21فوریه2019

19 اسفند 1395 نوشته شده توسط 

اشعاری برای گرامی‌داشت ۱۲ اسفند، هشتادوهفتمین سالگرد تولد استاد بیژن ترقی

 
۱. بهار دلنشین
تا بهار دلنشین آمده سوی چمن
ای بهار آرزو بر سرم سایه فکن
چون نسیم نوبهار بر آشیانم کن گذر
تا که گلباران شود کلبه ویران من

تا بهار زندگی آمد بیا آرام جان
تا نسیم از سوی گل آمد بیا دامن‌کشان
چون سپندم بر سر آتش‌نشان بنشین دمی
چون سرشکم در کنار بنشین نشان سوز نهان

تا بهار دلنشین آمده سوی چمن
ای بهار آرزو بر سرم سایه فکن
چون نسیم نوبهار بر آشیانم کن گذر
تا که گلباران شود کلبه ویران من

باز آ ببین در حیرتم بشکن سکوت خلوتم
چون لاله تنها ببین بر چهره داغ حسرتم
ای روی تو آیینه ام عشقت غم دیرینه‌ام
باز آ چو گل در این بهار سر را بنه بر سینه‌ام

۲. وطن
نام جاوید وطن
صبح امید وطن
جلوه کن در آسمان
همچو مهر جاودان

وطنم ای هستی من
شور و سرمستی من
جلوه کن در آسمان
همچو مهر جاودان

بشنو سوز سخنم
که هم آواره تو منم
همه جان و تنم
وطنم وطنم وطنم

بشنو سوز سخنم
که نواگر این چمنم
همه جان و تنم
وطنم وطنم وطنم

همه با یک نام و نشان
به تفاوت هر رنگ و زبان
همه شاد و خوش و نغمه‌زنان
به اصالتِ ایرانِ کهن
به صلابتِ ایرانِ جوان