20ژانویه2017

08 دی 1395 نوشته شده توسط 

ترجیعبند سعدی قسمت ششم: بند پنجم

آشنایی با قالب ترجیعبند
ترجیعبند را نخستینبار رشید وطواط معرفی کرده است. در تعریف او معنی واژۀ ترجیع، برگرداندن نغمه و شکل قالب آن، شعری خانهخانه است که هر خانه 5 تا بیش از 10 بیت با قافیهای متفاوت با خانههای دیگر دارد و بیتی یکسان و بیگانه با قافیۀ هر خانه، خانهها را به هم میپیوندد. شمس قیس رازی نیز ترجیع را قالبی برگرفته از تقسیم قصیده دانسته که قطعههای آن در وزن متفق و در قوافی مختلفاند. او در این تعریف، به نقل از دیگر شاعران، هر قطعه را، «خانه» و بیت میان دو خانه را که گاه یکسان و گاه مختلف است، «ترجیعبند» خوانده است ترجیع را در اصطلاح شعری، بازگشت به بیتی ثابت و یا بازگشت به خانهای دیگر دانستهاند.
شاعران ایرانی از نخستین دورۀ شعر فارسی پس از اسلام، مضامین گوناگون شعری را در قالب ترجیعبند پرداختهاند مونههای کهنترین ترجیعبندها را هم میتوان در آثار شاعران این عصر جستوجو کرد. آثاری از قطران تبریزی با مطلع: به مهر ماه دیداری سپردم دل به دیداری / همه بیمار و غم دل را ز چشم آید پدیداری، و بند ترجیع: خداوند خداوندان همیشه لشگری بادا/ مر او را چرخ لشگرگاه و انجم لشگری بادا و فرخی سیستانی با مطلع: زباغ ای باغبان ما را همی بوی بهار آید/ کلید باغ ما را ده که فردامان به کار آید، و بند ترجیع: بدین شایستگی جشنی بدین بایستگی روزی/ ملک را در جهان هر روز جشنی باد و نوروزی، نمونههایی از ترجیعهای سبک خراسانی با مضمون مدحی است.
ترجیعبند سعدی با مطلع: ای سرو بلند قامت دوست / وه وه که شمایلت چه نیکوست، و بند ترجیع: بنشینم و صبر پیش گیرم/ دنبالۀ کار خویش گیرم (ص 629-641)، نمونهای از ترجیعبند سبک عراقی با مضمون عاشقانه است. از اوایل سدۀ 9ق سرودن ترجیعبند عرفانی متداول شد (برگرفته از:دائرهالمعارف بزرگ اسلامی، مدخل «ترجیعبند و ترکیببند»: ج۱۵، مقاله ۵۸۷۲).
در ادامه و طی چند شماره متن ترجیعبند سعدی با توضیح لغات و ابیات به خوانندگان عزیز تقدیم میشود.

ترجیعبند سعدی
قسمت ششم: بند پنجم
۳۹. از روی تو ماه آسمان را شرم آمد و شد هلال باریک
چهره‌ی معشوق از نظر زیبایی بر ماه آسمان برتری داده شده است .
معنای بیت: چهره‌ی تو آنچنان زیبا است که ماه در برابر آن احساس شرم کرد (خود را در برابر تو زیبا نمی‌دانست) و هلال باریکی شد .
۴۰. از بهر خدا که مالکان جور چندین نکنند بر ممالیک
ممالیک: غلامان، بندگان
معنای بیت: بخاطر خدا [جور کمتر کن] چرا که مالکان، اینچنین بر بندگان خود ستم نمی‌کنند .
شاید که به پادشه بگویند ترک تو بربخت خون تاجیک
معنای بیت: سزاوار است که به پادشاه (معشوق) بگویند که ترک تو تاجیک را کشت؛ یعنی کسانی فدای زیبایی تو شدند .
۴۱. با این همه گر حیات باشد هم روز شود شبان تاریک
بیت دارای تشبیه است: روز (روزی که در فراق بگذرد) از نظر سختی و دلپذیر نبودن به شب تاریک مانند شده است .
۴۲. دردا که بغیر عمر بگذشت ای دل تو مرا نمی‌گذاریک..
۴۳. بنشینم و صبر پیش گیرم دنباله‌ی کار خویش گیرم .
دوبیت موقوف المعانی هستند .
مضمون بیت: گله از فراق و گذران عمر .دردا: کلمه‌ی دال بر افسوس؛ خیره: بیهوده، هرز، عبث .
بیت دارای تشخیص است؛ دل را جاندار تصویر کرده و آن را مورد خطاب قرار داده است.
معنی: افسوس که عمر با بیهودگی گذشت و ای دل تو مرا رها نمی‌کنی تا صبور باشم و به کارخود مشغول باشم .

شعرِ امروز

P43-01-Sher-emrooz
دی ماه،‌ ماه تولد فروغ‌الزمان فرخ‌زاد،پری‌شادخت شعر معاصر است. از این جهت از شماره قبل با تقدیم شعرش به پیشواز زادروزش رفتیم و این شماره هم، با پرونده‌ای کاملاً ویژه‌ی او در تمام بخش‌های ادبیات معاصر مجله و نیز صفحه چهره خدمت خوانندگان عزیز خواهیم بود؛ اما شعر امروز این شماره، به یکی از شعرهای پر از زندگی، در دیوان فروغ اختصاص دارد.

آفتاب می‌شود
نگاه کن که غم درون دیده‌ام
چگونه قطره‌قطره آب می‌شود
چگونه سایه‌ی سیاه سرکشم
اسیر دست آفتاب می‌شود
نگاه کن
تمام هستی‌ام خراب می‌شود
شراره‌ای مرا به کام می‌کشد
مرا به اوج می‌برد
مرا به دام میکشد
نگاه کن
تمام آسمان من
پر از شهاب می‌شود
تو آمدی ز دورها و دورها
ز سرزمین عطرها و نورها
نشانده‌ای مرا کنون به زورقی
ز عاج‌ها ز ابرها، بلورها
مرا ببر امید دلنواز من
ببر به شهرِ شعرها و شورها
به راه پُرستاره می‌کشانی‌ام
فراتر از ستاره می‌نشانی‌ام
نگاه کن
من از ستاره سوختم
لبالب از ستارگان تب شدم
چو ماهیان سرخ‌رنگ ساده‌دل
ستاره‌چین برکه‌های شب شدم
چه دور بود پیش از این زمین ما
به این کبودغرفه‌های آسمان
کنون به گوش من دوباره می‌رسد
صدای تو
صدای بال برفی فرشتگان
نگاه کن که من کجا رسیده‌ام
به کهکشان به بیکران به جاودان
کنون که آمدیم تا به اوج‌ها
مرا بشوی با شراب موج‌ها
مرا بپیچ در حریر بوسه‌ات
مرا بخواه در شبان دیرپا
مرا دگر رها مکن
مرا از این ستاره‌ها جدا مکن
نگاه کن که مومِ شب به راه ما
چگونه قطره‌قطره آب می‌شود
صراحی سیاه دیدگان من
به لای‌لای گرم تو
لبالب از شراب خواب می‌شود
به روی گاهواره‌های شعر من
نگاه کن
تو می‌دمی و آفتاب می‌شود



محتوای بیشتر در این بخش: « زندگی شاید نگاهی به زندگی فروغ »