17آگوست2017

17 آذر 1395 نوشته شده توسط 

رمانتی‌سیزم یا رمانتیسم

همان‌گونه که در شمایل و محتوای جدید بخش ادبیات و هفته دیده‌اید، به دنبال مطالب پیوسته (سریالی) هستیم که ذره‌ذره پازلی بزرگتر از انس و ارتباط ما با ادبیات را بسازند. بر همین اساس و پس از تجربه‌کردنِ شکل جدید صفحات کتابخانه شعر و چهره‌ها، اینک به پیشنهاد شما بخشی دیگر با نام «واژه‌شناسی» را نیز آغاز می‌کنیم و همچنان منتظر بازخوردها و مطالبتان هستیم. لطفاً با ما از طریق این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید در تماس باشید.

واژه‌شناسی مفاهیم ادبی (1)
P40-abstract-word-cloud-for-romanticism-with-related-tags-and-terms
۱. سر آغاز:
۱.۱. تصوری نسبتاً رایج در ایران هست که رمانتیسم را با پاره‌ای ژست‌های عاشقانه و مقداری آه و افسوس و اشک و حسرت و به ذهن می‌آورد و به لحاظ اجتماعی نیز پدیده‌ای ضد رئالیستی و مبتنی بر خیال اندیشی و ذهنی گرایی صرف در صورتی که نه تنها مکتبی ادبی بلکه نهضتی جهانی است که ادبیات، فلسفه، علوم اجتماعی و سیاسی معماری، نقاشی سینما و و جز آن را در بر می‌گیرد.
۲.۱. به معنی خاص و تاریخی آن، «رمانتیسم» اساساً پدیده‌ای اروپائی است. که بر بخشی از دوره گذر از جهان کلاسیک به جهان مدرن دلالت می‌کند. زمان آن، اواخر قرن هجدهم و نیمه نخست قرن نوزدهم است.
این پدیده در همان عصر و عمدتاً در دوره‌های بعد به سرزمین‌های دیگر هم راه یافت و بر جنبه‌های زندگی اجتماعی آنان نیز تاثیر گذاشت و نهضتی جهانی شد و این تاثیر، گذشته از تقلید، عوامل و دلایل اجتماعی و فکری خاص خود را دارد؛ گویی رمانتیسم اصولاً هم ذات عصر جدید است و اهمیت آن در همین است؛ زیرا این برهه دوره‌ای است که انسان سنتی از جهان معقول و مألوف کهن وارد یک دنیای جدید می‌شود که بحران زده و آشفته است و نتیجه طبیعی آن، کشمکش میان بیزاری از وضع موجود - از یک سو- و به یاد روزگاران گذشته اشک حسرت ریختن- از سویی دیگر- است (اشتیاق روزگار بهتر در آینده هم زمان با نوستالژی گذشته).
پس بدون شناخت رمانتیسم نمی‌توان به فهم درستی از ریشه‌های جهان نو و بسیاری از مکاتب و مسائل عصر جدید و دوران ما بعد رمانتیک رسید.
۲. چند نکته در باب واژه رمانتیسم
۱.۲. اغلب تعریف کنندگان این اصلاح به دشواری ناشی از تعریف این اصطلاح و ناممکنی ارائه تعریفی جامع (علی رغم تعدد تعاریف) اشاره و اعتراف دارند.
۲.۲. چهار نکته مهم در باب سیر کاربرد این واژه: الف. در قرون وسطی: romance /رمان بر زبان‌های بومی تازه مشتق شده از لاتین دلالت می‌کند؛ ب. صفت رمانتیک: نخستین بار در زبان انگلیسی، به سال 1650، در زبان فرانسوی به سال1661 و آلمانی در 1663 به کار رفته است که در ابتدا به معنی «منسوب به رمانی (آثار تالیف شده به زبان بومی)» است و در حقیقت یعنی «همچون رمانس یا رمانس وار. این آثار (رمان، رمانس) عمدتاً ماهیتی خیال انگیز و پر احساس داشتند و مبتنی از صحنه‌های پرشور و احساسات بهتر واقع گرایانه که خواننده نمی‌توانست احتمال ان‌ها تناسب چندانی با فضای عقلانی قرن هفدهم ندارد پس بار منفی دارد و بر مفاهیمی چون «اغراق آمیز بودن»، «مضحک بودن»، «خیالاتی بودن»، «کودکانه بودن» و «نامعقول بودن» دلالت می‌کند؛ ج. در دهه 1660 در انگلیس از دلالت بر داستان رمانس وارد فراتر می‌رود و بر مناظر طبیعی نیز اطلاق می‌شود. دکتر جانسون در 1735 از منظره رمانتیک به عنوان یک کلیشه تثبیت شده شعری یاد می‌کند؛ د. از نیمه دوم قرن 18 با تحولات فکری و اجتماعی، «رمانتیک» نیز بار مثبت تری پیدا می‌کند و این زمانی است که «عصر خود» جای خود را به عصر احساس می‌دهد. در این دوره کلمه «رمانتیک» یاد آور لذت‌ها و سرخوشی‌های بکر و اصیل گذشته در قلمرو و پاک طبیعت است و نقد ادبی تبدیل می‌شود و برای تکامل این سیر باید تا سال‌های پایانی سده هجدهم منتظر بود و از انگلیس به آلمان رفت.(سیر این واژه در فرانسه و آلمانی تحت تاثیر زبان انگلیسی است).
۳. تعریف‌های رمانتیک و رمانتیسم: نه تنها در دوره رمانتیک همراه با ابهام و عدم وضوح و تشتت بوده است بلکه در دوره بعد (ما بعد رمانتیک) هم نه تنها کاسته نمی‌شود بلکه افزوده هم می‌شود. هیچ یک از تعریف‌ها نه کاملاً قانع کننده نیستند و برای همین ماریو پرز واژه «رمانتیسم» را صرفاً «بر چسب غیر دقیقی» می‌داند که «موقتاً قابل استفاده است و حالت دل بخواهی و اختیاری دارد و اصطلاحی تقریبی و غیر قطعی است.» حتی ایخنر از محققانی نام می‌برد که معتقدند این اصطلاح باید به کلی به دور افکنده شود.
پنج. یکی از مهم ترین نتایج این ابهام‌ها و دشواری ها، عبادرت است از تعدد رمانتیسم ها.
آرتور لاوجری با مقاله در باب تشخیص رمانتیسم‌ها سردم دارِ تمایز قائل شدن میان انواع آن هاست و می‌گوید برای رهایی از آشفتگی‌ها باید این واژه را به صورت جمع به کاربرد و به این ترتیب تمایز رمانتیسم‌های مختلف در کشورهای مختلف نیز در نظر گرفته می‌شود.
اما به عکس او رنه ولک و نوتروپ فرای، رمانتیسم اروپایی را دارای وحدت اساسی می‌دانند. آن سان که فرای تاکید می‌کند، «رمانتیسم» دال بر یک مرکز ثقل تاریخی است در حدود سال‌های 179 تا 1830 فرود می‌آید. همچنین، او بر آن است که با وجود نسبیت این اصطلاح از نویسنده‌ای به نویسنده دیگر و از ملیت به ملت دیگر، در مجموع در باب معنای رمانتیسم (به عنوان نام تازه‌ای برای شعری که در تقابل با شعر تئوکلاسیک قرار دارد)، سوء فهمی وجود ندارد و در سراسر اروپا نیز قابل مشاهده است.
به علاوه ولک، به تصورات یک سان در باب شعر کاربرد و ماهیت تخیل شاعرانه را در میان تمام رمانتیک‌ها قائل است و اشتراک این عده را در تخیل در تلقی از شعر، طبیعت در تلقی از جهان و سمبول و اسطوره در سبک شاعرانه می‌داند و در کتاب نظریه ادبیات رمانتیسم را با استفاده از اصطلاح کانت، «مفهومی یا انتظام‌دهنده» و تاریخ نگارانه می‌شمارد و به هر حال نتیجه می‌گیرد که رمانتیسم به عنوان یک اصطلاح برای نام گذاری دوره‌ای از ادبیات به راستی ارزش خود را حفظ می‌کند. / ادامه دارد