20ژانویه2017

22 دی 1395 نوشته شده توسط 

توانایی و كم‌توانی فرزند ونقش مهرمادری و پدری

آزالیا کاویانی
P48-Jamehe-422
وقتى برای فرزندان‌تان رویاهایی در سر می‌پرورانید و از آنها انتظاراتی دارید ولی آنها قادر به انجام آن نيستند، چگونه با آنها رفتار می‌كنيد؟ علت كم توانی‌هايشان را چه می‌دانيد؟ آيا بين فرزندانتان فرق می‌گذاريد؟
گاهى حوادث افراد را از داشتن فرزند سالم محروم می‌سازد و اين موضوع باعث نارضايتى آنها می‌شود. گاهى مادرها بعد از مدتى اين وضعيت را می‌پذیرند و براى برخورد با آن راه حلى پيدا می‌كنند و در نتیجه فرزند خويش را در مسير صحيح قرار می‌دهند. به باور من مهم این است که یاد بگیریم چطور می‌توان و چطور باید از چالش «كم‌توانایی»، قدرت و توانمندی بیرون آورد.
خوشبختانه در جامعه ايران، خانواده‌ها برای تحصيلات بهای زیادی قائلند و سعى می‌كنند فرزندانشان را به ادامه تحصیل تشویق کنند.
معمولا وقتى فرزندی دارید که با معیارهای عادی «هوشمند» و «توانا» است خوشحال هستيد و دوست داريد كه به درجات برتر تحصيلى، هنرى و ورزشى برسد و او را در این راستا تشويق می‌كنيد. ولى اگر فرزندى داريد كه از نظر خودش، شما یا ديگران كم‌توان است در بسیاری موارد از پیشرفت فرزند خود و تاثیرات مثبتی که می‌تواند در آینده‌ی خودش و اطرافیانش داشته باشد، نااميد می‌شويد. در نتیجه کودک‌تان را که با معیارهای رایج «ناتوان» شمرده می‌شود سرزنش می‌کنید و شاید حتی، در دل یا در عیان، به او و به «بختِ بدِ خود»دشنام می‌دهيد. نتیجه این می‌شود که، خواسته و ناخواسته با رفتارهای اشتباهِ خود او را زیر فشار قرار می‌دهيد.
به باور من که با اتکا به تجربه شخصی است، نباید به ناامیدی پر و بال داد و باعث افزودن دردی به دردها شد. كم‌توانى دليلی نيست که به بهانه آن بخواهيد فردی را از جامعه و یا از آغوش گرم خانواده دور كنيد. فرزندی با محدودیت‌های فیزیکی و روانی آشکار می‌تواند گاهی حتی بيش از افراد متوسط درك و مهر داشته باشد. به تجربه می‌دانم که قدرتِ «درکِ دیگری» و نیروی «مهر به دیگری» ثروت‌های بزرگی هستند که شما با توجه به آنها و ارائه حمایت‌های از دل‌برآمده به فرزندِ «کم‌توان‌»تان گوهر پنهان در وجود آنها را کشف می‌کنید. دراین مسیر متوجه می‌شوید که محدودیت‌‌های ظاهری غباری بیش نیستند که شما با مهر خود آن گوهر را غبارزدایی می‌کنید و به نیرو‌های پنهان فرزند‌تان پی‌می‌برید.
در همین‌جا می‌خواهم اطمینان بدهم که انتظارات شما براى فرزندان به ظاهر «کم‌توان»‌تان بسیار مهم و حتی ارزشمند است.

ما شاهد هستیم که متاسفانه اغلب خانواده‌ها در اين موضوع دچار مشكل هستند. روانشناسان اين مسأله را مهم و أساسى می‌دادند و معتقدند كه روان کودک در تبادل احساسات و عواطفِ با محیط اطراف بسیار پیچیده عمل می‌کند. در نتیجه فرق گذاشتن بین افراد خانواده خصوصا در دوران بچگی می‌تواند عوارض زیادی برای کودکِ مورد تبعیض قرارگرفته ببار آورد.
سال‌هاى اوليه زندگی کودک سال‌هاى بسيار حساسى شناسايى شده است. اگر فردی از لحاظ رفتار و برخورد والدین تفاوتى بين خود و برادر يا خواهرش احساس کند، در کودکی بى‌اعتمادى را در خود پرورش خواهد داد و در دوران بلوغ كمبود اعتماد به نفس به اشکال مختلف از جمله افسردگى، خشونت نسبت به خود و یا دیگران و... بروز می‌کند. یکی از عوارض این روند می‌تواند گوشه‌گیری مطلق نوجوان و جوان باشد. روانشناسان اين رفتار را درنتیجه كم‌توجهى و آسيب‌های ذهنى در دوران كودكى می‌دانند. بى‌توجهى خانواده‌ها به این امر می‌تواند حتی باعث ایجاد تنفر و یا فاصله گرفتن بچه‌ها از هم در دوران بعد از بلوغ شود.
خانواده‌ها بايد ياد بگيرند برابرى را ميان فرزندانشان برقرار سازند. بگذاريد فرزندان «کم‌توان»تان نیز ابراز احساساتِ سالم را بياموزند، این حق آنهاست درست مثل فرزندان «معمولی»‌تان.