20فوریه2017

17 آذر 1395 نوشته شده توسط 

دو گام به پیش یک گام به پس یــــــــــــــــا یک گام به پیش دو گام به پس


نگاهی به وضعیت حقوق بشر، 60سال پس از تولد منشور

P28
در روز دهم دسامبر هر سال، روز حقوق بشر در نقاط گوناگون جهان، گرامی داشته می‌شود و امسال مطابق تقویم سازمان ملل متحد، شصمین سالی است که از برپایی گرامی داشت این روز می‌گذرد. مطابق اعلامیه‌ای که در صفحه نخست سایت سازمان ملل قرار گرفته، بنای این نامگذاری به سال 1948 بر می‌گردد، سالی که کشورهای دنیا، پس از سال‌ها نزاع و دو جنگ جهانی احساس کردند دیگر زمان احترام به حقوق یکدیگر است و باید در این عرصه دست به کار شوند. از این سال، یعنی از نخستین سال‌های فعالیت حقوق بشری، شصت سال می‌گذرد و خوشبختانه در طول این سال ها، قدم‌های درخور توجهی برای بهبود زندگی انسان‌ها برداشته شده است. گرچه هنور مسایل نگران کننده بسیاری وجود دارد و هنوز حقوق بشر در بسیاری از مناطق جهان به شکلی جدی تهدید می‌شود، اما نمی‌توان به سادگی بر دستاوردهای فعالان حقوق بشر چشم بست. آمار نشان می‌دهد که تهدیدات کمتری در سطح جهان حقوق بشر را تهدید می‌کند و انتشار اخبار مرتبط با این ماجرا بسیار بهتر شده است. در پرونده پیش رو، تلاش ما این است که موضوع حقوق بشر از زوایای گوناگون، محور کار ما قرار گیرد و به طور قطع پرداختن به دستاوردهایی که در این مسیر حاصل شده، بخشی از کار خواهد بود، به این امید که هر روز شاهد بهبود وضعیت در جهان پیرامون باشم. تذکر این نکته ضروری است که کوشش ما این بوده که نگاهی کاملا غیرسیاسی به ماجرا داشته باشیم، چرا که معقدیم حقوق انسان‌ها فراتر از کشمکش‌های سیاسی است و اگر چه سیاستمدران به کرات نقض‌اش می‌کنند، اما حمایت از حقوق انسان، به هر زبان، دین و مرامی، در مقوله سیاست نمی‌گنجد و بر فعالان حقوق بشر را نباید انگ سیاسی‌بودن زد.

شبکه‌های اجتماعی
شبکه‌های اجتماعی تاثیری غیر قابل چشم پوشی بر مساله حقوق بشر و بهبود آن برداشته اند و دلیل این مساله را باید در گردش سریع تر اطلاعات در این شبکه‌ها دید. این موضوع خودش را به شکل‌های گوناگونی نشان داده است، از ماجرای معلمی که رفتاری خشونت بار و غیرانسانی با شاگردش دارد تا تیراندازی پلیس به فردی بیگناه. اخبار مرتبط به اعتراض ها، اعتصاب ها، قتل و خشونت به سادگی در اختیار کابران شبکه قرار می‌گیرد و با توجه به گسترش جهانی اینترنت، کابران بسیاری در سراسر جهان از مسایل و اخبار مطلع می‌شوند. پدیده خبرنگار_شهروند، نتبجه منطقی گسترش شبکه‌های اجتماعی است، چرا که این روزها برای پخش اخبار، نیازی به حضور خبرنگاری حرفه‌ای در محل حادثه نیست و هر کس می‌تواند با گوشی همراهش از رویداد عکس و فیلم بگیرد و با یک کلیک پخش‌اش کند.
با همه دستاوردهایی که شبکه‌های اجتماعی داشته اند و تاثیر مثبت شان بر مساله حقوق بشر را نمی‌توان انکار کرد، این شبکه نقاط منفی هم داشته اند. در مرحله نخست، مردم ساده تر در جریان اتفاق‌های ناگوار قرار می‌گیرند و به گونه‌ای بمب باران خبری می‌شوند، بی‌آن که متوجه باشند. پر رنگ‌شدن اخبار ناگوار، که بسیاری از آن‌ها به مسایل حقوق بشری بر می‌گردد، سبب می‌شود تا مردم گمان کنند اوضاع چندان مساعد نیست، حال آن شاید شرایط از گذشته خیلی بهتر شده باشد و فقط شبکه‌های اجتماعی سبب پررنگ‌شدن اخبار ناگوار شده اند. مثلا مطابق گزارش‌های اف بی‌آی که چندی پیش در ماهنامه آتلانتیک منتشر شد، تعداد جنایات در آمریکا در سال 2014، دست کم 3000 مرتبه کمتر از سال قبلش (سال 2013) و 6000 مرتبه کمتر از سال 1995 بوده است، اما وقتی به رسانه‌های اجتماعی نگاه می‌کنیم احساس می‌کنیم تعداد این جنایت‌ها بیشتر بوده است.
P28-02

لیونل مسی (که سفیر افتخاری یونیسف هم هست) در سال 2013 کمپینی در صفحه فیسبوک خود برای کودکان سوریه به راه انداخت که نزدیک به 22000 لایک داشت.
نکته دیگر، شایعات اینترنتی است. از آن جایی که هر کس می‌تواند به سادگی نوشته هایش را با دیگران به اشتراک بگذارند و برخی از افراد در این عرصه خود را چندان مسول نمی‌بینند، گاه اخباری در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌شود که توجه چندانی به واقعیت‌ها ندارد و تنها برای داغ‌کردن صفحه منتشر کننده‌اش نوشته شده اند. برخی از کابران هم، تنها از روی دلسوزی و بنا به احساسات انسانی به بازنشر این اخبار نادرست اقدام می‌کنند و باعث ایجاد جوی می‌شوند که به نادرستی ایجاد شده است.

توجه سلیبریتی‌ها
اگر ستاره‌های دنیای سینما، مد، ورزش و موسیقی در گذشته به عکس‌گرفتن در کنار یگدیگر یا در نهایت در کنار سیاستمدارن برجسته دلخوش بودند، این روزها ستاره‌ها برای عکس‌گرفتن در کنار افرادی که حقوق شان به شکلی جدی در حال خطر است، با هم رقابت می‌کنند. این روزها به سادگی می‌توانید عکس‌های بسیاری از بازیگران، خوانندگان و بازیگران فوتبال را پیدا کنید که در کنار کودکان آفریقایی، جنگ زدگان سوری یا گرفتاران فلان بلای طبیعی در شرق دور ایستاده اند و با آن‌ها احساس همدردی می‌کنند. شاید گاهی این رفتارها کمی تظاهرآمیز به نظر برسد، اما در نهایت بازتابی مثبت خواهد داشت، چون دست کم توجه بسیاری از افراد را به ماجرا جلب خواهد کرد. این ماجرا در گذشته روی نمی‌داد یا دست کم، به این شکل نبود. به جز کمک‌های انسان دوستانه مالی، آن هم در حد معدود، از سوی افرادی مثل مارلون براندو، اخبار دیگری در مورد حمایت بازیگران سینما یا خوانندگان موسیقی در دست نیست.
P28-01

آنجلینا جولی، که از سال 2001 به عنوان سفیر سازمان ملل در امور پناهندگان انتخاب شده تا کنون به 50 مأموریت در بحرانی‌ترین نقاط جهان رفته است.
فعالیت نخست سفیران صلح سازمان ملل متحد با میانه دهه 1990 بر می‌گردد. در این میان می‌توان نام‌هایی همچون جورج کلونی، مایکل داگلاس، پائولو کوییلو، چارلیز ترون، لئوناردو دی کاپریو، محمد علی(کلی) ، پاواروتی و آنجلینا جولی را مشاهده کرد. البته بسیاری از سلیبریتی‌های دیگر، بدون آن که سفیر صلح سازمان ملل باشند، در فعالیت‌های مرتبط با حقوق بشر شرکت می‌کنند. مثلا لیونل مسی (که سفیر افتخاری یونیسف هم هست) در سال 2013 کمپینی در صفحه فیسبوک خود برای کودکان سوریه به راه انداخت که نزدیک به 22000 لایک داشت. یا کتی پری، شکیرا و دیوید بکهام، به عنوان سفیران افتخاری یونیسف فعالیت می‌کنند. شاید بد نباشد بدانیم که تنها آنجلینا جولی، که از سال 2001 به عنوان سفیر سازمان ملل در امور پناهندگان انتخاب شده تا کنون به 50 مأموریت در بحرانی‌ترین نقاط جهان رفته است.
P28-05

شکیرا، از دیگر اعضای افتخاری یونیسف
مساله رنگین‌پوستان
حتی شب قبل از انتخاب باراک اوباما به عنوان رییس‌جمهور آمریکا، کمتر کسی گمان می‌کرد که یک رنگین‌پوست بتواند به این مقام برسد. درست به خاطر دارم که برخی از سیاستمداران وطنی از دست‌های پشت پرده‌ای می‌گفتند که اجازه نمی‌دهد تا یک سیاه پوست به بالاترین مقام اجرایی یک کشور برسد. اما باراک اوبا، با پدری اهل کنیا رییس جهمور آمریکا شد، آن هم در حالی سابقه نشستن در مسجد را هم داشت. پدر او مسلمان بود، اما کسی که او را به مسجد برد، مادرش بوذ، آن هم زمانی که با ناپدری‌اش در اندونزی زندگی می‌کردند.
P28-03

کتی پری یکی از سفرای افتخاری یونیسف است که سفرهای زیادی را به این منظور انجام داده است.
برای اهمیت رییس‌جمهور‌شدن اوباما، نیاز به کنکاش فراوان نیست. در گذشته‌ای نه چندان دور، چنان چه بسیاری از سالمندان آمریکایی به یادش می‌آورند، برده داری در این کشور وجود داشت. جنگ داخلی آمریکا به دلیل مساله نژادی روی داد. حتی در دهه 1960، جامعه آمریکایی تاب شنیدن سخنان اعتراضی مارتین لوترکینگ در حمایت از حقوق سیاهان را نداشت، چنان چه ترورش کردند. حتی هنوز هم نژادپرستانی هستند که از دونالد ترامپ می‌خواهند تا آمریکا را دوباره سفید کند، اما این اتفاق روی نخواهد داد چون به گزارش نشریه تایم، در چند ایالت آمریکا، تعداد مرگ و میر سفیدان بیش از تعداد تولد آن هاست. به این ترتیب، یا خود دونالد باید دست به کار شود یا این که تعداد دانش آموزان رنگین‌پوست آمریکا در سال 2040، از دانش آموزان سفید بیشتر خواهد شد. البته با توجه به علایق ترامپ به ولادمیر پوتین و مسایل دیگر، ممکن است در این عرصه فعالیت‌هایی داشته باشد.
P28-04

دیوید بکهام در فعالیت‌های بشردوستانه بسیاری شرکت کرده است.
نکته بسیار مهم در عرصه حقوق نژادها این است که در این سال ها، بهبود بسیاری در آن حاصل شده است. این روزها نه تنها رنگین‌بودن یک نقطه منفی به حساب نمی‌آید که بسیاری می‌خواهند به زور کرم و آفتاب مصنوعی خود را رنگین کنند.

توجه سیاستمداران
سفر جاستین تردو به چین که چند ماه پیش انجام شد، بازتاب رسانه‌ای گسترده‌ای داشت. در آن سفر، تردو گسترش مناسبات اقتصادی با این کشور را منوط به توجه بیشتر چینی‌ها به مسایل حقوق بشری دانست. حتی اگر این موضوع را، مثل توجه سلبریتی‌ها به ماجرا، نوعی نمایش سیاستمدارانه بدانیم، باز هم ارزش‌های فراوانی را می‌توانیم در آن حس کنیم. نخست‌وزیر کانادا به جهان این پیام را ارسال کرد که باید بیبشتر به فکر مسایل حق بشری باشیم و آن را قربانی مناسبات سیاسی و حتی اقتصادی نکنیم. و گر چه چینی ها، شاید تغییر چندانی در توجه به مسایل حقوق بشری نکنند، دست کم این نشانه را دریافت می‌کنند که چشم جهانیان بر رفتار آن هاست و شاید همین نکات بوده که سبب شده تا مسایل حقوق بشر در چین، بسیار بهتر از سال‌های 1960 تا 2000 باشد، سال‌هایی که در آن کشتار میدان تیانانمن در سال 1990 روی داد.

فعالان حقوق بشری
با این که مطابق برخی از اسناد، فعالیت‌های سازمان‌های مردم‌نهاد (ان جی او) در عرصه حقوق بشر به قرن هجدهم بر می‌گردد، اما باید بپذیریم که فعالیت این گروه‌ها در سه دهه گذشته بسیار جدی و چشمگیر بوده است. سازمان‌های غیردولتی از مهمترین و موثرترین نهادهای جامعه مدنی به شمار می‌آیند که در عرصه حقوق بشر هم نقش درخور توجهی به ویژه در کشورهایی همچون ایران داشته اند. به ویژه در طول سه دهه گذشته این شخصیت‌های غیرانتفاعی که اعضای آن شهروند یا اجتماعی از شهروندان یک یا چند کشور هستند، در جهت تضمین حقوق بشر گام‌های بلندی برداشته اند. بررسی عملکرد سازمان‌های غیردولتی مختلف نشان می‌دهد که این سازمان‌ها به منظور ارتقای حقوق بشر در داخل کشور خود عمدتاً به اشکال ذیل عمل می‌کنند. برخی از این سازمان‌ها با پیگیری موارد نقض حقوق افراد از طرق مختلف از جمله ساز و کار شکایت هم زمینه حمایت موثرتر از حقوق شهروندان را فراهم می‌آورند و هم نقایص دیگر نهادهای دولتی موجود را رفع می‌کنند.
P28-06

نفض حقوق بشر می‌تواند از اعدام و شکنجه شروع شود و حتی به مسایل ساده‌تری همچون گوش‌کردن موسیقی با صدای بلند و تف‌کردن در خیابان برسد. شما وقتی در یک مکان عمومی تف می‌کنید، حق انسانی دیگر را از بین برده‌اید.
گرچه این ساز و کار تا رسیدن به نقطه مطلوب فاصله دارد اما رشد کمی و کیفی حاصله در مدت زمان پس از شناسایی این ساز و کار نویدبخش آینده یی پرثمر برای سازمان‌هایی است که در این زمینه فعالیت می‌کنند که این امر با شناخت عمیق تر هدف کارکرد و تاثیر ساز و کار شکایت و استقبال از آن از سوی همه به خصوص دولت امکان پذیر خواهد بود. به این ترتیب می‌توان گفت که سازمان‌های غیر دولتی چه در سطح ملی چه در سطح بین‌المللی به طور فزاینده‌ای به بازیگران مهم و کلیدی تبدیل شده اند و در آینده بخش مهمی از سیاست بین‌المللی را هدایت و اجرا خواهند کرد. به عنوان نمونه، شاید بتوان از کمپین «لگام»(لغو گام به گام اعدام ) نام برد که در عرصه مبارزه با پدیده اعدام در ایران فعال است. این کمپین فعالیت خود را چهار سال پیش آغاز کرده است و خواستار توقف یا کمتر‌شدن اعدام هستند. فریبرز رئیس‌دانا، اقتصاددان، یکی از اعضای این کمپین است. او می‌گوید:« ما تمامی ایرانیانی را که خواهان کاهش و حذف روش‌های خشونت افزا در جامعه هستند به یاری می‌طلبیم تا با همراهی و پشتیبانی از کارزار لغو گام به گام اعدام، بر ترویج شیوه‌های خشونت آمیز در کشورمان لگام زنیم.»

حقوق بشر، جهانی یا منطقه‌ای؟
گردآوری و تنظیم: هفته
مفاهیم بنیادین حقوق بشر، همان باور داشتن به شأن، حیثیت و كرامت انسان است كه از این لحاظ تمامى افراد بشر روى زمین برابر هستند. كرامت انسان در همه ادیان، مكتبهاى فلسفى و اخلاقى كاملاً ملحوظ است. مدافعان حقوق بشر (منظور آنی که در سطح بین‌المللی مطرح است) برای این حقوق دست کم سه ویژگی مهم قائلند: اولا این که این حقوق جهانشمول هستند، یعنی تمام انسانها، صرف نظر از نژاد، دین، ملیت، طبقه اجتماعی، جنسیت، قومیت و غیره، صاحب آن حقوق هستند. دوم این که این حقوق از اولویت اساسی برخوردارند، یعنی حداقل‌های ضروری برای بهرمندی از یک زندگی کرامتمند و انسانی را مطالبه می‌کنند، و در غالب موارد وقتی که میان آنها و سایر حقوق یا ملاحظات تزاحمی پیش آید، این حقوق اند که ترجیح می‌یابند، و آخر این که اثبات آن‌ها تکلیف آور است، یعنی به محض اثبات آنها مرجع یا مراجعی اخلاقاً (و در غالب موارد قانوناً) موظف به تأمین و تضمین آن حقوق هستند. اما در برابر این نوع نگاه، نگاهی دیگر وجود دارد که مساله حقوق بشر را بر اساس مسایل ایدئولوژیک بررسی می‌کند. در این نوع نگاه و خوانش، می‌توان تاویلی دیگر از مساله حقوق بشر را در نظر داشت. به عنوان مسال، اعدام یکی از مفاهیم ممنوع در مساله حقوق بشر جهانی است، اما در حقوق بشر اسلامی، اگر قاضی تصمیم بگیرد اعدام صورت خواهد گرفت. در ایران، سالانه اعدام‌هایی صورت می‌گیرد که بخشی از آن به قاچاق چیان مواد مخدر و قصاص قاتلان اختصاص دارد. جواد لاریجانی دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه درباره موضوع حذف و تعدیل مجازات اعدام قاچاقچیان مواد مخدر می‌گوید: «ما به‌طور کلی با حذف کامل اعدام مخالف هستیم زیرا معتقدیم که برای برخی جرایم بسیار خطرناک باید مجازات اعدام وجود داشته باشد به‌علاوه مواردی مانند قصاص که مربوط به حدود الهی است. اما درباره تعزیرات به‌خصوص مواد مخدر؛ در این زمینه هم طرفدار حذف کامل اعدام نیستیم بلکه طرفدار بازنگری در قانون هستیم آن‌هم در جهت تأثیرگذاری بیشتر قانون. ما در یک جنگ بی‌امان در حوزه مواد مخدر هستیم که صرفاً مختص به مردم ایران نیست و مربوط به تمام بشریت است. اما به‌برکت حضور ناتو در افغانستان تولید خشخاش ۴۰ برابر شده است.»
به این ترتیب، مطابق حقوق بشر اسلامی، اعدام قاچاقچیان مواد مخدر جنگ با این پدیده به حساب می‌آید و مجاز است، در حالی که حقوق بشر بین‌المللی اعدام را در هر صورتی رد می‌کند، هر چند که هنوز در برخی از ایالت‌های آمریکا هنوز اعدام وجود دارد.
مدافعان از حقوق بشر اسلامی (یا دیگر خوانش‌های حقوق بشری متفاوت با حقوق بشر جهانی) معتقدند که جامعه جهانی باید این نوع نگاه را بپذیرد و به آن احترام بگذارد. آن‌ها معتقدند که یکی از مسایل مطرح شده در بحث حقوق بشر جهانی، مساله چند صدایی و احترام به صداهای گوناگون است و به عنوان مثال، حقوق بشر اسلامی یکی از این انواع متفاوت نگاه هاست و باید به احترام گذاشته شود. به عبارتی دیگر، از نظر این منتقدان به حقوق بشر جهانی، مدافعان «حقوق بشر جهانشمول» از تنوع چشمگیر فرهنگ ها، ادیان، و سنت‌های ملّی در جهان غفلت می‌ورزند. فرهنگها و جوامع مختلف از هنجارها و ارزش‌های متفاوتی پیروی می‌کنند، و هیچ معیار عینی‌ای برای برتری بخشیدن ارزش‌های یک فرهنگ خاص بر سایر فرهنگ‌ها وجود ندارد. بنابراین، هیچ فرهنگی حق ندارد ارزش‌های مقبول خود را جهانی فرض کند، و بکوشد آنها را بر فرهنگ‌های دیگری که از ارزش‌هایی متفاوت پیروی می‌کنند، تحمیل کند. در واقع غالب منتقدان حقوق بشر می‌کوشند بر مبنای نوعی «نسبیت گرایی فرهنگی» برای نظامهای ارزشی مورد پذیرش خود فضای تنفسی بگشایند. به بیان دیگر، منتقدان حقوق بشر نهایتاً پاره‌ای از مصادیق حقوق بشر را آنچنانکه در متن اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده است، برنمی تابند، و غالباً می‌کوشند با تمسک به آموزه «نسبیت گرایی فرهنگی» از مصادیق مورد پذیرش خود در مقابل مضمون اعلامیه جهانی دفاع کنند.
اما انديشه حقوق بشر جهانی، مبتني بر تصويري از انسان است كه از فلسفه غرب نشات گرفته است، فلسفه‌ای که انسان را نه به صورت خاص که به صورت یک سوژه در نظر می‌گیرد، يعنـي موجـود انديـشنده‌ای كه داراي توانايی تفكر بازتابي، يعنـي انديـشه برخـود و انديـشيدن بـر انديـشيدن اسـت . بر این اساس است که حقوق بشر به عنوان حقوقی بنیادی و سلب‌ناشدنی شناخته می‌شود که هر کس به صِرف انسان‌بودن از آن بهره‌مند می‌شود. حقوق بشر جهان شمول (لازم الاجرا در هر جایی) و مساوات خواه (یکسان برای همه انسان‌ها) است. این حقوق می‌توانند تحت حقوق طبیعی یا حقوق مشروع در قوانین بومی، منطقه‌ای، ملی و یا بین‌المللی وجود داشته باشند. مبلغان نظم نوین جهانى تأکید دارند که حقوق بین‏الملل بشر، برابر آنچه در اعلامیه جهانى حقوق بشر و کنوانسیون‏هاى حقوق بشر تدوین شده است، جهان‏شمول است و صرف‏نظر از اینکه منشأ و خاستگاه فلسفى یا تاریخى حقوق بشر، آسمانى باشد یا زمینى، غربى باشد یا شرقى، مسیحى باشد یا چند دینى، محتواى آن باید در سرتاسر جهان به نحو واحد نسبت به آحاد بشر اجرا شود.
از سوی دیگر، معتقدان به حقوق بشر جهانی معتقدند که هر گونه نگاه خاص به ضعیف‌شدن فرهنگ‌هایی می‌انجامد که خواستار خاص‌بودن هستند. آن‌ها معتفدند که قرائت اسلامی از پدیده اعدام، نه تنها باعث کمتر‌شدن جنایت نمی‌شود، بلکه به گسترش خشونت دامن می‌زند. افزون بر این، اعدام ها، چهره‌ای خشن از اسلام را پیش روی جهانیان قرار می‌دهد و همچنین سبب می‌شود تا افراد به سمت فرهنگی گرایش پیدا کنند که از راه حل‌های مسالمت آمیز پیروی می‌کنند. این منتقدان به حقوق بشر اسلامی و نگاه‌های متقاوت به حقوق بشر، مهاجرت را یکی از دلایل ناموفق‌بودن قوانین حقوق بشری متفاوت عنوان می‌کنند.

ریشه‌های تاریخی حقوق بشر مدرن به اختصار
رضا داودی
بیانیه حقوق بشر که در ۲۶ ماه اوت ۱۷۸۹ به تصویب رسید گام بلند بشریت برای آزادیِ بیشتر و سنگ بنایی برای ساختن نظام‌های دمکراتیک بود. اما ریشه‌های مفهوم حقوق بشر به یونان باستان و سنت دین یهودی و مسیحی می‌رسد. به عبارت دیگر، بیانیه حقوق بشر ریشه‌های سامی و یونانی دارد.
ریشه سامی و دینی آن به اسطوره‌ی اعطای لوح ده فرمان از سوی خدا به موسی باز می‌گردد و ریشه یونانی آن با اینکه حول محور اهمیت استفاده از خرد در تمدن یونانی می‌گردد، می‌تواند جنبه‌های دینی هم داشته بوده باشد. برای مثال در کتاب آنتیگونه شخصیت اصلی یکی از آثار سوفوکل، نمایشنامه‌نویس یونانی، صحبت از حقوقی می‌کند که ناشی از قوانین ابدی و نانوشته هستند که خدایان وضع کرده‌اند. به رغم ممنوعیت خاکسپاری برادرش از سوی کرئون، این شخصیتِ نمایش سوفوکل براِعمال این قوانین تاکید می‌کند.
به رغم اینکه در یونان باستان بردگان را انسان قلمداد نمی‌کردند و زنان حق رای نداشتند و اینکه افلاتون در کتاب «جمهوری» از اشتراکی بودن زنان سخن گفته است، اما افلاتون و ارسطو هر دو بر نقش خرد در احقاق حقوق تاکید داشتند.
آگوستین قدیس و توماس آکوییناس دو تن از فیلسوفان مشهور غرب بر نقش این دو منشا تاکید داشتند و فلسفه سیاسی آگوستین قدیس تجربه دینی را در مرکز تفکر عقلائی قرار می‌دهد.
در بیانیه استقلال آمریکا که مربوط به سال ۱۷۷۶ می شود نیز علاوه بر قوانین الاهی به قوانین طبیعی ناشی از عقل تاکید شده است.
نقش و تاثیر بیانیه‌ی استقلال بر بیانیه‌ی حقوق بشرِ پاریس بر کسی پوشیده نیست گرچه جهانی شدن حقوق بشر درست پس از جنگ جهانی دوم اتفاق افتاد. بسیاری معتقد هستند با اینکه منشور حقوق بشر جهانی است، نباید فرهنگ‌های ملل مختلف را در اِعمال این بیانیه نادیده گرفت و از این نقطه بحث نسبیت این حقوق آغاز