17اکتبر2017

23 دی 1395 نوشته شده توسط 

«بداهه‌نویسی، رمز آفرینش زیست‌جهان کودکانه»

معرفی و تحلیل کتاب‌قصۀ «قابلمه»، نویسنده لاله جعفری و دیگران
مسعود هوشیار

P40-ketab

جهان کودکانه جهانی زیبا و شگفت‌انگیز است. شاید کمتر کسی را بتوان یافت که دلبسۀ این جهان ناب نباشد. به‌ همین سبب است که قصه‌های کودکانه مختص به سن و سال خاصی نیست. درنتیجه تمام گروه‌های سنی از خواندن این قصه‌ها لذت می‌برند و دنیای کودکی را در جهان قصه‌ها دوباره زندگی می‌کنند. یکی از علت‌های جذابیت زیست‌جهان کودکانه قدرت و خلاقیتِ خیال‌پردازی بچه‌ها است.
بچه‌ها با نیروی خیال‌پردازی خود جهانی را می‌آفرینند که فقط متعلق به خودشان است. درنتیجه اگر کسی بخواهد دنیای کودکانه را بازآفرینی کند باید به دامن خیال‌پردازی پناه ببرد. ازاین‌منظر گروهی از نویسندگان ادبیات کودک دست به دست هم داده‌اند و برای خلق زیست‌جهان کودکانه مجموعه‌قصه‌هایی را با عنوان «یک اسم و چند قصه» نوشته‌اند که انتشارات «چکه» این قصه‌ها را چاپ کرده است. براین‌مبنا این گروه قصه‌نویس در نشست‌های دوستانه به‌صورت هفتگی دور هم جمع می‌شوند. آن‌ها یک موضوع را انتخاب می‌کنند و با شیوۀ «بداهه‌نویسی» همگی دربارۀ همان موضوع می‌نویسند. این گروه رمز و راز خلق جهان کودکانه را در «بداهه‌نویسی» کشف کرده‌اند؛ چراکه در این شیوه، ذهن قصه‌نویس در فضایی‌ خیال‌پردازانه و خلاقانه، فارغ از درگیری‌های روزمره دل به کودکی‌های خود می‌دهد و یافته‌ها و تجربه‌های پیشین خود را بازیابی می‌کند. دکتر سعید خزایی دربارۀ تأثیر خیال‌پردازی بر روی فرد می‌گوید: «سال ۲۰۰۷ در اولین همایش «ادبیات علمی‌تخیلی و فانتزی چین» شرکت کردم.
یک‌جا یکی از مقامات بلندپایهٔ چینی را کنار کشیدم و از او پرسیدم: چرا ادبیات علمی‌تخیلی؟! این ژانر مدت‌ها است جایگاهش را از دست داده است! او به من گفت: خیلی ساده است. چینی‌ها در «ساختن ابزار» باهوش هستند، به‌شرطی که دیگران برنامه را به آن‌ها بدهند. اما خلاقیت و ابداع ندارند. آن‌ها نمی‌توانستند تخیل کنند. بنابراین هیئتی را به آمریکا به کمپانی‌های اپل، مایکروسافت و گوگل فرستادند و از افرادی که آن‌جا درباره آینده ایده‌های خلاقانه داشتند، سوال کردند. آن‌ها متوجه شدند که تمام این افراد در کودکی ادبیات علمی‌تخیلی می‌خواندند».
با این‌توضیح باید خاطرنشان کنم که نتیجۀ بداهه‌نویسی متکی بر خیال‌پردازی این گروه از قصه‌نویسان بسیار دلچسب است و قصه‌های این مجموعه بسیار خواندنی است. در کتاب‌قصۀ قابلمه ده نفر از قصه‌نویسان این گروه با بداهه‌نویسی دربارۀ این ظرف نوشته‌اند. همۀ قصه‌ها خواندنی است و لذت تجربۀ دنیای کودکانه را به مخاطب می‌چشاند. خواندن قصه‌ها در حدود پانزده دقیقه زمان می‌برد؛ اما لذت تجربه و کشف خیال‌پردازی‌های کودکانه تا مدت‌ها در حس‌وحال خواننده باقی می‌ماند و خواننده را مجذوب نگرشِ کودکان به اطرافشان می‌کند. با هم یکی از قصه‌های این کتاب را با عنوان «قابلمه قلقلکی» می‌خوانیم: «یک قابلمه بود که خیلی قلقلکی بود. وقتی نخود و لوبیا تویش می‌ریختند قلقلکش می‌شد. می‌خندید و تکان تکان می‌خورد. نخود و لوبیاها هم بالا و پایین می‌پریدند و می‌خندیدند. وقتی قابلمه را روی اجاق می‌گذاشتند آبش جوش می‌آمد و قُل‌قُل می‌کرد. قابلمه هم قلقلکش می‌شد.
می‌خندید و تکان تکان می‌خورد. یک‌روز چندتا کوفته‌قلقلی پریدند توی قابلمه. قابلمه بیش‌تر از همیشه قلقلکش شد. آن‌قدر خندید و تکان خورد که کوفته‌ها له شدند و غذا شد آش کوفته. هرکس از آش کوفته می‌خورد خنده‌اش تمام نمی‌شد. از آن به بعد هرکس اخمو بود یک قاشق از آش کوفته می‌خورد و از خنده روده‌بُر می‌شد». شما خوانندگان عزیز نیز با شیوۀ بداهه‌نویسی می‌توانید قصه‌های از این دست بنویسید. لطفا دست‌به‌قلم شوید.


معرفی کتاب «زُروان (معمای زرتشتی‌گری)»
«زُروان و شکِ سرنوشت‌ساز»
P40-2ketab
دین و مذهب دو مقولۀ در پیوند با یکدیگر هستند با این تفاوت که دین بسیار شخصی و فردی است ولی مذهب گروهی و جمعی. این‌ نکته بدین‌معناست که هر فردی با توجه ‌به دریافت فردی خودش می‌تواند هر دینی را برگزیند؛ اما مذهبش را از گفتمانِ چیره و غالبِ قدرتی می‌گیرد که آن فرد در سایه‌اش زندگی می‌کند. درواقع مذهب محصول سازوکاری است که قدرت حاکم در هر جامعه‌ای آن را تبلیغ می‌کند. به‌تعبیری‌دیگر هر صاحب قدرت و دولتمردی، نظرگاه و پدیدار خودش از دین را به‌ اندیشۀ اجتماعِ تحت تسلطش عرضه می‌کند. با توجه ‌به نکته‌های پیش‌گفته باید پرسید که اندیشۀ زُروانی یا زُروان‌پرستی، دین است یا مذهبی که در برهه‌ای از تاریخ زرتشتی‌گری از آن دین انشعاب شده است. برپایۀ کتاب «زروان، معمایِ زرتشتی‌گری»، براساس باور زُروانیان، «اهورا مزدا» و «اهریمن» فرزند دوقلویِ خدایی (خنثی و شاید دوجنسه) به نام زروان هستند. ازاین‌رو، شاید تا‌به‌حال این پرسش برای شما پیش آمده باشد که قبل از تفکر (دین) زرتشتی، ایرانیان چه اعتقادهایی داشته‌اند و به چه گزاره‌هایی معتقد بوده‌اند. آیا زرتشتی‌گری نخستین باور رسمی ایرانی‌هاست؛ یا عناصر شکل‌دهندۀ دیگری در باورهای ایرانیان نقش داشته است؟ آیا زروان‌پرستی یک انحراف و بدعت در دین زرتشی است؟ ساسانیان چه نقشی در احیای این تفکر دارند؟ کتاب زروان، معمای زرتشتی‌گری مهم‌ترین منبع موجود در این زمینه است که نویسند، آر.سی.زنر، به تبیینِ باورها و اندیشه‌های زروانی در تاریخ ایران می‌پردازد: «زروان هم‌زمان، روحانی و خداست و نتیجۀ قربانی‌اش این است که اهرمَزد پدید می‌آید. یعنی همان خدای موکل بر جهان. اهرمزد نیز به‌نوبۀ خود توسط قربانی، آفرینش را می‌آفریند و آن را در آخر زمان با همان وسیله تجدید و نو می‌سازد» (زنر، ۱۳۷۵: ۱۰۶). بر باور زروانیان، زروان دارای صفت «دیرنگ‌خدای» است. به این معنا که او خدایی‌ست «ازلی و پیشینه‌مند». این خدای ازلی و باپیشینه، یگانه‌موجود دنیای قدیم بوده است. درنتیجه از تنهایی خود خسته می‌شود و به این منظور که صاحب فرزندی شود تا از تنهایی رهایی یابد هزارسال عبادت و قربانی می‌کند. این قربانی‌کردن‌ها و عبادت‌های هزارساله نتیجه‌ای ندارد و باردار نمی‌شود. این رویداد زروان را بسیار ناراحت می‌‌کند و به این نکته که عبادت‌ها و قربانی‌کردن‌هایش ثمره‌بخش می‌شود یا نه، «شک» می‌کند. در همان لحظۀ شک‌آمیز، اتفاق عجیبی می‌افتد. شک او سرنوشت دنیا را تغییر می‌دهد؛ چراکه او دوقلو باردار می‌شود. «اهورامزدا» و «اهریمن» فرزندان دوقلوی او هستند. اهورامزدا محصول هزار سال عبادت و اهریمن نتیجۀ یک لحظه شک اوست. ادامۀ ماجرای زروان و فرزندانش را در کتاب «زُروان (معمای زرتشتی‌گری)»، با ترجمۀ خوب دکتر تیمور قادری بخوانید.