23فوریه2017

22 دی 1395 نوشته شده توسط 

«مکتب ادبی‌هنری سمبولیسم»

اشاره: همان‌گونه که در شمایل و محتوای جدید بخش ادبیات و هفته دیده‌اید، به دنبال مطالب پیوسته (سریالی) هستیم که ذره‌ذره پازلی بزرگتر از انس و ارتباط ما با ادبیات را بسازند. بر همین اساس و پس از تجربه‌کردنِ شکل جدید صفحات کتابخانه شعر و چهره‌ها، اینک به پیشنهاد شما بخشی دیگر با نام «واژه‌شناسی» را نیز آغاز می‌کنیم و همچنان منتظر بازخوردها و مطالبتان هستیم. لطفاً با ما از طریق این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید در تماس باشید. / تحریریه ادبیاتِ «هفته»


۱. درباره‌ی واژه‌ی سمبول
اصل واژه یونانی است ونیمه‌ای ازشیئی است كه با آن به نیمه‌ی دیگر می‌توان ارتباط برقرار كرد وآن را دانست.
این واژه در تعریف كهنش (نه براساس مكتب سمبولیسم) با واژه‌هایی چون رمز،نماد واستعاره ازجهاتی نزدیكی دارد
با گذشت زمان و بر اساس مضامین و آثار مكتب سمبولیسم این واژه تشخص و تعریفی خاص خود یافته است.

۲. تعریف اولیه‌ی سمبول
هر نماد متضمن دوگانگی است که دو قطب آن مکمل یک دیگرند و دو سویه بودن (ambiralence) ذاتی نماد نیز از همین خصیصه ناشی است.زیرا نماد دست کم می‌تواند به دو شیوه‌ی متضاد تفسیر شود و برای آن که معنای کامل هر نماد به دست آید، باید آن دو تفسیر را با هم جمع کرد، این دو سویه بودن نمادهای قدسی که خصیصه‌ای عام و عالم گیر است، متعلق به اساطیر نیز هست وهمین خصلت مبین چند معنایی و کاربردها و مصادیق گوناگون آن‌ها است.
رضا سید حسینی نیز در در صفحه 538 كتاب مكتب‌های ادبی تعریفی همین گونه از این واژه ارایه داده است. براساس تعاریفی این گونه نماد نوعی كاربرد واژگان است به همراه نشانه‌ای كه بتوان با كمك آن چیزی دیگر را به خواننده فهماند. این نشانه نیز چندان مبهم نیست كه مخاطب دچار اشتباه و تاویل شود (برعكس القای مبهمی كه درسمبولیسم وجود دارد)، از این دیدگاه گاه ممكن است نمادی براثر تكرارا آن قدر واضح شده باشد كه دیگر تردیدی دردریافت از آن نباشد: در کاربرد نماد ونشانه از سوی هنرمند، هیچ قراردادی عرفی پذیرفته نیست؛ اما اغلب نشانه‌های ابداعی هنرمند، از سوی دیگران پذیرفته می‌شود و به مرور زمان به صورت یک اصطلاح در زبان و فرهنگ یک ملت پذیرفته می‌شود و گاهی نیز یک چیز ممکن است در طول تاریخ به عنوان نماد برای چند چیز مختلف انتخاب شود.
سمبولیسم جزو معدود مكاتبی است كه نام آن با معنی واژگانی‌اش چندان تناسبی ندارد؛ اگرچه درنماد نیز گاه نوعی القای غیر مستقیم وجود دارد؛ درآن با ابهامی كه ویژگی سمبول است روبه رو نیستیم. ازآن جا كه برخی از منتقدان سمبولیسم را با معنی لغوی‌اش مرتبط دانسته‌اند برای مشخص شدن تفاوت‌های این دو، ابتدا به تعریف واژگانی سمبول می‌پردازیم.
P41-M0024
لغت (symbole) از واژه‌ی یونانی sumballein می‌آید که به معنی به هم پیوستن و اتصال است.sumbalon دراصل نشانه‌ای برای شناخت و بازشناسی بوده است.یعنی یک نیمه از شیئی که به دو نیم شده بود و جفت کردن آن دو نیم به دارندگانشان امکان می‌داده که یک دیگر را بی آن که پیش از آن هرگز دیده باشند، چون برادر بدانند و بپذیرند.

نماد (symbole) به معنای وسیع کلمه، تعریف واقعیتی انتزاعی یا احساس و تصویری غایب برای حواس، توسط تصویر یا شیء است.

۳. دریچه‌ای به مبحث
در سمبول باید رابطی عینی داشته باشیم تا به وسیله‌ی ان مفهوم ثانوی القا شود.
چند پهلویی و ابهام یكی از ویژگی‌های سمبول است.

۴. تعریفی نوتر درباب سمبول (با تفاوت نسبت به نظر كهن)
درسال‌های جدید به ویژه با ظهور مكتب سمبولیسم وكاربرد خاص نویسندگان وشاعران آن از واژه‌ی سمبول تعریف‌هایی تازه تر ازاین واژه ارایه شده است.
یكی دیگر از زمینه‌های مشترك برخی از تعاریف با مكتب سمبولیسم ارتباط بین انتزاع وبیرون درنماد است. هانری دورنیه می‌گوید :نماد عبارت است از مقایسه‌ی انتزاعی با عینی در حالی كه به یكی از معیارهای مقایسه [فقط ]به طور ضمنی اشاره شود (چدویك :10:1385)
اشاره‌ی ضمنی نیز همان طور كه دورنیه اشاره می‌كند دلیلی برای ارزش القای مبهم وغیر مستقیم درسمبولیسم است كه تفاوت سمبول جدید وكهن را نمایان می‌كند. درواقع سمبول جدید درواژه اتفاق می‌افتد وسمبول با تعریف مكتبی آن نوعی القای كلی است كه باتمام اثر منتقل می‌شود.
بریوسوف روس كه از پیروان سمبولیسم فرانسه استدر سال 1894 می‌نویسد:شاعر سمبولیست می‌كوشد به یاریملودی شعرش حال خاصی را درخواننده برانگیزد. از گروه دیگر ،یعنی سمبولیست‌های فراروند ه‌ی روس نیزوولینسكی درسال 1900 می‌گوید: سمبولیسم عبارت است از ادغام دوجهان محسوس والهی درتجسمی هنری ،ودیگر بِلی كه درسال 1906 گفت :نماد پوشش ایده‌ی افلاطونی است.

ازمجموعه‌ی این تعاریف برمی آید كه سمبول می‌كوشد نوعی مبهم وغیر مستقیم حسی درونی ویا فوق زمینی را در مخاطب برانگیزاند واین با تعریف یونانی‌ایرانی از سمبول كاملا متفاوت است. درحقیقت درگئنه‌ی اول سمبول یك شگرد است ودرگونه‌ی معاصر نوعی جهان‌بینی و ایده‌آلیسم.

آلكساندر سومه شاعر فرانسوی تعریفی از سمبول ارایه می‌دهد كه دقیقابراین مقصود صحه می‌گذارد :«درنظرشاعر همه چیز سمبولیك است. ...او می‌كوشد نشانه‌هایی از زبان اولیه‌یرا كه خداوند برانسان آشكار كرده است پیدا كند و جالب این است كه نظر كلودل هم تقریبا همن گونه است.