24اکتبر2017

25 آذر 1395 نوشته شده توسط 

آسمان طوسی و آکوئیناس

آسمان فیلسوفان
بخش 4
نوشته: ماتیلد لوکن
ترجمه: رضا داودی
آسمان خواجه نصیر طوسی
از قرن دوازدهم میلادی، فلسفه اسلامی، تحت تاثیر آموزه‌های ابن‌سینا و ابن‌رشد به جست‌وجوی مُدل‌هایی جایگزین برای سیستم بطلمیوسی بود. این کار را در نهایت، خواجه نصیرالدین طوسی انجام خواهد داد. خواجه نصیرالدین طوسی در کتاب روضه التسلیم می‌نویسد:
«همانند سنگی که به هوا پرتاب می‌شود، هنگامی که نیروی آن‌چه که آن را پرتاب کرده است، به اتمام می‌رسد، و طبیعتا به جای خود بازمی‌گردد، نیرویی که آن را به جای طبیعی خود بازمی‌گرداند، فرشته‌ای نامیده می‌شود. ... موجودات دارای جسم از آسمان دربرگیرنده گرفته تا نهایت مرکز زمین، در مکان خود قرار دارند، و این مکان، مکان مخصوص آن‌ها براساس نظمی مشخص است. جسم کیهانی فلک الافلاک است، به طوری که طبیعت آن طبیعت جهانی است. قدرت طبیعت جهانی در تمامی اجسام تاثیر می‌گذارد و برای شروع هر یک از آن‌ها را به حرکت درمی‌آورد تا در نهایت آن را به سکون هدایت کند. این اراده قادر مطلق و دانا بر همه چیز است.»
نظام فکری:
اصالت
بسط و توسعه کیهان‌شناسی ابن سینا و به ریاضی درآوردن نجوم
مزیت
ساده‌سازی مُدل فک‌های تدویر در نظام بطلمیوسی
جایگاه انسان
تجسم تکاملِ جسم و ذهن، شناخت او با عقل بالملکه تکمیل می‌شود.
تشکیل جهان: کیهان‌شناسی ای ملهم از ابن سینا
ریاست مکتب مراغه با فیلسوف و منجم ایرانی خواجه نصیرالدین طوسی بود که یکی از شاگردان پر شور مکتب مشایی ابن سینا (۹۸۰ تا ۱۰۳۷ میلادی) محسوب می‌شود. به مانند ابن سینا، او نیز معتقد بود ده فلک دربرگیرنده در کیهان قرار دارد: فلک دهم یا «فلک الافلاک» فلکِ عقل فعال یا عقل بالملکه است، که تکثر ارواح انسانی از آن ناشی می‌شود؛ این فلک در بردارنده فلک ثوابت، هفت فلک سیاره ای است و در نهایت فلک جهان مادون ماه قرار دارد. «ارواح سماوی» یا «ملک مقرب» که علت حرکت سماوات هستند، در درجه پایین تری عمل می‌کنند.
تصویر جهان: نقد بطلمیوس
ابن سینا هیچ مشکلی در متعدد ساختن عقول و ارواح محرک برای انطباق نظریه اش با نظام بطلمیوسی که نیازمند کمک مدارهای خروج از مرکز و فلک تدویر است، نمی‌دید. اما خواجه نصیرالدین طوسی نجوم را به ریاضی درآورد. به کمک مُدلی که بعدها «جفت طوسی» نام گرفت، او موفق شد تا با حرکات مدور یک شکل که بین خود شکل می‌گیرند، تمامی مدارها را توضیح دهد. این ساز و کار ریاضی بعدها مورد استفاده کوپرنیک نیز قرار گرفت: اما اینکه استفاده کوپرنیک از این ساز و کار اتفاقی بود یا اینکه از طریق منابع بیزانسی به ایتالیا رسیده بود، اطلاعی در دست نیست.
زندگینامه مختصر: خواجه نصیرالدین طوسی در سال ۱۲۰۱ میلادی در ایران چشم به جهان گشود. این چهره سرشناس مکتب مراغه (واقع در شمال غربی ایران کنونی) یکی از افراد نزدیک به اسماعیلیان بود (اسماعیلیان یکی از فرق اسلام شیعه هستند). اسماعیلیان به او اجازه انجام هر گونه تحقیقاتی در قلعه الموت دادند. پس از تصرف ایران به دست مغول‌ها در سال ۱۲۵۶ میلادی، او تحت حمایت هولاکو خان، نوه چنگیز خان مغول درآمد. در حدود سال ۱۲۶۰ میلادی، هولاکو خان، که عاشق فلسفه و علم بود، رصدخانه ای برای او در مراغه تاسیس کرد، و خواجه نصیرالدین طوسی در آنجا نسلی از منجمان و فیلسوفان را تربیت کرد. او در سال ۱۲۷۴، سال فوت توماس آکوییناس، فیلسوف مشهور قرون وسطی، چشم از جهان فرو بست.

آسمان توماس آکوئیناس
در قرون وسطی، آسمان آیینه ای است که با آن خدا پیام خود را خطاب به انسان بیان می‌کند. جهانِ ارسطو، که از قرن دوازدهم میلادی دوباره کشف شد، فیلسوفان را فریفته خود کرد. اما آیا منطبق با سِفرِ پیدایش بود؟
توماس آکوئیناس در بخش اول کتاب «جامع الهیات» می‌نویسد:
«پرسش ۶۸
اثر روز دوم
ماده چهار
آیا یک آسمان وجود دارد یا چند آسمان‌های متعددی وجود دارد؟
نتیجه: کلمه آسمان در متون مقدس در سه معنای متفاوت استفاده شده است.
یک: در معنای خاص و طبیعی. در نتیجه کلمه آسمان بیانگر جسمی با ارتفاع بلند، نورانی به طور بالفعل و بالقوه و ذاتا فساد ناپذیر است. از این نظر، می‌توان پذیرفت که سه آسمان وجود دارد: آسمان اول که کاملا نورانی است و «عرش» نام دارد؛ آسمان دوم که کاملا شفاف است و «آسمان آبی» یا «آسمان شیشه ای» نام دارد؛ آسمان سوم که نیمه شفاف و نسبتا نورانی است و «آسمان پرستاره» نام دارد و خود این آسمان به هشت فلک از جمله فلک ستارگان ثابت و هفت فلک سیاره ای تقسیم می‌شوند و می‌توان آن را هشت فلک یا آسمان خواند.
دو: کلمه «آسمان» برای آنچه که بهره مند از برخی مشخصات اجرام آسمانی یعنی ارتفاع و نورانیت به طور بالقوه و بالفعل است، استفاده می‌شود. اما این فضا دارای دو عنصر است: آتش و هوا، و در هر کدام از اینها صحبت از نقطه برین و نقطه زیرین است. ...
سه: کلمه آسمان به طور استعاری استفاده شده است. بدین ترتیب، تثلیث مقدس به علت تعالی و نور روحانی خود آسمان نامیده می‌شود.»
نظام فکری او:
اصالت
او به کیهان دو فلک را اضافه می‌کند: عرش، که مکان فرشتگان است و آسمان شفاف
مزیت
فرشتگان، فرستادگان خدا، موتور محرک جهان را به چرخش وا می‌دارند.
جایگاه انسان
انسان موجودی میان مرز مادی و معنوی، زمانمند و ابدی است.
تصویر جهان: از مُلک ملائکه تا جهان مخلوقات ناکامل
خدا، موتور محرک اولیه جهان و فرشتگان جهان را پر کرده اند: فرشتگان بی‌جسم، عقل محض و نمایندگان خدا هستند. آنها باعث گردش مدور اجرام آسمانی هستند. فرشتگان در فلکی ثابت به نام عرش زندگی می‌کنند و عرش آسمانی نورانی است که در روز اول خلق شد؛ پس از آن آسمان آبی، فلکی مستحکم و شفاف قرار دارد که به یخ شباهت دارد. در زیر این جهان نامرئی، سپهر آسمان قرار دارد که در روز دوم خلق شد و در برگیرنده فلک ستارگان ثابت و هفت فلک سیاره ای است که ارسطو به آن اشاره کرده بود و زمین در مرکز آن قرار داشت.
استدلال کیهان‌شناختی
جهان بهترین دلیل برای وجود خدا است. از سه مشخصه جهان این را می‌شود استنباط کرد: حرکت (برای فکر در باب خدا، باید بتوانیم عنصری را تصور کنیم که بدون داشتن محرکی، حرکت می‌کند)، علت (باید علت اولیه ای در نظر گرفت و یا وارد بی‌نهایتی از علل شد) و در نهایت حدوث، در مورد چیزی که می‌تواند وجود داشته باشد و یا وجود نداشته باشد (برای توضیح وجود، باید وجود موجودی ضروری به واسطه خود را قبول کرد).
زندگینامه مختصر: توماس آکوئیناس، راهب دومینیکی (۱۲۷۴-۱۲۲۴) در جنوب ایتالیا چشم به جهان گشود. او که لقب «گاو لال» را داشت، یکی از بزرگترین فیلسوفان اسکولاستیک محسوب می‌شود. او در سال ۱۳۲۳ به مقام قدیسی رسید: او که به مقام «دکتر آنژلیک» (یکی از بالاترین مقام‌های کلیسا) رسید، فلسفه ارسطو «دکتر الاهی» را با ایمان مسیحی پیوند زد.