21آگوست2017

09 آذر 1395 نوشته شده توسط 

کتابخانه‌ی «نوروززمین»

نوروز، نو شدن و فرهنگِ انسانی در
تولد یک محل فرهنگی برای باهم ساختن
سجاد زند

P28
از بسیاری می‌شنوم که یکی از قانون‌های نانوشته کامیونیتی ما این است که کمترین تماس را با هم داشته باشند. گاهی توی اتوبوس و آسانسور، افرادی را می‌بینیم که خیلی معذب، دوست دارند ریشه‌های شرقی‌شان را پنهان کنند و از شما چه پنهان، خودم گاهی چنین حسی پیدا می‌کنم. خلاصه کلام گاهی با خودم می‌اندیشم ما گاهی چنان هویت و ریشه‌هایمان را پنهان می‌کنیم که برای مخاطب غربی نامفهوم می‌شویم. این فکری بود که دست کم تا دو ماه قبل کم و بیش در من وجود داشت تا شروع کتابخانه «نوروز زمین». کمی پیش از شروع کارهای ساختمانی این مجموعه، کم‌کم به کشف افرادی نایل شدم که هویت‌شان را با افتخار بیان می‌کردند و بعد از شروع کار این کتابخانه، یک «دسته‌جمعی نیرومند» و با طراوات را دیدم که فرای مرزهای هویت ملی به ریشه‌های فرهنگی‌شان نظر دارند. این بود که اصلا به این نتبجه رسیدم که فراتر از افغان یا ایرانی بودن، فراتر از فرهنگ مشترک ملی، می‌توان گسترده دید. اما به نظرم ایده «نوروززمین» یک جنبه بسیار مهم دیگر دارد که همان اندیشه‌ی نو شدنِ مداوم است. تصورش را بکنید. دوستی زندگی را در تورنتو رها کرده و به طور داوطلبانه در ساخت کتابخانه فعالیت می‌کند یا دوست دیگری که کار و معاش‌اش را رها کرده تا کتابخانه به سرانجام برسد، همه در جستجوی رسیدن به همین فرهنگ مشترک هستند. دوستان بسیاری در ساخت کتابخانه مشارک داشته‌اند و شاید اسم بردن از تک تک شان، نیاز به یک پرونده مفصل داشته باشد. نکته مهم اما این است که این‌ها از گروه‌های مختلف، با زبان و فرهنگ متفاوت، در حال انجام کاری بوده‌اند که بخشی از هویت جهانی است، بخشی از فرهنگ که نمی‌توان آن را نه تنها به یک کشور، بلکه به یک معدوده جغرافیایی محدود کرد: نوروز.

P28 MG 9296
آقای مهراب یکی از این دوستان است، با تاکید بر این که حرف دوم اسم‌اش حتما باید دو چشم باشد. روزی که خسته از کارهای روزانه، گذرم به کتابخانه در شرف ساخت افتاد، او را دیدم که در حال ساختن جایی برای اندیشه‌ورزی است، جایی برای ترویجِ فرهنگِ نو شدن. کمی گفتیم و شنیدیم البته بی‌ارتباطِ مستقیم با کتابخانه. فقط دوست داشتم طنین کلماتش را بشنویم. مهراب، دیوارها را رنگ می‌زد و من سعی می‌کردم با شنیدن کلماتش، چیزی را در درونم رنگ کنم. او از روزهای آینده‌ای می‌گفت که قرار است در کتابخانه داشته باشیم و من به دوستانی که در اینجا پیدا خواهم کرد می اندییشدم تا جای خالی دوستانِ قبل از مهاجرت‌ام را پر کنند. بعد از گفت‌وگویی بیست دقیقه‌ای، چندان پر از انرژی شدم که حضورم در یک کشور، به تنهایی، می‌توانست رتبه آن کشور را در میان کشورهای شاد جهان، چند رتبه بالاتر ببرد.

P28 MG 6640
روز دیگر، گفت‌وگویی داشتم با سعید سلطان‌پور، البته نه آن سعید سلطان‌پوری که در سالهای نخست بعد از انقلاب اعدام شد. این سعید سلطان‌پور کارش را در تورنتو رها کرده تا به ساختن «نوروز زمینِ» مونترال کمک کند تا «بچه‌های اهل هنر، سر و سامانی پیدا کنند و سقفی داشته باشند برای کارهای فرهنگی.» او ادامه می‌دهد: «فکر می‌کنم مونترال جایی مثل این را ندارد که افغان‌ها و ایرانی‌ها را و هر کسی را که به فرهنگ نوروز تعلق دارد دور هم جمع کند.»

P28 IMG 6717
سلطان‌پور حسابداری و مدیریت خوانده و از حدود 22 سال پیش ساکن تورنتوست. او که شغل خودش را همچون یعقوب لیث، ساختمان‌سازی می‌داند، می‌گوید: «بیش از سی سال است خارج از ایران زندگی می‌کنم و از کانادایی‌ها یاد گرفته‌ام در فعالیت‌های اجتماعی مشارکت داشته باشم. من از آن نقل قول معروف پیروی می‌کنم که دیگران کاشتند و ما خوریم، ما می‌کاریم تا دیگران بخورند.» سلطان‌پور می‌گوید که کار کردن برای جامعه، با وجود بعضی از بی‌اخلاقی‌هایی موجود، برایش همیشه باعث افتخار بوده است. او ادامه می‌دهد: «وقتی ما به کانادا آمدیم، جامعه با قلب خود از ما پذیرایی کرد. حالا نوبت ماست که با گسترش فرهنگ، به کانادا خدمت کنیم.»

P28 MG 9594
او معتقد است یکی از مشکلات ما این است که جامعه‌مان جایگاه ویژه‌ای برای خود ندارد. می‌گوید: «امیدوارم نوروززمین جایی باشد برای ایرانی‌ها، در کنار فرهنگ‌های دیگری که به مفهوم نوروز و نو شدن باور دارند. در طول بیش از یک ماهی که اینجا بوده ام، با دوستان خوبی دیدار کرده‌ام و این کار را خاطره خوبی برای خود می‌دانم.»

P28 MG 9598
در روزی دیگر با فرشید سادات‌شریفی دیدار می‌کنم. او دکتری ادبیات دارد، اما نه از آن دکترهای ادبیات که می‌شود آن‌ها را در قالب کشیده دانشگاهی دید، بلکه از آن‌هایی که به قول شفیعی‌کدکنی، طعم شعر خراسانی و کار را می‌شناسند. فرشید مسولیت غربال ابتدایی کتاب‌های کتابخانه «نوروززمین» را به عهده دارد. می‌گوید که روزی در گفت‌وگویی سه نفره میان دکتر استعلامی، خسرو شمیرانی و او، بحث غربال‌کردن کتاب‌ها مطرح می‌شود و استاد استعلامی می‌گوید که «فرشید کتاب‌های روز را بیشتر از من می‌شناسد» و این چنین است که کار به او محول می‌شود. او در توضیح بیشتر کاری که انجام می‌دهد، می‌گوید: « کتاب‌های مذهبی، کودک و سایر کتب در سه بخش در حال تقسیم شدن هستند. خوشبختانه تعداد کتاب‌ها بسیار زیاد است و متاسفانه جای کمی در اختیار داریم. به همین دلیل ناگزیر به گزینش هستیم، البته مطابق معیارهایی که به من گفته شده است.» دکتر سادات‌شریفی «تقدم تالیف بر ترجمه»، «توجه به مخاطبان گسترده و متنوع»، «توجه به کیفیت در تالیف یا ترجمه» و در نهایت، «توجه به میراث نوروز در همه زبان‌ها و فرهنگ‌ها» را از جمله معیارهایی بر می‌شمرد که برای گزینش کتاب‌ها به کار می‌برد. بعد از کار غربال کتاب‌ها، دکتر نیوشا ظهوریان، کتاب‌ها را با توجه به دانش کتابداری، تقسیم بندی می‌کند. (داخل پرانتز عرض کنم که دکتر ظهوریان یادداشتی را در اختیار هفته قرار داده که در همین پرونده منتشر می‌شوذ.)

P28-IMG 7731
بخشی از کتاب‌ها که به دلیل کمبود فضا، در کتابخانه قرار نمی‌گیرند، فهرست می‌شوند تا در آینده بتوان آن‌ها را در نمایشگاهی برای فروش قرار داد یا در هر برنامه دیگری از آن‌ها بهره برد. او همچنین می‌گوید: «فکر می‌کنم کتاب‌هایی که اختیار داریم، بسیار خوب و درخورتوجه‌اند، اما با توجه به اهداف درازمدت، سی‌د‌رصد نیاز کتابخانه را تشکیل خواهند داد. امیدواریم بتوانیم با ناشران و نویسندگان در آینده بیشتر در تعامل داشته باشیم و کتابخانه را غنی‌تر کنیم.»

P28-IMG 7734
فرشید را در حالی که به شدت درگیر کار است رها می‌کنم تا سراغ یکی دیگر از افردی بروم که داوطلبانه برای کمک آمده است. گندم اسدی که کارشناسی ادبیات انگلیسی دارد، حدود ده سال است که در مونترال زندگی می‌کند و این روزها هم دانشجوی «هنرهای تجسمی» دانشگاه یوکام است. او حدود پنج شش سال پیش با نشریه هفته آشنا شد و بعد در کلاس‌های فلسفه رضا داودی شرکت کرد و حالا هم آمده تا گوشه‌ای از کار را به عهده بگیرد. او تمایل دارد هر چه زودتر کتابخانه‌ای شکل بگیرد که فرهنگ نوروز را در بر داشته باشد تا «دختر نوجوانش با این فرهنگ آشنا شود و بداند که نیاکانش چه افکار بلندی را در سر داشته‌اند.» اسدی معتقد است که تعداد افرادی که از با زبان‌ها و فرهنگ‌های گوناگون در کتابخانه حاضر می‌شوند، مهم نخواهد بود، مهم آن است افرادی با اندیشه‌های نوروزی در این مکان حاضر شوند. او همچنین می‌گوید: «هر فعالیتی که باعث همبستگی بیشتر ما شود، هر فعالیت فرهنگی‌ای که به گسترش اندیشه و کتابخوانی کمک کند، ثمرات خود را بر جامعه ما خواهدگذاشت.»

P28 IMG 7730
با مهرداد گیوی در حالی حرف می‌زنیم که صدای دستگاه مته‌برقی، همچون یک موسیقی ما را تعقیب می‌کند. مهرداد دکترای مکانیک از دانشگاه پلی‌تکنیک دارد و یک جورهایی آچار فرانسه فعالیت‌های اجتماعی است. او این مکان را برای همه کسانی که به فرهنگ نوروز علاقه‌مندند، بسیار مهم می‌داند و می‌گوید: «مردمان بسیاری به نوروز و فرهنگ آن که همانا نو شدن است علاقه دارند. این کتابخانه به چند دلیل می‌تواند بسیار مهم باشد. اولا این که به جای توجه به یک زبان، به یک فرهنگ توجه دارد. دوم این که می‌تواند مکانی برای گردهمایی‌های فرهنگی شود و در نهایت بودن کتابخانه در مرکز شهر بسیار مهم است، چرا که مخاطبان راحت‌تر در آن حاضر می‌شوند. نزدیکی به دانشگاه‌های بزرگ مونترال یکی دیگر از محاسن این مجموعه است.» این دکترای مکانیک که سابقه همکاری با نشریه هفته را هم دارد، وجود کتابخانه را با توجه به حضور بیشتر ایرانی‌ها در مونترال بسیار مهم ارزیابی می‌کند و می‌گوید: «این مرکز می‌تواند جایی خوب برای تبادل فرهنگی باشد. باور دارم که اینجا می‌توان به زودی یک پاتوق فرهنگی و خوب برای همه کسانی باشد که به فرهنگ و هنر عشق می‌ورزند.»

P28 IMG 7729
کسانی که نشریه هفته را می‌خوانند به خوبی با نام رضا داودی آشنایند. او صفحات اندیشه را می‌نویسد و مخاطبان ویژه خود را دارد. او «نوروز زمین» را مکانی می‌داند که می‌تواند برای ملت‌هایی که نوروز را جشن می‌گیرند؛ مکانی برای گفت‌وگو، مکانی برای تبادل نظر و مکانی برای نو کردن فهم باشد. داودی ادامه می‌دهد:«فرهنگ گفت‌وگو، همدلی بیشتر را به همراه می‌آورد و از گفت‌وگو است که حقیقت سر به بیرون خواهد آورد. برنامه‌هایی که «نوروزلند» خواهد داشت حول محور گفت‌وگو و تجدید درک ما از جهان و از همدیگر خواهد گشت؛ چرا که اگر انسان جایگاه خود در جهان را به خوبی بشناسد و سعی در شناخت دیگری کند، جنگ‌ها جای خود را به صلح می‌دهند. » داودی معتقد است که مخاطبان گوناگونی می‌تواند راهی کتابخانه نوروززمین باشند به عبارتی «هر کسی که دلش برای فرهنگ ایرانی می‌تپد، هر کسی که به دنبال گفت‌وگوست، هر کسی که عاشق همدلی و همزبانی است».

از داودی که دستی بر آتش فلسفه دارد، می‌خواهم به یک سوال انتزاعی پاسخ دهد. از او می‌پرسم که تصور کنیم بتوانیم از همه فیلسوفان دعوت کنیم که میهان نوروززمین شوند. در آن صورت دعوت از کدام فیلسوف مناسب‌تر می‌بود. در جوابم می‌گوید: «این فیلسوفان بودند که نزدیک به دو هزار و پانصد سال قبل پا پیش نهادند و در برابر فن بلاغت که منولوگ بود و سعی داشت با استفاده از جملات تاثیرگذار بیشترین تاثیر را بر مخاطب قرار دهد، قد علم کردند و دیالکتیک را که هنر گفت‌وگوست ایجاد کردند. فلسفه با دیالکتیک آغاز شده و معتقدم تاریخ فلسفه گفت‌وگویی میان فیلسوفان تمامی قرون است. کار فیلسوف شرکت در گفت‌وگو است، و نوروزلند نیز یک مکان برای آن. شاید برای ما ایرانیان در شرایط کنونی فیلسوفانی مناسب باشند که به ما گفت‌وگو کردن را یاد دهند، چون ایرانیان به این کار نیاز دارند تا بتوانند درکی بهتر از خود، دیگری و جهان پیرامون خود داشته باشند. انتخاب میان فیلسوفان کار سختی است، اما گذشته از فیلسوفان غربی، مایل هستم امکان دعوت و سخنرانی برای فیلسوفان همان منطقه که دغدغه مردمان همان جا را دارند برایمان فراهم شود.»
آرمین لطفعلیان، یکی از فعالان فرهنگی در مونترال است، از فنی‌هایی که ادبیات و هنر را ضربه‌فنی کرده‌اند. آرمین برنامه‌های کافه لیت را اداره می‌کند و یکی از افرادی بوده که از ابتدا در جریان تاسیس کتابخانه بوده است. با توجه به فضا و برنامه‌هایی که آرمین داشته است از او می‌پرسم که نوروززمین چه چیزی می‌تواند داشته باشد که در دیگر مراکز مونترال نیست. او در جواب پرسشم می‌گوید: «اگر بخواهم از نگاه یکی از گردانندگان کافه‌لیت بگویم، یکی از نیازهای ما این بود که در مرکز شهر سالن اجتماعاتی با امکانات خوب داشته باشیم تا کیفیت جلسه‌هایمان بالاتر برود. گروه‌های دیگری، مثل «فرهنگ‌سرای سینا» و «خانه ما» این سالن اجتماعات را برای ساکنان ان.دی.جی و وست‌آیلند فراهم می‌کنند. «نوروز زمین» این نیاز را در مرکز شهر پاسخ خواهد داد. علاوه‌بر آن، کتاب‌خانه این مجموعه هم بخش دیگری از نیاز فرهنگی ساکنان مرکز شهر را پاسخ خواهد داد.»
او ادامه می‌دهد: « هم‌زمان با راه‌اندازی نوروززمین، گروه «انجمن فارسی‌زبانان کبک» هم نزدیک ایستگاه متروی اتواتر فعالیتش را آغاز کرده است. سال گذشته هم خانه ما گشایش یافت. نزدیکی زمانی گشایش این مجموعه‌ها نشان می‌دهد که جامعه ما برای ایفای نقش فرافردی آماده‌تر می‌شود. در چنین فضایی، شاید سوال درست‌تر این باشد که این مراکز فرهنگی در کنار یک‌دیگر چه می‌توانند بکنند که تنهایی قادر به انجامش نیستند؟»
از این که این همه فعالیت مرتبط با فرهنگ نوروز سر شوق می‌آیم. اما چه کسانی می‌توانند مخاطبان این مجموعه باشند. آرمین می‌گوید:« مطمئن نیستم. سه تا حدس می‌زنم. یکی این که چه در برگزاری برنامه‌ها چه در طیف کتاب‌ها، گونه‌گونی سلیقه‌ها را در نظر بگیرد. دوم آن که به کیفیت برنامه‌هایش اهمیت بدهد. حقیقتش به نظرم تا حدودی عادت کرده‌ایم که اگر برنامه‌هایمان لنگی هم داشت، با ادعای کار داوطلبانه و امثال آن، عیب‌هایش را توجیه کنیم. آخر این که فضایش، چه از نظر فیزیکی و چه از نظر روحیه، گونه‌ای باشد که مردم رغبت کنند هفته‌ای چند ساعت را آن‌جا باشند.»
آرمین معتقد است که از همان ماه‌های نخست شروع کار، باید برنامه‌هایی به زبان‌های دیگر در کنار زبان فارسی برپا شود و این برنامه، انجمن‌های دانشجویی کنکوردیا و مک‌گیل را ترغیب کند که برنامه‌هایشان را در این مجموعه برگزار کنند. او می‌افزاید:« به نظرم اگر از اول توازنی میان برنامه‌های فارسی‌زبان و غیرفارسی‌زبان وجود نداشته باشد، بعدها پرداختن به غیرفارسی‌زبانان دشوار خواهد شد.»

P28.1
                                                                           *****
آرزو خدیر: نوروززمین طرحی نو که لازم است حمایت شود
دکتر آرزو خدیر یکی از بنیانگذاران کتابخانه «نوروز زمین» است. بسیاری از ما او را به عنوان طبیبی می‌شناسیم که چندی پیش به عنوان پزشک مهربان سال در کبک برگزیده شد اما آروز خدیر به عنوان فعال اجتماعی بیشتر در جامعه کبکی/کانادایی شناخته شده است. او به خاطر فعالیت‌هایش برای حفظ پوشش درمانی عمومی تلاش بسیار کرده و در این زمینه یک متخصص محسوب می‌شود.

P28 2-arezoo-at-gala
وقتی یک پزشک وارد کار فرهنگی می شود، حتما در جستجوی کاری مهم و اساسی است، پس از می‌پرسم که کتابخانه «نوروز زمین» چه جذابیتی برایش داشته است. می‌گوید:« آن چه در این طرح برای من جالب بود، شاعرانگی ای پنهانی است که مردم و فرهنگ را به جشن نوروز وصل می‌کند. به گمانم این طرح نو، می‌تواند مردمی را که میراث‌دار فرهنگ مشترک نوروز است، کنار هم جمع کند. این طرح دست کم برای من بسیار نو بود، چون تا حالا چیزی درباره‌اش نشنیده بودم.»
وقتی از دکتر خدیر می پرسم که جای کتابخانه‌ای مثل «نوروز زمین» تا چه اندازه در مونترال خالی بوده است، از دغدغه‌هایش درباره دنیای معاصر می‌گوید، و از فرهنگِ سطحیِ ساخته شده توسط رسانه‌ها، از جمله توسط‌هالیوود. او تاکید می‌کند «توجه به مسایلی مثل نوروز اهمیت بسیار زیادی دارد چون ما را به مفاهیم انسانی، فلسفه اصلی زندگی و به طبیعت برمی‌گرداند.»
دکتر خدیر با اشاره به واقعیت‌های جهان سرمایه‌داری و نقش پول در آن می‌گوید: «وقتی صاحبخانه ما قبول نمی‌کند تا به جای کرایه خانه، کمی برایش از فلسفه نیچه صحبت کنم، قطعا کسانی که در یک پروژه فرهنگی کار می‌کنند، نمی‌توانند «هستی و نیستیِ» سارتر را به جای بالش زیر سر بگذارند. به عبارت جدی‌تر، مشکل مالی یکی از دغدغه‌های کار فرهنگی است.» دکتر آرزو خدیر راه حل را در همراهی و حمایت گسترده از کارهای فرهنگی به طور عام و پروژه «نوروززمین» به طور خاص می‌بیند. او راه حل خود را این چنین مطرح می کند: «اگر تنها بخش کوچکی از کسانی که نوروز را جشن می‌گیرند و تعالی فرهنگی برایشان اهمیت دارد در کنار این فعالیت قرار بگیرند و در آن مشارکت کنند، این طرح نو بی‌تردید تاثیری چشم‌گیر برجای خواهد گذاشت.»
                                                                        *****
حسیب فضل: گوش شنوا و وسعت نظر داشته‌باشیم
حسیب فضل، یکی از دیگر افرادی است که با او درباره کتابخانه نوروززمین گپ می‌زنم. او علاوه بر اینکه دستی در ادبیات و شعر دارد و موسیقی می‌نوازد، از بنیانگذاران خانه افغان (مفکن) در مونترال است.

P28 2-hassib-fazel

 

این مدیر فرهنگی افغان در مورد کتابخانه نوروززمین می‌گوید: «به نظر من، این اقدام بسیار نیک است. اگر درست مدیریت شود، یقیناً پى آمد‌هاى خوبى براى جوامع فرهنگى مونتریال خواهد داشت.» از او می‌خواهم که با توجه به سابقه فرهنگی‌اش، از چالش‌های احتمالی کار بگوید. او در این مورد می‌گوید: «چالش‌ها زیاد است چون جامعه نوروزدوست جامعه نامتجانسى است با تفاوت‌ها، انگیزه‌ها و صدها گپِ بجا و بیجا. باید گوش شنوا، وسعت نظر و از همه مهمتر شکیبایى داشت. در آغاز کار همه می‌گویند: «بلى، با شمائیم»، ولى اکثریت در نیمه راه یله می‌کنند و شما می‌مانید و کارهاى نیمه‌تمام و وعده‌هاىی که نمی‌توانید به آنها وفا کنید.» او پیشنهاد می‌کند که کار را آهسته و با سنجش آغاز کنیم و می‌افزاید: «استعداد‌ها و شایستگى‌هاى مطمئن حلقه را دیده و کم‌کم به برنامه‌ها و فعالیت‌ها بیفزائید. و گر نه توقعات بیجا خلق کرده، اکثر وقت شما در توجیه (چرا نشد)ها سپرى خواهد شد.» او در مورد انتظارات خود از یک مرکز فرهنگی به نام نوروززمین می‌گوید: «انتظارم از این بنیاد این است که از نوروز من حیث یک نماد و انگیزه براى نزدیک ساختن کتله‌هاى فرهنگى استفاده شود، نه من حیث وسیله سیاسى، فخرفروشى و یا قوم‌ستیزى.»
                                                                 *****
یادداشت
کتابخانه‌ای فراتر از زبان، قومیت و ملیت‌ها
نیوشا ظهوریان
از دیدگاه علم کتابداری و دانش‌شناسی کتابخانه ایده‌آل مجموعه‌ایست که محور اصلی توجه آن نیاز استفاده‌کننده است. پدر علم کتابداری رانگاناتان پنج اصل اساسی را برای ایده‌آلبودن هر کتابخانه مطرح کرده که پس از گذشت سالیان سال همچنان مورد توجه کتابخانه‌های دنیاست من هم از همان اصل‌ها برای تعریف کتابخانه ایده‌آلاستفاده می‌کنم. 1. کتاب برای استفاده است: به این معنا که در کتابخانه ایده‌آل، کتاب‌های مجموعه به جای اینکه در قفسه باشند، در امانتند. 2. هر خواننده‌ای کتابش: یعنی کتابخانه وظیفه دارد نیازهای مطالعاتی تک تک استفاده کنندگان کتابخانه را فارغ از هر قومیت و نژاد ، فراهم کند. 3. هر کتابی خواننده اش: یعنی باید برای هر کتاب خواننده‌اش را پیدا کنیم که گاهی کتابخانه‌ها این کار را با اعلام تازه‌های کتابخانه انجام می‌دهند تا توجه استفاده کنندگان را به منابع کتابخانه جلب کنند. 4. وقت مراجعه‌کننده را هدر ندهیم: هر کتابخانه‌ای نیازمند کتابداران آموزش دیده و سیستم‌های سریع جستجوی اطلاعات است تا بتوانند به سرعت نیاز مراجعه‌کننده را پاسخ دهد. 5- کتابخانه سازمان و موسسه‌ای زنده و پویا و رو به رشد است به این معنا که اگر کتابخانه همواره با منابع، فعالیت‌ها و تکنولوژی‌های جدبد به روز نشود به زودی از بین می‌رود. در واقع کتابخانه ایده‌آلکتابخانه‌ای است که خودش، خودش را بفروشد به این معنا که منابع کتابی و خدمات آن به گونه‌ای باشد که بدون هرگونه تبلیغ تمام عموم را جلب خودش کند. حال شاید از دید استفاده‌کننده بخواهیم کتابخانه ایده‌آلرا در نظر بگیریم. از دیدگاه استفاده‌کننده شاید کتابخانه ایده‌آلکتابخانه‌ای است که عضویت آسان، محیطی آرام و لذت بخش، کتابدارانی علاقه مند، منابعی غنی و فعالیت‌هایی متنوع و مفید برای استفاده کنندگان دارد.
با توجه به نام کتابخانه نوروززمین آنچه مشخص است هدف ارایه خدمت به تمام ملیت‌ها، اقوام و عموم افرادی است که نوروز باستانی را می‌شناسند و گرامی می‌دارند. بنابراین وظیفه کتابخانه ایده‌آلنوروزمین آن است که تمام منابع اطلاعاتی و فعالیت‌های فرهنگی مورد توجه این اقشار را فراهم کند.
در کانادا کتابخانه‌ها به خصوص کتابخانه‌های عمومی فعالیت‌های فرهنگی بسیار متنوعی در برنامه هفتگی خود دارند. از جمله جلسات نقد و بررسی کتاب، کتاب‌خوانی، دوره‌های آموزشی برای افراد مسن و کودکان، فروش سالانه و فصلی کتاب و جلسات دیدار با نویسندگان و هنرمندان. بنابراین برای داشتن کتابخانه فعال و پویا این فعالیت‌ها توصیه می‌شود. کما اینکه در حال حاضر فعالیت‌های فرهنگی مختلفی از جمله: شاهنامه‌خوانی، نقد‌های ادبی و غیره در مکان‌های مختلف در موتنرال برگزار می‌شود و انجام این فعالیت‌ها در محیط کتابخانه سبب جذب بیشتر افراد به کتابخانه و گسترش فرهنگ کتابخوانی می‌شود.
در آخر اضافه کنم کتابخانه نوروززمین هم برای افرادی که سال‌های کودکی و نوجوانی خود را در ایران گذرانده‌اند به دلیل دستیابی به کتاب‌هایی که با آن خاطره دارند و به آنها علاقه‌مند هستند (مانند شاهنامه، حافظ و بسیاری از کتاب‌های تاریخی) و هم برای کودکانی که در مونترال و خارج از ایران بزرگ می‌شوند به دلیل دستیابی به فرهنگ و تمدن غنی نوروززمین بسیار اهمیت دارد.
درباره نیوشا ظهوریان: دکتری کتابداری دارد و هم اکنون در کتابخانه اتواتر به فعالیت مشعول است. او امور راه‌اندازی سیستم کتابداری را داوطلبانه انجام می‌دهد.

یادداشت 2
نوروز ؛ فرهنگی بدون مرز
پریسا کوکلان

P28-Parisa-K
نوروز زمین معرف یک سرزمین نیست. نوروززمین معرف تک تک سرزمین‌هاییست که فرهنگ و سنتی را با یکدیگر، از سالهای دور، به اشتراک می‌گذارند. مردمان ایران، افغانستان، تاجیکستان، روسیه، قرقیزستان، قزاقستان، سوریه، کردستان، گرجستان، جمهوری آذربایجان، آلبانی، چین، ترکیه، ترکمنستان، پاکستان، ازبکستان و هند هر ساله نوروز را به انتظار می‌نشینند و آن را جشن می‌گیرند. این مجموعه نه تنها به روی این اقوام، که برای هر انسانی که همت به گسترش دانش بسته است آغوش می‌گشاید تا سنت هزاران ساله ی باستانی به جای مانده بر راه ابریشم را گرامی بدارد و در توسعه و بسط فرهنگ غنی این منطقه کوشا باشد. نوروززمین فقط یک کتابخانه نیست. نوروززمین خانه‌ای برای همراهانی ست که برای گسترش و بزرگداشت فرهنگ‌های مختلف تلاش می‌کنند.
با توجه به قدرت فضای مجازی و محلی که در زندگی ما اشغال کرده است، بعضی اوقات کمبود ارتباط مستقیم در جامعه را احساس می‌کنیم. این فاصله و کمبود در میان نسل افرادی که بالای 25 سال سن دارند و روزگار بازی‌ها و رابطه‌های واقعی و چشم در چشم را تجربه کرده‌اند بیشتر حس می‌شود. هدف نوروززمین ایجاد فضایی برای آشنایی یا یادآوری این فضاها برای تمام نسل‌هاست. بدون شک لذت به دست گرفتن کتاب و ورق زدن هر صفحه با هیچ وسیله ی الکترونیکی جایگزین نمی‌شود. این به دست گرفتن کتاب، حتی بوی چاپ و کاغذ، حس نزدیکی بیشتری میان مخاطب و نگارنده ی متن ایجاد می‌کند.
در نتیجه تصور نمی‌کنم که بتوانیم با قطعیت بگوییم که وجود فضای مجازی و جایگاهش در زندگی روزمره اساساً بتواند که هویت کتابخانه‌ای را زیر سوال ببرد. زیرا که همچنان در تمام دنیا بزرگترین مراکز فرهنگی و آموزشی به کتابخانه‌ای که به غنی کردن آن مرکز کمک می‌کند مزین هستند. هنوز هم فضای مجازی نتوانسته است که مرکز اطلاع رسانی کاملی برای دسترسی به اطلاعات علمی، ادبیات، هنر و غیره باشد. به نظر می‌آید که اینترنت و مراکز علمی مجازی هنوز آنقدر تکمیل و مجهز نیستند که هر مطلبی را با کیفیت و مستند در اختیار ما قرار بدهند یا حداقل این اتفاق هنوز به زبان‌هایی همچون زبان فارسی نیفتاده است.
نوروز زمین برای رسیدن به هدفی که برای خود تعریف کرده، یعنی ارائه خدمات فرهنگی به اقوام و ملل مختلف و رسالتی که در پیش دارد، تلاش می‌کند تا با همیاری، همکاری و برادری و با محبت و تقابل انسانی تک تک افراد مشتاق به علم و فرهنگ را به دور هم جمع کند. این همیاری و همکاری می‌تواند برای هر کس با توجه به علایق، سلایق و احتیاج متفاوت باشد. نوروززمین می‌تواند محلی برای نمایش آثار هنری، اجرای نمایش، شب شعر یا کلاس زبان و موسیقی باشد. برای مثال، این مرکز توانایی این را دارد که در مونترال با قوی کردن منابع علمی، هنری، فرهنگی، ادبیات، کودک، روانشناسی و هر زمینه‌ای که فکر کنید، محلی متفاوت و کمکی بزرگ برای دانشجویان باشد که بتوانند برای دسترسی به کتاب، تحقیق و آموختن به آن مراجعه کنند و از منابع با کیفیت، به زبان مادری، استفاده کنند. با توجه به حجم کسانی که برای کمک به این مجموعه در تلاش هستند، خصوصاً جوانان، می‌توانیم به موفقیت این کتابخانه خوش بین باشیم.
برای نوروززمین اختلاف فرهنگی و یا تفاوت در زبان و گفتار افراد اهمیتی ندارد چرا که رسالت آن به دور هم جمع کردن مردمی ست که برای علم، فرهنگ و هنر تلاش می‌کنند.
درباره نویسنده: پریسا کوکلان، از همکاران نشریه هفته در صفحات هنری است. او کارشناسی هنر از فرانسه دارد و یکی از بنیانگذاران نوروززمین به شمار می‌آید.