-Rahimipour-Harmonica-2

شهر مونترال و چند فرهنگی آن اتفاقات زیبای هنری زیادی را رقم می‌زنند. یکی از این رخدادهای هنری برگزاری فستیوال «بابل موزیک» است. فستیوال بابل هر سال در نیمه اول آوریل برگزار می‌شود و هدف آن حمایت از موسيقى با تفکرات جدید و شیوه اجرای متفاوت است. نکته قابل توجه این است که در بخشی از این فستیوال معمولاً نوازندگان بین المللی، با حال و هوا و سبک موسیقی کشور خود اما به زبان فرانسوی قطعاتی را اجرا می‌کنند که بسیار دیدنی و شنیدنی است.
این فستیوال از سوی خانه فرهنگ «هانتسیک بابل» در اوایل آوریل امسال برگزار شد و ویژگی منحصر به فرد آن برای خوانندگان مجله ما، حضور گروه ایرانی پرمونیکا با هنرمندی ایمان رحیمی‌پور در این فستیوال بود. قطعات اجرا شده توسط پرمونیکا گویا آنقدر مورد توجه حضار قرار گرفته و تشویق‌ها ممتد بوده که بچه‌‌های پرمونیکا تصمیم گرفته‌اند به نشان ابراز سپس، قطعه دیگری نیز بنوازند.
ایمان رحیمی پور، 39 ساله و شیرازی است. مهندسی عمران خوانده اما از همان کودکی با اصرار پدر وارد دنیای هنر شد و نقاشی کردن آموخت. در نوجوانی دوستان خوب او را با دنیای موسیقی و ادبیات آشنا کردند. موسیقیدان بودن خودش را مدیون دو زن می‌داند، مادر و همسرش.
ایمان رحیمی‌پور دارای دیپلم موسیقی در رشته گیتار کلاسیک، فارغ‌التحصیل آهنگسازی موسیقی جاز از دانشگاه برکلی و عضو لیست مربیان دارای مدرک صلاحیت تدریس هارمونیکا از دیوید برت، نویسنده، نوازنده، مربی و از صاحبنظران موسیقی بلوز است.
حضور وی در فستیوال‌های شهر مونترال از جمله هارمونیکا اکاپلا و فستیوال بابِل موزیک که اغلب به دعوت برگزارکنندگان بوده و راه‌اندازی گروه پرمونیکا، بهانه ای برای یک گفت‌وگوی صمیمی با او شد که در زیر می‌خوانید:
قبل از هر چیز تبریک ما و خوانندگان را پذیرا باشید، شنیده‌ام که اجرای شما در فستیوال بابِل مورد توجه قرار گرفته، چه قطعاتی اجرا کردید؟
ممنونم، راستش تعدادی از آهنگ‌های فولکلور و قدیمی ایرانی را با تنظیم و حال و هوای جدید بر روی صحنه بردیم. قطعاتی مانند: یه گل سایه چمن، ترسون ترسون، شانه و... دلیل انتخاب این قطعات وجود حس وحال خوب ایرانی این قطعات و قابلیت خوب جهت تنظیم مجدد در قالبی جدید بود.
P22
دور هم جمع شدن تعدادی موسیقیدان با آن‌همه تفاوت سلیقه که در کار موسیقی طبیعی است، باید کار مشکلی بوده باشد. پرمونیکا هم از این دست مشکلات دارد؟
راستش برای ما که از آن نظر نبوده. حتی می‌توانم بگویم که خوشبختانه پیوستن دوستان و همکاران جدید در این گروه باعث شده تا بتوانیم قدم‌های محکم‌تری را در این راه برداریم. تا‌کنون چندین بار در جمع شنوندگان و بینندگان کبکی برنامه اجرا کرده‌ایم که خوشبختانه بازخورد خوبی داشته و پیشنهادات خوبی نیز جهت حرفه‌ای‌تر کردن فعالیت‌های خود و اجراهای رسمی‌تر از همکاران کاناداییمان دریافت کرده‌ایم. در آخرین اتفاق، نهم آوریل به نمایندگی از جامعه ایرانی در فستیوال Babel musiques 2017 به اجرای برنامه پرداختیم که خوشبختانه بازخوردها در سالن و در بین شرکت‌کنندگان بسیار خوب و مثبت بود.
اینکه در شهر مونترال، به عنوان پایتخت فرهنگی آمریکای شمالی زندگی می‌کنید، آیا تاثیری در کار شما داشته است؟
مونترال به دلیل وجود فستیوال‌ها و کنسرت‌های مختلف موسیقی و حضور موزیسین‌های خوب از ملیت‌های مختلف، مکان مناسبی برای دیدن و آموختن سبک‌های گوناگون و پیاده‌سازی ایده‌های جدید است. در واقع این تنوع به بالا بردن قدرت خلاقیت بسیار کمک می‌کند. دیدن و شنیدن، خود به تنهایی قسمت مهمی از یادگیری است و این در واقع همان اتفاق منحصر به فردی است که این‌جا زیاد رخ می‌دهد.
آیا فعالیت موسیقیایی در مونترال و در بین انبوهی از رقبای سرسخت و بومی که خب اینجا به دنیا آمده‌اند و همینجا هم موسیقی یاد گرفته‌اند کار مشکلی است؟
خب طبیعی است که موسیقیدانی مثل من از یک فرهنگ و پیش‌زمینه فکری کاملا متفاوت باید بیشتر کار کند و زحمت بکشد. اما خود این آدمهای بومی یا به اصطلاح جامعه میزبان هم بدشان نمی‌آید محصول موسیقیایی جدیدی را تجربه کنند و حس و حال شرقی موسیقی ما برایشان جذاب است. به نظر من برای پیشبرد موسیقی جامعه ایرانی مونترال، به اتحاد و انسجام بیشتری بین فعالان موسیقی احتیاج است. متاسفانه تشکل منسجمی برای حمایت از فعالیت‌های موسیقیایی در جامعه ایرانیان وجود ندارد و انرژی‌هایی که دوستان با تلاش بسیار جهت پیشبرد موسیقی بر می‌دارند، بازخورد مناسب پیدا نمی‌کند و خوب دیده نمی‌شود. معمولاً قدرت در اتحاد است و زمانی‌که این اتحاد در جامعه هنری ایرانیان شکل گیرد، می‌توان قدم‌های بلندتر و موثرتری جهت شناساندن ابعاد مختلف هنر ایرانی در جامعه کانادایی برداشت.
P22-Permonica-1

شما خودتان برای رسیدن به این مقصود چه‌کار کرده‌اید یا می‌خواهید بکنید؟
از آنجایی که من در ایران به طور جدی به آموزش هارمونیکا اشتغال داشتم و در واقع از بنیانگذاران هارمونیکا‌نوازی نوین و هارمونیکا‌نوازی گروهی در ایران هستم، بسیار راغبم تا بتوانم همان کار را اینجا در ابعاد بزرگتر و حرفه ای‌تر انجام دهم که مطمئناً احتیاج به زمان و آماده‌سازی بستر مناسب خواهد داشت. پیشنهادی جهت اجرا در یک فستیوال معتبر کبکی داریم که اجازه دهید پس از نهایی شدن برنامه جزییات دقیق آن را در اختیارتان قرار دهم.
بسیار خوب ... پس حالا که قرار شده ما صبور باشیم، بگذارید کمی زمان را به عقب برگردانیم. موسیقی را چگونه شروع کردید؟
در ابتدا یادگیری موسیقی که با ساز گیتار شروع شد، به دلیل نبودن منابع آموزشی مناسب، روزگار سختی داشتم که اتفاقا لذت‌بخش‌ترین خاطرات من از زندگی حرفه‌ای من هم هست. بهترین اتفاق برای یک هنر‌آموز، پیدا کردن دوستانی علاقه‌مند و هم سطح است که انگیزه یکدیگر باشند و به نوعی باعث پیشرفت هم باشند، یادم می‌آید تعدادی دوست بودیم که معمولاً هر زمان یکی از دوستان نت جدیدی پیدا می‌کرد، برای بقیه هم کپی می‌کرد. این بهترین اتفاقی بود که می‌توانست برای من که تازه وارد دنیای موسیقی شده بودم، رخ دهد. پس از اتمام دوره‌های مقدماتی، علاقمند به یادگیری سبک راک و بلوز شدم که دوره‌هايى را زیر نظر اساتیدی چون فریدون ریاحی و نوریک میساکیان در رشته گیتار الکتریک گذراندم. در زمینه هارمونیکا نیز از حضور فرانتس اشمل در ‌رشته هارمونیکا کروماتیک و دیوید برت در رشته هارمونیکا سبک بلوز بهره برده‌ام.
کار جدی هنری را چگونه آغاز کردی؟
از همان شروع موسیقی علاقه زیادی به اجرای صحنه ای داشتم که پس از سه سال از شروع یادگیری، گروهی با تعدادی از دوستان تشکیل داده و اجراهای زیادی را در سطح شیراز برگزار کردیم. پس از کسب تجربه در زمینه موسیقی و اجرا، به مرور جذب آهنگسازی و تنظیم ارکستر شدم و تاکنون نیز به این امر مشغول می باشم.
در گروه‌های زیادی در نقش آهنگساز، تنظیم کننده، نوازنده و سرپرست فعالیت داشته‌ام که از مهم‌ترین آن‌ها گروه فریاد و پرمونیکا است. با گروه فریاد موفق به کسب رتبه اول جشنواره گروه‌نوازی فارس در سال ۱۳۹۰ شدم و به همراه گروه پرمونیکا نیز دستاوردهای خوبی در سطح ملی و بین‌المللی به دست آوردم که از آن جمله می‌توان به اجراهای متعدد و نشر آن در مجلات و وب‌سایت‌های آلمانی، انگلیسی، فرانسوی و یونانی اشاره نمود. لازم به ذکر است که این گروه از پیشروان هارمونیکا‌نوازی گروهی بوده و چون تنظیم نت برای چنین ارکستری بسیار سخت و دشوار است، در نتیجه تعداد گروه‌هایی از این دست، در دنیای هارمونیکا بسیار اندک است. البته گروه پرمونیکا پس از مهاجرت بنده در سال ۲۰۱۶ به کانادا، با ترکیبی جدید به فعالیت حرفه‌ای خود در مونترال ادامه می‌دهد.

P22-1
از سال ۱۳۸۰ به طور حرفه‌ای وارد مقوله آموزش موسیقی در زمینه گیتار، هارمونیکا و تئوری موسیقی شدم و در این مدت نزدیک به ۱۶سال مفتخر به تربیت شاگردانی شده‌ام که هم اکنون در مقام مربی مشغول به تربیت نسلی دیگر از نوازندگان هستند. از همان ابتدای آموزش دغدغه‌ای به جز آموزش صحیح و اصولی نداشته‌ام و هرگز برای جذب هنرجو و به دست آوردن درآمد بیشتر تن به تدریس سطحی نداده‌ام که بسیار از این مسئله خوشحالم. زیرا به نظر من هر فردی که سازی را شروع می‌کند پس از مدتی که توانست به ایده‌آل‌های اولیه خود از یادگیری ساز برسد، به دنبال یادگیری اصول حرفه‌ای خواهد رفت و این دقیقاً همان نقطه‌ای است که یک مربی کارآمد می‌تواند یک هنرجو را تبدیل به نوازنده‌ای حرفه‌ای کند.
در پایان شاید بد نباشد خوانندگان بدانند سبک موسیقیایی شما چه هست.
من معمولاً به سبک‌های جاز و بلوز علاقه بیشتری دارم، اما در کل به هر سبک که حس خوبی در من ایجاد کند علاقه‌مندم و تعصبی روی هیچ سبکی ندارم، به نظر من موسیقی زبانی بین‌المللی بدون هیچ حد و مرزی است که می‌تواند تمام سلیقه ها و علائق را پوشش دهد، کلا هدف هنر در وهله اول لذت بردن از آن و جمع کردن انسان‌ها کنار یکدیگر برای ایجاد صلح و دوستی است نه وسیله‌ای برای فخرفروشی و سرکوب دیگران، که متاسفانه این قسمت دوم باعث خدشه‌دار شدن روح هنر می‌شود. هر سبک هنری قابل احترام و تفکر است و به سخره گرفتن افکار هنری، تنها از دست انسان‌هایی ساخته است که به غلط وارد این حوزه شده‌اند. دوست داشتن سبکی از نظر من یا هر کس دیگر دلیلی بر برتر بودن آن بر باقی سبک‌ها نیست، این تنها عقیده شخصی من بوده و هر کس در انتخاب سبک موسیقی‌ای که گوش می‌کند، مختار است.
برای شما به عنوان یک موسیقیدان، گوش دادن به یک اثر هنری چه مفهومی دارد؟
معمولاً من در گوش دادن یک اثر موسیقی به ریتم، هارمونی و نوع تنظیم دقت کرده و به هر اثر هنری مانند یک کلاس درس برای یادگیری نکات جدید نگاه می‌کنم. به نظر من، هر کاری نکته‌ای برای یاد گرفتن دارد. درباره نوازندگی نیز باید بگویم که از نظر من نوازندگی یعنی بیان حس درست با ساز، اگر این بیان درست اتفاق بیافتد، خوب پس آن نوازنده در کار خود موفق بوده، من نوازندگی را در بیان درست حس و خلاقیت می‌دانم. معمولا در پشت هر آهنگی، تفکری از سوی خالق آن اثر نهفته است و وظیفه هر نوازنده‌ای در وهله اول، درک صحیح آن تفکر و اجرای دقیق آن است و اگر اثر خود را اجرا می‌نماید، باید بتواند منظور خود را درست به شنونده انتقال دهد.