27جولای2017

25 آذر 1395 نوشته شده توسط 

«احمد شاملو جاودانه‌کنندۀ فراموش‌شوندگان»

مسعود هوشیار
معرفی و تحلیل کتاب «ترانه‌های بی‌هنگام»، نویسنده: محمدرضا رهبریان

P40-ForBookR
نام‌بردن از شخصیت‌های مختلف ادبی و تاریخی در شعر شاعران زبان و ادبیات فارسی سابقه‌ای دیرینه دارد و اصولا شاعران قصیده‌سرا این نوع ادبی (قصیده) را برای ستایش و یادکردِ شخصیت‌های تاریخی محبوب‌شان آفریده‌اند تا به‌کمک اشعار فاخر، ویژگی‌های «داشته‌ونداشتۀ» شاه یا وزیر و دیگر شخصیت‌های مدنظرشان را بستایند. همچنین این شیوۀ «یادکرد» در میان غزل‌سرایان هم مرسوم بوده است و شاعر قرن هشتم، حافظ شیرازی، البته فقط یک‌مرتبه در یکی از غزل‌هایش از «نظامی گنجوی» شاعر قرن هفتم نام می‌برد: «چو سلک دُرّ خوشاب است شعر نغز تو حافظ؛ که گاه لُطف سَبَق می‌برد ز "نظامی"» (حافظ، ۱۳۷۵: ۴۷۶). البته «تنها کسی از شاعران پیش از حافظ، که نامی از او در متن دیوان حافظ مانده، نظامی گنجوی است» (استعلامی، ۱۳۸۷: ۱۶۲). همچنین، شاعران معاصر و ازجمله احمد شاملو این شیوۀ نام‌بردن و یادکرد از دوستان و آشنایان و اشخاص مختلف در شعرشان بسیار مشهود است. با این توضیح باید یادآور شوم که ارتباط برقرارکردن با مفاهیم و بن‌مایه‌هایی که احمد شاملو در شعرهایش مطرح می‌کند برای کسانی که نخستین‌بار با آثار این شاعر سپیدسرا آشنا می‌شوند کمی دشوار است؛ چرا که بیشترِ شعرهای شاملو به ارجاع‌های بیرونی از خودِ شعر وابسته است و تا زمانی که خواننده شأن نزول و مناسبتِ سرودن شعر شاملو را نداند و با حال و هوای سرودن آن شعر آشنا نشود لذت خواندنش با کمی دشواری همراه است. این نکته دربارۀ شعرهای تقدیمی شاملو بیشتر صادق است. ازاین‌رهگذر، هم‌زمان که دفتر اشعار شاملو را می‌خوانیم در زیر عنوان‌های سروده‌هایش نام اشخاصی را می‌بینیم که احمد شاملو شعرش را به آن‌ها تقدیم کرده است و در بعضی مواقع آن شخصِ نامبرده، انگیزه و مسبب سرودن آن شعر شده است. دراین‌معنا، نام فردی که شاملو شعرش را به او تقدیم می‌کند، دارای «کارکرد کلیدواژه‌ای» برای گره گشایی از آن شعر است. درنتیجه به‌تدریج کنجکاو می‌شویم بدانیم که این اشخاص چه کسانی هستند و چه ارتباط و نسبتی با شاعر داشته‌اند. مهم‌تر از آن، خواننده کنجکاو می‌شود که شخصیت‌های «یادشده» چه ویژگی‌هایی داشته‌اند که «شاملویِ کرگدن» شعرش را به ایشان تقدیم کرده است. برای پاسخ به چنین پرسش‌هایی باید خاطرنشان کنم که اگر نام احمد شاملو از سدۀ چهاردهم خورشیدی فراتر رود و به نیمه‌های سدۀ بعد برسد! و شعر و نام «الف. بامداد» جاودانه شود (نه مانند «اثیرالدین اَخْسیکَتی» شاعر سدۀ ششم نامش فراموش شود)، نام‌ این اشخاص با شاملو جاودانه خواهد شد و دراین‌صورت، احمد شاملو جاودانه‌کنندۀ نام و خاطرۀ فراموش‌شوندگان است. کسانی همچون: سرور (خواهر چهارم شاملو) و شوهرش دکتر ناصر مقبل، ایرج گردی، حسین جهانیِ بهمنمیری، دکتر مجید کوچکی، دکتر نورالدین سالمی، نوروز‌علی‌غنچه، وارتان سالاخانیان، خسرو گلسرخی و چندین و چند نام دیگر. برای شناختن این افراد و پاسخ‌گویی به کنجکاوی‌ خواننده، محمدرضا رهبریان در کتاب «ترانه‌های بی‌هنگام» این‌نکته را به‌تفصیل واکاویده است. او در این کتاب نگاهی به حاشیه و متنِ «شعرهای تقدیمی» شاملو انداخته و کنجکاوی خواننده را پاسخ داده است. نویسندۀ ترانه‌های بی‌هنگام با دقتی شایستۀ تقدیر به‌دنبال یافتن هویت همۀ نام‌هایی رفته است که شاملو شعرهایش را به آنان تقدیم کرده یا به انگیزۀ آنان سروده است. رهبریان در مقدمۀ کتابش می‌نویسد:«پژوهشِ این دفتر، حاصل کنجکاوی‌های من پیرامون شاملو و شعر اوست که طیِ دو سال با جست‌وجوهای کتابخانه‌ای و پرس‌وجوهای میدانی شکل گرفته. از آغاز شناخت و آشنایی‌ام با شعر شاملو، همیشه دچار این درنگ و تأمل می‌شدم که نام‌هایی که بر پیشانی و یا در متن برخی از شعرهای شاملو آمده است چه کسانی هستند و به چه مناسبتی آمده‌اند؟ و همواره در این پندار بودم که آیا این نام‌ها می‌تواند با اندیشه و محتوای شعرها ارتباط و پیوندی داشته باشد؟» (رهبریان، ۱۳۸۶: ۹). خوشبختانه این کنجکاوی محمدرضا رهبریان برای شاملودوستان بسیار خوش‌یمن بوده است و همین وسوسه و دغدغۀ شخصی، به نوشتن چنین کتابی انجامیده است. وجه برجستۀ این پژوهش، یافتن و ارتباط‌گیری با اشخاصی است که از نزدیک با احمد شاملو زندگی یا دوستی کرده‌اند. درواقع، محمدرضا رهبریان فقط در چارچوب بستۀ کتابخانۀ خود این پژوهش را انجام نداده است: «برای دست‌یابی به پاسخ‌ها و مستندساختن پیش‌پنداشت‌های خود، دست‌ به ‌دامنِ کسانی شدم که از نزدیک با شاعر حشر و نشر داشته و رفیق گرمابه و گلستان او بودند» (همان) همسر و دوستان و آشنایانی مانند «سرکار خانم آیدا شاملو، آقای کاوه گوهرین، آقای ضیاء‌الدین جاوید، آقای مسعود خیام، آقای جواد مجابی، آقای محمدرضا اصلانی (همدان) و زنده‌یاد عِمران صلاحی» (همان: ۱۰). درنتیجه به‌کمک این پژوهش رهبریان که نشر مروارید آن‌را چاپ کرده است با اشعار شاملو راحت‌تر ارتباط برقرار می‌کنیم. مثلا در این کتاب دربارۀ شخصی به نام «نوروزعلی غنچه» می‌خوانیم که «وی کارگر شرکت نفت بود. مدت ده‌سال در زندان ماند تا به‌سببِ بیماریِ شدید آزادش کردند و بلافاصله پس‌از رهایی درگذشت» (همان: ۷۴) و با این توضیح، «مرثیه»ای را که شاملو در دفتر شعر «آهن‌ها و احساس» دربارۀ مرگ او سروده است رمزگشایی می‌شود. بدین ترتیب، نورزعلی، غنچۀ پژمرده‌ای بود که با مرگش شکفته شد. او آفتابی بود که پیش از طلوع، مجبور به غروبش کردند و ازهمین‌رو مادران بر بالین کودکان‌شان به‌جای لالایی مرثیۀ او را سر دادند:«راه/ در سکوتِ خشم/ به جلو خزید/ و در قلبِ هر رهگذر/ غنچه‌ی پژمرده‌یی شکفت:/ «برادرهای یک بطن!/ یک آفتابِ دیگر را/ پیش‌از طلوع روز بزرگش/ خاموش کرده‌اند!»/ و لالای مادران/ بر گاه‌واره‌های جنبانِ افسانه/ پرپر شد:/ «ده سال شکفت و/ باغ‌اش باز/ غنچه بود»/ پایش را چون نهالی در باغ‌های آهنِ یک کُند کاشتند./ مانند دانه‌ای به زندان گل‌خانه‌ای/ قلب سرخ ستاره‌یی‌اش را محبوس داشتند/ و از غنچۀ او خورشیدی شکفت/ تا طلوع نکرده/ بخسبد» (شاملو، ۱۳۸۱:۳۴و۳۵).

منابع:
۱. استعلامی، محمد (۱۳۸۷)، حافظ به‌گفته حافظ یک شناخت منطقی، تهران: نگاه؛ چاپ اول
۲. رهبریان، محمدرضا (۱۳۸۶)، ترانه‌های بی هنگام؛ نگاهی به حاشیه و متن شعرهای تقدیمی احمد شاملو، تهران: مروارید، چاپ اول
۳. شاملو، احمد (۱۳۸۱)، مجموعه‌آثار دفتر یکم: شعرها، تهران: نگاه، چاپ سوم؛
۴. قزوینی، محمد، قاسم غنی (۱۳۷۵)، دیوان حافظ، تهران: یاسین، چاپ سوم.