27جولای2017

17 آذر 1395 نوشته شده توسط 

از توهم تا نمادگرایی

معرفی و نقد مجموعه‌داستان «کتاب گربه»، از امین فقیری
مسعود هوشیار
P40-IMG 2247
تا پیش از مجموعه‌داستان «کتاب گربه» آنچه که امین فقیری نوشته است درچارچوب نوشتن از «واقعیت» برای بازتاب «امرِ واقع» می‌گنجد. این نویسنده در همۀ آثارش تلاش بسیاری دارد تا واقعیت بیرونی را بازتاب دهد و ازهمین‌رو ایشان را در جایگاه نویسنده‌ای رئالیست و واقع‌گرا می‌شناسیم. اصولا رئالیسم در معنای گرایش به بازنمایی امر واقع است و امر واقع، در تلقی اول یعنی آنچه که می‌بینیم و آنچه که مشاهده و ثبت و ضبط می‌کنیم. بنابراین، نخستین تلقی از رئالیسم و رئالیته و امر واقع به این معنا بوده است که اگر برای مشاهدۀ هر پدیده‌ای «جایگزینی» را بتوانیم بیابیم که آن امر واقع را بازتاب بدهد، درنتیجه رئالیستی رفتار کرده‌ایم. مثلا هنرمندِ نقاشی که بخشی از طبیعت را در قاب نقاشی‌اش می‌آورد، با این کار بخشی از امر واقع (طبیعت) را با کمک هنر نقاشی در قابش نقاشی‌اش «برگزیده» و بازتاب داده است و جایگزینی برای آن امر واقع بیرونی یافته است و با این توصیف، نقاشی یادشده جایگزینِ نگاه مستقیم انسان به خود طبیعت می‌شود. به‌این‌معنا که انسان با میانجی‌گریِ نگاه نقاش، به طبیعت می‌نگرد و امر واقع را از چشم‌انداز و نظرگاهِ نقاش می‌بیند.
حال اگر همین امر واقع با «توهم» همراه شود و بازنمایی آن به‌گونه‌ای رقم بخورد که با آنچه در واقعیت بیرونی حضور دارد فاصله‌ای «وهمی» داشته باشد، مقوله‌ای با عنوان «فراواقعی» یا «سوررئالیسم» پدیدار می‌شود. «نخستین اقدام سوررئالیستی بشر خلق «چرخ» بوده است... چرخ تقلیدی است از عملکرد فیزیکی حرکت، اما در عین حال مستقل از تمامی فرم‌های شناخته‌شده در طبیعت است» (مقدادی، ۱۳۹۳: ۳۲۷۹)؛ درواقع انسان با این اختراع، در آنچه که تابه‌حال می‌دیده است (امر واقع) تغییر به‌وجود می‌آورد.
ازاین‌رهگذر، آمیختن پدیده‌های بیرونی با وهمی که واقعیت را بسیار دگرگون می‌کند از ویژگی‌های شیوۀ نوشتن به سبک سوررئالیسم است. در پشت جلد «کتاب گربه»، ناشر کتاب (انتشارات نوید شیراز) به مخاطب یادآوری می‌کند که مجموعۀ پیش رو نمونه‌هایی از بهترین داستان‌های کوتاه امین فقیری در قالب سوررئالیسم است. اما نگارنده معتقد است که همۀ داستان‌های این مجموعه دارای چنین ساختاری نیست و با شیوۀ وهمی سوررئالیسم بسیار فاصله دارد. براساس نظریۀ پایه‌گذار مکتب سوررئالیسم، «آندره برتون» فرانسوی، در بیانیۀ مکتب سورئالیسم، آن‌چنان عنصر وهم بر اثر هنری تأثیرگذار و مسلط است که مرز بین خواب و بیداری برای انسان برداشته می‌شود: «من به یکی‌شدن این حالت [...] یعنی خواب و واقعیت در نوعی واقعیت مطلق؛ یا «فراواقع»، اگر بتوان چنین گفت، معتقدم» (برتون، ۱۹۶۶: ۲۴).
با این ‌توضیح باید خاطرنشان کنم که در چهار داستان «خاربوته‌های آن خشکستان»، «خاکستری‌ها»، «ابرهای سپید خشمگین» و «دو چشم کوچک خندان» ازاین مجموعه نویسنده از شیوۀ سوررئال فاصله می‌گیرد و روایت داستان‌ها به‌سمت نمادگرایی حرکت می‌کند. برای نمونه، از این چهار داستان، دو داستان را واکاوی می‌کنیم. در دومین داستان مجموعه با عنوان «خاربوته‌های آن خشکستان» سخن از کارگر معدنی است که بعد از شش ماه دوری از پدر و مادر اکنون می‌خواهد از محل کارش به شهر خودش برگردد. برای این منظور به پایانۀ مسافربری مراجعه می‌کند؛ اما با سیل عظیم مردم روبه‌رو می‌شود. همه مردم می‌خواهند از آن شهر بروند. «احساس می‌کرد مردم از چیزی در هراسند. متوحش و گریزان.
یک شهر کوچک که نباید این‌همه مسافر داشته باشد» (فقیری، ۱۳۹۵: ۱۵). به‌هرحال بعد از چندی موفق می‌شود با اتوبوس راهی شهرش بشود؛ اما درمیانۀ راه و در ایستگاه ایست و بازرسی متوجه می‌شود که مأموران پاسگاه دست‌های مسافران را بازدید می‌کنند تا هرکس که انگشت کوچک دست چپش قطع نشده باشد آن را قطع کنند. او با ترس و وحشت بسیار از این مهلکه جان سالم به‌در می‌برد؛ اما در ایستگاه بعدی دوباره با چنین مشکلی روبه‌رو می‌شود و این‌بار ماموران دست راست مسافران را بازدید می‌کنند تا اینکه انگشت کوچکشان قطع شده باشد. در این داستان نویسنده از شیوۀ سوررئال بسیار فاصله گرفته و به‌سمت نمادگرایی و برجسته‌کردن ظلم و خفقان حاکم بر فضای داستان کشیده شده است. نویسنده با نشان‌دادن این نماد، به‌دنبال مطرح‌کردن چیرگی گفتمان غالب بر اعضای آن گفتمان است؛ به‌نحوی که رهایی از آن وضعیت برای فرد در جامعه امکان ندارد. درنتیجه هرچند که بخواهد متفاوت‌بودن خود را از دیگران حفظ کند، گفتمان مسلط چنین امکانی را برای آن فرد فراهم نمی‌کند و از هر ابزاری برای هم‌‌شکل‌کردن افراد آن گفتمان استفاده می‌کند تا قدرت هژمونیک (مسلط) خود را به اعضایش بچشاند. همین نمادگرایی وجه متمایزکننده از ساختار سوررئالیسم است.
دراین‌معنا، نویسندگان زمانی از نماد استفاده می‌کنند که نمی‌خواهد اندیشۀ مدنظرشان را واضح مطرح کنند. درواقع نویسنده در به کارگیری نماد بیشترین حرف را در کمترین ساختار و کلمه می‌زند و به‌طورکلی «هدف نویسنده، بیش‌گفتن، در اندک است» (مقدادی، ۱۳۹۳: ۵۰۲). دراین معنا، امین فقیری از نمادپردازی برای بیان ساختار هژمونیک و مسلط استفاده می‌کند. این هژمونی نیز، در ششمین داستان مجموعه با نام «خاکستری‌ها» بازتولید می‌شود. دختری به نام لیلا صبح زود می‌خواهد به مدرسه برود. ماشین پدرش روشن نمی‌شود. درنتیجه پیاده به‌راه می‌ا‌فتد. در مسیر کوچه‌باغی مدرسه به‌ناگاه سگی خاکستری او را گاز می‌گیرد. این سگ جا و مکان مشخصی ندارد. مردم حضور او را همه‌جا احساس می‌کنند. سگ نماد قدرت هژمونیک است. همۀ جامعه از این قدرت هژمونیکِ ترس‌آور هراسانند. او همه‌جا هست و هیچ جا نیست. بعداز گاز گرفته‌شدن لیلا، سگ‌های خاکستری فقط برای او به‌ شکل وهم‌آور ظاهر می‌شوند؛ اما برای راوی و دیگر شخصیت‌های داستان حضور سگ، واقعی و عینی است و ازاین‌منظر این داستان نیز با چارچوب فضای سوررئالیستی بسیار فاصله دارد و این تفاوت و مرز برای خواننده کاملا مشخص می‌شود و دریافتی وهمی از آن نمی‌چشد.
این فاصلۀ بین وهم و واقعیت در بخش پایانی داستان برای خواننده واضح است. در این صحنه سگ خاکستری به خانۀ پیرزی حمله کرده است و در اتاقی دارای پنجره‌ای روبه‌حیاط گیر افتاده است. سگ در آن خانۀ نماد جامعۀ منفعل، قدرت هژمونیک و مسلط است. هیچ کس جرئت نزدیک‌شدن به پنجره‌های اتاق را ندارد. گویا هاله‌ای از تابو در پیرامونش کشیده‌اند. درنهایت یکی از میان جمعیت داوطلب می‌شود که با پنج‌‌تیرش به او شلیک کند. پس از شلیک، سگ زخمی و ناتوان می‌شود؛ اما ازپای در نمی‌آید؛ چراکه ساختار و گسترۀ هژمونیک به‌اندازه‌ای وسیع و عمیق است که به این آسانی از پای درنمی‌آید: «سگ خاکستری خودش را به خیابان انداخت. دوسه‌ بار روی زمین غلت زد. به‌زور خودش را نگه داشت. اول کمی می‌لنگید. اما کم‌کم سرعت گرفت و درون ابرهای تیره گم شد» (فقیری، ۱۳۹۵: ۶۴). با این توصیف، به‌جز چهار داستان یادشده، وجه غالب داستان‌های این مجموعه دارای ساختار سوررئالیستی است. درنتیجه با اندکی تساهل می‌توانیم این مجموعه را در این چارچوب بپذیریم.

منابع
۱. فقیری، امین (۱۳۹۵)، کتاب گربه، شیراز، نوید شیراز، چاپ اول
۲. مقدادی، بهرام (۱۳۹۳)، دانش‌نامۀ نقد ادبی از افلاتون تا به امروز، تهران، چشمه، چاپ اول؛
3. Breton, André. (1966). Manifeste dusurréalisme. Paris, Gallimard, Coll. Idées در : موسوی شیرازی، سیدجمال (۱۳۷۸)،«تذثیر سوررئالیسم بر تفکر معاصر»، پژوهش زبان‌های خارجی، شمارۀ ۵۰، ص ۱۴۷تا۱۵۷.