23اکتبر2017

01 دی 1395 نوشته شده توسط 

نیکوخوی و خوش‌زبان، بدخُلق و زشت‌زبان

حبیب عثمان

«زبان تربیت‌نشده حیوان درنده است، اگر رها شود می‌گزد»
جای تربیت و پرورش انسان نخست خانواده بعد اجتماع است. داشتن محیط خانواده‌ی آرام، والدین با دانش، تربیت‌یافته و مهربان نقش مؤثری در تربیت فرزندان دارد. از جهت دیگر فضای صلح، جنگ، فقر و تهیدستی در رشد و تربیت انسان اثر بسزائی دارد. اگر شرایط فوق در خانواده و اجتماع به کسی مساعد نباشد، با رشد سن و سال تغییراتی در شخصیت فرد رونما می‌گردد. بنا نتیجه بر آن است که تربیت، خوی و خصلت انسان‌ها منحصر می‌گردد به محیط خانواده و اجتماع.
از نظر خوی و عادت انسان‌ها را به دو بخش می‌توان تقسیم نمود:
انسان‌های نیکوخوی و خوش‌زبان و دیگر بدخُلق و زشت‌زبان.
۱. انسان‌های نیکوخوی، خوش‌برخورد و خوش‌زبان:
چگونه چنین اشخاص رشد می‌کنند و تربیت می‌شوند. می‌گویند: «هر کی کار نیکو عادت کند خلق نیک از اندر وی پدید آید و ارزش هر کسی آن چیزی است که نیکو انجام دهد».
عمل نیک چیست؟
ارج گذاشتن به مقام انسان و انسانیت، حقوق انسانی را مراعات و محترم شمردن، حفظ و نگهداری تمام منابع طبیعی که به سود همه‌‌ی موجودات است و امثال آن عمل نیک و پسندیده شمرده می‌شود، یعنی عملی مفید و با ارزش که ضررش به بشریت نرسد.
داشتن چنین اعمال سبب آن می‌شود که انسان از کارهای که به ضرر مردم، اجتماع و جهان است دوری گزیده روحیه همدری، همنوایی و بشر دوستی را در خود پرورش دهد.
وقتی اعمال نیک در انسان پرورش و رشد یافت خُلق و خوی، زبان، گفتار و کردارش نیز خود بخود به خوب گفتن و عمل کرد مثبت کشانده می‌شود. از بدی‌ها دور شده فاصله می‌گیرد و آن وقت در محراق توجه مردم قرار گرفته دوستانش زیاد می‌شود. چون زبان هر کس که شرین باشد دوستان او بسیار خواهند بود.
زبان خود را عادت دهیم به خوب گفتن و سخنان با ارزش و سودمند. بنابر این بکوشید با همه‌ی مردم روی خوش‌و گشاده دارید و در روی همگان خندان باشید و همیشه در فکر آرامش و راحت مردم باشید زیرا هیچ عملی بهتر از راحت جستن خلق نیست.
«کسی بود که در بین اجتماع و مردم محبوبیتی داشت از وی پرسیدند که چه عادت و عملی داری که مردم ترا می‌پسندند و دوست دارند. گفت مرا کدام عادتی خاص نبود به جز این‌که؛ هر چه مرا با آن کاری نبود گرد آن نگردم یعنی در کار دیگران دخالت نمی‌کنم، پی عیب دیگران نیستم و بد مردمان هرگز نخواهم».
شخص نیکوخو کیست؟
«شخص نیکوخو کسی ست که شخصیت آرام داشته کم گوی، کم رنج، راست گوی و صلاح جوی باشد. آدم نیک‌خواه ، مشفق با وقار آهسته، صبور، قانع، شکور و بردبار است. همیشه با مردم دوست، همراز و کوتاه طمع است. نه کسی را دشنام می‌دهد و نه لعنت می‌کند. فحش نمی‌گوید، غیبت نمی‌کند و سخن چین نیست. نه شتاب‌زده بود، نه کین دارد و نه حسود بود. پیشانی گشاده و زبان خوش‌دارد».
می‌گویند؛«چون کسی را خاموش و با وقار بینید به وی نزدیک گردید که وی بی‌حکمت نباشد».
۲. انسان‌های بد خُلق تند و زشت زبان:
طوری که گفته شد در رشد و تربیت انسان خانواده، اجتماع و مردم نقش و اثری سازنده دارد که شخص از آن‌ها بسیار چیزها می‌آموزد. از جانبی دیگر قوت علم، دانش، درک و شعور انسانی که به مرور زمان در آدمی رشد می‌کند وی را از کارهای زشت نگه می‌دارد و به آسانی راست را از دروغ در گفتار باز نگهداشته و نیک را از زشت در کردار و حق را از باطل اندر اعتقادها باز داند. اما در بعضی انسان‌ها این همه فضایل خوب اثر نکرده شخص بدخو و زبان زشت باقی می‌ماند. انسان‌های بد خو و بد زبان باید توانمندی عقل و خرد و بلاخره صفات عالی انسانی را جز اعمال و کردار خود سازد.
در آثار بزرگان ادب و دانش آمده است که:
آفت زبان در گفتار بیش‌تر است.
و آفت سخن چهار قسم است:
« یکی آن‌ست که همه ضرر است. و یکی آن‌ست که در او هم ضرر است و هم منفعت، یکی دیگر آن‌ست که در آن نه ضرر است و نه منفعت و آن شخص فضول است و ضرر آن همان کفایت است که روزگار ضایع کند و قسم چهارم آنست که منفعت محض است پس سه ربع چهارم از سخن ناگفتنی است و یک چهارم گفتنی».
بعضی کسانی زبان زشت و بد خُلق نه تنها با کلام و الفاظ تند دیگران را تحقیر و اذیت می‌کنند،عادت دیگری نیز دارند که خلاف و جدل کردن در سخن است.
«کسی است که عادت او آن بود هر سخنی که بوی بگویید رد کند و گوید نه چنین است یعنی خودخواه و منفی باف است. معنی آن این بود که، دیگران را حقیر و نادان و خود را عاقل و راست‌گو شمارد. و بدین کلمه دو صفت مهلک را قوت داده باشند. یکی تکبر و دیگر جدال کردن و اندر کسی افتد».
با مردم زیاد خرده‌گیری نکنید و قدرتان را با کناره‌گیری از کارهای پست بالا برید. بعضی‌ها عادت پرگویی، جروبحث کردن و زیاده‌روی در سخن گفتن را دارند که باین کار خود ساعت‌ها وقت دیگران را ضایع و تلف نموده شونده را افسرده می‌سازند. اگر شنونده آن در آینده با همچو آدم پر گو مقابل شود از او رو بر می‌گرداند. کمتر بگوییم و بیش‌تر بشنویم.
و آخر کلام اینکه: «زبان تربیت نشده حیوان درنده است، اگر رها شود می‌گزد».
در همه احوال نیکو کار باش
خوش دل و خوش‌خوی وفا دار باش
قدر نیکو کاری نیکان بدان
تا نشمارند ترا از بدان

منبع: نکاتی چند از «کیمیای سعادت» گرفته شده.