18آگوست2017

09 دی 1395 نوشته شده توسط 

کوچه، آلبومی برای یاری

وقتی که عشق از صدا ترانه می‌سازد
اولین آلبومِ آتوسا تنگستانی‌فر در مونترال رونمایی شد
شیرین مهاجری
P28-Atosa-Tangestani
داستان از آنجا شروع می‌شود که دانشجوی بی‌خانمان می‌آید و با پتو سر کلاس درس می‌نشیند. با یک پتو برای فرار از سرما. خانه دارد، نه اینکه نداشته باشد. اما خانه‌اش در آتش سوخته و حالا هیچ چیز ندارد. خودش مانده و یک پتو و یک دنیا علاقه به درس و دانشگاه. مانند او کم نیست. از این ماجراها زیاد است. ماجرای دانشجویان عاشقی که هیچ چیز از ادامه مسیر بازشان نمی‌دارد. می‌تازند و با هر دردسری که هست کم نمی‌آورند. نیروی عشق، جادویش بزرگتر از این حرف هاست. آنقدر بزرگ که می‌تواند تبدیل شود به ترانه و آواز. به صدا. صدایی که در حنجره شعله‌ور می‌شود تا یاری رسان دانشجویانی باشد که هزار و یک مشکل پیش رو دارند و باز هم کم نمی‌آورند... این ادامه داستان است، خلق یک آلبوم موسیقی برای کمک به دانشجویانی که نیازهای مالی امانشان را بریده. آلبوم کوچه با صدای آتوسا. آتوسا تنگستانی فر. در بخش وام و بورس و دفتر جوایز دانشگاه کنکوردیا مشغول به کار است و البته خیلی‌ها نامش را به عنوان مشاور املاک و مسکن می‌شناسند. آنطور که خودش می‌گوید از کودکی خواندن را دوست داشته اما هیچوقت فرصتش پیش نیامده بود. او بارها شاهد وضعیت سخت زندگی دانشجویانی بوده که با مشکلات زیادی دست به یقه هستند و برای حل مشکلاتشان به دفتر کارش رجوع می‌کنند. دیدن دانشجوی پتو بر دوش و زن جوانی که به خاطر نداشتن پرداختن هزینه مهد کودک، هر روز کودکش را با خود به دانشگاه می‌آورد و ماجراهایی از این دست، او را بر آن داشت که با هزینه‌های شخصی آلبومی بسازد تا درآمد حاصل از فروشش را به دانشجویان ایرانی نیازمند ببخشد.

P14-09
جمعه گذشته روز رونمایی از آلبوم کوچه بود. دانشگاه کنکوردیا برای قدردانی از این هدف بزرگ، یکی از سالن هایش را با تمام امکانات در اختیار آتوسا قرار داد تا پذیرای میهمانانی باشد که از دور و نزدیک خودشان را به مراسم رسانده‌اند. موسیقی و آواز در فضا طنین انداخته و با گرما و حرارت به استقبال مهمانان می‌رود. شاید برای ایرانیانی که از وطنشان دور هستند هیچ لحظه‌ای آرامبخش تر از آن نیست که خودشان را از هوای سرد و برفی به جایی برسانند که صدایی گرم با ترانه‌ای به زبان مادری گوششان را بنوازد. اینجا همانجاست. جایی که ترانه‌ها گرمایشان به برف و سرما غلبه کرده است. فضا پر از ترانه و ملودی است. ملودی‌هایی ایرانی که به قول مهران تاجیک، آهنگساز و تنظیم کننده آلبوم، هیچ ساز غیر ایرانی در آنها به کار نرفته و در واقع ملاحت موسیقی ایرانی را می‌شود در آنها دید. او معتقد است مهم ترین و بالاترین بخش این آلبوم، نیتی است که در پشت آن قرار دارد و در واقع سبب خلق آن شده است: «این موضوع آنقدر برایم جذاب و مهم است که وقتی آتوسا به دفترم آمد و از ماجرای ساخت آلبوم و دلیلش برای این کار گفت همان روز قرارداد را امضا کردم و کار اولین آهنگ را هم آغاز کردیم. آهنگ دوستت دارم اولین آهنگ بود.» آلبوم کوچه ٩ ترانه دارد که آهنگسازی هشت تای آنها با مهران تاجیک و یکی از آنها توسط بابک ارجمند، آهنگسازی از ایران است. ترانه‌ها با دقت و وسواس انتخاب شدند و بیشتر هم آنهایی که ته مایه‌هایی از عشق و حمایت در آنها دیده می‌شود. اما به گفته تاجیک، از بین این ٩ ترانه، کوچه مفهومی تر و فاخرتر است چراکه این ترانه پر از ایهام و صنایع ادبی است: «همین زیبایی ترانه سبب شد تا نام آلبوم را با موافقت هر دو طرف کوچه بگذاریم. البته تمام اشعار دل‌نشین هستند و مفهوم عمیقی پشت هر کدامشان است. مثلا شاعر، ترانه بود و نبود را به عشق پدرش سروده، البته هیچ جا نامی از پدر نمی‌برد اما اگر به مفهوم توجه شود می‌شود آن را دریافت. یا ترانه شب برفی آنقدر سرشار از احساس است که خواننده آن را به پسرش تقدیم کرده.»

P28-IMG 7769
حالا دیگر میهمانان می‌دانند ترانه‌هایی که در فضا طنین افکنده و به گوششان می‌رسد با چه هدفی ساخته شده اند و این برایشان قابل تقدیر است. حالا می‌شود ترانه‌ها را جور دیگری گوش داد، جوری بیشتر از شنیدن تنها صدا و موسیقی...
اما آتوسا، خواننده آلبوم کوچه، از چه زمانی خواندن را آغاز کرد؟ آنطور که خودش می‌گوید، خواندن را از شش سالگی أغاز کرده و از همان کودکی همیشه به دنبال فرصتی برای بروز استعدادهایش بوده: «از همان شش سالگی یادم می‌آید همیشه با خودم مشغول تمرین و خواندن بودم و وقتی قرار بود جایی برویم و با بقیه فامیل دور هم جمع شویم، قبلش از مادر بزرگم می‌خواستم که اصرار کند تا جلوی جمع بخوانم. همیشه این احساس با من بود و همیشه از خواندن چه تنها و چه در جمع‌های خصوص لذت می‌بردم تا اینکه روزی رییس دپارتمان وام و بورس دانشگاه کنکوردیا یعنی همان قسمتی که مشغول به کار هستم به سراغم آمد و خیلی ناگهانی پرسید می‌توانی بخوانی؟ با تعجب نگاهش کردم و دوباره سوالش را تکرار کرد، و من هم گفتم بله می‌توانم، اما هیچوقت نفهمیدم چرا او به سراغ من آمد و از کجا فهمید که خواندن یکی از علاقه‌های همیشگی من بوده و هست. به هر حال قرار شد در مراسم جمع آوری پول برای دانشجویان نیازمند مالی بخوانم و این کار با موفقیت انجام شد. این اولین باری بود که جرقه کار جدی به ذهنم خطور کرد و در واقع استارت کار به صورت حرفه‌ای در من زده شد.»
آتوسا همچنین درباره انتخاب ترانه‌ها می‌گوید و کمک‌های بی‌دریغ مهران برای انتخاب ترانه‌ها: «دوست داشتم ترانه‌ها بیشتر عشق و حس حمایت را به شنونده‌هایم منتقل کنند. مهران هر روز ترانه‌های زیادی را معرفی می‌کرد و با کمک هم از بینشان آنهایی را که به احساسم نزدیک تر بود انتخاب می‌کردیم. این کار برایم پر از تجربه‌های خوب و قشنگ است و دوست دارم آن را ادامه دهم. یکی از آهنگ‌ها را هم به سپنتا پسرم تقدیم کردم. او در تمام این مدت هیچ اعتراضی نکرد و با تمام گرفتاری‌ها و درگیری هایم کنار آمد و همیشه با من همراهی کرد.»

P28-IMG 7771
از آتوسا می‌خواهم بیشتر درباره وضعیت دانشجویانی بگوید که برای کمک به آنها قدم برداشته و او از مشاهدات هر روزه‌اش درباره دانشجویان با توان مالی کم و نیاز هایشان می‌گوید: «در واقع دانشجویان بسیاری از وام و بورسیه تحصیلی دانشگاه بهره مند می‌شوند و از آن استفاده می‌کنند. اما این وام و بورسیه‌ها واقعا پاسخگوی نیاز‌های عده‌ای از دانشجویان نیست. البته دانشجویانی که در شرایط اضطراری به سر می‌برند می‌توانند از دولت هم کمک بگیرند و البته خیلی هایشان این کار را هم کرده اند اما این پول واقعا آنقدری نیست که جوابگوی مشکلاتشان باشد. من وقتی با چشم خودم شاهد مراجعه دانشجویانی هستم که با وضعیت بسیار بد مالی به دفترم مراجعه می‌کنند، برایم خیلی ارزشمند است که می‌بینم افردای هستند که تا این حد مشتاق یادگیری و ادامه تحصیل هستند. وقتی نیاز مالی بیداد کند آخرین اولویت هرکس شاید تحصیل بشود اما اینها افرادی هستند که تحت هر شرایطی دست بردار نیستند و من این را ستایش می‌کنم.»
از آتوسا می‌پرسم آیا تصمیم ضبط ویدیو بر روی ترانه‌ها و ادامه کار به شکل حرفه‌ای‌تر را دارد؟ جوری که حاضر شود دو شغل دیگرش در دانشگاه و مشاوره املاک را رها کند و فقط به خواندن بپردازد؟
می گوید هنوز تصمیمی برای ضبط ویدیو ندارد و البته در مورد انتخاب خواندن به عنوان شغل اصلی و حرفه‌ای هم موافق نیست: «من فکر میکنم خواندن یک عشق است که نمی‌شود به او به عنوان شغل و پیشه نگاه کرد، بلکه دوست دارم اینکار را به عنوان یک کار دلی در کنار دیگر کارهایم داشته باشم. در واقع فکر می‌کنم به این طریق می‌توانم عشق بیشتری را منتقل کنم و اگر اینکار برایم تبدیل به شغل شود آنوقت شاید جنبه‌های دیگر آنقدر قوی شوند که عشق و احساس در کار را تحت تاثیر قرار دهند. فعلا ترجیح می‌دهم این کار را کنار کارهای اصلی ام ادامه دهم و این خوشحال ترم می‌کند. شاید اگر به عقب بر گردم و قرار باشد یکی از سه فعالیتم را به عنوان شاخه اصلی انتخاب کنم، بگویم موسیقی. این کار را از بچگی دوست داشته ام اما هیچوقت شرایطش نبود. در ایران که امکانش نبود و بعد از آمدن در اینجا هم درگیری‌های شغلی و کاری و نگه‌داری از فرزند و عدم آشنایی با کسی که بتوانم به او اطمینان کنم و کارم را با کمک او به جایی برسانم، همه و همه سبب شد تا به الان نگاه جدی به این کار نداشته باشم. و حالا هم ترجیحم این است که به این کار در کنار دیگر کارهایم بپردازم نه به شکل یک شغل مستقل.»
پس فعلا قصد کنسرت گذاشتن هم ندارید؟ می‌خندد و می‌گوید اگر تعداد آهنگ‌ها بیشتر شود و آهنگسازان بیشتری به جمعمان اضافه شوند چرا که نه؟ الان به این موضوع فکر نمی‌کنم و هنوز زود است اما شاید در آینده چرا.

دمی با میهمانان
مهمان‌ها از سخن‌های خواننده تازه کار استقبال می‌کنند. کارش را پسندیده اند. هم صدا و ترانه‌ها را و هم دلیلی که او را به طور جدی تری به عالم موسیقی و ساخت آلبوم کشانده. خانم سیمین که همراه با خانواده‌اش یک مسیر دوساعته از اوکا تا مونترال را طی کرده و خودش را به دانشگاه کنکوردیا رسانده تا در این مراسم شرکت کند، می‌گوید: «اطمینان دارم آتوسا به موفقیت‌های بزرگی خواهد رسید چون هم صدایش را دارد و هم لایق دست یابی به موفقیت‌های بزرگ است.» آقای ناصری مسئول مجله بازار هم در بین مهمان هاست، او هم درباره توانایی‌های آتوسا می‌گوید و اطمینانش از موفقیت‌های بیشتر و بیشتر در آینده: «در واقع اگر به این موضوع باور نداشتم الان در بین مهمان‌ها نبودم و اصلا نمی‌آمدم. اما من کارش و استعدادهایش را باور دارم.» یکی از اساتید دانشگاه کنکوردیا هم در بین میهمانان است. همان استادی که دانشجوی پتو بر دوش سر کلاسش حضور داشته. تصادفا متوجه حضور او می‌شوم. وقتی که آتوسا خاطره دانشجوی پتوبردوش را تعریف می‌کند خانم استاد درگوشی به کناردستی‌اش می‌گوید: «بله. همین‌طور است. آن دانشجوی با آن وضعیت سر کلاس من حاضر شده بود.» ناخواسته حرف‌هایش را می‌شنوم و از او نامش را می‌پرسم و اجازه می‌گیرم تا عکسی از بگیریم برای چاپ در مجله. خانم دکتر جودیت آنت لاشلی Judith Annette Lashley موافقت می‌کند و در ادامه صحبتش از کار آتوسا به عنوان گامی انسانی برای حمایت از اینگونه دانشجویان یاد می‌کند و معتقد است اینجور کارها جای قدردانی دارد و باید از آنها حمایت شود.

P28-IMG 7772  

                                       خانم دکتر جودیت آنت لاشلی

سپنتا پسر پانزده ساله آتوسا هم در بین میهمانان ایستاده و مادرش را تشویق می‌کند. از او می‌پرسم کدام آهنگ را بیشتر از همه دوست دارد؟ می‌خندد و می‌گوید، معلوم است شب برفی. این آهنگ را مادرم به من هدیه کرده، البته همه را دوست دارم ولی این را بیشتر. سپنتا افتخار می‌کند که مادری خوش صدا با هدفی بزرگ دارد: « خیلی خوشحالم و سعی می‌کنم با تشویق هایم به مادرم کمک کنم و به او اطمینان بدهم که در ادامه مسیرش کنار او خواهم بود و هر کاری بتوانم برای همراهی با او انجام خواهم داد. » یکی دیگر از مهمانان به اسم شیده هم این کار را قابل تقدیر می‌داند و معتقد است، اگر بشنویم خواننده‌های معروف و جنجالی دست به این اقدامات خیر خواهانه زده اند کلی آنها را تشویق می‌کنیمو برای این اقدامشان‌های و هوی راه می‌اندازیم که آفرین و ... حالا که یکی از بین خودمان با مخارج و هزینه‌های خودش چنین قدم بزرگی برداشته و تصمیم به این بزرگی گرفته باید حمایتش کنیم و با حداقل کاری که می‌توانیم بکنیم یعنی خریدن سی دی ها، هم از ترانه‌ها لذت ببریم و هم به دانشجویانی که نیاز دارند کمک کنیم.
بسیاری از میهمانان با این نظر موافقند و آستین‌ها را بالا می‌زنند تا اولین خریداران سی‌دی‌ها و ترانه‌هایی با موزیک ملایم و آواز آتوسا باشند. صدایی که در حنجره شعله‌ور می‌شود تا یاری رسان دانشجویانی باشد که هزار و یک مشکل پیش رو دارند و باز هم کم نمی‌آورند...

پنجره‌ای رو به برخی از خوانندگان ایرانی در کانادا
اما از دیگر خوانندگان ایرانی که سال‌های زیادی از فعالیتشان نمی‌گذرد و حالا به نقطه اوج رسیده اند چه خبر؟ نسل جدیدتر خوانندگان ایرانی که قدم اول را در کشور کانادا برداشته اند و حالا به شهرت رسیده اند. آلبوم کوچه بهانه خوبی است برای نگاهی گذرا به دیگر خوانندگان ایرانی که مدت طولانی از فعالیت‌های هنری شان نمی‌گذرد و در واقع نسل تازه تر موسیقی محسوب می‌شوند اما در این مدت توانسته اند موفقیت‌های چشمگیری داشته باشند .
شاید بد نباشد اول سری به باران، خواننده معروفی بزنیم که با ترانه بیا به اوج شهرت رسید و این روزها ازدواجش با شهیاد خواننده هنوز هم جزو خبرهای داغ فضای مجازی است.
باران خواننده ایرانی موسیقی پاپ در خانواده‌ای هنردوست و هنرمند در مهاباد متولد شد. او یازده ساله بود که به همرا خانواده‌اش به کانادا مهاجرت کرد. علاقه‌اش به موسیقی و خواندن سبب شد تا در همان سنین نوجوانی به عضویت دوره‌های آزاد و آکادمیک خوانندگی در یکی آز اموزشگاه‌های موسیقی کانادا درآید.
اولین اهنگی که باران به شکل رسمی در بازار عرضه کرد ترانه‌ای بود به نام حس عاشقی با همصدایی جمشید.
P28-5-Ramin-KarimLou

                                                    شبح محبوب ترسناک
رامین کریملو متولد بیست و هشتم شهریور سال ١٣٥٧ در تهران. خواننده و بازیگر معروف ایرانی- کانادایی که تبدیل به ستاره پرطرفدار نمایش موزیکال معروف لندن به نام عشق هرگز نمی‌‌میرد شده است. او همچنین در نمایش موزیکال شبح اپرا نقش چهره زیر ماسک ترسناک را داشت.
خانواده کریملو پس ازمهاجرت از ایران، به ایتالیا رفتند و بعد از سه سال از آنجا راهی انتاریو در کانادا شدند. بعد از ورود به کانادا آنها در پیتربورو ساکن شدند و پس از مدتی به شهر ایرانی‌نشینِ ریچموند هیل رفتند.
اما ماجرای ورود رامین کریملو به عرصه موسیقی چه بود؟ او در دوران کودکی و نوجوانی چندان علاقه‌ای به اپرا و تئاترهای موزیکال نداشت و دوازده ساله بود که برخلاف میلش همراه با مدرسه به نمایش شبح اپرا رفت. دیدن این نمایش مسیر زندگی رامین را به کلی تغییر داد چراکه او همانجا و در همان لحظه عاشق این نمایش شد و تصمیم گرفت خودش به جای یکی از این شخصیت‌ها باشد. به گفته رامین، لحظه‌ای که کالم ویلکینسون، بازیگر معروف شبح در آن سال‌ها، تعظیم معروفش را انجام داده، رامین ناگهان با خودش فکر کرده «من هم دوست دارم همین کار را بکنم ». این علاقه شدید باعث می‌شود که او پس از آن روز، ۱۰ بار دیگر به دیدن نمایش «شبح اپرا» برود.
وقتی رامین کریملو به هفده سالگی رسید برای ورود به گروه موسیقی «روی کشتی»، درباره سنش به اعضای گروه دروغ گفت و به عضویت آنها در آمد. اینگونه او ٢ سال روی دریاهای جهان به خوانندگی پرداخت. در این مدت او شب‌ها در کابینش، آثار استانیسلاوسکی و استراسبورگ را می‌خواند تا رویاهای تئاتری اپرایی خود را محقق کند. پس ازاین مدت او به لندن رفت و آنقدر از این نمایش به آن نمایش رفت و این در و آن در را زد تا بالاخره قبل از تولد ۲۵ سالگی‌اش توانست یکی از نقش‌های فرعی نمایش شبح اپرا را بگیرد. بازی او در این نقش، او را در لندن نگاه داشت و سرانجام او توانست یکی از خواستنی‌ترین نقش‌های عالم نمایش را از آن خود کند. نقش همان شبحی که از ۱۲ سالگی عاشقش شده بود.
پس از مدتی آندرو لوید وبر، آهنگساز و کارگردان شبح اپرا، رامین را به عنوان بازیگر اصلی «عشق هرگز نمی‌میرد» انتخاب کرد. این نمایش در واقع دنباله نمایش «شبح اپرا» بود. او برای اجرا در این نقش‌ها جوایزی هم برنده شد و درخشش او در زمینه موسیقی و نمایش موزیکال همچنان ادامه دارد.

P28-6-Nazanin-Afshin-jam
                                          خواننده‌ای با چند زمینه فعالیت
نازنین افشین‌جم متولد ۲۲ فروردین ۱۳۵۸در تهران. او که فعالیت‌های مختلفی در زمینه خوانندگی، ترانه‌سرایی، آهنگسازی، و بازیگری دارد در زمینه سیاست و حقوق بشر هم فعال بوده است. نازنین در سال ۱۹۸۱ به همراه خانوادهٔ خود به کشور کانادا رفت. او پس از پایان تحصیلات متوسطه به دانشگاه بریتیش کلمبیا رفت و در رشتهٔ روابط بین‌الملل و علوم سیاسی فارغ التحصیل شد.
او در ۲۴ آوریل ۲۰۰۷ اولین آلبوم خود با نام «یک‌روزی» با پانزده آهنگ و ترانه به زبان‌های انگلیسی و فارسی را وارد بازار آمریکا کرد.
نازنین در ۴ ژانویه ۲۰۱۲ در کشور مکزیک با پیتر مک‌کی٬ وزیر دفاع وقت کانادا٬ ازدواج کرد و یکسال بعد صاحب پسری به اسم کیان الکساندر شد.

P28-7-Shay-Brothers
                                         درخشش برادران خجالتی
شای برادرز یا «برادران خجالتی». گروهی متشکل از دو برادر ایرانی به نام‌های بنیامین و مایک که موسیقی خود را در سبک تکنو و ترانس می‌سازند.
اولین کار حرفه‌ای آنها به نام Nemesis یا انتقام در سال ۲۰۰۴ میلادی روانه بازار کانادا شد و این تک‌آهنگ بسیار مورد استقبال قرار گرفت. برادران خجالتی در سال ۲۰۰۷ میلادی تک آهنگ Midnight Funk یا هراس نیمه شب را روانه بازار کردند. این تک آهنگ به شهرت جهانی دست یافت و بسیاری از رسانه‌های مهم موسیقی دنیا پخش شد. این تک آهنگ همچنین به رتبه دوم پرفروش‌ترین تک آهنگ‌های کمپانی Juno Records دست یافت و از نشریه بین‌المللی IDJ چهار ستاره دریافت کرد.
این موفقیت، آنها را از پشتیبانی موسیقی دانان بزرگ دنیای موسیقی الکترونیک بهره مند کرد.
سرشناس ترین‌های عالم موسیقی الکترونیک همچون دی جی اسکات پروجکت و ایگور اس و... تک آهنگ‌های برادران خجالتی را ریمیکس کردند و دو تک آهنگ دیگر از این برادران به نام‌های This Is Us و massive توسط یکی از معروف ترین دی جی‌ها به نام تیستو در برنامه‌ای اجرا شد. این تنها نیم نگاهی بود به فعالیت‌های هنری ایرانیانی که کارشان در زمینه موسیقی را در این سرزمین آغاز کردند و به موفقیت دست یافتند.