17ژانویه2017

25 آذر 1395 نوشته شده توسط 

نگاهی به شگردهای شکلی و ساختاری در شعر شاملو

پریسا ظهیرامامی
و فرشید سادات‌شریفی
P41-For-Article2
الف. مقدمه
«شعر آزاد»، یکی از نام‌هایی است که بر شعر نو اطلاق می‌شود. شاید این عنوان، پیش از هر چیز، آزاد شدن صورت این نوع شعر از تساوی مصراع‌ها، وزن عروضی (به شکل و شیوه‌ی سنتی آن) و قافیه‌های منظم را به یاد آورد اما به نظر می‌رسد که رها بودن از قید اندازه و مقدار را هم باید بر این ویژگی‌ها افزود. «از همین رو، در شعر معاصر ایران گاهی سروده‌های بسیار طولانی و گاه سروده‌های بسیار کوتاه پدید آمده‌اند. شعرهای بسیار کوتاه فارسی را گاهی طرح، گاهی ترانک، گاهی شعر کوتاه و گاهی به اشتباه «هایکو» خوانده‌اند.» (حسن‌لی1383 :247).
در مقاله‌ی حاضر، به دلیل محدودیت نمونه‌های بررسی، نمی‌توانستیم طرح را براساس آن‌ها تعریف کنیم واز این رو، وحدت تصویر و مضمون (یا برخورداری از نوعی تصویر و مضمون اصلی و محوری) را ملاک اصلی بررسی شعرهای کوتاه این شاعران قرار داده‌ایم. سپس از میان چنین شعرهایی، نمونه‌هایی را که بیش از 10 سطر داشته‌اند از بررسی خود کنار گذاشته‌ایم. دلیل انتخاب آثار شاملو به عنوان یکی از چهار شاعر مورد بررسی در متن کامل مقله نیز این بود که شاملو و دکتر شفیعی کدکنی در زمره‌ی شاعرانی هستند که بخش عمده‌ی اشعار آنان به شعرهای بلند (یا حداقل بلندتر از طرح) اختصاص یافته و در مجموع، میل آن‌ها به سرودن شعرهای بلند بیشتر است، اما در عین حال، طرح‌های آن‌ها در فضای شعر معاصر حضور و تاثیری پررنگ و در خور توجه داشته است. گواه درستی این مدّعا، نقل اکثر این اشعار در بسیاری از گزیده‌های شعر معاصر یا نقد و تحلیل‌های مربوط به این حوزه است (که به نوعی نفوذ آن‌ها را در حافظه‌ی شعری جامعه‌ی معاصر نشان می‌دهد).

P41-For-Article

ب. متن

بررسی نمونه‌های استخراج شده و دسته‌بندی شگردهای شکلی و ساختاری موجود در آن‌ها نشان می‌دهد که می‌توان این موارد را در سه دسته‌ی اصلی طبقه‌بندی کرد:
1. شگرد‌های لفظی
هماهنگی‌های واجی و واج‌آرایی: صامت‌ها و مصوت‌ها از عوامل مهم در انتقال احساس موجود در فضای آثار ادبی به خواننده هستند. به همین دلیل، گاهی شاعران از کلماتی استفاده می‌کنند که واج‌های موجود در آن‌ها با فضای شعر سازگار باشد و حس موجود در شعر را به خواننده منتقل کند: مثلا در طرح خواب وجین‌گر، صامت‌های «س» و «ش»، «سکوت شب» و صامت «خ»، «رخوت» و «خواب‌آلودگی شبانه» را به خواننده منتقل می‌کند:
خواب چون درفکند از پای‌ام/ خسته می‌خوابم از آغازِ غروب/ لیک آن هرزه علف‌ها که به دست/ ریشه‌کن می‌کنم از مزرعه، روز،/ می‌کَنَم‌شان شب در خواب، هنوز... . (مجموعه‌اشعار شاملو: 313)
تبدیل هجاها: تبدیل هجاها در هنگام خواندن ‌شعر . خصوصاً تبدیل هجاهای کوتاه به بلند. باعث انتقال عواطف و احساساتی خاص به خواننده می‌‌شود چنان که در طرح چه راهِ دور ... شاملو، در واژه‌ی «راهِ دور» این ویژگی را می‌بینیم که دوری راه و خستگی با فضای طرح تناسب دارد:
چه راهِ دور!/ چه راهِ دورِ بی‌پایان!/ چه پایِ لنگ!/ نفس بار خسته‌گی در جنگ/ من با خویش/ پا با سنگ!/ چه راهِ دور/ چه پای لنگ! (مجموعه‌اشعار شاملو: 616)
تتابع اضافات: آوردن ترکیب‌های اضافی و وصفی در پی یکدیگر، ایجاد نوعی آهنگ خاص (و اغلب طولانی) را در کلام باعث می‌شود که بر ذهن خواننده تاثیر می‌گذارد.
برای مثال، در شعر (طرح) چاه شغاد را ماننده ... ، تاثیر روانی تتابع اضافات را می‌بینیم. به طوری که با ترکیب «گورابِ تلخِ یادی» عمق زیاد چاه به خواننده القا می‌شود. همچنین تتابع اضافات با بقیه‌ی مصوت‌های کسره‌ی موجود در شعر، هم‌آوایی زیبایی ایجاد کرده که با فضای شعر هماهنگ است:
چاهِ شغاد را ماننده/ حنجره‌ئی پر خنجر در خاطره‌ی من است:/ چون اندیشه به گورابِ تلخِ یادی در افتد/ فریاد شرحه شرحه بر می‌آید. (مجموعه‌اشعار شاملو: 1046)
کارکرد ویژه‌ی کلمات و عبارات: اغلب شاعران کلمات را به شکلی هنرمندانه و با برجستگی‌هایی به کار می‌گیرند که آن‌ها را از کاربردهای مربوط به زبان روزمره متمایز می‌کنند. این نحوه‌ی استفاده از کلمات، به آن‌ها کارکرد و جایگاهی ویژه می‌دهد که خواننده را در فهم شعر راهنمایی می‌کند. این ویژگی کمابیش در همه‌ی طرح‌های بررسی شده در این مقاله وجود دارد. ممکن است در نگاه اول، این نکته به ذهن خوانندگان متبادر شود که این مورد، به «طرح» اختصاص ندارد و ویژگی همه‌ی شعرهای ناب و موفق است، اما تاکید ما در یاد کردن از این ویژگی به عنوان یکی از شگردهای برجسته‌ی موجود در «طرح»، از آن روست که به دلیل محدودیت حجم (که ویژگی ذاتی طرح محسوب می‌شود)، توجه به تناسب‌ها و پیوندهای واژگان، از جنبه‌های مختلف، اهمیت و برجستگی بسیار بیشتری پیدا می‌کند.
به عنوان نمونه، آنچه باعث عمق بخشیدن به طرح هجرانی شده، کاربرد «ی» در جایگاهی مناسب است. در این طرح «ی» بیانگر کمی و کوچکی است و نکته‌ی مهم آن است که: در برخورد با چیزی کوچک و به ظاهر ناچیز، اتفاق‌های بزرگی برای ما می‌افتد. به بیان دیگر، شاعر در عین کوچک شمردن مسئله‌. که در بخش اول طرح آن را ذکر می‌کند. چنان بزرگش می‌داند که معتقد است به خاطر آن، انسان رنج‌های بزرگی را تحمل می‌کند:
که‌ایم و کجائیم/ چه می‌گوئیم و در چه کاریم؟/ پاسخی کو؟/ به انتظارِ پاسخی/ عصب می‌کَشیم/ و به لطمه‌ی پژواکی/ کوه‌وار/ درهم می‌شکنیم. (مجموعه‌اشعار شاملو: 813)
شکل و ترتیب بیان مقصود: در برخی از نمونه‌ها، شاعر با دگرگون کردن شیوه‌ی بیان مطلب، بخشی از شعر را برجسته می‌سازد که منظور اصلی اوست.
در بخش دوم از طرح «زنان و مردان سوزان...»، شاملو با افزودن کلماتی به سطر اول، مقصود خود را برجسته می‌کند. شاملو در ابتدا می‌گوید: «سکوت سرشار است» و بعد صفت «بی‌تاب» را به سکوت اضافه می‌کند، سپس «از انتظار» را به «سکوت بی‌تاب» می‌افزاید و در آخر، واژه‌ی «چه» را قبل از «سرشار» می‌آورد. وی با این کار، ساختاری ویژه را ایجاد و مقصود خود را به طور کامل و برجسته بیان می‌کند:
زنان و مردانِ سوزان/ دردناک‌ترین ترانه‌هاشان را هنوز نخوانده‌اند./ سکوت سرشار است./ سکوتِ بی‌تاب/ از انتظار/ چه سرشار است! (مجموعه‌اشعار شاملو: 1023)
ساختمان دستوری: نمونه‌ای دیگر، طرح طبیعت بی‌جان است که نوعی ساختار دستوری خاص در هر سه بخش این طرح، به طور یکسان، به کار رفته است. به بیان دیگر، شاملو در هر بخش طرح، پس از آوردن یک گروه اسمی، از قید استفاده کرده است. قسمت‌های این طرح را می‌توان چنین نوشت:

1. دسته‌ی کاغذ+ بریز، در نخستین نگاه آفتاب؛
2. کتابی مبهم، سیگاری خاکسترشده + کنار فنجان چای از یاد رفته؛
3. بحثی ممنوع + در ذهن

شاعر با به کار بردن این شیوه‌ی دستوری، هم گروه‌های اسمی و هم قیدها را در ذهن خواننده برجسته می‌سازد. علاوه براین، باید توجه داشت که در بخش اول، یک گروه اسمی و دو قید به کار رفته است؛ در بخش دوم (برعکس بخش اول) دوگروه اسمی و یک قید آمده؛ و در بخش سوم، یک گروه اسمی و یک قید به چشم می‌آید که این شیوه نیز به گونه‌ای، بر ساختار و فرم طرح تاثیر گذاشته است.

نحوه‌ی کاربرد قافیه: گاه چگونگی یا محل قرارگرفتن قافیه‌ها معانی خاصی را به ذهن می‌رساند یا قسمت‌های مختلف یک طرح را از هم جدا می‌کند و باعث ایجاد ساختاری خاص در طرح‌ها می‌شود. در بسیاری از اشعار شاملو نیز قافیه همین کارکرد را دارد. برای مثال، در شعرچه راه دور...، واژه‌ی «لنگ»، پایان‌بخش قسمت‌های اول و سوم طرح است و «سنگ» در پایان بخش دوم آمده است. همچنین کلمه‌ی «جنگ» که در سطر نخستین بخش دوم آمده است، به نحوی، با دو کلمه‌ی دیگر (سنگ و لنگ) ارتباط معنایی دارد و شاعر با به کارگیری قافیه در جاهای مناسب میان سطور، ارتباط معنایی محکمی برقرار کرده و ساختاری منسجم ایجاد کرده است. (همچنین رجوع شود به شعر: خواب وجین‌گر). / ادامه دارد


*پریسا ظهیرامامی دانشجوی دکتری مطالعات خاورنزدیک و خاورمیانه در دانشگاه تورنتو است.