24فوریه2017

09 آذر 1395 نوشته شده توسط 

فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم...

سردبیر

تصور کنیم جهانی را که در آن همه درختان یک شکل‌اند، همه گل‌ها یک رنگ دارند، و همه میوه‌ها یک طعم. همه انسان‌ها شبیه هم هستند و همه خانه‌ها یک‌جور و همه نت‌های موسیقی یک صدا دارند...
چه دنیای بی‌مزه‌ای می‌شد چنین جایی. گمان نمی‌کنم کسی به زندگی در چنین جهانی تمایل داشته باشد. اگر تنوع و تفاوت‌ها سرچشمه‌ی زیبایی هستند پس چرا بسیاری اوقات تفاوت‌هایمان را در زبان، مذهب، رنگ پوست، جنسیت، جغرافیای تولد، و...به عنوان اختلاف تعریف می‌کنیم و اختلاف‌ها را دست‌مایه تنش و تقابل، درحالی‌که می‌توانیم از این تفاوت‌ها لذت ببریم همانطور که از چشم‌نوازی رنگین‌کمان و از دشت شقایق‌های رنگارنگ و از رایحه نسیمِ صبح‌گاهی، که آرامش روان‌مان را صدچندان می‌کند.
کتابخانه «نوروززمین» برای من گامی کوچک در راهِ رویای جهانی بی‌مرز‌ست که تنوع را جشن می‌گیرد و آزادی انسان را در انتخاب و در بیان آن انتخاب بزرگ می‌دارد. جهانی که در آن «دگر» بودن پایه‌ی اختلاف و اختلاف آغاز تنش نیست، دگر بودن همان زیبایی است.
فردا، جمعه 25 نوامبر برنامه گشایش کتابخانه «نوروززمین» برپا می‌شود. به همین دلیل در این شماره سجاد زند عزیز زحمت کشید و گزارشی درباره این پروژه که ده‌ها نفر در شکل‌گیری آن نقش داشتند تهیه کرد.
بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم
فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم
اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد
من و ساقی به هم تازیم و بنیادش براندازیم
شراب ارغوانی را گلاب اندر قدح ریزیم
نسیم عطرگردان را شِکَر در مجمر اندازیم
چو در دست است رودی خوش بزن مطرب سرودی خوش
که دست افشان غزل خوانیم و پاکوبان سر اندازیم
صبا خاک وجود ما بدان عالی جناب انداز
بود کان شاه خوبان را نظر بر منظر اندازیم
یکی از عقل می‌لافد یکی طامات می‌بافد
بیا کاین داوری‌ها را به پیش داور اندازیم
بهشت عدن اگر خواهی بیا با ما به میخانه
که از پای خمت روزی به حوض کوثر اندازیم
سخندانیّ و خوشخوانی نمی‌ورزند در شیراز
بیا حافظ که تا خود را به ملکی دیگر اندازیم