22اکتبر2017

09 آذر 1395 نوشته شده توسط 

ادبیاتِ کودک در سوگِ مادر

هفته، عزم آن دارد که باز هم در شماره‌های بعد و در صفحات «ادبیات» و «چهره‌ها»، در قالب مصاحبه و مقاله‌های تولیدی به این بزرگ‌بانو بپردازد. در صورت تمایل یادداشت‌های خود را برای ما به نشانی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید" style="font-size: 12.16px;">این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید بفرستید. 
او رفت و ردپای زیبایی که ماند
نگاهی به زندگی و کارهای توران میرهادی

P28-1

بانو توران میرهادی (خُمارلو)، از بانیان «شورای کتاب کودک» و نیز از مولفان و سرویراستاران «فرهنگنامه کودکان و نوجوانان» در روز ۱۸ آبان در 1389 سالگی به‌علت عارضه مغزی در گذشت.
از بهترین آینه‌های معرفیِ او، در مصاحبه‌ مفصلی است که شیوا حریری در سال ۱۳۸۶ با او ترتیب داد و در کتابی با نام «توران میرهادی؛ استاد برجسته آموزش و پرورش ایران» منتشر شد.
حق این است که بگوییم: او را باید از بهترین نمونه‌های بانوانی به شمار‌آورد که الگویی ویژه را در تعلیم و تربیت کودکان و نوجوانان را به یادگار نهاد و بعدتر نیز که امکان کار در مدارس از او گرفته شد، به امر تامین محتوای مناسب برای کودکان و نوجوانان روی آورد تا بکوشد کاستیِ نبود محتوای مناسب برای کودکان و نوجوانان را جبران کند.
همچنین او نمونه‌ای رشک‌برانگیز و مثال‌زدنی از اعتقاد و الزام و وفاداری به کارِ گروهی بود. هم اوست که در کتابِ پیش‌گفته نقل‌قولی بسیار کلیدی درباب ضرورت و ناگزیریِ کارِ جمعی دارد: «جمع کار را پیش می‌برد نه فرد. فرد می‌تواند نقش هماهنگ‌کننده داشته باشد؛ بنابراین... تنها نکته‌ای که بتوانم به حساب خود بگذارم، پیداکردن راه‌های کار ثمربخش گروهی بود. چه در مدرسه فرهاد و جمع مربیان، معلمان و دانش‌آموزان، چه در شورای کتاب کودک و جمع علاقه‌مندان به این زمینه از کار و چه اکنون، در جمع گروه‌های تخصصی و مؤلفان و ویراستاران فرهنگنامه کودکان و نوجوانان.»
این پرونده، یاد و ادای احترامی به اوست؛ بی‌آنکه او به این اوراق نیازی داشته باشد. این ماییم که نیازمند شناخت اوییم. باشد که بشناسیمش که از آیینه‌های فرهنگ و تمدن و خودیِ ماست...

یک. توران میرهادی؛ طرحی از یک زندگی
توران میرهادی، در ۱۳۰۶ خورشیدی، در خانواده‌ای چندفرهنگی زاده شد: از پدری ایرانی (سید فضل‌الله که ریشه و تبار تفرشی داشت) و مادری آلمانی (به نام گرتا دیتریش). او در شمیران به دنیا آمد. پدر که دانش آموخته مهندسی مکانیک ماشین‌آلات و راه و ساختمان از آلمان بود، یکی از تکنوکرات‌های برجسته ایران در دوره رضا شاه به شمار می‌رفت و در پروژه ساختمان و راه‌اندازی راه آهن سرتاسری ایران مورد اعتماد شاه بود. مادرش گرتا که دانش‌آموخته آموزش هنر از دانشگاه مونیخ بود و نقاشی و مجسمه‌سازی می‌کرد. او پس از مدتی زندگی در ایران، افزون بر خانه‌داری در هنرستان کمال‌الملک به کار پرداخت و به هنرجویان مبانی هنر و مجسمه‌سازی آموزش می‌داد. توران میرهادی از هنگام کودکی با دو فرهنگ آلمانی و ایرانی زیست و بزرگ شد. توران این بخت را داشت که از همان آغاز زندگی در خانواده‌ای تحصیل‌کرده و مدرن به دنیا بیاید و پرورش یابد.
میرهادی آموزش‌های ابتدایی را در پنج‌سالگی در مدرسه فرانسوی‌ها آغاز کرد در حالی که فارسی و آلمانی را هم می‌آموخت. او دوران دبیرستانش را تا ۱۳۲۴ در دبیرستان نوربخش تهران به پایان رساند.
جبار باغچه‌بان و محمدباقر هوشیار، معلمانی‌اند که مسیر زندگی او را را تغییر دادند: «شیوه جذاب، عملی و ساده باغچه‌بان مرا بسیار مجذوب کرد. فهمیدم که به کار معلمی علاقه‌مندم و متوجه شدم که معلمی کاری خلاق و پرانگیزه است.»
در گام بعدی، بنا شد بود در سوئد درس بخواند؛ اما از فرانسه سر در‌آورد و دانشجوی رشته روانشناسی تربیتی دانشگاه سوربن شد و بعدتر نیز به انگیزه کسب دانش افزونتر رشته آموزش پیش دبستان را در کالج سوونیه ادامه داد.
او در ۱۳۳۰ به ایران عزیزش بازگشت و در ۱۳۳۱ برای نخستین‌بار ازدواج کرد. همسر اولش، سرگرد جعفر وکیلی، از افسران شاخه نظامی حزب توده بود که بعد از کودتای ۲۸ مرداد دستگیر و اعدام شد. توران تأکید می‌کرد که «سهمی جدی در شکل‌گیری شخصیت اجتماعی من داشت» و می‌گفت او «عشق به مردم، عشق به استقلال و فرهنگ سرزمین را به ما آموخت و سبب شد تا او بر ضعف‌های خود چیره شود، نسبت به خود سختگیر باشد و به دنبال حرکت در جهت اعتلای انسانی باشد.»
اما همسرِ دوم و همراه همیشگی توران، محسن خمارلو که بود. آقای خمارلو همزمان با راه‌‌اندازی کودکستان فرهاد به کمک خانم میرهادی آمد: «او به کمک من آمد و در همه کارها شرکت کرد. شجاعت، صداقت و جوانمردی او پایه زندگی مشترک ما شد. تفاهم، همکاری و از خودگذشتگی او زمینه را برای نتیجه بخش بودن تجربه‌های مدرسه فرهاد، شکل‌گیری شورای کتاب کودک و آغاز کار فرهنگنامه به وجود آورد. کاوه را در خردسالی و در سیل شمال از دست دادیم، ولی پیروز، پندار و دلاور، فرزندان ما، بسیاری از خصلت‌های والای پدر را در وجود خود دارند.»
توران در کنار نام‌هایی مانند لیلی ایمن، معصومه سهراب، توران اشتیاقی و بسیاری کسان دیگر که بیشتر هم از زنان دانش‌آموخته و فرهنگی جامعه ایران بودند، در سپهری که یک سوی آن دولت بود و سوی دیگر آن نهادهای اجتماعی و فرهنگی، گام به گام شالوده‌های نظام نهاد کودکی را می‌ریختند و پیش می‌بردند. این گروه در عرصه آموزش و پرورش در نقش مشاوران برجسته، به تحول نظام آموزشی کمک می‌رساندند، در عرصه ادبیات کودکان، ناشران بزرگ را تشویق به انتشار کتاب‌های کودکان می‌کردند، در گفت و گو و مشاوره با دولت سرانجام توانستند طرح راه‌اندازی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان را که یکی از برجسته‌ترین و کاراترین نهادهای فرهنگی دوره پهلوی دوم بود، به تصویب برسانند. در عرصه آموزش کودکان روستایی با پایه‌گذاری سپاه دانش به آموزشیاران این نهاد آموزش و مشاوره می‌دادند و با فراگیر شدن آموزش ابتدایی و راه‌اندازی نشریه‌های پیک که شامل پیک دانش آموز، پیک معلم، پیک خانواده بود، توانستند محتوای آموزشی را با فعالیت‌های خلاق و فرهنگی پیوند دهند. همچنین این گروه با کار در نشریه‌های سرتاسری مانند روزنامه‌ها و مجله‌ها و رسانه‌های عمومی مانند رادیو و تلویزیون توانستند اندیشه تغییر نگاه به کودکان را در جامعه بزرگسالان جا بیاندازند. تغییر نگاه بزرگسالان به کودکان سبب شد که نیازهای آن‌ها مانند بازی و سرگرمی و ورزش و همچنین زیست افزارهای ویژه کودکی به رسمیت شناخته شود و در این زمینه بازار گسترده اقتصادی ایجاد شود. همچنین فعالیت گسترده حقوقدانانی مانند مهرانگیز منوچهریان از چند دهه پیش‌تر و تاج زمان دانش در همین دوره سبب شد که در دهه ۴۰ دادگاه اطفال به جای دادگاه‌های عمومی و کانون اصلاح و تربیت به جای زندان‌های عمومی و پرورشگاه‌ها به جای بنگاه صغار بنشیند. چنین بود که از نیمه‌های دهه ۴۰ به بعد با این کوشش‌ها جامعه ایران اندک‌اندک نگاهش را به کودکان و نیازهای آنان تغییر داد. روندی که همچنان در همه سطوح ادامه دارد.

دو. مدرسه فرهاد؛ الگوسازِ آموزش مدرن برای کودکان و نوجوان ایران‌زمین
او، بنا به خود گفته خودش، در مدرسه‌اش، «فرهاد»، روش‌هایی را پیدا کرد و آزمون کرد و به نتیجه رساند که بتواند به فردفردِ کودکان و نوجوانان اختیار و حق انتخاب را بدهد که خودش باشد؛ توانش‌ها و قوت‌های خود را بپرورد؛ نگرشی انسان‌محور و مثبت‌اندیش داشته باشد و دربرابر هیچ نوعی از کارهای کار تحمیلی و فرمایشی نرود؛ مستقل باشند و خودشان تصمیم بگیرند؛ یار و همکار باشند؛ مسئولیت‌پذیر باشند و دربرابر یکدگر احساس مسئولیت بکنند؛ رقیب نباشند و در نهایت، «دنیا و مسائل آن را بشناسند و درباره هر موضوع با آگاهی و شناخت لازم تصمیم بگیرند.»
مدرسه فرهاد یکی از مهترین فکر‌های ابتکاری خانم میرهادی بود که ابتدا با یک کودکستان و به پیشنهاد پدرش تاسیس شد. او این مدرسه را به نام برادر کوچکترش گذاشت که سال ۱۳۲۶ از دستش داده بود.

سه. «شورای کتاب کودک» و «فرهگنامه»: گام‌های بلند و ماندگار
شورای کتاب کودک دیگر ایده‌ای بود که خانم میرهادی به همراه لیلی ایمن در سال ۱۳۳۹ آن را پایه ریزی‌ کردند و بعد از مشورت با چند تن از اهالی فرهنگ و آموزش در سال ۱۳۴۱ به شکل رسمی آن را در قالب یک نهاد خصوصی ثبت کردند.
اکنون این شورا که فعالیت‌های بین‌المللی هم دارد از جمله ستون‌های ادبیات کودک و نوجوانان در ایران به شمار می‌رود.
از جمله کارهای ماندگار خانم میرهادی فرهنگنامه کودکان و نوجوانان است که به گفته نوش‌آفرین انصاری «دبیر شورای کتاب کودک»، «تاریخ انتشار جلد نخست این فرهنگ‌نامه به سال ۱۳۷۱ برمی‌گردد که تداوم اندیشه‌ی کارگروهی است که شاید تعداد آن‌ها به ۱۰۰ نفر برسد؛ اما اندیشه‌ مسلط بر این گروه، یک مادر و ویراستار خبره به نام توران میرهادی است.»
این نهاد در حالی روز ۱۹ اسفند ۱۳۹۱ پنجاهمین سالگرد تاسیسش را جشن گرفت که تعداد نهادهای غیردولتی فرهنگی با عمری نصف آن، حتی شاید به تعداد انگشتان یک دست هم نرسد.
با توجه به نوپا بودن ادبیات کودکان و نوجوانان در ایران در آن زمان، فعالیت‌های این شورا عملا همه جنبه‌های مربوط به این حوزه را در برمی‌گرفت. اصلی‌تر فعالیت این شورا کمک به تولید خواندنی‌های خوب برای کودکان بود که برای رسیدن به این هدف کارهای مختلفی انجام می‌شد. از ارزیابی کتاب‌های کودک چاپ شده در ایران گرفته تا فراهم کردن زمینه تولید کتاب‌های کودک و نوجوان و بالا رفتن کیفیت آن‌ها، معرفی کتاب‌های خوب کودکی که به زبان‌های خارجی منتشر می‌شد، و برگزاری نمایشگاه‌های کتاب کودک.
این شورا دو سال بعد از تاسیس، به عضویت دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان (IBBY) درآمد که یکی از اصلی‌ترین نهادهای بین‌المللی در ترویج کتاب‌های کودکان است و هر دو سال جایزه هانس کریستین آندرسن را به یک نویسنده و تصویرگر کتاب‌های کودک اهدا می‌کند که معتبرترین جایزه در ادبیات کودک به شمار می‌رود.
یکی از اصلی‌ترین فعالیت‌های شورای کتاب کودک از ابتدای تاسیس که در طول این پنجاه سال هم ادامه داشته، بررسی و ارزیابی همه کتاب‌های منتشر شده در حوزه ادبیات کودک و نوجوان و ارائه فهرست‌هایی بر اساس کیفیت این آثار است. این فهرست ابتدا بر اساس گروه سنی بود و بعدتر تبدیل به فهرست‌های موضوعی شد و در سال‌های اخیر شورای کتاب کودک علاوه بر فهرست کارهای خوب، فهرست کارهای ضعیف و "خارج از فهرست" را هم منتشر می‌کند.
انقلاب ۱۳۵۷ در ایران هم که بسیاری از مناسبات را دگرگون کرد و وضعیت بسیاری از نهادهای فرهنگی دولتی و غیردولتی را تغییر داد، مانع ادامه و حتی پس از چندی گسترش فعالیت‌های شورای کتاب کودک نشد.
شاید جدی‌ترین تاثیری که انقلاب ۵۷ بر شورای کتاب کودک گذاشت، مهاجرت لیلی ایمن (آهی) از ایران بود. خانم ایمن از زمان تاسیس شورای کتاب کودک تا سال ۱۳۵۹ همواره دبیر هیات مدیره (مسئول اجرایی) شورا بود اما در همان اولین ماه‌های بعد از انقلاب ۵۷، شورای کتاب شاهد تغییر مهم دیگری هم بود و آن هم این‌که بعضی از اعضای اصلی شورا بخصوص توران میرهادی و ایرج جهانشاهی بعد از سال‌ها بررسی تصمیم گرفتند کار تدوین یک فرهنگنامه (دایره‌المعارف) را آغاز کنند.
در پاییز سال ۱۳۵۸ دفتر تالیف فرهنگنامه کودکان و نوجوانان زیر نظر هیات مدیره شورای کتاب کودک تشکیل شد تا این پروژه بلندپروازانه را پیش ببرد. این فرهنگنامه را که برای کودکان و نوجوانان بین ۱۰ تا ۱۶ساله نوشته می‌شود.
اولین جلد فرهنگنامه کودکان و نوجوانان حدود ۱۳ سال بعد از آغاز کار و در سال ۱۳۷۱ منتشر شد و تا امروز و با گذشت بیست سال از انتشار جلد اول، ۱۳ جلد فرهنگنامه منتشر شده است و پیش‌بینی می‌شود فرهنگنامه در نهایت ۲۶ جلد داشته باشد.
تاکنون به فرهنگنامه جوایز کتاب سال جمهوری اسلامی ایران (1377)، ترویج علم ایران (1379) و بهترین مقاله¬های دینی در دایره‏المعارف‏ها (1383) اعطا شده است.

P28-2

خوشبختانه شبی در تجلیل از انتشار این اثر عظیم به همت علی دهباشی و مجله بخارا اجرا شد که گزارش کوتاه آن عیناً و به‌نقل از کانال تلگرامی مجله بخارا چنین است: «عصر دوشنبه، هفدهم خرداد ماه سال یکهزار و سیصد و نود و پنج، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار با همراهی گنجینه پژوهشی ایرج افشار، مرکز دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی، نشریه فرهنگی‌تحلیلی روایت، شورای کتاب کودک و مجله بخارا در دویست و چهل و نهمین شب بخارا، میزبان شب فرهنگنامه کودک و نوجوان بود.
در ابتدا علی دهباشی ضمن خوشامدگویی به میهمانان این نشست، با بیان راه پرفراز و نشیب گردآوری و نشر فرهنگنامه چنین گفت: «اگر عشق وافر و عمیق به این سرزمین و تاریخ و هنر و ادبیات و فرهنگش نبود، گردانندگان این کار سترگ موفق به گذار از فراز سال‌ها و سال‌ها نمی‌شدند.»
در ادامه این شب:
محمدامین گوهر، مینا امیدی و فرزاد زین‌العابدینی، سه تن از نوجوانان علاقه‌مند به فرهنگ و پژوهش، از فرهنگنامه کودک و نوجوان سخن گفتند و از فواید این اثر در راستای تحقیقات دانش‌آموزی خود در مدرسه یاد کردند.
ایران گرگین از خاطرات و آشنایی خود از همکاری با فرهنگنامه کودک و نوجوان سخن به میان آورد و از اشخاصی چون: مرحومه آزیتا شرف جهان، ایرج جهانشاهی و محمود محمودی، هوشنگ شریف‌زاده یادی کرد. وی اشاره به این داشت که این فرهنگنامه جز گروه سنی کودک و نوجوان مورد استقبال والدین آن‌ها نیز قرار گرفته است.
بخشی از این مجلس به نمایش فیلم مستند (اسلاید شو) با عنوان قلم تا قدم》 با تنظیم علیرضا آزاد کیا، تصاویری از حضور فرهنگنامه در نقاط مختلف ایران در دستان کودکان این سرزمین، اختصاص یافت. فرزانه اخوت توضیحاتی را درباره این تصاویر بیان داشت و از روستاهای کرمانشاه و ایلام و گلستان و آذربایجان و مناطق محروم تهران و سیستان و بلوچستان تا زندان چابهار و ... که این کتاب را دریافت کرده بودند، نام برد.
کامران فانی، به جایگاه ویژه دایرة‌المعارف کودک و نوجوان پرداخت و نظر بر این داشت که این اثر با شیوه‌های جدید که به صورت موازی کار می‌شود با سرعت بیشتری منتشر خواهد شد.
محمد هادی محمدی، در رابطه با اهداف و تاثیر درونی نشر فرهنگنامه و نگاه فرهنگنامه ای در بخش آموزش سخن گفت.
آزادمهر دانش فاطمیه به بررسی فرهنگ نامه کودک و نوجوان و مقایسه آن با آثار مشابه از جمله دایرة‌المعارف پیوسته علمی کودکان و نوجوانان و بریتانیکا پرداخت و فرهنگنامه کودک و نوجوان را در بهترین وضعیت ممکن نسبت به سایر نمونه‌ها دانست.
در دقایقی از این نشست گزیده ای از سکانس‌های فیلم مستند (در دست ساخت) زندگینامه توران میرهادی کاری از رخشان بنی اعتماد و مجتبی میرطهماسب با حضور کارگردان به نمایش درآمد.
علیرضا میرفخرایی از بخش چاپ و نشر و مدیریت و مشکلات اقتصادی و کمبود نیرو و نبود مکان استاندارد این اثر عظیم سخنانی را ارئه کرد و بیان داشت که اکثر نیروهای کاری در فرهنگنامه به صورت داوطلب هستند و بودجه این مرکز بسیار اندک است که توسط بخش خصوصی تامین می‌شود.
لحظاتی از این شب بخش‌هایی از فیلم با هم تجربه کردیم مستندی از تجربیات و خاطرات آموزگاران دبستان و کودکستان فرهاد، کاری از اعظم نجفیان و با همکاری سوزان حبیب به نمایش گذاشته شد.
در لحظات پایانی این شب توران میرهادی با دوستداران خود سخن گفت و حضور همکارانش در این پروژه را ستایش کرد.
نوش‌آفرین انصاری بیان داشت که بزرگترین درس در محضر توران میرهادی روحیه آموختن در هر زمان و هر سن و سالی بود. در خاتمه کتابی به قلم اکبر نعمتی درباره زندگینامه توران میرهادی به سخنرانان نوجوان این شب اهدا شد.»

چهار. فرهنگ‌دوستانِ و یادِ بانو میرهادی
پیش از درگذشتِ توران، و با بستری شدن او در بیمارستان، شهرام اقبال‌زاده (پیشکسوت پژوهش و ترجمه در ادبیات کودک و نوجوان)، در فیس‌بوک خود چنین نوشت: «تو بمان ای که چون تو پاک نیست! بانوی بزرگ فرهنگساز، نماد فعالیت پایدار فعالیت فرهنگی و کنش مدنی و بانوی نهاد ساز و مدیر سازمانده و مادر ادبیات کودک ایران، نظریه پرداز آموزش و پرورش نوین مشارکتی و خلاق در ایران و بنیان‌گذارنده شورای کتاب کودک ،مهربانوی ایران توران میرهادی به علت سکته ی مغزی در بیمارستان بستری شد. برای بهبودش زانوی نیایش بر زمین می‌زنم!
توران وختر ایران تو بمان، تو بخوان تا من بخوانم! تو بمان تا من بمانم! امشب ای ماه تو همدرد من مسکینی!»
اما بود آنچه بود و تقدیر بر رفتن بانو بود. در پی فوت او پیام‌ها و یادداشت‌های بسیاری منتشر شد؛ از جمله این نمونه‌ها:
مهناز باقری (نویسنده و روزنامه‌نگار ادبیات کودک و نوجوان): «او با برپایی مدرسه فرهاد این امکان را به بچه‌ها داد تا از توانایی‌های‌شان لذت ببرند و ببالند. مخالف سرسخت قیاس بچه‌ها و حتی نظام نمره‌محور، زمانی بر داشته‌هایش پافشاری می‌کرد که بحث آموزش و پرورش مدرن هنوز شاکله خود را در ایران پیدا نکرده بود.
سرسختی در کنار باور به آهسته و پیوسته رفتن همچون دیگر اعضای شورای کتاب کودک برای او نه فقط یک شعار که سرلوحه‌ی عمل بود.
توران میرهادی که بی‌تردید زنی برای تمام فصول بود از چند ماه پیش به علت مشکلات قلبی و ریوی به مدت یک هفته در بیمارستان بستری بود و از همان زمان به قول خودش همه کارهایش را واگذار کرد. او که دانش‌آموخته دانشگاه سوربن فرانسه بود، ستون فقرات ادبیات کودک و نوجوان ما محسوب می‌شد.»
علی دهباشی (مجله بخارا): «در سوگ بانو توران میرهادی: با کمال تاسف مطلع شدیم که بانوتوران میر هادی بنیانگذار شورای کتاب کودک و فرهنگنامه کودکان و نوجوانان بعد از ظهر امروز (سه‌شنبه هجدهم آبان) شمع وجودش خاموش گشت. ضمن عرض تسلیت به خانواده ارجمند ایشان با اعضای وفادار شورای کتاب کودک که همواره در کنار ایشان بودند ابراز همدردی می‌کنیم. مجله بخارا»
P28-3
كاظم موسوى بجنوردى، رئيس مركز دائرة‌المعارف بزرگ اسلامى (مركز پژوهش هاى ايرانى و اسلامى): درگذشت بانو توران ميرهادى سرپرست فرهنگنامه كودك و نوجوان كه به حق مادر آموزش و پرورش مدرن ايران لقب گرفت مايه تأسف و تألم اينجانب و همه اصحاب مركز دائرة‌ المعارف بزرگ اسلامى گرديد. اين ضايعه را به همه اهل دانش و فرهنگ تسليت ميگويم و از خداوند متعال براى آن عزيز از دست رفته علو درجات و براى همه بازماندگان شكيبايى مسئلت دارم.

منابع
وب‌گاه بی.بی.سی. فارسی (۵ مقاله مرتبط با زندگی و فعالیت‌ها و درگذشت بانو میرهادی)
وب‌گاه شورای کتاب کودک.
مدخل توران میرهادی در ویکی‌پدیای فارسی و انگلیسی.
مدخل مدارس «پرستاری و آموزش کودکان» در دائرة‌المعارف ایرانیکا به قلم توران میرهادی (به انگلیسی).
وب‌گاه نمایه‌سازی مقالات «نور» (برای بازیابی مقاله «مدیریت نشر دائرة‌المعارف»)
شبکه‌های تلگرامی «مجله بخارا»، «دائرة‌المعارف بزرگ اسلامی» و «داستان ایرانی».
فیس‌بوک شهرام اقبال‌زاده.

P28-4
مدیریت نشر دائرة‌المعارف
به قلم زنده یاد توران میرهادی
بودن دائرة‌المعارف کودکان و نوجوانان در جمع دانشمندان و علما در اینجا در واقع یک فرصت مغتنم است برای اینکه خیلی کوتاه شمه‌ای از این دائرة‌المعارف گفته شود. ابتدا از فرق این دائرة‌المعارف با دائرة‌المعارف‌های دیگر صحبت می‌شود. اختلاف عمده این دائرة‌المعارف با دائرة‌المعارف‌های دیگر در اصل در مخاطب این دائرة‌المعارف است، مخاطب ما کودکان 10 تا 16 سال هستند و کودکان این سرزمین هستند که دانش خود را از کتاب‌های درسی می‌گیرند و در واقع فرهنگ‌نامه کودکان و نوجوانان باید به کنجکاوی‌ها و اطلاعات مورد درخواست آنها و پرسش‌هایی که دارند جواب بدهد.

P28-7
دائرة‌المعارف ما، یعنی فرهنگ‌نامه، یک فرهنگنامه عمومی است و شاید از این نظر بیشتر از سایر دائرة‌المعارف‌ها به دائرة‌المعارف فارسی شباهت پیدا کند. ما در 37 رشته دانش بشری به بچه‌ها پاسخ می‌دهیم و این یک نوع حرکت و فعالیت خاص و یک مدیریت بسیار متفاوت با دائرة‌المعارف‌های دیگر را طلب می‌کند. تفاوت دیگری که فرهنگ‌نامه دارد این است که سازمانی مثل شورای کتاب کودک، یعنی سازمان داوطلبی بدون داشتن هر گونه پشتوانه مالی چنین اثری را تهیه می‌کند. بنابراین ما کارمند نداریم، نویسنده و مولف و مترجم نداریم و هر آنچه که به سمت فرهنگ‌نامه کودک و نوجوان می‌آید به صورت کار داوطلبانه و اهدایی است و این خود برای یک دائرة‌المعارف مسائل خاص مدیریتی را به وجود می‌آورد.

P28-8
ما از سال 1358 کار را شروع کردیم با عشق شروع کردیم، با ایمان به اینکه در خدمت بچه‌های این سرزمین باشیم و آنچه را که کتاب‌ها، مجلات و حتی کتاب‌های درسی از آن‌ها دریغ می‌کند در اختیار آنها بگذاریم و آن شناخت ایران، فرهنگ ایران، اسلام و هویت ایرانی با همه جوانبش است. از 6 هزار مقاله، نیمی درباره ایران و فرهنگ این سرزمین است: تاریخ، جغرافیا، مردم‌شناسی، ادبیات و غیره. برای این کار در واقع با دست خالی هم از نظر مالی و هم از نظر نویسندگانی که بتوانند مقالات این فرهنگ‌نامه را تهیه کنند شروع کردیم. استادان، کارشناسان و مشاوران فرهنگ‌نامه مطلقا از نظر هدایت کوتاهی نکردند تا گروهی جوان نویسنده برای این فرهنگ‌نامه تربیت کنند.
وقتی شما با دست خالی حرکت می‌کنید و وقتی که با نیروی داوطلب حرکت می‌کنید باید یک سیستم مدیریتی را به کار بگیرید که دائم مجاب کند، تشویق کند، آموزش بدهد و این کار را ما زمانی شروع کردیم که خودمان هم تجریه زیادی نداشتیم. ای کاش از کسانی که با دکتر مصاحب کار کرده بودند چند نفری در میان ما بودند ولی بودن آقای جهانشاهی، شریف‌زاده و محمود محمدی که سال‌ها برای کودکان و نوجوانان قلم زده بودند یک برکت بزرگی بود و ما در واقع در کلاسی که آنها تاسیس کرده بودند آموزش نوشتن برای فرهنگ‌نامه کودکان و نوجوانان را دیدیم.

P28-6
آنچه که در واقع باید گفته شود این است که طی این زمان یعنی 19 سال، فرهنگ‌نامه آرام آرام شکل گرفت. ما در حال حاضر 25 گروه کار موضوعی داریم که مقالات هر رشته‌ای را تهیه می‌کنند. این مقالات از صافی‌های بسیار متعدد می‌گذرد و در تمام این مراحل مدیریتی که در شورا وجود دارد کار را هدایت می‌کند، مدیریت شورا فقط با تشویق، هدایت و آموزش بوده است که توانسته تا کنون 4 جلذ فرهنگ‌نامه را در اختیار کودکان و نوجوانان بگذارد و 2 جلد دیگر را نیز امیدواریم بتوانیم در سال 77 به حوزه تولید بسپاریم. سازمان فرهنگ از سه بخش اصلی تشکیل شده که عبارتند از بخش تحقیقاتی، بخش پشتیبانی و بخش اداری، هماهنگ کردن هر سه بخش نیز به عهده شورای اجرایی فرهنگ‌نامه است که هم در حوزه اداری و هم در حوزه علمی از صلاحیت‌های لازم برخوردار هستند. من نیز به عنوان مجری تصمیمات این شورای اجرایی هستم.
آنچه که باید عرض کنم این است که فرهنگ‌نامه برای ما یک دانشگاه بزرگ، یک موسسه تحقیقاتی و یک فضای مشاوره مداوم شده برای آنچه که نسل جوان می‌خواهد و آنچه که ما باید در اختیارش بگذاریم.