20ژانویه2017

09 آذر 1395 نوشته شده توسط 

گفت‌وگوی اختصاصی هفته با مجید جوهری نماینده مجلس فدرال

بالاخره روزی به انگلیسی خواب دیدم...
سجاد صاحبان‌زند
P26-IMG 0895
وقتی قرار شد که برای دیدن مجید جوهری، نماینده ایرانی‌تبار مجلس کانادا، به اوتاوا برویم، توی ذهنم با خودم به مسایل گوناگونی فکر می‌کردم. کمی درباره جوهری در سایت‌ها خوانده بودم و می‌دانستم متولد تهران از خانواده‌ای یزدی‌تبار است. می‌دانستم که روزهای کودکی و نوجوانی اش را به دلیل شغل پدرش در شهرهای گوناگون ایران گذرانده است و بعد از گرفتن دیپلم، در بحبوحه روزهای انقلاب، به کانادا آمده و قرار بوده بورس تحصیلی داشته باشد، اما کمی بعد بورس‌اش قطع شده و زندگی‌اش به مسیر دشوارتری هدایت شده. اطلاعاتی مثل این می‌تواند در مورد بسیاری از دانشجویانی که ایران برای تحصیل ترک کرده‌اند صدق کند، اما وقتی دانشجویی بعد از 36 سال می‌تواند نماینده مجلس کشور مقصد شود، ماجرا کمی فرق می‌کند. بخش نخست گفت‌وگوی ما با مجید جوهری، کمی قبل در پرونده مرتبط با یک‌سالگی دولت لیبرال ترودو منتشر شد. در این بخش از گفت‌وگو (بخش دوم)، بخش‌های شخصی‌تری از گفت‌وگو با او را پی می‌گیریم، این که چگونه یک دانش‌آموز که روزی زبان انگلیسی را به سختی حرف می‌زد، حالا توانسته نماینده مجلس کانادا شود.

خواب دیدن به زبان انگلیسی
جوهری می‌گوید روزهای نخستی که به کانادا آمده بود، تسلط چندانی به زبان نداشته و همان چیزهایی را می‌دانسته که بسیاری از دانش‌آموزان در دبیرستان یاد می‌گیرند. البته براساس گفته بسیاری از کسانی که آموزش زبان انگلیسی قبل و بعد از انقلاب را با هم مقایسه کرده‌اند، آموزش‌ها در سال‌های پیش از انقلاب، دست‌کم در مدارس پایتخت بسیار بهتر بوده است. با این همه جوهری از همان روزهای نخست عزمش را جزم کرد تا بتواند انگلیسی را به صورت روان صحبت کند، این است که از معلم انگلیسی‌اش می‌پرسد چه زمانی می‌تواند متوجه شود که انگلیسی‌اش به اندازه کافی خوب شده است و او می‌گوید زمانی که بتواند به انگلیسی خواب ببیند. جوهری در این مورد می‌گوید: «یادگیری زبان برایم خیلی مهم بود، چون می‌خواستم خودم را با محیط وفق بدهم و به زبان نیاز داشتم تا بتوانم نکات مثبت محیط اطرافم را یاد بگیرم.»
این اتفاق در مورد مجید جوهری تقریبا خیلی زود اتفاق افتاد. او 3 ماه بعد از شروع زبان‌آموزی‌اش رو به معلم‌اش می‌کند و می‌گوید: «تام، من به زبان انگلیسی خواب دیدم.» بدون این که از جوهری بپرسم که چرا این اتفاق در مورد بسیاری دیگر از ایرانیان بسیار دیرتر روی می‌دهد یا اصلا ممکن است نیفتد، خودش از تفاوت یکی از دانش‌آموزان 18ساله و مهاجرانی می‌گوید که الویت‌های متفاوتی در زندگی دارند. او از علاقه خودش به فرهنگ ایرانی می‌گوید و می‌افزاید: «یکی از خصوصیات ما ایرانی‌ها این است که در طول تاریخ، حتی مهاجمان را به فرهنگ خود علاقه‌مند کرده‌ایم، از آن‌ها آموخته‌ایم و به آن‌ها آموزانده‌ایم. من سعی کردم این روحیه یادگیری نکات مثبت را در خودم حفظ کنم. او ادامه می‌دهد: «از طرفی من یک دانشجوی 18ساله تنها بودم و باید زبان را به سرعت یاد می‌گرفتم. از طرفی چون بورس تحصیلی‌ام قطع شده بود، حتما باید کاری انجام می‌دادم و این اجازه به من داده شد که بتوانم کار کنم. اما بسیاری از مهاجرانی که با مهارت‌های شغلی به کانادا می‌آیند، از طرفی به همراه خانواده هستند و انگیزه‌های کمتری برای یادگیری زبان دارند.» جوهری عنصر جوان بودن را هم دارای اهمیت بسیار می‌داند و می‌گوید: «این مهمترین درسی بود که آموختم: برای ادغام در فرهنگ جدید باید زبانشان را به خوبی بدانی. مساله من فقط جاافتادن در فرهنگ جدید نبود. من باید برای بقا می‌جنگیدم. البته این نکته مثبت هم وجود داشت که من مسولیت کمتری داشتم و می‌توانستم بیشتری روی هدفم تمرکز کنم، اما بسیاری این روزها مسولیت یک خانواده را به عهده دارند و مسایل برایشان کمی سخت‌تر است.»
P26-02
ایرانی یا کانادایی؟
نماینده مجلس کانادا خود را یک ایرانی-کانادایی می‌داند، چون به هر حال او متولد تهران است و دو دهه نخست زندگی اش را تقریبا در ایران گذرانده است. او با بیان این که فرهنگ کانادایی و فرهنگ ایرانی در اصول و پایه شباهت‌های بسیاری به هم دارند، می‌گوید: «وقتی به فرهنگ غنی ایرانی نگاه می‌کنیم، برابری حقوق زن و مرد، احترام به اقوام گوناگون، احترام به کهنسالان و بسیاری از موارد دیگر را می‌بینیم که در فرهنگ کانادایی هم وجود دارد. هر چند این مسایل کمی در سال‌های اخیر دچار تحول شده، اما نشانه‌ها و اصولش را در فرهنگ ایرانی حفظ کرده ایم.
جوهری در ادامه به جلسه ای اشاره می‌کند که حدود 3 ماه پیش در مونترال برگزار شد. می‌گوید که در آن جلسه کسی از او پرسید که خودش را یک ایرانی می‌داند یا یک کانادایی و ادامه می‌دهد: «من تا سال 1985 که یک دانشجوی بین‌المللی بودم، خودم را یک ایرانی می‌دانستم. اما بعد از سال 1985 که توانستم شهروند کانادا شوم، خودم را یک ایرانی-کانادایی دانسته‌ام. این نکته همیشه برای من اهمیت بسیاری داشته است.»

جذب در جامعه کانادایی
جوهری بار دیگر به مقایسه روزهای ورودش به کانادا و ورود مهاجران مهارت کاری برمی‌گردد و می‌گوید: «برای من مهم بود که در ابتدا بتوانم خودم را اداره کنم، اما مهاجرانی که از ابتدا با مهارت شعلی می‌آیند، باید علاوه‌بر خود، در بسیاری از موارد به یک خانواده هم بیندیشند. آن‌ها نیازهایی فراتر از زندگی یک دانشجوی 18ساله دارند. از سویی، اغلب این مهاجران توانایی بالایی در رشته و مهارت خود دارند و می‌خواهند در این رشته‌های تخصصی به کار بپردازند و از سویی یافتن کار در این رشته‌ها نیاز به فرایند، زمان و البته طی‌کردن مسایل گوناگونی دارد.»
این نماینده مجلس فدرال، یادگیری مهارت‌های زبانی انگلیسی و فرانسه را یکی از شروط اولیه موفقیت می‌داند و می‌افزاید: «به نظر من هر کس که به کانادا می‌آید، باید هر دو زبان فرانسه و انگلیسی را به‌خوبی بداند. این یکی از پیشنهادهای جدی من است و معتقدم بعد از یادگیری زبان، بسیاری از مسایل خود به خود حل می‌شود. خود من بعد از تکمیل دوره زیان انگلیسی این فرصت را داشتم که فرانسوی یاد بگیرم و یک ترم هم فرانسوی یاد گرفتم، اما ادامه ندادم. الان باید بار دیگر برای یادگیری زبان فرانسه جدی‌ تر عمل کنم، چرا که در دولتی کار می‌کنم که کاملا دوزبانه است.» او همچنین در مورد آموزش زبان انگلیسی خودش به دوره شش‌ماهه‌اش اشاره می‌کند و می‌گوید که در طول این مدت، هر روز از ساعت هفت و نیم صبح تا ساعت سه و نیم عصر سر کلاس‌ها حاضر می‌شده و بعد از آن دو ساعت در لابراتوار به تمرین می‌پرداخته است.
از جوهری می‌خواهیم کمی بیشتر در مورد جا افتادنش در جامعه بگوید. او با اشاره به این که تجربه‌اش را به عنوان کسی که در تورنتو زیسته است می‌تواند در اختیار ما بگذارد، ادامه می‌دهد: «آموزش در استان انتاریو در حیطه وظایف دولت استانی است، اما ارایه مدرک‌ها به عهده انجمن‌هایی است که به طور تخصصی در آن حوزه کار می‌کنند. مثلا مهندس‌ها، پرستارها، دکترها، حسابدارها و گروه‌های تخصصی مربوط به خود را دارند. به همین دلیل است که می‌بینیم که شیوه دریافت مدرک در رشته‌های گوناگون فرق می‌کند، برخی دشوارترند و برخی ساده‌تر و از سوی مهاجران در برخی به سرعت پیشرفت می‌کنند و در برخی برای رسیدن به موفقیت به زمان بیشتری نیاز دارند.» او با اشاره به این که در برخی از رشته‌ها همچون پزشکی، افراد باید امتحان‌های بسیاری را پشت سر بگذارند و سپس فرصت کار در رشته تخصصی‌شان را پیدا کنند، می‌گوید: «هر چه موانع برای رسیدن به مدرک مورد نظر دشوارتر باشد، فرد باید دشواری‌ها و زمان بیشتری را طی کند.»
مجید جوهری با بیان این که «تجربه کاری کانادایی» یکی دیگر از موانع رسیدن نیروها به کارهای تخصصی‌شان است، می‌گوید: «ما بسیاری از کارفرمایان صحبت کرده‌ایم و گفته‌ایم توقع کار و تجربه کانادایی از کسی که در کشوری دیگر زندگی کرده است، توقعی به‌جا نیست.» او ادامه می‌دهد که پذیرش مهاجر باید هدفمند و با برنامه باشد و دولت بر اساس نیازهایی که دارد باید به جذب مهاجر اقدام کند.
به باور عضو حزب لیبرال و نماینده مجلس کانادا، سه نکته بسیار مهم برای جذب مهاجران مهارت کاری باید وجود داشته باشد. نکته بسیاری مهمی که در ابتدا مورد توجه قرار گیرذ این است که جذب افراد با توجه به نیاز واقعی و با برنامه انجام شود. او در توضیح بیشتر می‌گوید: «در ابتدا ما باید شناسایی کنیم که به چه مهارت‌هایی نیاز داریم. در مرحله بعد باید ببینم که این نیازها بر اساس جغرافیای کانادا چگونه تقسیم پذیر است. به طور مثال، وقتی اعلام می‌شود دولت به 300 دکتر احتیاج دارد، باید دقیقا بیان شود که این نیازها به کدام استان و شهر برمی‌گردد. احتمال این که یک دکتر بتواند در شهر تورنتو وارد وارد کار شود، به‌مراتب سخت از مشغول به کار شدن او در یوکان تریتوری است. در صورتی که هم دولت و هم افراد این مسایل را بدانند، مسایل با برنامه بهتر انجام خواهد شد.»
او در ادامه به آسان‌تر شدن مراحل کسب مدارک کاری در رشته‌های تخصصی اشاره می‌کند و می‌گوید: «این روند تا جای ممکن باید تسریع شود. مثلا در رشته‌های پزشکی و مهندسی، گاهی بیش از سه یا چهار نهاد باید با همدیگر کار کنند و این نیازمند زمانی طولانی است. ما به این مساله فکر می‌کنیم که چگونه می‌شود با وجود رعایت یک سری از استانداردها، این روند را کوتاه‌تر کنیم. بر این اساس دولت فدرال، دولت‌های استانی و انجمن‌های صنفی باید به توافق برسند تا این روند سرعت بیشتری به خود بگیرد.»
مجید جوهری، داشتن برنامه مشخص را یکی دیگر موارد بسیار مهم در جذب مهاجران مهارت شغلی بر می‌شمرد. به گفته او، اگر فرد مهاجر بداند که باید چه مراحلی را طی کند و این برای طی این دوره‌ها باید چه مدتی در انتظار باشد، قطعا علاوه بر آینده ذهنی، با برنامه بهتری حرکت خواهد کرد. او ادامه می‌دهد: «اگر یک دکتر بداند دقیقا به چه زمانی برای ادغام در جامعه جدید نیاز خواهد داشت، به‌طور قطع می‌تواند بابرنامه‌تر حرکت کند. ما باید در برنامه‌های مهاجرتی خود اعلام کنیم که یک دکتر چگونه و در طی چند ماه می‌تواند جذب بازار کار تخصصی‌اش شود. همچنین این نکته را متذکر شویم که این پزشک در چه استان و شهری بهتر می‌تواند به کار تخصصی مشغول شود.»
نماینده مجلس کانادا از مثال‌های فراوانی می‌گوید که اشخاص در شغل‌های غیرتخصصی‌شان به کار مشغول هستند و این موضوع را خوشایند نمی‌داند. به گفته او، مثال‌های فراوانی از پزشکان متخصص وجود دارد که حتی نتوانسته‌اند به عنوان یک پزشک عمومی فعالیت کنند. او اظهار امیدواری می‌کند که با برنامه‌های جدید، این روند بهبود پیدا کند.
گفت‌وگوی ما با مجید جوهری نیمه‌تمام رها می‌شود. سوال‌های بسیاری در مورد مسایل گوناگون داریم، اما او باید برای شرکت در جلسه پارلمان، دفتر کارش را ترک کند. در حالی دفنر او را ترک می‌کنیم که هوای مطبوعی اتاووا را احاطه کرده. یک هوای دلنشین بعد از باران.