22فوریه2017

26 آذر 1395 نوشته شده توسط 

از نزدیک با علی احساسی، درباره: جامعه ایرانی‌تبار، روابط کانادا-ایران، حقوق بشر و...

یک سال پس از حضور در مجلس فدرال کانادا
عکس روی جلد: رضا میزانی
P28-1-Ali-Ehsassi-
وقتی که علی احساسی، نماینده ایرانی تبار مجلس فدرال کانادا برای یک نشست با جامعه ایرانی به مونترال آمد از او خواهش کردیم تا امکان یک گفت وگوی اختصاصی را برای هفته مهیا کند. آقای احساسی از این گفت وگو استقبال کرد و تقریبا دو هفته دیرتر یعنی در روز شنبه، 8 اکتبر 2016 در دفتر حوزه ی انتخابیه او ملاقات کردیم.
همراه با آقای رضا میزانی، عکاس حرفه‌ای ساکن تورنتو ظهر شنبه به دفتر رسیدیم. در ابتدا محمد دست به کار شد تا عکس‌های گزارش را تهیه کند و بعد مصاحبه آغاز شد.
یک بار دیگر به خاطر حضور در مونترال و پذیرش دعوت «هفته» و حضور در مونترال از آقای احساسی تشکر کردم. مصاحبه با این سوال آغاز شد که این نماینده مجلس چه برداشتی از جامعه ایرانی مونترال داشته و حضورش را در میان کامیونیتی چگونه می‌بیند. علی احساسی در پاسخ می‌گوید: «این دفعه اولی نبود که در برنامه‌های جامعه ایرانی در مونترال حضور داشتم ولی این دیدار تفاوت داشت. با وجود تنوع افکار در جمع، فضا خیلی مثبت بود. در مورد تنوع نگاه هم باور من براین است که بدون شک مثل هر کامیونیتی دیگر در جامعه ما نیز نظرات بخش‌های مختلف جامعه باهم فرق می‌کند، اولویت بخش‌های مختلف فرق می‌کند، و این امری طبیعی مثبت است.

آقای احساسی گرامی حوزه انتخاباتی شما مونترال نیست در نتیجه جامعه ایرانی مونترال نمی‌تواند رای دهنده شما باشد ولی شما زحمت زیادی کشیدید تا شب 20 سپتامبر را به نشست با نمایندگان بیایید. باوجود دعوت نخست وزیر از شما برای دیدار با نخست وزیر چین شما برای حضور در میان ایرانیان مونترال وقت گذاشتید. هماهنگی این دو حدس میزنم خیلی استرس زا بوده. چرا برایتان مهم بود که در این جلسه حضور یابید؟
روشن است که هر ایرانی‌ فعال دوست دارد که با جامعه ایرانی در خارج از کشور ارتباط برقرار کند. تبادل نظر کند و نظرخواهی کند و اگر بتواند به کسی کمکی کند دریغ نکند و خدمت کند. بنابراین کوچکترین زحمتی نبود، رحمت بود و اگر زحمتی بود برای شما که پذیرای ما بودید. واقعا از شما متشکرم.

یکی از دغدغه‌ها و شاید مهمترین دغدغه ذهنی ایرانیان کانادا مسئله روابط ایران و کاناداست. می‌دانیم این رابطه چه گذشته پر فراز و نشیبی داشته است. الان روند این رابطه‌ی ناموجود را چطور می‌بینید؟
بدون شک یکی از مسائل مهم برای ایرانیان کانادایی همین موضوع روابط ایران و کاناداست. خیلی هم طبیعی است. به این علت که نبود روابط دیپلماتیک واقعا باعث مشکلات زیادی بوده. خیلی اوقات دیدار اقوام و اعضای خانواده در کانادا، حل مشکلات حقوقی و قضایی در ایران، و بسیاری موارد دیگر، در نبود روابط میان دو کشور مشکل‌تر می‌شود. تازگی خانم هودفر در ایران آزاد شد. مطمئنا خیلی افراد مسئله خانم هودفر را پیگیری می‌کردند تا ببینند روابط به چه صورت خواهد شد. مشکل ایشان حتما در تجدید روابط مانع بزرگی بود. بدون شک اعضای جامعه ایرانی و کانادایی‌ها هنوز فراموش نکرده اند برای سرکار خانم زهرا کاظمی چه پیش آمد. خوشبختانه آزادی وی یکی از سنگ‌ها را از جلوی راه برداشته باشد.

می‌خواهم خیلی شفاف و روشن بپرسم نظر شما را درباره این رابطه. آیا به نظر شما این رابطه باید باشد یا نه؟ نظر شما به رابطه‌ی کنسولی و دیپلماتیک مثبت است یا منفی؟
پیشینه حرفه‌ای من کار در وزارت خارجه کانادا است. پدرم هم برای 20 سال در امور خارجه کار کرده است. اگر پخته بخواهیم به ماجرا نگاه کنیم باید بگویم که وجود روابط دیپلماتیک امری است لازم. اما همین طور که می‌توان انتظار داشت وقتی مسائلی مثل ماجرای خانم هودفر و یا آقای سعید ملک‌پور و دیگر افرادی که دو تابعیتی هستند پیش می‌آید نگرانی‌های جدی ایجاد می‌کند و سوالاتی پیس می‌آید ولی به نظر من حتی وقتی که دو کشور رابطه خوبی نداشته باشند روابط دیپلماتیک باید باشد و این ضروری است.

در این رابطه و یا تجدید رابطه بحث حقوق بشر را و شرط حقوق بشر را چطور می‌بینید؟
روابط بین دو کشور یک مسئله پیچیده است و افراد نمی‌توانند بسنده کنند به یک موضوع خاص. ولی بدون شک در مورد کشورهایی که احترام می‌گذارند به حقوق بشر شانس این که روابط حسنه بشود بیشتر است.

یک بخش از جامعه ایرانی برایش مهم است که رعایت حقوق بشر توسط دولت ایران شرط تجدید رابطه باشد. شما این نگاه را چطور می‌بینید؟
من فکر نمی‌کنم که کسانی که حقوق بشر برایشان مهم است به روابط ایران و کانادا تنها در این زمینه تاکید داشته باشند و از یک دریچه به آن نگاه کنند. خیلی‌ها هستند که به خاطر نگرانی‌هایشان درباره حقوق بشر فکرشان این است که وجود چنین روابطی کمک بزرگی است تا ایران اهمیت قائل بشود برای حقوق بشر. وقتی روابط قطع شد خیلی‌ها در آن مقطع زمانی نگران بودند و گفتند که این کار اصلا خوب نیست. می‌دانیم که چند کانادایی ایرانی تبار در ایران در زندان بودند و در نبود روابط کانادا نمی‌توانست نقش مثبتی داشته باشد و کاری انجام دهد. نمی‌شد کاری کرد.

یعنی به نظر شما نبودن رابطه لزوما تاثیر مثبتی روی بهبود وضغیت و حقوق بشر نمی‌گذارد؟
به نظرم ایزوله کردن یک کشور نمی‌تواند نقش مثبتی در این زمینه بازی کند. درست برعکس، ایزوله کردن از لحاظ حقوق بشر وضع را به مراتب بدتر خواهد کرد. البته در این زمینه هیچ توافق نظری بین کسانی که حقوق بشر برایشان اهمیت دارد، وجود ندارد.

احتمالا موافق هستید که دولت اوباما تاثیر بسیار مشخص در کاهش تنش در روابط با ایران داشت. این احتمال وجود دارد که دولت بعدی روابط آمریکا و ایران به سوی دیگری برود. به نظر شما تغییرات روابط آمریکا با ایران چه تاثیری بر روابط ایران و کانادا دارد؟
نگاه کانادا بیشتر متوجه این است که کسانی که ایرانی هستند در کانادا زندگی می‌کنند ترجیح‌شان چیست و فکر نمی‌کنم که تغییر دولت امریکا تاثیر به سزایی بر روی این مسئله داشته باشد.

اگر واقعا چتین است و نظر ایرانی تباران کانادا اینقدر مهم است به نظر شما چطور این جامعه می‌تواند نقش تاثیرگذارتری در سیاست گذاری کانادا داشته باشد؟
به این مسئله از چندین زاویه می‌توان نگاه کرد یکی نگاه مقایسه ای است. مثلا نگاه کنیم به جامعه‌هایی که در این کشور موفق بوده اند. ببینیم آنها چه کارهایی کردند و جامعه از آنها الگو بگیرد.
دیگر اینکه جامعه بپذیرد روندها در کانادا با ایران چقدر فرق می‌کند. به نظر من در کانادا برای این که جامعه ایرانی – کانادایی تاثیر بیشتری داشته باشد نباید بسنده بکند به این که فقط در انتخابات مشارکت کند و رای بدهد. گرچه همین رای دادن گام اول است. جامعه باید بتواند حضور کاملتری داشته باشد و به احزاب مختلف کانادایی نشان دهد که واقعا یک «کامیونیتی» است و توانایی زیادی دارد. مثلا حضور و کار داوطلبانه در انتخابات یکی از نشانه‌های حضور کامل تر است. در مقایسه با دیگر کامیونیتی‌ها ما رول خیلی پررنگی را تا حالا از جامعه ایرانی تبار ندیده ایم. به عنوان نمونه کسانی وجود داشته باشند که در احزاب مختلف کمک کنند. البته ناگفته نماند که طی 30 سال گذشته وضعیت فرق کرده و الان حضور خیلی بیشتر شده که این باعث دلگرمی است اما هنوز اگر مقایسه کنیم می‌بینیم جامعه ما خیلی فعال نیست.
سوم این که اگر کامیونیتی نشان ندهد که دلسوز مسائل خودش است و واقعا آماده است به خودش کمک کند خوب نتیجتا اون جور که باید و شاید تصمیم گیرنده‌های اصلی هم آن کمک را نخواهند کرد. فکر می‌کنم مهم است که برای همه ما مسائلی که در جامعه کانادا رخ می‌دهد مهم باشد، از خودمان مایه بگذاریم تا شاید کمک دیگران هم شامل حال کامیونیتی شود. به عبارت دیگر مجموعه‌های مختلف ایرانی تبار خیلی فعال نبوده اند در قیاس با جوامع دیگر. حال درزمینه‌های فرهنگی، هنری و سیاسی و خدمات اجتماعی. سازمان‌های ایرانی تبار هر قدر توانمندتر باشند کمک بیشتری از سوی دولت به دست خواهند آورد. و از سوی دیگر ارتباط درون جامعه هرچه محکمتر باشد جامعه تاثیر گذارتر خواهد شد.

حالا بیایید تصور کنیم که یک جوان 20 تا 30 ساله ایرانی تبار که از بچگی این جا بوده الان می‌خواهد نماینده مجلس شود. جوان مفروض الان هم دانشگاه درس می‌خواند. او چه کار کند تا بتواند به این نقطه برسد؟
هیچ فرمول کلی وجود ندارد. وقتی آدم نمایندگان مجلس را می‌بیند هر کدام از یک پیشینه متفاوت با سوابق متفاوت است که آمده و نماینده مجلس شده. حتما پیش شرط این است که آدم از جریان اخبار در کانادا و در سطح بین الملل مطلع باشد، آنها را دنبال کند، تلاش کند به تحلیل شخصی برسد درباره آن‌ها. این یکی از پیش شرط‌هایی است که پختگی لازم را می‌دهد تا فرد بتواند استوارتر و فعالتر در صحنه سیاست حاضر باشد.

یکی از مشکلات جدی جامعه ایرانی این است که به دشواری با هم کار می‌کنیم، یعنی اصولا گار جمعی برایمان سخت است. ما دو نماینده در مجلس فدرال داریم که ایرانی‌تبار هستند. ارتباط شما و همکاریتان چطور هست؟
فکر می‌کنم که راضی هستیم. قبل از شروع فعالیت‌های اجتماعی من مجید را نمی‌شناختم اما خوشحالم که مجید هم انتخاب شده است و بدون شک پتانسیل جامعه ما را بالا می‌برد در طول یک سال گذشته که انتخاب شده‌ایم همکاری و تبادل نظر بسیار زیاد بوده است.

در «پلازای ایرانیان» در قلب منطقه ایرانی‌نشین تورنتو، نورث یورک، در ماه‌های سپتامبر و اکتبر 2016 پلاکاردی نصب شد که به نخست وزیر ترودو قول انتخاباتی‌اش را یادآوری می‌کند. مضمون پلاکارت لزوم ازسرگیری روابط کانادا و ایران را یادآوری می‌کند. نظر شما در این باره چیست؟
آقای ترودو احتیاج به این پلاکارد ندارد. این از جمله مسائلی است که آقای نخست‌و‌زیر می‌خواهد به آن رسیدگی بشود. همانطور که همگی ما می‌دانیم سه دور مذاکره صورت گرفته ولی یک سری موانعی وجود دارد که در حال گفت‌وگو برای رفع آن موانع هستند.

تحلیل شما چیست؟ آیا مذاکرات به سمت تجدید روابط می‌رود؟ آیا طرف ایرانی و کانادایی هر دو این رابطه را می‌خواهند و فقط به لحاظ اجرایی موانع موجود دارد؟
چیزی که باید مورد توجه قرار گیرد این است که تخریب به مراتب راحت‌تر است در روابط بین کشورها و ساده‌تر است، مستلزم زمان نیست اما تجدید رابطه و یا ساختن آن زمان می‌برد.
P28-3-Ehsasi-and-Wife
یعنی آقای‌هارپر زحمت زیادی نکشیده بود برای تخریب این رابطه. درست است؟
به نظر من کار درستی نبود. فکر سنجیده‌ای نبود

تحلیل شما چیست آیا تا آخر سال میلادی می‌توانیم شاهد یک تغییر و تحول در پروسه آغاز رابطه باشیم؟
نمی‌دانم بستگی به خواسته‌های دو طرف دارد و کسی نمی‌داند که چه اتفاقی می‌افتد.

فرض کنیم که امروز به نتیجه می‌رسد و نتیجه مثبت می‌رسد آیا این پروسه بروکراتیک خیلی طول می‌کشد و پیچیده است و سفارت دو طرف باز شود یا این که به راحتی انجام خواهد شد؟
از مسائلی که باید رسیدگی شود یکی توافق فکری بین دولت کانادا و ایران و یک سری مسائل بروکراتیک هست.

تقریبا یک سال است که در پارلمان کانادا هستید تاثیرگداری خودتان را چطور ارزیابی می‌کنید؟ از کارها راضی هستید و اگر زمان برگردد عقب، دوباره این مسیر را می‌روید؟
بستگی داره که چطور بخواهید تاثیر را اندازه بگیرد. اگر تاثیر در این مورد باشد که آیا به روی کسانی که این جا زندگی می‌کنند در باز بوده، بله این طور بوده و نهایت سعی خودمان را کرده‌ایم. از لحاظ‌های دیگر در انتخابات سال گذشته 200 نماینده جدید بودند و زمان می‌برد تا رویه کار را یاد بگیرد. طبیعت انسان‌ها این است که آدم خوشبین و مثبت بین است و معتقد است که می‌تواند انجام بدهد. به هر ترتیب باید بتوانیم موثرتر باشیم.

آیا این شانس را می‌بینید که یک غیراروپایی‌تبار، شاید یک ایرانی‌تبار، نخست‌وزیر کانادا بشود؟ آیا ساختار این اجازه را می‌دهد؟
بله. فکر می‌کنم که چیزی است که ممکن است اتفاق بیافتد. سابقا کانادا نخست وزیر داشته که این جا به دنیا نیامده و همچنین فرماندار کل داشته که متولد کانادا نبوده.

فرماندار کل بیشتر یک مقام نمادین است. منظور من مقام‌های اجرایی و صاحب قدرت است؟
اصلا بعید نیست و ما در کشوری زندگی می‌کنیم که درآن به فرد احترام گذاشته می‌شود. فکر می‌کنم اگر تا یک سال قبل می‌گفتند که کانادا کابینه‌ای با این همه گوناگونی فرهنگی خواهد داشت، اصلا تصورش هم ممکن نبود. ولی این‌طور که می‌بینید کابینه‌ای داریم که وزرای آن از تبارهای مختلف هستند.

علی احساسی آینده خودش را در ساختار سیاسی کانادا کجا می‌بیند؟
سوال سختی است. من همواره در حوزه‌های خدمات عمومی فعال بوده‌ام و امیدوارم در آینده هم بتوانم در خدمت جامعه باشم.

آقای علی احساسی گرامی از شما سپاسگزاریم


P28-2-Ehsasi-Ali-entekhabat
کوتاه درباره علی احساسی
علی احساسی در سال ۱۳۴۹ در ژنو به دنیا آمد. او وکیل تجارت بین‌الملل و مشاور سابق وزارت خارجه کانادا بوده است و درحالِ حاضر نماینده مجلس عوام کانادا از حوزه ویلودل در تورنتو در استانِ انتاریو در کانادا است.
علی احساسی از نوادگان عبدالحسین تیمورتاش نردینی، دولتمرد دوران قاجار و پهلوی است که ۵ دوره نماینده مجلس و وزیر دربار بوده است. پدر علی احساسی از دیپلماتهای وزارت خارجه در دوران قبل از انقلاب بود و در حین انجام مأموریتش در سوئیس بود که «علی» به دنیا آمد. او ۳ سال بیشتر نداشت که مأموریت پدرش در سوئیس به اتمام رسید و خانواده عازم نیویورک شدند. او در تا سال دوم دبستان در دبستان سازمان ملل در نیویورک تحصیل کرد.
حدود هفت ماه مانده به وقوع انقلاب ۱۳۵۷ در ایران، خانواده به دلیل اتمام مأموریت پدر، به ایران بازگشتند. به دنبال انقلاب، پدر از کار در وزارت خارجه ایران کناره گرفت.
علی احساسی تازه به ۱۴ سالگی پا گذاشته بود که خانواده‌اش، او را به فرانسه فرستادند و بزودی همراه با خانواده به آمریکا رفتند. پس از کمتر از دو سال اقامت در آمریکا (واشنگتن و نیویورک) آنها برای اقامت دائم به تورنتو در کانادا آمدند. پس از اتمام تحصیلات دبیرستان علی احساسی برای تحصیل در رشته علوم سیاسی و تاریخ وارد دانشگاه تورنتو شد و در سال ۱۹۹۵ موفق به اخذ مدرک لیسانس علوم BA شد. سپس علی احساسی برای ادامه تحصیل عازم انگلستان شد و در مدرسه عالی اقتصاد لندن مشغول ادامه تحصیل شد. در مدت یکسال، علی مدرک فوق لیسانس خود را در رشته اقتصاد از این مدرسه دریافت می‌کند و به کانادا بازگشت.
در کانادا، او وارد دانشکده حقوق دانشگاه یورک شد و ۳ سال در این دانشکده درس خواند.

۴۶ ساله، متولد ژنو
نماینده ویلودیل در پارلمان فدرال
دانش‌آموخته اقتصاد و حقوق
حقوقدان
آرا در انتخابات
تعداد واجدین شرایط: 75,172
تعداد آرای تایید شده: 45,953
تعداد آرای علی احساسی: 24,519
درصد آرای علی احساسی: 53.4 درصد
او در طول تحصیل همواره در فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی مشارکت فعال داشت.
علی احساسی پس از فارغ‌التحصیلی در دفترهای مختلف حقوقی شروع به‌کار کرده و در دانشگاه‌های مختلف تدریس کرده و سخنرانی‌های تخصصی فراوانی داشته است. در همین راستا، مدتی نیز به عنوان مشاور ارشد با وزارت توسعه اقتصادی و تجارت انتاریو همکاری کرده. در سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۷ نیز مشاور ارشد وزارت امور خارجه کانادا در زمینه تجارت و حکمیت بین‌المللی بوده است.
علی احساسی در سال ۱۹۹۰ عضو حزب لیبرال کانادا شد.
همسر علی احساسی نیز تحصیل‌کردهٔ رشتهٔ حقوق و وکیل دادگستری است، این دو در یک مدرسه درس خوانده‌اند و از طریق دوستان مشترکی که داشته‌اند باهم آشنا شده‌اند.
علی احساسی و پویان طبسی‌ن‍‍‍ژاد دو کانادایی/ایرانی بودند که برای انتخابات سال ۲۰۱۵ از حوزه انتخابیه معروف به «ویلودل» اعلام آمادگی کردند. در رقابت برای جلب نظر رأی‌دهندگانِ این حوزهٔ انتخابیه درنهایت این علی احساسی بود که نظرات موافق را بیشتر بیشتر جلب کرد. / برگرفته از دانشنامه آزادِ ویکی‌پدیا