20فوریه2017

22 دی 1395 نوشته شده توسط 

نقش مونترال در شکل‌گیری سازمان ملل

روتیترهای پیشنهادی

سازمان ملل مثبت‌ها و منفی‌‌ها:
آیا این سازمان جهانی نمره قبولی می‌گیرد؟
پرونده‌ای برای هفتاد و دو سالگی سازمان ملل
سجاد صاحبان‌زند
اگر سازمان ملل متحد یک انسان بود امسال باید هفتاد و دوسالگی‌اش را جشن می‌گرفتیم، انسانی که به پختگی رسیده بود و می‌توانست گیس‌سفید یا ریش‌سفید خوبی باشد. با این تعریف، سازمان ملل توانسته تا‌اندازه زیادی موفق باشد و همان ریش سفیدی را ایفا کند با این توضیح اضافه که ریش سفیدان در بسیاری از مواقع توان اجرایی ندارند و می‌توانند فقط توصیه‌هایی داشته باشند. این که چرا این اتفاق افتاده و چرا سازمان ملل گاه توان اجرایی ندارد، در همین پرونده جمع و جور بحث خواهد شد، اما سازمان ملل احداث شد چون دو جنگ جهانی، اراده‌ای جدی برای جلوگیری از جنگی سوم را طلب می‌کرد و تاریخ نشان داده است که این سازمان دست خالی هم نبوده است.

P28-1Aبعد از پایان نخستین جنگ جهانی، متحدین تصمیم گرفتند تا سازمانی جهانی برای توقف هر گونه جنگ دیگری تاسیس شود، چون خسارات بسیاری در این جنگ ایجاد شده بود. بنا بر آمار، در حدود 10 میلیون نفر نظامی در دو طرف جنگ کشته شده بودند. به این تعداد باید حدود 20 میلیون زخمی و 7 میلیون ناپدید شده را هم بیافزاییم. در جنگ اول جهانی برای نخستین‌بار از سلاح‌های شیمیایی بهره گرفته شد. برای نخستین‌بار، به گونه انبوه مناطق غیرنظامی بمباران هوایی شدند و همچنین برای نخستین‌بار در این جنگ کشتار غیرنظامیان در ابعادی گسترده در طول جنگ رخ داد. نتیجه این اتفاق‌ها پیمان ورسای و تشکیل سازمانی بود که پایه‌های نخستین سازمان ملل کنونی است. اما پیمان ورسای مشکلات بسیاری داشت.

P28-02
نخستین جلسه عمومی سازمان ملل متحد، ژانویه 1946
در این عهدنامه، آلمان به عنوان مقصر آغاز جنگ می‌بایست غرامت‌‌های جنگی‌ سنگینی را پرداخت کند و همین مساله سبب شد تا مردم این کشور، وضع اقتصادی بسیار بدی داشته باشند. گفته می‌شود این وضعیت اسفناک، ظهور آدولف‌ هیتلر را که‌ عامل‌ اصلی‌ شروع‌ جنگ‌ جهانی‌ دوم‌ بود، تسهیل‌ کرد، جنگی که تلفاتش چندین برابر جنگ اول جهانی بود. فقط کافی است بدانیم که در این جنگ و تنها در یک شب، بیش از 600 هزار نفر در آتش سوختند. در حمله نظامی استراتژیک به شهر درسدن آلمان، در روزهای پایانی جنگ جهانی دوم، 1300 بمب‌افکن نیروی هوایی بریتانیا و ایالات متحده، بیش از 3900 تن بمب و مواد آتش‌زا بر روی شهر رها کردند و 600 هزار نفر زنده زنده در آتش سوختند. اما این عملیات که با دستور چرچیل و با هدف کباب کردن آلمان‌‌ها برپا شد، برای او کافی نبود. چرچیل در صبح روز بعد از بمباران به هواپیماهای سبک دستور داد که بازماندگان بمباران‌ها را در ساحل رودخانه الب به رگبار ببندند. رمان مشهور کورت وونه گات، نویسنده آمریکایی، با عنوان «سلاخ خانه شماره پنج» در باره این اتفاق وحشتناک نوشته شده است. در جنگ دوم جهانی بیش از 50 میلیون نفر نظامی وغیرنظامی کشته شدند.

P28-03
نیروهای نظامی شوروی در تبریز. ایران برای بیرون کردن آن‌ها، به سازمان ملل شکایت کرد.
بعد از جنگ دوم جهانی، جامعه جهانی تصمیم‌هایی جدی تر گرفت تا از جنگی دیگر جلوگیری شود. نخستین جلسه رسمی نشست عمومی سازمان ملل متحد در 10 ژانویه سال 1946 برگزار شد و این بهانه‌ای برای ماست تا به طور اجمالی به این سازمان بپردازیم.

سازمان ملل در نگاه عمومی
چنان چه در مقدمه آمد، بعد از جنگ اول سازمانی جهانی با هدف مقابله با هر گونه جنگ بعدی شکل گرفت، اما این سازمان که جامعه‌ ی ملل (League of Nations) نام داشت، عملا توان اجرای چندانی نداشت. این سازمان در برابر حمله‌ ی ژاپن به منچوری در سال ۱۹۳۱، جنگ دوم ایتالیا و اتیوپی در سال ۱۹۳۵، جنگ دوم چین و ژاپن در سال ۱۹۳۷ و پیشروی آلمان تحت سلطه ‌ی آدولف هیتلر که در جنگ جهانی دوم به اوج خود رسید و مواردی از این دست، نتوانست کاری انجام دهد. اعضای سازمان بسیار معدود بودند و از طرفی جامعه ملل قدرت اجرایی بسیار کمی داشت. اما وضعیت بعد از جتگ دوم جهانی متفاوت بود. آلمان و ژاپن بدل به ویرانه‌هایی شده بودند و توان حرکت نداشتند، هر چند کشمکش‌های اتحاد جماهیر شوروی و ایالت متحد آمریکا به تازگی در حال شکل گرفتن بود. این اتفاق‌ها سبب شد تا کشورهای جهان، کمی پس از پایان جنگ در سپتامبر سال 1945، به فکر سازمانی جدی تر برای حفظ صلح جهانی باشند. البته نخستین جرقه این ماجرا، در یکی از سخنرانی‌های فرانکلین روزولت، رئیس‌جمهور آمریکا، زده شد. او در سخنرانی ویژه سال نو، در اول ژانویه 1942 از عبارت سازمان ملل متحد استفاده کرد.

P28-04
در میانه دهه 1950، لستر پیترسون که وزیر خارجه کانادا بود و بعدها به نمایندگی حزب لیبرال نخست‌وزیر شد، نفشی مهم در حل بحران کانال سوئز بازی کرد
در سال ۱۹۴۵، نمایندگان ۵۰ کشور در سان فرانسیسکو گرد هم آمدند تا منشور ملل متحد را تنظیم کنند. نمایندگان آمریکا، شوروی، انگلیس، فرانسه و جمهوری چین در کنفرانس دامبارتن اوکس در واشینگتن دی.سی، روی برنامه‌های تشکیل سازمان ملل کار کردند. بیشتر بحث‌های این کنفرانس در مورد نقش اعضای سازمان و شرایط دعوت از آن‌ها بود.
سپس در آوریل ۱۹۴۵ در کنفرانس سان فرانسیسکو تکلیف حق وتو برای پنج عضو شورای امنیت تعیین شد. در نهایت در ۲۴ اکتبر ۱۹۴۵ منشور ملل متحد به امضای ۵۰ کشور رسید و سازمان ملل متحد رسما تشکیل شد. این روز هر سال به عنوان روز ملل متحد، گرامی داشته می‌شود. اولین جلسه‌ ی مجمع عمومی سازمان با حضور ۵۱ عضو برگزار شد و اولین جلسه‌ی شورای امنیت در ۱۷ژانویه ۱۹۴۶ در کلیسای وست مینستر لندن برگزار شد. مجمع عمومی، نیویورک سیتی را به عنوان میزبان مقر سازمان ملل انتخاب کرد. اماکن مرتبط با سازمان ملل از جمله ساختمان‌های مقر سازمان ملل در ژنو، وین و نایروبی به عنوان قلمروهای بین‌المللی در نظر گرفته می‌شوند. تریگوه لی (Trygve Lie)، وزیر امور خارجه نروژ، به عنوان اولین دبیرکل سازمان ملل متحد انتخاب شد.

P28-2A
هدف سازمان ملل متحد در این معاهده، حفظ صلح و امنیت بین‌المللی تعریف شده است. پس می‌توان چنین استنباط کرد که منشور سازمان ملل متحد به طور کلی به حفظ صلح و به عبارتی، پیش گیری از تجاوز و رفع آن نیز توجه داشته است. البته پرسش مهم اینجاست که آیا این سازمان بین‌المللی، توانسته است بدون جانب داری، به مسئولیت خود عمل کند. پاسخ به این سوال مثبت است، چون وقتی میزان کشته شدگان و خسارات سال‌های بعد از جنگ دوم جهانی را تنها با سال‌های جنگ دوم جهانی مقایسه می‌کنیم، در می‌یابیم که این سازمان در بحران‌هایی بسیار جدی، در نقش میانجی به ایفای نقش پرداخته است.
زبان‌های رسمی این سازمان، انگلیسی، فرانسوی و اسپانیایی بود و چهار ارگان اساسی به نام‌های دبیرخانه، هیات قانون‌گذاری، شورا و دادگاه دائمی بین‌المللی عدالت تشکیل شده بود. ارگان‌های فرعی این سازمان عبارت بودند از: سازمان بهداشت، سازمان بین‌المللی کار، هیات مرکزی مبارزه با مواد مخدر، کمیسیون مبارزه با برده‌داری، کمیسیون مهاجرت و کمیته‌ای برای مطالعه‌شان قانونی زنان.
بودجه‌ سازمان ملل متحد از طریق پرداخت حق عضویت اعضا و کمک‌های داوطلبانه تأمین می‌شود. از میان اهداف اصلی تشکیل این سازمان، حفظ صلح و امنیت بین‌المللی، بهبود حقوق بشر، گسترش توسعه‌ی اجتماعی و اقتصادی، حفظ محیط زیست و فراهم کردن کمک‌های بشر دوستانه در هنگام بروز قحطی، بلایای طبیعی و جنگ را می‌توان برشمرد.

ایران و سازمان ملل متحد
یکی از دوستان چندی قبل به طنز می‌گفت که ممکن نیست اتفاقی در یک گوشه جهان روی دهد و اسمی از ایران و ایرانی در آن نباشد. شاید این نکته به دلیل سابقه طولانی ما ایرانی‌ها در تاریح جهان باشد و شاید به دلیل علاقه‌ای است که به ملیت مان داریم. نام ایران از دو نظر در روزهای نخستین فعالیت سازمان ملل متحد مطرح بود.

P28-images-
از طرفی ایران یکی از چهل و دو عضو نخستین سازمان (عضو موسس) بود که کمی بعد به پنجاه و یک کشور رسید و از سوی دیگر، نام ایران به عنوان کشوری که برای نخستین‌بار برای رسیدن به اهدافش مسیری قانونی را دنبال کرد، مطرح است. ماجرا از این قرار بود که بعد از پایان جنگ دوم جهانی، کشورهای متحد به جز اتحاد جماهیر شوروی ایران را ترک کردند، اما شوروی بخش‌های شمالی و شمال غربی را هنوز تحت اشغال داشت و حتی به نوعی در جستجوی الحاق این بخش‌ها به خاک خودش یا دست کم جدایی آن‌ها از ایران بود. مذاکرات دیپلماتیک مقام‌های سیاسی ایران با همتاهای شوروی سابق به نتیجه نرسید. این شد که ایران از اتحاد جماهیر شوروی به دلیل اشغال بخشی از خاک کشورش شکایت کرد. دادخواهی ایران بود که دولت مسکو بر خلاف تعهد قبلی نه تنها نیروهایش را از ایران خارج نساخته بلکه این نیروها مانع نقل و انتقال واحدهای ارتش ایران درقلمرو این کشور می‌شوند و با این اقدام، تمامیت ارضی ایران به مخاطره افتاده است که قرار شد دو کشور ، نخست با مذاکرات دوجانبه بکوشند مسئله میان خود را حل کنند و در صورت رسیدن به بن بست، آن وقت سازمان تصمیم بگیرد. در نهایت بده بستان‌های جهانی سبب شد تا روس‌ها ایران را ترک کنند. آن‌ها در حال یارکشی بین کشورهای شرق اروپا بودند و دوست نداشتند محبوبیت شان را به دلیل ماجرای ایران از دست بدهند.

P28-08
نشستی که در ژوئن 1945 برگزار شد تا کمی بعد پایه‌های سازمان ملل متحد گذاشته شود. AP
از سوی دیگر برخی از منابع، از اولتیماتوم هری ترومن، رییس‌جمهور آمریکا به شوروی سخن گفته‌اند که این عبارت بی‌ارتباط به سخنان خود ترومن نیست. او چند سال بعد و در حالی که جنگ سرد جدی تر شده بود، از عبارت اولتیماتوم استفاده کرده بود و جالب این که ساعاتی بعد، سخنگوی کاخ سفید عبارت را تصحیح کرده بود. سخنگوی کاخ سفید، اصطلاح اولتیماتوم را چنین تعبیر کرد که رئیس جمهوری این کشور، این اصطلاح را به گونه عامیانه‌اش به کار برده است، نه در معنای اصطلاحی آن: «منظور ایشان بیشتر تاکید بر رهبری دولت ایالت متحده در سازمان ملل متحد و به ویژه شورای امنیت و به خصوص تلاش دیپلماتیک بهار سال ۱۹۴۶ بوده است، زیرا این رهبری به خروج نیروهای شوروی از ایران منجر شد.» ارتش شوروی، کمتر از یک ماه بعد از توصیه سازمان ملل، در ماه می، ایران را ترک کرد و هرگز مشخص نشد آیا این اتفاق به دلیل میانجی‌گری سازمان ملل متحد روی داده یا پیام ترومن به استالین یا ماجراهای دیگر. ترومن هر بار به ماجرا شاخ و برگ بیشتری می‌داد، اما تاریخ‌نویسان سیاسی نظر دیگری دارند.
البته سازمان ملل متحد همیشه به نفع ایرانی‌ها رای نداده است. این سازمان، چند سال بعد رای به استقلال بحرین داد و دلیل این رویداد، نظرسنجی از مردم این منطقه بود که گاه به نادرستی، از آن با عنوان رفراندوم یاد می‌شود.

کانادا و نقشی تعیین کننده در سازمان ملل
کانادا دو ماه بعد از شروع جنگ دوم جهانی، یعنی در دهم سپتامبر 1939 وارد جنگ شد. به این ترتیب که ارتش کانادا به بریتانیا رفت تا از جزایر این کشور دفاع کند. حضور کانادا در سال‌های نخست جنگ دوم جهانی بیشتر محدود به همین دفاع از بریتانیا و البته حضورش در هنک گنگ در هنگام تجاوز نیروهای ژاپنی به این کشور بود، اما نقش کانادا در سال‌های پایانی جنگ بیشتر شد. در سوم سپتامبر 1943، نیروهای کانادایی، ائتلافی با نیروهای آمریکایی و بریتانیایی تشکلیل دادند و اولین حمله جدی را در اروپا به نیروهای آمریکا انجام دادند. از این به بعد حضور کانادایی‌ها بیشتر و بیشتر شد. یکی از مهمترین حضور کانادایی‌ها در جنگ به ماجرای نبرد نورماندی برمی گردد. در تاریخ ژوئن 1944، ارتش کانادا وارد خاک فرانسه شد و نیروهای آلمانی را از بخش‌های مهمی به عقب راند. در روز پیروزی متحدان سربازان کانادایی در صف مقدم وارد آلمان شدند. بیش از چهل و پنج هزار نفر از سربازان کانادایی در جنگ دوم جهانی کشته شدند، پنچاه و پنج هزار نفر مجروح شدند و بسیاری مفقود شدند و یا به اسارت در آمدند.

P28-05
پرچم کانادا در نخستین نشست عمومی سازمان ملل، سال 1946
بعد از پایان جنگ دوم جهانی هم کانادا به عنوان یکی از اعضای اصلی سازمان ملل متحد، نقشی مهم در سیاست جهانی ایفا کرد. این کشور به عنوان یکی از کشورهای موسس سازمان ملل متحد، نقشی مهم در نگارش پیشنویس منشور اولیه سازمان ملل متحد (United Nations Charter) داشت، منشوری که بنایش بر برقراری صلج جهانی و احترام به حقوق همه کشورها بوده است. نقش کانادا در تاسیس و فعالیت‌های نیروهای حافظ صلح هم همیشگی بوده است، به طوری که هر گاه پای نیروهای حافظ صلح به میان می‌آید، حتما نشانی از کانادا را خواهیم یافت. کشور ما، تاثیرات بسیاری در صلح جهانی داشته است. به عنوان نمونه در جربان جنگ کره در دهه 1950، هنگامی که نیروهای شوروی سابق به حمایت از کره شمالی پرداختند، کانادا به عنوان بخشی از بازوی نظامی سازمان ملل متحد، 26هزار نفر از سربازانش را راهی کره کرد.
در میانه دهه 1950، لستر پیترسون که وزیر خارجه کانادا بود و بعدها به نمایندگی حزب لیبرال نخست‌وزیر شد، نفشی مهم در حل بحران کانال سوئز بازی کرد. او نیروهای حافظ صلح سازمان ملل را به کانال سوئز برد و به این وسیله از جنگ و خونریزی جلوگیری کرد. همین ماجرا باعث شد تا پیترسون در سال 1957، برنده جایزه صلح نوبل شود. او در سال‌های 1963 تا 1968 نخست‌وزیر کانادا بود و در سال 1972 درگذشت. ارتباط کانادا با سازمان ملل متحد در سال‌های بعد همچنان ادامه داشته و این کشور در بسیاری از فعالیت‌های صلح‌طلبانه، آموزشی، کمک به بهداشت جهانی و در نهایت بشردوستانه شرکت داشته است.
بااین روح همکاری، کانادا سعی کرد نقش راهبر خود را در سازمان ملل در ادامهٔ تلاشهای مربوط به برقراری صلح سازمان ملل ایفا کند که تا سال ۱۹۸۹، ۵۰ هیأت اعزامی برای تلاش در مورد استقرار صلح با همکاری نیروهای حافظ صلح un، به دیگر کشورها فرستاده‌است. کانادا و پرتقال دو کشوری هستند که تا کنون در همه عملیات‌های نیروهای صلح‌طلبانه سازمان ملل شرکت کرده‌اند.
کانادا شش دوره دو ساله کرسی موقت سازمان امنیت سازمان ملل متحد را در اختیار داشته است و از حیث، بعد از کشورهای عضو دائم سازمان ملل، در کنار ایتالیا بیشترین نقش را در این سازمان جهانی ایفا کرده است. با این همه، کانادا در دوره نخست‌وزیری استقان هارپر، از راه یابی به کرسی موقت سازمان ملل باز ماند و همین مساله باعث شد تا پس از سال 2010، کانادا کمی منزوی شود، نکته‌ای که جاستین ترودو می‌خواهد از آن بگذرد و بار دیگر کانادا را به عرصه جدی سیاست دنیا برگرداند. تردو از حضور کانادا در سال‌های 2020 خبر داده است و این اتفاق در حالی رخ می‌دهد که این کشور، برای سه سال آتی، علاوه بر تامین ۶۰۰ نیروی حافظ صلح، مبلغ 450 میلیون دلار به پروژه‌های امنیت جهانی اختصاص داده است.

مونترالی‌ها و نقشی که در سازمان ملل دارند
با وجودی که مقر اصلی سازمان ملل در نیویورک واقع شده‌است، نهادهای مهم وابسته به آن در لاهه، ژنو، وین، مونترال، کپنهاگ، بن و رم دایر شده‌اند. سازمان ملل متحد، همایش‌های بسیاری را در کانادا برگزار می‌کند که همواره مونترال انتخاب نخست آن هاست و این نکته به دلیل نمایندگی قدرتمند شهر ما در سازمان ملل است . بخش مهمی از این توجه به دلیل سابقه کانادا در مسایل بین‌المللی است و توجه ویژه به مونترال به دلیل مشارکتی است که این شهر کانادایی با سازمان ملل داشته است. ما مونترالی‌ها مفتخریم که اساس منشور حقوق بشر سازمان ملل متحد توسط یکی از همشهری‌های ما نوشته شده است.
جان پیتر هامفری، استادحقوق دانشگاه مک گیل، نقش بسیار زیادی در تدوین قوانین حقوق بشر سازمان ملل متحد داشت، به طوری که می‌توان گفت تعریف و جهان بینی‌ای که ما اکنون از حقوق بشر داریم،چیزی است که او تدوین کرده است. او در جریان نگارش پیش‌نویس منشور سازمان نقشی مهم داشت و چنان تخصصی در مسایل انسانی داشت که دیگر حاضران را مجاب می‌کرد تا هر چه بیشتر به حقوق انسانی احترام بگذارند. این پیشنویس در سال‌های 1946 و 1947 نوشته شد.

P28-06
جان پیتر هامفری، استادحقوق دانشگاه مک گیل، نقش بسیار زیادی در تدوین قوانین حقوق بشر داشت، به طوری که می‌توان گفت تعریف و جهان بینی‌ای که ما اکنون از حقوق بشر داریم،چیزی است که او تدوین کرده است.
یکی از دفاتر مهم سازمان ملل هم در مونترال قرار دارد. سازمان بین‌المللی حقوق هوانوردی (International Civil Aviation Organization)، نهاد تخصصی سازمان ملل متحد است که مقر اصلی‌اش در مونترال قرار دارد. هرچند ICAO در سال 1944 و بر اساس پیمان شیکاگو احداث شد، اما فعالیت رسمی‌اش به سال 1947 بر می‌گردد.
«اطمینان از رشد منظم و ایمن هواپیمائی كشوری بین‌المللی در سراسر جهان»، «تشویق صنعت و طراحی هواپیما برای مقاصد صلح جویانه»، «ترغیب توسعه خطوط هوائی،فرودگاه‌ها و تسهیلات هوانوردی برای هواپیمائی كشوری بین‌المللی»، «حفظ حقوق دولت‌های عضو و تامین فرصت مساوی برای اعضاء برای برقراری سرویس هوائی بین‌المللی»، «از بین بردن تبعیض میان كشورهای عضو»، «افزایش ایمنی پروازها در ناوبری بین‌المللی» از جمله اهدافی است که سازمان بین‌المللی حقوق هواپیمایی در نظر دارد. نکته جالب این است که تفکر صلح‌طلبانه کانادایی، در کنار ایمنی و نگاه ضد نژادپرستانه تفکر غالب این سازمان جهانی است.
یکی دیگر از مسایلی که در حوزه بین‌المللی باعث افتخار کانادا و مونترال به حساب می‌آید، پیمانی محیط زیستی است که با عنوان پروتکل مونترال در سطح جهانی شناخته شده است. این پروتکل در سال 1987 و به منظور یافتن راه حلی جدی برای حفظ لایه اوزن در مونترال برگزار شد. بر این اساس این پیمان، کشورهای جهان برای ترمیم، تعدیل و از همه مهمتر استفاده از مواد دوستدار ازون توافق کردند و در نتیجه از آن زمان تاکنون گازهای مخرب این لایه به شدت کاهش پیدا کرده است. یازدهمین جلسه کنفرانس بین‌المللی تغییرات آب و هوایی هم در نوامبر سال ٢٠٠٥ در مونترال کانادا برگزار شده است.

چه نقدهایی می‌توان به سازمان ملل داشت
سازمان ملل متحد، در کنار همه مزایایی که دارد، دو پاشنه آشیل دارد که به طور قطع فعالیت هایش را به شدت تحت تاثیر قرار می‌دهد. نکته اول این است که این سازمان در موارد بسیاری توانایی اجرایی ندارد و عملا در نقش یک صادر کننده بیانیه یا همان ریش سفید ماجرا باقی می‌ماند. مشکل دیگر سازمان ملل این است که گاه چنان در سایه یکی از قدرت‌های جهانی قرار می‌گیرد که استقلال خود را از دست می‌دهد. اما آیا می‌توان انتظار بیشتری از یک نهاد بین‌المللی همچون سازمان ملل متحد داشت؟
بد نیست در ابتدا به روزهای نخستین فعالیت سازمان ملل بپردازیم. نخستین جلسات سازمان ملل در آمریکا و انگلیس برگزار می‌شد، اما از آنجایی که انگلیس در کنار دیگر کشورهای اروپایی، خسته و ویران از جنگ بود، در نهایت همگی بر سر مرکزی بودن فعالیت سازمان ملل در آمریکا اجماع کردند به شرط این که دولت آمریکا، مسایل سیاسی خود را لحاظ نکند. با این همه، وجود و فعالیت‌های یک سازمان در کشوری بدون تاثیر مستقیم آن کشور، کمی دشوار است. یعنی چه بخواهیم و چه نخواهیم، آمریکا بر سازمان ملل متحد تاثیر خواهد گذاشت، اما این تاثیر می‌تواند با مشارکت قوی کشورهای عضو سازمان، به ویژه اعضای دائم بسیار کم رنگ شود. به هر حال، مقر اصلی سازمان ملل باید در جایی باشد و این نکته گریزناپذیر است و البته توضیح این مساله پیشتر آمد که دفاتر دیگر سازمان ملل در شهرهای دیگر جهان و از جمله مونترال قرار دارد.

P28-07
مرکز ICAO، یکی از شعبه‌های سازمان ملل/ 999 بلوار روبرت بورواسارد
اما مشکل سازمان ملل، تنها به حضور در کشوری مثل آمریکا خلاصه نمی‌شود. ساختمان ستاد فعلی سازمان در نیویورک و طی سالهای ۱۹۴۹ و ۱۹۵۰ درکنار ایست ریور بنا شده‌است. زمین این ملک را جان دی. راکفلر جونیوربه قیمت هشت‌ونیم میلیون دلار خریداری کرد و فرزندش نلسون راکفلر را به عنوان مشاور عالی سازنده بنا در سال ۱۹۴۶ منصوب کرد و آنرا به سازمان ملل اهدا کرد. بودجه سازمان ملل هم توسط کشورهای گوناگون جهان تامین می‌شود. کانادا یکی از کشورهای تامین‌کننده بودجه سازمان ملل متحد است. با این شرح، سازمانی که بودجه‌اش توسط کشورهایی تامین می‌شود، به طور قطع استقلال لازم را نخواهد داشت. درست به همین دلیل است که مثلا سازمان ملل متحد نمی‌تواند ارتش داشته باشد و متکی به قدرت‌های نظامی کشورهایی است که آن را تشکیل داده‌اند. حضور بسیار‌اندک سازمان ملل در جنگ داخلی سوریه، درست بر سر نزاع‌هایی است که اعضای دائم سازمان ملل با هم دارند و نمی‌خواهند از سیاست واحدی پیروی کنند.
به همه مسایل بالا که البته بخش مهمی از آن‌ها احتناب‌ناپذیر است، باید پنج عضو دایم سازمان ملل را هم افزود. به هر حال سازمان ملل متحد باید مقری داشته باشد و بودجه‌اش هم از جایی تامین شود، اما سوال این جاست که چرا چند کشور دارای حق‌های هستند که بقیه اعضا از آن محروم‌اند. به عنوان مثال، این پنج کشور می‌تواند مصوبه‌های سازمان ملل را وتو کنند. از سوی دیگر، این پنج کشور، اعضای دائمی سازمان امنیت سازمان ملل هستند و می‌توانند نظرات خود را اعمال کنند. البته خواستگاه متفاوت این کشورها، سبب می‌شود تا کمی معادلات به سمت تقارن پیش برود، اما هر گاه که منافع مشترکی در میان نیست، مثل مساله عراق، افغانستان و سوریه، شورای امنیت و سازمان ملل توان اجرایی و حتی ریش سفیدی درست و حسابی ندارد. پنج کشور روسیه، چین، فرانسه، آمریکا و انگلیس در حالی اعضای دائم سازمان ملل هستند که قسمت شایان توجه بودجه این سازمان توسط کشورهایی همچون آلمان، ژاپن، کانادا، اسپانیا و برزیل تامین می‌شود.